فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

3ـ1. وجدان؛ نعمتی برای هدایت

خدای متعال در فطرت انسان عاملی قرار داده است که نمی گذارد در مقابل احسان دیگران بی اعتنا باشد و تا زمانی که از آنان قدردانی نکند، پیوسته به او هشدار می دهد و آرام نمی گیرد. انگیزه های نورانی فراوانی در فطرت انسان قرار داده شده که او را به سوی سعادت راهنمایی می کنند. نشانه های این انگیزه های نورانی را حتی در افرادی می توان دید که از حقایق اسلام دورند. در ایامی که زلزله رودبار رخ داده بود، بنده برای شرکت در کنفرانس فلسفه در آمریکا بودم. اتفاقا آن شب، جشن سالگرد استقلال آمریکا بود که به جشن «فورث آف جولای»(18) معروف است. در شب سالگرد استقلال آمریکا جشن های فراوانی برگزار میشود و مردم به انواع خوش گذرانی ها میپردازند. برنامه ما به گونه ای بود که شب جشن در نیویورک بودیم؛ اما محل استقرار ما در شهر نیوجرسی بود. نیویورک شهر بسیار بزرگی است که در روز، جمعیت آن تقریبا دو برابر شب های آن است؛ چرا که بیشتر خانه های آن تجاری یا اداری اند. جمعیت فراوانی از شهر های اطراف در روز برای کار به نیویورک می آیند و شب دوباره به شهر خود باز می گردند. کارمندان دفتر نمایندگی ایران نیز در شهر نیوجرسی زندگی میکردند. ما نیز باید در پایان شب به همراه میزبانمان که یکی از اعضای دفتر نمایندگی ایران بود به شهر نیوجرسی می رفتیم.
﴿ صفحه 42 ﴾
آن روز ها افراد زیادی از گروهک منافقین به آمریکا رفته بودند و در آنجا آزادانه رفت و آمد میکردند. آنها معمولا هنگام برخورد با هواداران جمهوری اسلامی ایران به آنها بسیار توهین میکردند و گاه به ایشان اذیت و آزار می رساندند. بنده با لباس روحانیان در ماشین نشسته بودم و با همراهان به سوی منزل می رفتیم که متوجه شدیدم اتومبیلی که سرنشینان آن چند دختر و پسر با وضع ظاهری نامناسب بودند میکوشیدند به ما نزدیک شوند. آنها پیوسته از ما می خواستند به گونه ای حرکت کنیم که بتوانند کنار اتومبیل ما بیایند. ابتدا گمان کردیم که در آن هنگام شب آن هم در شب جشن سالگرد استقلال آمریکا، قصد مزاحمت دارند. از این رو درخواستشان را جدی نگرفتیم؛ اما سرانجام به سبب اصرار فراوانشان از راننده خواستیم اجازه دهد نزدیک شوند. هنگامی که کنار ما قرار گرفتند دختری که جلوی اتومبیل نشسته بود دست بلند کرد و فریاد زد: «همدردی مرا به خاطر زلزله رودبار بپذیرید!». او از لباس هایم فهمیده بود که من ایرانی ام و به یاد زلزله روبار افتاده بود، و تا اظهار همدردی نکرد آرام نگرفت.
این خاطره نمونه ای از انگیزه های نورانی است که خدای متعال در وجود انسان قرار داده است و گاه او را راحت نمی گذارد. نمونه دیگر از این عوامل فطری، بی قراری انسان برای قدردانی از کسی است که به او احسانی کرده است.
انسان زمانی که از کسی احسانی می بیند خود را بدهکار می بیند و تا از او تشکر نکند آرام نمی گیرد. او مایل است به جای احسان فرد، خدمتی در حقش انجام دهد و دست کم با واژه هایی از او قدردانی کند تا آرام گیرد.
حضرت زهرا علیها السلام، در این فراز از خطبه نورانی خویش می کوشد با یادآوری احسان های رسول خدا صلی الله علیه و آله انگیزه قدردانی را در مردم بیدار کند. مردمی که از پست ترین وضعیت زندگی به عزت مند ترین اوضاع در دنیا رسیده اند می دانند عامل
﴿ صفحه 43 ﴾
این عزت مندی، زحمات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است؛ اما غفلت انسان را رها نمی کند و او را به فراموشی دچار می سازد؛ به ویژه آنکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز از دنیا رفته است. از این رو یادآوری خدمات رسول خدا صلی الله علیه و آله می تواند انگیزه فطری آنها را تقویت کند و آنها را به تشکر و قدردانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وا دارد؛ اما اکنون که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته، راه قدردانی از او تکریم بازماندگان بزرگوار اوست. پس حضرت زهرا علیها السلام می کوشد که این حس را در مردم بیدار کند. بدین سبب بر این حقیقت تاکید می ورزد که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ابلاغ رسالت الهی خویش تنها به بیان پیام الهی بسنده نکرد؛ تنها خود را فرستاده خدا نخواند و از مردم نخواست کلمه لا اله الا الله را فریاد کنند و بت ها را نپرستند؛ بلکه پای همه پیامد های ابلاغ رسالت خویش مردانه ایستاد. اگر بر سر مبارکش خاکستر ریختند، اگر با سنگ دندان مبارکش را شکستند، اگر با تحریم اقتصادی، فقر و گرسنگی را بر او تحمیل کردند، اگر برای شکست انقلاب او لشکرکشی ها کردند و بارها جسم مبارکش را مجروح ساختند، اگر منافقان در حکومت او رخنه کردند و هر روز برای او توطئه ای به راه انداختند و...، هیچ گاه از پای نایستاد و با همه وجود استقامت کرد. جسم و جان او چنان در این راه آماج دردها و رنج های فراوان قرار گرفت که فرمود: ما اوذی نبی مثل اوذیت؛(19) «هیچ پیامبری آن گونه آزار ندید که من آزار دیدم».

2ـ روش شناسی رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله

حضرت زهرا علیها السلام در توصیف رسالت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: فبلغ الرساله صادعا بالنذاره، نائلا عن مدرجه المشرکین؛ «پس او رسالت خویش را به خوبی به انجام رساند و مردم را به روشنی انذار کرد و از راه مشرکان روی برگرداند».
﴿ صفحه 44 ﴾
نخستین صفتی که فاطمه علیها السلام برای رسالت رسول اکرم صلی الله علیه و آله برمی شمارد این است که حضرتش صلی الله علیه و آله پیام خویش را با انذار و بیم دادن همراه ساخت. از نظر تربیتی، اگر ما اثر انذار را با اثر بشارت مقایسه کنیم خواهیم دید که اثر انذار و توجه دادن افراد به پیامد های وخیم کار نادرست، از بشارت و ذکر منافع ترک آن کار بیشتر خواهد بود. مثلا برای جلوگیری از استعمال سیگار می توان در آگاهی بخشی به افراد جامعه از این شعار استفاده کرد: «سیگار نکشید تا بدنتان سالم بماند و نشاط بیشتری داشته باشید». اما نوع دیگر تبلیغ این است که بر زیان های استفاده از سیگار تاکید کنیم و بگوییم: «ابتلا به سرطان، ناراحتی دستگاه تنفس و بیماری دستگاه گوارش، تنها برخی از زیان های کشیدن سیگار است». روشن است که روش دوم بسیار موثرتر است؛ به ویژه اگر زیانی که متوجه انسان می گردد بسیار عظیم و طولانی مدت باشد. از این رو پیامبران الهی به انذار بیش از بشارت اهیمت می دادند. این روش را «نذاره» گویند. حضرت می فرمایند: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ابلاغ پیام خویش را با انذار و بیم دادن همراه ساخت تا تاثیر بیشتری بر مردم داشته باشد و با دوری از خطا به پیامد های شومی گرفتار نشوند که مشرکان به آن دچار شدند.
صدیقه طاهره علیها السلام برای بیان شدت کوشش رسول خدا صلی الله علیه و آله در راه هدایت مردم از تشبیهی زیبا استفاده می کنند و می فرمایند: ضاربا ثبجهم، آخذا با کظامهم؛ «برای کشاندن مردم به سوی سعادت بر شانه های آنها می زد و از مقابل آنان را می کشید».
کنایه از اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله برای هدایت مردم به سوی سعادت، از هر وسیله ممکن استفاده می کرد و از هیچ کوششی دریغ نداشت. همچنین بانوی دو عالم علیها السلام به روش تبلیغ پیامبر صلی الله علیه و آله که همان روش قرآن بود اشاره می کند و می فرماید: داعیا
﴿ صفحه 45 ﴾
الی سبیل الله ربه «بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»(20)؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را با حکمت (مطالب یقینی قطعی) و موعظه (پند و اندرز نیکو) به راهی دعوت می کرد که خدای متعال تعیین کرده بود.

3. توصیف آثار رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله

حضرت زهرا علیها السلام در ادامه این فراز از خطبه با تشبیه ها و استعاره هایی زیبا، به دوره تاریخی بسیار مهمی اشاره می کنند؛ به وضعیتی که مردم جزیره العرب پیش از رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله داشتند و تحولاتی که در نتیجه زحمات رسول خدا صلی الله علیه و آله در آنجا ایجاد شد. بیان تفصیلی این دوره تاریخی بسیار به طول می انجامد. از این رو حضرت تنها در قالب چند جمله اشاره می فرماید که شما در چه مرتبه ای از ذلت قرار داشتید و با تلاش پدر بزرگوار من به چه عزتی رسیدید.
یکسر الاصنام، وینکت الهام حتی انهزم الجمع و ولوا الدبر؛ «بت ها را در هم می شکست، و مغزهای متکبران را می کوبید تا اینکه اجتماع کفار و مشرکان [که با هم ائتلاف کرده بودند و جنگی همچون جنگ احزاب را راه انداخته بودند] از هم پراکنده شدند و شکست خوردند و گریختند.»
اوایل بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای مسلمانان دوره ای بسیار تیره و تار بود و روزگار بر آنان بسیار سخت می گذشت. از این رو صدیقه طاهره علیها السلام با تعبیری بسیار ادیبانه و زیبا، آن دوران سخت را به شبی تاریک و سیاه تشبیه می فرمایند که با لطف خدا شکافته شد و سپیده امید دمید. تا آن زمان حق به خوبی آشکار نبود. کوشش رسول خدا زمینه ای را فراهم کرد که حق آشکار شود و ژرفای آن برای مردم روشن شود.
﴿ صفحه 46 ﴾
حتی تفری اللیل عن صبحه و اسفر الحق عن محضه و نطق زعیم الدین؛ «تا اینکه تاریکی ها برطرف شد و صبح فرا رسید و حق آشکار شد. زعیم دین به سخن درآمد. [گویا پیش از این انگیزه ای برای سخن گفتن نداشت؛ چرا که کسی بدان توجه نداشت]».
در دوران تاریک جاهلیت، شیاطین چنان بر مردم تسلط یافته بودند که اجازه نمی دادند ندای حق به گوش آنها برسد؛ اما با فریادی که از انقلاب رسول خدا صلی الله علیه و آله در دل زمین و زمان طنین انداز شد، صدای خبیث شیاطین تضعیف شد و به تدریج رو به نابودی گذاشت.
و خرست شقاشق الشیاطین و طاح وشیظ النفاق؛ «صداهایی فروکش کرد که شیاطین منتشر می کردند و نفوذی های جبهه نفاق بیرون ریخته شدند».
حضرت زهرا علیها السلام در این فراز، تعبیرهایی بسیار زیبا همچون دیگر تعبیراتشان به کار می برند. «شقاشق» جمع «شقشقه» است. شتر در حالت غضب یا مستی، تکه گوشتی از دهانش بیرون می افتد و برای مدتی صدایی چون بل بل از او شنیده می شود. این گوشت مدتی در کنار دهانش حرکت می کند تا کم کم آرام می شود و گوشت را فرو می برد. نام این گوشت «شقشقه» است.(21) حضرت زهرا علیها السلام وساوس فراوان شیاطین و تسلط آنان را بر مردم در زمان جاهلیت به شقشقه ای تشبیه کرده که اجازه نمی داد ندای حق به گوش کسی برسد؛ اما کم کم صدای شیاطین فروکش کرد و لال شدند و به جای آن صدای زشت و گمراه کننده، سخن گوی دین سخن گفتن آغاز کرد و مردم کلامش را فهمیدند.
و انحلت عقد الکفر و الشقاق؛ «و گره های کفر و اختلاف گشوده شد».
بافنده ها می دانند گاه در کلافی که باید گشوده و بافته شود گره ای می افتد که
﴿ صفحه 47﴾
کلاف را سردرگم و کور می کند؛ به گونه ای که پیدا کردن سر کلاف بسیار سخت می گردد. حضرت زهرا علیها السلام کفر و عناد کافران را به گره هایی تشبیه می فرمایند که در مسیر سعادت انسان ها پدید آمده بود و راه رسیدن به کمال را برای انسان ها مختل ساخته بود. گویا با وجود آنان در کار پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله گره ای افتاده بود که باز نمی شد؛ اما کم کم با زحمات رسول خدا صلی الله علیه و آله گره های کفر باز شد.
و فهتم بکلمه الاخلاص فی نفر من البیض الخماص؛ « و شما زبان به کلمه اخلاص (لا اله الا الله) گشودید، در میان گروه اندکی که از ضعف جسمانی همیشه رنگ پریده بودند و شکمشان به پشتشان چسبیده بود.»
سرانجام با خون دل های رسول خدا صلی الله علیه و آله گروهی کلمه لا اله الا الله را درک کردند و بدان گرویدند و به راستی یکتاپرست شدند؛ اما این عده بسیار اندک بودند و در برابر دشمنانی که آنان را احاطه کرده بودند چیزی به شمار نمی آمدند. کم شماری مسلمانان و فراوانی دشمنانشان موجب شده بود که آنان همیشه نگران هجوم و آزار دشمنان باشند.
وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ ؛ «و شما بر لب حفره ای از آتش بودید».
بانوی دو عالم علیها السلام در این فراز به آیه 103 سوره آل عمران اشاره می کند که می فرماید:
« وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ »(22)؛ و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل های شما الفت ایجاد کرد و به
﴿ صفحه 48 ﴾
برکت نعمت او، برادر شدید و شما بر لب حفره ای از آتش بودید؛ [اما] خدا شما را از آن نجات داد.
پیش از رسالت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله همه قبایل عرب با هم دشمن بودند و پیوسته میان آنها جنگ و خون ریزی به پا بود. این درگیری ها به وضعیتی ثابت میان آنها تبدیل شده بود؛ اما به برکت اسلام، محبت و الفت میانشان ایجاد شد و در سایه نعمت خدای متعال، مانند برادر با هم مهربان شدند حضرت زهرا علیها السلام با اشاره به این آیه شریف، اشاره می کنند آن هنگام که تازه مسلمان بودید، جمعی کوچک، مستضعف، فقیر و گرسنه بودید و بر لب پرتگاهی از آتش قرار داشتید که هر لحظه امکان داشت بلغزید و به درون جهنم سقوط کنید؛ اما خداوند به برکت وجود پدر بزرگوار من صلی الله علیه و آله شما را از آن پرتگاه نجات داد.
حضرت زهرا علیها السلام این نحو بیان را از قرآن اقتباس کرده بودند و در جای جای سخن خویش آیات قرآن را تلاوت می فرمودند. در آیات متعددی از قرآن برای تحریک انگیزه شکرگذاری در مردم، از این شیوه استفاده شده است. خدای متعال در سوره انفال می فرماید:
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یُحْیِیكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ * وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ »(23) ای کسانی که ایمان آورده اید، چون خدا و رسول شما را به چیزی فراخواندند که به شما حیات می بخشد آنان را اجابت کنید و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل می گردد و هم در نزد او
﴿ صفحه 49 ﴾
محشور خواهید شد، و از فتنه ای بترسید که تنها به ستمکاران شما نمی رسد و بدانید که خداوند سخت کیفر است.
در این آیات، موضوع اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و نقش حیات بخش آن برای بشر مطرح شده است و در پی آن تهدید شده است که اگر با پیامبر مخالفت کنید به فتنه ای عظیم دچار خواهید شد. اما در ادامه برای اینکه در مردم انگیزه اطاعت از رسول ایجاد شود می فرماید:
وَاذْكُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَیَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (24) و هنگامی را به یاد آوردید که شما در زمین گروهی اندک و مستضعف بودید و در حالی به سر می بردید که می ترسیدید مردم شمارا بربایند. پس خدا به شما پناه داد و شما را با یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاک به شما روزی داد. باشد که شکر گزار باشید.
خدای متعال در این آیه، کم شماری، استضعاف و ترس گذشته مسلمانان از ربایش به دست دیگران را به یاد ایشان می آورد و پس از آن، نعمت هایی را که خدای متعال به آنان عنایت کرده بود خاطرنشان می کند. در پایان یادآور میشود که این نعمت ها از نصرت و یاری گرفته تا روزی پاکیزه، همه بدین سبب است که شکرگزار پروردگار خویش باشید. خداوند از ما می خواهد که شکرگزار او باشیم. اما این بدان معنا نیست که او به شکرگزاری ما نیازمند است. به یقین نه شکرگزاری ما برای او سودی خواهد داشت، نه کفران ما برایش زیانی. از این روست که می فرماید: « إِن تَكْفُرُوا أَنتُمْ وَمَن فِی الْأَرْضِ
﴿ صفحه 50﴾
جَمِیعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ»(25) «اگر شما و هرکس روی زمین است همگی کافر شوید، بی گمان خداوند بی نیاز ستوده است.»
اگر خدای متعال از ما می خواهد شکرگزار او باشیم بدین سبب است که شکرگزاری او موجب ترقی و تکامل ما میشود و ما شایستگی کمالات بیشتری را می یابیم. عبادتی که از سر شکر انجام گیرد انسان را به مقام انبیا و اولیای الهی میرساند.
فراز بالا از خطبه مبارک حضرت زهرا علیها السلام در حقیقت تفسیر این آیات قرآن کریم است که با یادآوری وضعیت پیشین مسلمانان و نقش رسول خدا صلی الله علیه و آله در نجات و سعادت آنان می کوشد انگیزه شکرگزاری را در مسلمانان ایجاد کند. حضرت زهرا علیها السلام با عبارت هایی ادبی، وضع اسف بار و ناپایدار اعراب را پیش از رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به تصویر میکشند و می فرمایند:
مذقه الشارب و نهزه الطامع و قبسه العجلان و موطی الاقدام تشربون الطرق و تقتاتون القد؛ حال شما همچون جرعه آبی بود که مردم می توانستند شما را ببلعند. هر کس در میان شما طمع می کرد می توانست شما را برباید. شما همچون شعله آتشی بودید که شخصی شتابان بخواهد آن را بگیرد و با سرعت ببرد تا به دستش آسیب نرسد و در عین حال آتش نیز خاموش نشود (تا این اندازه شما سست و در معرض خاموشی بودید) و لگدمال قدم های دیگران بودید. آب نوشیدنی شما از آبشخوری بود که به ادرار شتر آلوده و گل آلود بود. غذای شما پوست دباغی نشده ای بود که ناچار بودید از آن غذا تهیه کنید.
﴿ صفحه 51 ﴾
«قد» به پوست تازه دباغی نشده گویند که گاه به سبب شدت فقر و گرسنگی از آن استفاده میشود.(26)
اذله خاسئین « تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ »(27) مِن حَولِکُم؛ «[از نظر اجتماعی نیز میان مردم] ذلیل و خوار بودید و هیچ کس به شما اهمیتی نمی داد و پیوسته از این می ترسیدید که دشمنان شما را بربایند».
حضرت زهرا علیها السلام در ادامه به آیه 26 سوره انفال اشاره می فرمایند که پیش تر بدان اشاره کردیم. در این آیه خداوند با اشاره به وضعیت نابسامان دوران جاهلیت، به مسلمانان یادآور میشود که خداوند، هم به لحاظ اجتماعی آنها را یاری کرد و از ذلت نجاتشان داد، و هم از طعام های پست خلاصی یافتند و روزی پاک طیب به آنان ارزانی شد.
دخت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله با بیان این نکات می کوشد خدمات پیامبر صلی الله علیه و آله را برای مردم یادآوری کنند تا آنان دریابند که رسول خدا صلی الله علیه و آله چه حقی بر گردن آنها دارد و کسی که اکنون با ایشان سخن میگوید کسی است که بیش از هرکس خواهان تداوم راه مبارک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سیر مردم در آن مسیر است. سوز و گداز دل مهربان فاطمه علیها السلام به سبب نگرانی برای انحراف مردم از مسیری است که پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها نشان داده بود. او نگران بود مسلمانان هدایتی را فراموش کنند که خدای متعال به وسیله پیامبرش به آنها عطا کرده بود . فاطمه علیها السلام با یادآوری خدمات رسول خدا صلی الله علیه و آله می کوشد قدری وجدان خفته مردم را بیدار سازند و زمینه هدایت آنان را فراهم کنند، وگرنه فدک و امثال آن بهانه ای بیش نبود.
﴿ صفحه 53 ﴾