رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

1ـ1. فاطمه علیها السلام شیفته هدایت خلق

همان گونه که اشاره کردیم هدف حضرت زهرا علیها السلام، از ایراد این خطبه شریف، نجات مردم از اشتباهی بود که بدان گرفتار شده بودند، گمراهی و اشتباهی که هم ابلیس در آن دخیل بود و هم کسانی دیگر، چرا که بنابر نص قرآن کریم میان مسلمانان منافقانی بودند که نه به خدای متعال ایمان داشتند، نه به رسول او.(16) از این رو زهرای مرضیه علیها السلام در فرصت کوتاهی که پس از وفات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در اختیار داشت، بر دوش خود وظیفه ای سنگین احساس میکرد و قصد داشت با همان حال بیماری و نقاهت، این وظیفه را به انجام رساند. او در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. در این خطبه نیز که بخشی از تلاش حضرت در جهت تحقق همین هدف است میکوشد با زمینه چینی مناسب مردم را از اشتباهی آگاه کند که تصحیح نکرن آن، پیامد های بسیار ناگواری را برای آنان در پی خواهد داشت. بدین منظور در این فراز میکوشد با معرفی مقام رسالت و یادآوری زحماتی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت آنها متحمل شدند، ایشان را از مسیر منحرف رفته بازگرداند.

2ـ1. فراموشی؛ آفت علم

مخاطبان فاطمه علیها السلام از زحماتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای بالندگی و هدایت آنها به جان خریده بود بی خبر نبودند. آنان به خوبی می دانستند که حضرت رسول صلی الله علیه و آله در مدت انجام رسالت خویش چگونه آنان را از پستی و ذلتی که بدان دچار بودند به عزتی بی نظیر سیر داد؛ چرا که هنوز از بعثت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و رحلت آن بزرگوار مدت چندانی نگذشته بود. بی شک جوانان نیز از رویدادهای جامعه نوپای اسلامی
﴿ صفحه 40 ﴾
بی خبر نبودند و میدانستند که پدران و مادران آنان چه زحمات و مشقاتی را تحمل کرده بودند تا جامعه اسلامی به آن رشد دست یابد؛ اما آفتی که انسان اغلب بدان دچار می شود فراموشی است و هنگامی که ذهن به این آفت دچار شد با جاهل تفاوتی نخواهد داشت. گاه انسان مطالبی را می داند و به دانسته های خود توجه دارد و آگاهانه و هوشیارانه به آنها می اندیشد، اما گاه بر این دانسته ها گرد و غبار فراموشی می نشید و اثری از آن علم، در رفتار او دیده نمی شود.
با مرور وقایع صدر اسلام پرسش هایی معماگونه در ذهن آدمی شکل میگیرد و باور چنین رخدادهایی را برای او مشکل می سازد. به راستی چگونه مردمی که سال ها پای منبر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نشسته بودند و در رکاب ایشان در جنگ ها شرکت داشتند و او را چنین یاری کرده بودند، با دختر معصوم و با فضلیت او آن گونه رفتار کردند؟! چگونه ممکن است با وجود سفارش های فراوان رسول خدا صلی الله علیه و آله به دوستی و مودت خاندان و اهل بیتش علیهم السلام، داستانی چون ماجرای کربلا پیش آید؟! مگر قرآنی که پیش روی آنان بود مزد رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله را محبت به نزدیکان حضرتش نخوانده بود؟(17) پس چه شد که با گذشت زمانی کوتاه از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، مسلمانان فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله را به فجیع ترین وضع ممکن به خاک و خون کشیدند و حرم او را به اسارت بردند؟! در آغاز نمی توان به درستی دریافت که چنین رفتاری چگونه ممکن است؛ اما برای ما که با نهضت امام خمینی قدس سره آشنا بوده ایم و از نزدیک وقایعی را دیده ایم، بسیاری از این معماها حل شدنی است.
به هر حال انسان موجودی است که بسیاری از حقایق را فراموش می کند. برای بیداری انسانی که دچار آفت فراموشی شده است، هیچ راهی جز یادآوری داستان های گذشته وجود ندارد. یادآوری، عاملی است که میتواند دانسته های انسان
﴿ صفحه 41 ﴾
را به صحنه ذهن او آورد تا در او انگیزه ایجاد کند. مردم جزیره العرب خود می دانستند که پیش از رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در چه وضعی به سر می بردند و به برکت اسلام و رهبری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به چه عزتی رسیدند؛ اما از دانسته های خویش غفلت کردند و قدردان نعمت هایی نبودند که خداوند به آنان عطا کرده بود.

3ـ1. وجدان؛ نعمتی برای هدایت

خدای متعال در فطرت انسان عاملی قرار داده است که نمی گذارد در مقابل احسان دیگران بی اعتنا باشد و تا زمانی که از آنان قدردانی نکند، پیوسته به او هشدار می دهد و آرام نمی گیرد. انگیزه های نورانی فراوانی در فطرت انسان قرار داده شده که او را به سوی سعادت راهنمایی می کنند. نشانه های این انگیزه های نورانی را حتی در افرادی می توان دید که از حقایق اسلام دورند. در ایامی که زلزله رودبار رخ داده بود، بنده برای شرکت در کنفرانس فلسفه در آمریکا بودم. اتفاقا آن شب، جشن سالگرد استقلال آمریکا بود که به جشن «فورث آف جولای»(18) معروف است. در شب سالگرد استقلال آمریکا جشن های فراوانی برگزار میشود و مردم به انواع خوش گذرانی ها میپردازند. برنامه ما به گونه ای بود که شب جشن در نیویورک بودیم؛ اما محل استقرار ما در شهر نیوجرسی بود. نیویورک شهر بسیار بزرگی است که در روز، جمعیت آن تقریبا دو برابر شب های آن است؛ چرا که بیشتر خانه های آن تجاری یا اداری اند. جمعیت فراوانی از شهر های اطراف در روز برای کار به نیویورک می آیند و شب دوباره به شهر خود باز می گردند. کارمندان دفتر نمایندگی ایران نیز در شهر نیوجرسی زندگی میکردند. ما نیز باید در پایان شب به همراه میزبانمان که یکی از اعضای دفتر نمایندگی ایران بود به شهر نیوجرسی می رفتیم.
﴿ صفحه 42 ﴾
آن روز ها افراد زیادی از گروهک منافقین به آمریکا رفته بودند و در آنجا آزادانه رفت و آمد میکردند. آنها معمولا هنگام برخورد با هواداران جمهوری اسلامی ایران به آنها بسیار توهین میکردند و گاه به ایشان اذیت و آزار می رساندند. بنده با لباس روحانیان در ماشین نشسته بودم و با همراهان به سوی منزل می رفتیم که متوجه شدیدم اتومبیلی که سرنشینان آن چند دختر و پسر با وضع ظاهری نامناسب بودند میکوشیدند به ما نزدیک شوند. آنها پیوسته از ما می خواستند به گونه ای حرکت کنیم که بتوانند کنار اتومبیل ما بیایند. ابتدا گمان کردیم که در آن هنگام شب آن هم در شب جشن سالگرد استقلال آمریکا، قصد مزاحمت دارند. از این رو درخواستشان را جدی نگرفتیم؛ اما سرانجام به سبب اصرار فراوانشان از راننده خواستیم اجازه دهد نزدیک شوند. هنگامی که کنار ما قرار گرفتند دختری که جلوی اتومبیل نشسته بود دست بلند کرد و فریاد زد: «همدردی مرا به خاطر زلزله رودبار بپذیرید!». او از لباس هایم فهمیده بود که من ایرانی ام و به یاد زلزله روبار افتاده بود، و تا اظهار همدردی نکرد آرام نگرفت.
این خاطره نمونه ای از انگیزه های نورانی است که خدای متعال در وجود انسان قرار داده است و گاه او را راحت نمی گذارد. نمونه دیگر از این عوامل فطری، بی قراری انسان برای قدردانی از کسی است که به او احسانی کرده است.
انسان زمانی که از کسی احسانی می بیند خود را بدهکار می بیند و تا از او تشکر نکند آرام نمی گیرد. او مایل است به جای احسان فرد، خدمتی در حقش انجام دهد و دست کم با واژه هایی از او قدردانی کند تا آرام گیرد.
حضرت زهرا علیها السلام، در این فراز از خطبه نورانی خویش می کوشد با یادآوری احسان های رسول خدا صلی الله علیه و آله انگیزه قدردانی را در مردم بیدار کند. مردمی که از پست ترین وضعیت زندگی به عزت مند ترین اوضاع در دنیا رسیده اند می دانند عامل
﴿ صفحه 43 ﴾
این عزت مندی، زحمات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است؛ اما غفلت انسان را رها نمی کند و او را به فراموشی دچار می سازد؛ به ویژه آنکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز از دنیا رفته است. از این رو یادآوری خدمات رسول خدا صلی الله علیه و آله می تواند انگیزه فطری آنها را تقویت کند و آنها را به تشکر و قدردانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وا دارد؛ اما اکنون که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته، راه قدردانی از او تکریم بازماندگان بزرگوار اوست. پس حضرت زهرا علیها السلام می کوشد که این حس را در مردم بیدار کند. بدین سبب بر این حقیقت تاکید می ورزد که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ابلاغ رسالت الهی خویش تنها به بیان پیام الهی بسنده نکرد؛ تنها خود را فرستاده خدا نخواند و از مردم نخواست کلمه لا اله الا الله را فریاد کنند و بت ها را نپرستند؛ بلکه پای همه پیامد های ابلاغ رسالت خویش مردانه ایستاد. اگر بر سر مبارکش خاکستر ریختند، اگر با سنگ دندان مبارکش را شکستند، اگر با تحریم اقتصادی، فقر و گرسنگی را بر او تحمیل کردند، اگر برای شکست انقلاب او لشکرکشی ها کردند و بارها جسم مبارکش را مجروح ساختند، اگر منافقان در حکومت او رخنه کردند و هر روز برای او توطئه ای به راه انداختند و...، هیچ گاه از پای نایستاد و با همه وجود استقامت کرد. جسم و جان او چنان در این راه آماج دردها و رنج های فراوان قرار گرفت که فرمود: ما اوذی نبی مثل اوذیت؛(19) «هیچ پیامبری آن گونه آزار ندید که من آزار دیدم».