رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

1ـ مقدمه

بانوی دو عالم علیها السلام در فراز پیش، مردم حاضر در مسجد را مخاطب قرار داد و خود را معرفی فرمود و با تلاوت آیه ای از قرآن، به چهار صفت رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره کرد. در ادامه با افتخار به نسبت خود و همچنین امیر مومنان علی علیه السلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره فرمود. اکنون پیش از ورود به فراز بعد، بیان نکاتی به منزله مقدمه شایسته به نظر می رسد.
﴿ صفحه 39 ﴾

1ـ1. فاطمه علیها السلام شیفته هدایت خلق

همان گونه که اشاره کردیم هدف حضرت زهرا علیها السلام، از ایراد این خطبه شریف، نجات مردم از اشتباهی بود که بدان گرفتار شده بودند، گمراهی و اشتباهی که هم ابلیس در آن دخیل بود و هم کسانی دیگر، چرا که بنابر نص قرآن کریم میان مسلمانان منافقانی بودند که نه به خدای متعال ایمان داشتند، نه به رسول او.(16) از این رو زهرای مرضیه علیها السلام در فرصت کوتاهی که پس از وفات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در اختیار داشت، بر دوش خود وظیفه ای سنگین احساس میکرد و قصد داشت با همان حال بیماری و نقاهت، این وظیفه را به انجام رساند. او در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. در این خطبه نیز که بخشی از تلاش حضرت در جهت تحقق همین هدف است میکوشد با زمینه چینی مناسب مردم را از اشتباهی آگاه کند که تصحیح نکرن آن، پیامد های بسیار ناگواری را برای آنان در پی خواهد داشت. بدین منظور در این فراز میکوشد با معرفی مقام رسالت و یادآوری زحماتی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت آنها متحمل شدند، ایشان را از مسیر منحرف رفته بازگرداند.

2ـ1. فراموشی؛ آفت علم

مخاطبان فاطمه علیها السلام از زحماتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای بالندگی و هدایت آنها به جان خریده بود بی خبر نبودند. آنان به خوبی می دانستند که حضرت رسول صلی الله علیه و آله در مدت انجام رسالت خویش چگونه آنان را از پستی و ذلتی که بدان دچار بودند به عزتی بی نظیر سیر داد؛ چرا که هنوز از بعثت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و رحلت آن بزرگوار مدت چندانی نگذشته بود. بی شک جوانان نیز از رویدادهای جامعه نوپای اسلامی
﴿ صفحه 40 ﴾
بی خبر نبودند و میدانستند که پدران و مادران آنان چه زحمات و مشقاتی را تحمل کرده بودند تا جامعه اسلامی به آن رشد دست یابد؛ اما آفتی که انسان اغلب بدان دچار می شود فراموشی است و هنگامی که ذهن به این آفت دچار شد با جاهل تفاوتی نخواهد داشت. گاه انسان مطالبی را می داند و به دانسته های خود توجه دارد و آگاهانه و هوشیارانه به آنها می اندیشد، اما گاه بر این دانسته ها گرد و غبار فراموشی می نشید و اثری از آن علم، در رفتار او دیده نمی شود.
با مرور وقایع صدر اسلام پرسش هایی معماگونه در ذهن آدمی شکل میگیرد و باور چنین رخدادهایی را برای او مشکل می سازد. به راستی چگونه مردمی که سال ها پای منبر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نشسته بودند و در رکاب ایشان در جنگ ها شرکت داشتند و او را چنین یاری کرده بودند، با دختر معصوم و با فضلیت او آن گونه رفتار کردند؟! چگونه ممکن است با وجود سفارش های فراوان رسول خدا صلی الله علیه و آله به دوستی و مودت خاندان و اهل بیتش علیهم السلام، داستانی چون ماجرای کربلا پیش آید؟! مگر قرآنی که پیش روی آنان بود مزد رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله را محبت به نزدیکان حضرتش نخوانده بود؟(17) پس چه شد که با گذشت زمانی کوتاه از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، مسلمانان فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله را به فجیع ترین وضع ممکن به خاک و خون کشیدند و حرم او را به اسارت بردند؟! در آغاز نمی توان به درستی دریافت که چنین رفتاری چگونه ممکن است؛ اما برای ما که با نهضت امام خمینی قدس سره آشنا بوده ایم و از نزدیک وقایعی را دیده ایم، بسیاری از این معماها حل شدنی است.
به هر حال انسان موجودی است که بسیاری از حقایق را فراموش می کند. برای بیداری انسانی که دچار آفت فراموشی شده است، هیچ راهی جز یادآوری داستان های گذشته وجود ندارد. یادآوری، عاملی است که میتواند دانسته های انسان
﴿ صفحه 41 ﴾
را به صحنه ذهن او آورد تا در او انگیزه ایجاد کند. مردم جزیره العرب خود می دانستند که پیش از رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در چه وضعی به سر می بردند و به برکت اسلام و رهبری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به چه عزتی رسیدند؛ اما از دانسته های خویش غفلت کردند و قدردان نعمت هایی نبودند که خداوند به آنان عطا کرده بود.