رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

1.مقدمه

بانوی دو عالم (س) پیش از این به اهمیت رسالت پیامبر (ص) و زحماتی که ایشان برای هدیت مردم به جان خریدند اشاره فرمودند و وضعیت ناگوار مردم را در دوران پیش از رسالت پیامبر گرامی اسلام (ص) ترسیم کردند. تا آنجا که فرمودند: شما در وضعیت بسیار سختی به سر می بردید. وضعیت اقتصادی شما به حدی ضعیف بود که حتی آب آشامیدنی سالمی هم نداشتید و خوراکتان غذایی بسیار پست بود. از لحاظ اجتماعی در دنیا جایگاه و اعتباری نداشتید و از لحاظ فرهنگی در نهایت پستی، روزگار می گذراندید. اکنون حضرت در ادامه ی سخنان مبارک خویش، این
﴿ صفحه 55 ﴾
واقعیت را یادآور می شوند که خداوند به وسیله ی وجود مبارک رسول گرامی اسلام (ص) آن مردم گرفتار را از تاریکی ها نجات بخشید. اما نکته ی مهم در این بخش تبیین چگونگی تحقق این پیروزی بزرگ است. این تبیین، از حقایقی مهم پرده بر می دارد که در بردارنده ی هدف اصلی ایراد این خطبه ی مبارک است.

2.توصیف علی علیه السلام از زبان فاطمه سلام الله علیها

بانوی دو عالم (س) در این فراز نخست می فرمایند: فانقذکم الله تبارک و تعالی بمحمد صلی الله علیه و آله بعد اللتیا و التی؛ «خدای متعال به برکت محمد (ص) پس از حوادثی فراوان شما را نجات بخشید.». حضرت زهرا علیها السلام سپس به برخی از آن رخداد ها اشاره می فرمایند؛ مانند اینکه از وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به رسالت مبعوث شدند تا آن هنگام که مردم شبه جزیره را نجات دادند مشکلات فراوانی را تحمل کردند: منی ببهم الرجال و ذوبان العرب و مرده اهل الکتاب؛ «به مردانی دلاور و گرگان عرب و سرکشان یهود و نصارا گرفتار شد». واقعیت این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای نجات مسلمانان باید در مقابل همه این گردن کشان مقاومت میکرد. صدیقه طاهره علیها السلام در ادامه با اشاره به آیه ای از قرآن کریم می فرماید: «كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ؛(29) «هرآتش جنگی که آنها افروختند خدای متعال خاموش کرد».
اما این آتش ها چگونه خاموش می شدند؟ اینجاست که فاطمه زهرا علیها السلام با اشاره به نقش اساسی امیر مومنان علی علیه السلام در کسب پیروزی های جامعه نوپای اسلامی،
﴿ صفحه 56 ﴾
به بیان هدف اصلی خویش نزدیک می شوند. حضرت در خلال شرح زحمات رسول خدا صلی الله علیه و آله با توصیفاتی زیبا امیر مومنان علی علیه السلام را معرفی می کنند و می فرمایند:
او نجم قرن للشیطان، و فغرت فاغره من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها؛ «هرگاه شاخ شیطان ظاهر می گشت و درندگان مشرک برای بلعیدن شما دهان می گشودند، پیامبر صلی الله علیه و آله برادر خویش علی علیه السلام را در دهان آن درندگان می انداخت».
«لهوات» گوشت های انتهای حلق را گویند.(30) این تعبیر کنایه از گلوگاه لشکر دشمن و قلب معرکه جنگ است؛ یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله برای نابودی سپاه کفر و شرک، علی علیه السلام را به قلب لشکر آنها می فرستاد. اما علی علیه السلام چگونه این ماموریت های بزرگ را به پایان می رساند؟ حضرت زهرا علیها السلام می فرمایند: لا ینکفی حتی یطا صماخها باخمصه و یخمد لهبها بسیفه؛ «علی علیه السلام از میادین نبرد با مشرکان باز نمی گشت، تا اینکه سرهای آنان را زیر قدم های خود لگدمال می کرد و آتش افروخته آنها را با شمشیر خود خاموش می کرد».
حضرت در ادامه با عبارت هایی زیبا به فضایلی بی نظیر از امیر مومنان علی علیه السلام اشاره می فرماید:
مکدودا فی ذات الله، و مجتهدا فی امرالله، قریبا من رسول الله، سید اولیا الله، مشمرا ناصحا، مجدا کادحا، لا تاخذه فی الله لومه لائم؛ در راه خدا بسیار کوشا بود و برای امر خدا بسیار میکوشید. او نزدیک به رسول خدا و سرور اولیای خداست. همواره آستین ها را بالازده، نصیحتگر و کوشش کننده بود. در راه خدا به سرزنش هیچ ملامتگری اعتنا نمی کرد.
تعبیر «فی ذات الله» از جمله تعابیری است که در زبان فارسی معادل نظیر به نظیر
﴿ صفحه 57 ﴾
برای آن وجود ندارد. این تعبیر در زبان عربی هنگامی به کار می رود که خواست و امر خدا در میان باشد. مقصود این است که وقتی پای کار خدا به میان می آمد علی سر از پا نمی شناخت و هیچ نیرویی را برای خویش ذخیره نمی کرد. علی علیه السلام در راه خدا هر زحمتی را تحمل میکرد و هر رنجی را به جان می خرید. راویان شیعه و سنی در چند روایت تعبیر «فی ذات الله» را درباره امیر مومنان علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده اند. در روایتی نقل شده است: علی علیه السلام ممسوس فی ذات الله؛(31) «علی علیه السلام برای امر الهی واله و شیداست». همچنین نقل شده است: فَوَاللهِ انه لَخَشِن فی ذاتِ الله؛32 «علی درباره امر الهی خشن است». صدیقه طاهره علیها السلام نیز در سخنان خود می فرمایند: مکدودا فی ذات الله؛ «علی در امر خدا بسیار کوشا بود». همچنین حضرت بر صفت «قریب» به طور ویژه تکیه میکنند؛ چرا که امیر مومنان علیه السلام، هم از قرابتی نسبی با پیامبر صلی الله علیه و آله برخوردار بود (پسر عموی رسول)، و هم قرابت سببی با ایشان داشت (داماد پیامبر) و این قرابت ویژه امیر مومنان علی علیه السلام است.
نکته ای که باید بدان توجه داشت این است که حضرت زهرا علیها السلام در تشریح زحمات پدر بزرگوار خویش برای نجات مسلمانان از بدبختی ها، به توصیف امیر مومنان علیه السلام می پردازد و می فرماید: پدرم شما را نجات داد، اما به دست کسی که: سید اولیاء الله، مشمرا ناصحا مجدا کادحا لا تاخذه فی الله لومه لائم؛ «سرور اولیای خداست؛ کسی است که آستین ها را بالا زده و با کمال خیر خواهی و کوشش و تلاش برای هر نوع فعالیتی آماده است و در مورد خدای متعال سرزنش هیچ ملامتگری او را از وظیفه اش باز نمی دارد».
﴿ صفحه 58 ﴾
واژه «مشمر»(33) وصف کسی است که آستین ها را بالا زده و برای ورود به کار آماده شده است.

3.توبیخ راحت طلبان

حضرت زهرا علیها السلام پس از بیان فضایل امام علی علیه السلام، مسلمانانی را که در مسجد جمع شده اند و سخنان آن حضرت را می شنوند مورد توبیخ قرار داده، عملکرد نامناسب آنان را این گونه وصف می فرمایند: و انتم فی رفاهیه من العیش، وادعون فاکهون آمنون؛ «شما به زندگی راحت خویش مشغول بودید و راحت لمیده و متنعم بودید و احساس امنیت می کردید».
داستان دلاوری های مولا علی علیه السلام شهره شهر است و به شرح نیاز ندارد؛ اما اشاره صدیقه طاهره علیها السلام، آن شور و حماسه ها را در یاد ها زنده می کند و قلب ها را به هیجان می آورد و به قلم اجازه نمی دهد که بدون اشاره به دست کم نمونه ای از آن دلاوری ها بگذرد. داستان جنگ احد یادآور نخستین شکست تلخی بود که غفلت از فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله در کام مسلمانان ریخت؛ اما مرد میدان مبارزه داستان ما کسی نبود که با دیدن صحنه شکست، از رسول خدا دست بکشد و از میدان جنگ فرار کند، امیر مومنان علی علیه السلام با اینکه بر تن مبارکش زخم های متعددی از ضربه شمشیر و نیزه نشسته بود، دفاع از رسول خدا صلی الله علیه و آله را رها نکرد و دشمنانی را که دسته دسته بر پیامبر صلی الله هجوم می آوردند با شجاعت و دلیری تمام می پراکند.(34)
از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود:
علی علیه السلام در جنگ احد شصت زخم برداشت. پیامبر صلی الله علیه و آله به ام سلیم و
﴿ صفحه 59 ﴾
ام عطیه دستور داد تا او را مداوا کنند. آنان گفتند: ما هر زخم از او را درمان می کنیم زخمی دیگر سر باز می کند و لذا ما بر جان وی بیمناکیم! رسول خدا صلی الله علیه و آله به همراه مسلمانان به عیادت علی علیه السلام رفت، در حالی که او غرق در جراحت روی زمین افتاده بود. حضرت دست به زخم های وی می کشید و آنها بهبود می یافتند و می فرمود: همانا مردی که چنین در راه خدا بلا ببیند بی شک تلاش خود را کرده و معذور است. علی علیه السلام گفت: سپاس خدا را که من نگریختم و به جنگ پشت نکردم.(35)
هنگامی که در آن کارزار سخت، رسول خدا صلی الله علیه و آله با تنی مجروح بر زمین می افتد، برخی از اصحاب خویش را به اسم صدا می زند و با اعلان محل خویش از آنان کمک می طلبد؛ اما آنان برای نجات جان خویش از معرکه فرار می کنند!
قرآن کریم نیز به این جریان اشاره دارد و می فرماید:
« إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ فِی أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّكَیْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ »(36) [به خاطر بیاورید] هنگامی را که از کوه بالا می رفتید و به عقب ماندگان نگاه نمی کردید، و پیامبر از پشت سر، شما را صدا میزد. سپس خداوند اندوه ها را یکی پس از دیگری به شما جزا داد. این بدان خاطر بود که دیگر برای آنچه از دست می دهید غمگین نشوید، و نه به خاطر مصیبت هایی که بر شما وارد می گردد، و خداوند از آنچه انجام می دهید، آگاه است.
﴿ صفحه 60 ﴾
در آن کارزار، مولا علی علیه السلام بود که به یاری رسول خدا رفت و با تحمل هفتاد ضربه شمشیر و نیزه جان حضرت را نجات داد. صدیقه طاهره علیها السلام با صراحت از صفات زشت برخی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله پرده بر می دارد و می فرماید:
تتربصون بنا الدوائر و تتوکفون الاخبار، و تنکصون عند النزال، و تفرون عند القتال، اما شما نه تنها تلاش نمی کردید، بلکه انتظار می کشیدید که روزگار، گردش را علیه ما آغاز کند و منتظر اخبار آن بودید. شما در هنگامه کارزار از ترس عقب می رفتید و به هنگام نبرد فرار می کردید.
هنگامی که کسی در حادثه ای مراقب باشد ببیند چه رخ می دهد، حالت او را «توکف الخبر»(37) گویند. زهرای مرضیه علیها السلام به آن لحظاتی اشاره می کند که امیر مومنان علی علیه السلام در حال دفاع از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و دیگران از میدان جنگ می گریختند و در پناهگاهی گردن می کشیدند تا ببینید کار به کجا می انجامد. آنان در جایی که باید پیش می رفتند عقب نشینی می کردند و آن هنگام که به جنگ دعوت می شدند، از میدان نبرد فرار می کردند. این مقایسه ای بود بین پدر و پسر عم فاطمه علیها السلام و کسانی که در حق امیر مومنان علی علیه السلام ظلم کردند تا زمانی که خدای متعال اسلام را پیروز کرد و مسلمانان را نجات داد.