رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

3.علی علیه السلام سر خطبه فاطمه علیها السلام

برای نزدیک تر شدن ذهن به این سخنان صدیقه طاهره علیها السلام باید فضایی را که این سخنرانی در آن ایراد شده است به درستی مجسم کرد. چند صباحی از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گذشته است که بانوی دو عالم علیها السلام برای ایراد خطبه به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله قدم نهاده اند. مردم به ظاهر در غم مصیبت از دست دادن پیامبری هستند که عزت و
﴿ صفحه 61 ﴾
سعادتی وصف ناشدنی به آنها بخشیده است. از این پیامبر دختری قدیسه به یادگار مانده که به آنان خبر داده است می خواهم برای شما سخنرانی کنم. در پی این خبر، مردم جمع شده اند تا سخنان دختر آسمانی پیامبر خویش را بشنوند. در چنین اوضاعی دختر پاک رسول سفر کرده باید با آنان از چه سخن بگوید؟ اگر وضعیتی عادی حاکم باشد، ایشان باید از پدر مهربان امت یادی کند و رحلت جان گداز او را به مردم تسلیت گوید و از خداوند برای خود و آنان طلب اجر کند. سرانجام نیز با نصیحتی به مردم، سخن خویش را پایان دهد؛ اما لحن فاطمه علیها السلام به گونه دیگری است. سخنان تند دخت رسول گرامی اسلام علیهما السلام از اوضاعی غیر عادی خبر می دهد. زهرای مرضیه علیها السلام آشکارا از بزدلی آنها در معرکه جنگ، فرارشان از میدان جهاد و راحت طلبی و رفاه طلبی ایشان سخن به میان می آورد. البته بی شک همه کسانی که در مجلس حضور داشتند این گونه نبودند و میتوان در میان آنها کسانی را دید که اهل جهاد و مبارزه با باطل بودند؛ اما از سخنان صدیقه طاهره علیها السلام روشن می شود که بیشتر مخاطبان حضرت آن گونه بوده اند که حضرت توصیف فرموده اند. همچنین کسی نقل نکرده است که پس از این سخنان کسی به سخنان ایشان اعتراض کرده باشد و مثلا گفته باشد: چرا به ما توهین می کنید؟ ما زحمات فراوانی کشیده، و در جنگ و جهاد و یاری پدر شما نقشی موثر داشته ایم؛ بلکه بنابر شواهد همه در کمال آرامش به سخنان ایشان گوش فراداده اند. حتی در نقل ها آمده است که متصدیان امر گفتند: آنچه گفتی درست است؛ اما ما برای کار خویش عذری داشتیم!(38)
اگر انسان این صحنه را به درستی مجسم کند برایش روشن خواهد شد که هدف حضرت زهرا علیها السلام از بیان این خطبه رسیدن به فدک و مال دنیا نبوده است.
﴿ صفحه 62 ﴾
البته این تنها دلیل ما برای این ادعا نیست؛ بلکه ما به حقایقی بیش از این معتقدیم. باور ما این است که معصومان علیهم السلام کم یا بیش از سرنوشت خویش با خبر بوده، به زمان رحلت خویش از دار دنیا آگاه بوده اند؛ به ویژه حضرت زهرا علیها السلام می دانستند که عمر شریفشان چندان طولانی نخواهد بود؛ چراکه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به ایشان فرموده بودند: «تو نخستین کسی خواهی بود که به من می پیوندی».(39) آیا بانوی دو عالم علیها السلام که در آن هنگام جسمی مجروح و بیمار و قلبی آزرده از رحلت پدر خویش داشتند و می دانستند چند روزی بیشتر از عمر شریفشان باقی نمانده است، در پی منبعی برای کسب درآمد و نانی برای خوردن است؟! آیا کسی که رسول خدا به او مژده وصال به بالاترین درجات کمال و سعادت را داده و فرموده است: تو نخستین کسی هستی که به من می پیوندی و زندگانی تو در این دار فانی چندان طول نخواهد کشید، در این فرصت کوتاه با همه توان برای باز پس گیری مزرعه ای می کوشد؟! مگر این خانواده همان کسانی نبودند که سه روز روزه گرفتند و نانی را که برای افطار مهیا کرده بودند، به یتیم و فقیر و اسیر دادند و با آب افطار کردند؟(40) آیا چنین افرادی برای روزی فرزندان خویش غصه می خوردند؟! به راستی زهرای مرضیه علیها السلام چه هدفی را پیگیری می کند که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله را که شمار بسیاری از بنی هاشم و قریش بودند با چنین تعبیراتی تند مخاطب قرار می دهد و می فرماید: در حالی که شما در پی رفاه و آسایش خویش بودید پدر و پسر عموی من در مقابل مشرکان متحمل سخت ترین شداید شدند و برای شما عزت آفریدند. چرا فاطمه علیها السلام چنین به خدمات پدر و شوهر خویش اشاره می کند؟ پیداست که تنها مسئله غصب مزرعه ای به نام فدک و تلاش برای باز پس گیری آن نیست. افزون بر آن آیا راه
﴿ صفحه 63 ﴾
پس گرفتن مزرعه فدک، مخاطب ساختن مردم با تندترین و شدیدترین لحن است؟! اگر حضرت تنها چنین هدفی را پیگیری می کردند از راه های بسیار ساده تری می توانستند وارد شوند که مخالفت چندانی را در پی نداشته باشد. برای بیان چنین هدفی کافی بود حضرت بفرمایند: من دختر پیامبرم! احترام پیامبر خود را نگه دارید و روزی ما را قطع نکنید! در این صورت دست کم گروهی از مسلمانان با ایشان همراهی می کردند و می گفتند: این مزرعه در برابر دختر رسول خدا علیها السلام ارزشی ندارد. اگر مال خودمان هم بود از آن می گذشتیم. اما سخنان همراه با توبیخ فاطمه علیها السلام از داستانی دیگر خبر می دهد و بیانگر این است که داستان تنها بازپس گیری مزرعه فدک نیست.
حقیقت این است که فاطمه علیها السلام می دید در مسیر رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و هدایتی که خدای متعال به وسیله ایشان برای سعادت انسان ها فرستاده، انحرافی در حال شکل گیری است. فاطمه علیها السلام از پیامد های ناگوار این انحراف نگران بود؛ اما فرصت او کوتاه بود و در این فرصت کوتاه، باید کاری میکرد کارستان! او باید به همه نشان می داد که حق با علی علیه السلام است و مسیری که دیگران برگزیده اند پایان خوشی نخواهد داشت. باید کاری می کرد که داستانش تا پایان تاریخ نورافشانی کند و دل های بینایی را که در پی نورند کامیاب سازد. او باید ثابت کند تنها علی علیه السلام است که شایستگی جانشینی رسول خدا را دارد و دیگران از این صلاحیت بی بهره اند. از این رو با پیش کشیدن داستان فدک همه آنچه را که لازم بود گفت. او نشان داد که مخالفان امیر مومنان علیه السلام نه پیشینه درخشانی در عصر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و جهاد های آن زمان در کارنامه خویش ثبت کرده اند، نه شایستگی قضاوت دارند و نه از معارف قرآن و آموزه های شرعی اسلام بهره مندند.
در هیچ یک از تواریخ نیامده است که سران معروف جبهه مقابل دختر
﴿ صفحه 64 ﴾
رسول خدا صلی الله علیه و آله شجاعتی نشان داده باشند یا در میدان جهاد، جنگجویی را کشته یا زخمی کرده باشند. به ویژه در جنگ احد، حتی یک نفر نقل نکرده است که یکی از این اشخاص نقشی در پیروزی اولیه مسلمانان داشته باشند و در مرحله دوم جنگ که به شکست مسلمانان انجامید جز ماجرای فرار آنان نقل نشده است!(41) از سوی دیگر، کسی که در جایگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته، دست کم باید توانایی اجرای احکام شریعت رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشته باشد. اما در ادامه می خوانیم بانوی دو عالم علیها السلام در عمل نشان می دهد که آنان به سبب نداشتن علم لازم، شایستگی اجرای این احکام را نیز ندارند. از این رو پیشینه ایشان از یک سو، و داشته هایشان از سوی دیگر ثابت می کند که آنها شایستگی جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله را ندارند.
همه کوشش های فاطمه علیها السلام برای آگاه ساختن مردم از اشتباهی بود که در آن قرار گرفته بودند. فاطمه علیها السلام می خواست به آنان بفهماند که حتی اگر بناست جانشینی برای رسول خدا صلی الله علیه و آله برگزینند، بنابر معیار صحیح به انتخاب دست بزنند. از این رو کلام را چنان آغاز کرد که هم عواطف مردم تحریک شود و هم احساس مسئولیت در قبال سرنوشت جامعه اسلامی در آنان پدید آید. در حقیقت جنبه های روان شناختی در این خطبه شریف به گونه ای بسیار عالی رعایت شده است تا مردم را برای پذیرش حق آماده سازد. این سخنان ارزشمند تلاشی برای ترسیم راه صحیح نبوت و رسالت و شناساندن معیارهای صحیح حاکم اسلامی و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله است و مسئله فدک و امثال آن جز بهانه ای برای طرح این مسائل نیست.
﴿ صفحه 65 ﴾

فصل چهارم: تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی

فلما اختار الله لنبیه دار انبیائه، و ماوی اصفیائه، ظهر فیکم حسیکه النفاق، وسمل جلباب الدین، و نطق کاظم الغاوین، و نبغ خامل الاقلین، و هدر فنیق المبطلین، فخطر فی عرصاتکم، و اطلع الشیطان راسه من مغرزه هاتفا بکم، فالفاکم لدعوته مستجیبین، و للغره فیه ملاحظین، ثم استنهضکم فوجدکم خفافا، و احمشکم فالفاکم غضابا، فوسمتم غیر ابلکم، و اوردتم غیر شربکم، هذا و العهد قریب، و الکلم رحیب، و الجرح لما یندمل، و الرسول لما یقبر، ابتدارا زعمتم خوف الفتنه «أَلَا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْكَافِرِینَ »(42) اما هنگامی که خداوند سرای انبیا را برای پیامبرش برگزید و جایگاه برگزیدگانش را منزلگاه او ساخت، خار نفاق میان شما جلوه گر گشت و لباس دین پوسیده شد و گمراهان لب فروبسته به سخن آمدند و فرومایگان گمنام جلوه گر گشتند و سرکرده باطلگران به صدا درآمد. سپس او در حوزه شما مشغول جولان دادن شد و شیطان
﴿ صفحه 66 ﴾
سرش را از مخفیگاه خود بیرون آورد در حالی که شما را دعوت میکرد. پس شما را آماده پذیرش دعوتش و منتظر فریبش یافت. سپس شما را تحریک کرد و دید که شما بسیار چالاک هستید و شما را به هیجان آورد و دید که در راه او چه خشمناکید. نتیجه این شد که شما مرکبی غیر از مرکب خویش را نشانه کردید و بر چشمه آبی غیر از آبشخور خویش وارد شدید. همه اینها در حالی انجام گرفت که هنوز از عهدی که با پیامبر بسته بودید دیری نگذشته بود و زخم رحلت ایشان هنوز گشاده، و آن جراحت هنوز التیام نیافته بود، و هنوز رسول اسلام به خاک سپرده نشده بود. این اقدام شما بدین بهانه صورت گرفت که نگران وقوع فتنه بودید. اما بدانید که در فتنه فرو رفتید و به راستی جهنم فراگیرنده کافران است.

1.مقدمه

زهرای مرضیه علیها السلام در فراز پیش، مردم حاضر در مسجد پیامبر را مخاطب ساخت و با اشاره به خدمات فراوان رسول خدا صلی الله علیه و آله، همسر خویش امیر مومنان علی علیه السلام را وصف کرد و فضایل او را با زیباترین تعبیرات بیان فرمود. صدیقه طاهره علیها السلام با یادآوری دلاوریهای علی علیه السلام، او را یگانه جنگ آوری دانست که با رفتن در دل خطر، بیش از همه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را یاری کرد. در برابر، کسانی را که قصد داشتند او را از جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله کنار نهند، افرادی ترسو و فراری از میدان جنگ توصیف فرمود. بانوی دو عالم با بیان این حقایق به هدف اصلی خویش از ایراد این خطبه مبارک نزدیک شد و اکنون با اشاره به رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و بیان رخدادهای پس از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به هدف اصلی خویش می پردازد.
﴿ صفحه 67 ﴾
رفته رفته لحن کلام فاطمه علیها السلام با مخاطبان خویش تندتر میشود و از دورویی آنها و فریب و فتنه ای سخن میگوید که شیطان آنان را بدان گرفتار کرده است. رخدادهایی که حضرت بدانها اشاره میکند با ذکر همه جزئیات، حتی نام برخی از اشخاصی که در آن حوادث دخالت داشتند، چگونگی کارهایی که انجام دادند و تاثیر کردار آنها در مسیر جامعه اسلامی در کتب تاریخی ثبت شده است.(43) اما حضرت زهرا علیها السلام در این فراز از کسی نام نمی برد. رخدادهای این مقطع تاریخی از مهم ترین رخدادهای صدراسلام است که برای جامعه اسلامی بسیار سرنوشت ساز بود. از این رو پیش از شرح این فراز از خطبه مبارک حضرت زهرا علیها السلام یادآوری چند نکته مقدماتی لازم می نماید.