رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

4. فاطمه علیها السلام؛ پاسبان ولایت

فاطمه علیها السلام پس از یادآوری این ویژگی های رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابی دون نسائکم؛ «پس هرگاه نسب او را بجویید و او را بشناسید، می یابید که او پدر من است و نه پدر هیچ یک از زنان شما».
فاطمه علیها السلام با افتخار از رابطه پدر و فرزندی خویش با رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن می گوید و این افتخار را از آن خود و نه از آن زنان ایشان می شمارد. او این رابطه را با تعمد به آنان گوشزد میکند. در کنار این فضلیت و افتخار از رابطه پر افتخاری دیگر سخن می گوید که از آنِ امیر مومنان علی علیه السلام است و با این اشاره زمینه را برای طرح مسئله ای آماده می سازد که به زودی با عبارتی آتشین به آن خواهد پرداخت. صدیقه طاهره علیها السلام فضلیتی از فضایل علی علیه السلام را این گونه بیان می فرماید: و اخا ابن عمی دون رجالکم؛ «و [اگر پدرم را بشناسید می دانید که او] برادر پسر عموی من است و نه برادر هیچ یک از مردان شما».
طبیعی است که اگر کسی پسر عموی فردی دیگر باشد، فرد مقابل نیز پسر عموی او خواهد بود؛ اما صدیقه طاهره علیه السلام امیر مومنان علی علیه السلام را برادر پدر گرامی خویش معرفی می کند. این نسبت بدین سبب است که مسلمانان می دانستند وقتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله بین مسلمانان برادری ایجاد کرد، خود با امیر مومنان علی علیه السلام عقد برادری بست و از آن هنگام، علی علیه السلام به برادر پیامبر صلی الله علیه و آله معروف شد. ماجرا از این قرار بود که وقتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای استحکام روابط بین مسلمانان از آنها خواست دو به دو با هم پیمان ببندند برای هر یک از افرادی که در مسجد النبی حاضر بودند برادری معین فرمودند. در آن میان علی علیه السلام تنها ماند و برای او برادری تعیین نشد. از این رو با دیدگانی اشک آلود به حضور پیامبر صلی الله علیه السلام رسید و فرمود: یا رسول الله، برای هر یک از یاران خویش برادری تعیین
﴿ صفحه 36 ﴾
فرمودی؛ اما میان من و کسی پیوند اخوت برقرار نفرمودی. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در پاسخ امیر مومنان علی علیه السلام فرمود: والذی نفسی بیده ما اخرتک الا لنفسی انت اخی؛(11) «سوگند به خدایی که جان من در دست اوست، من تو را به تاخیر نینداختم جز برای خودم تو برادر من هستی».
هدف حضرت زهرا علیها السلام از ایراد این خطبه جز اثبات حقانیت و امامت امیر مومنان علی علیه السلام نیست و این اشاره ها در حقیقت براعت استهلال(12) برای همین مقصود است. بیان این فضایل و ویژگی ها بدین سبب است که مردم بدانند چه کسی و به چه منظوری در حال سخن گفتن با آنان است.

﴿ صفحه 37 ﴾

فصل دوم: خدمات رسول خدا صلی الله علیه و آله از زبان فاطمه علیها السلام

«فبلغ الرساله، صادعا بالنذاره، مائلا عن مدرجه المشرکین ضاربا ثبجهم، آخذ باکظامهم، داعیا الی سبیل الله ربه« بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ »(13) یکسر الاصنام، و ینکت الهام، حتی انهزم الجمع و ولوا الدبر، حتی تفری اللیل عن صبحه، و اسفر الحق عن محضه، و نطق زعیم الدین، و خرست شقاشق الشیاطین، و طاح و شیظ النفاق و انحلت عقد الکفر و الشقاق، و فهتم بکلمه الاخلاص فی نفر من البیض الخماص « وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ »(14) مذقه لشارب، و نهزه الطامع، و قبسه العجلان و موطی الاقدام، تشربون الطرق، و تقتاتون القد، اذله خاسئین « تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ »(15) من حولکم؛ پس او رسالت خویش را به خوبی به انجام رساند و مردم را به روشنی انذار کرده، از راه مشرکان روی برگرداند. [برای کشاندن مردم به سوی سعادت] بر
﴿ صفحه 38 ﴾
شانه های آنها میزد و از مقابل، آنها را میکشید. او همواره با دلیل و برهان و اندرز نیکو مردم را به خدا دعوت می نمود. بت ها را در هم می شکست، و مغزهای متکبران را می کوبید، تا جمع آنها متلاشی شد و تاریکی ها برطرف گشته، صبح فرارسید و حق آشکار شد و زعیم دین به سخن درآمد و زمزمه های شیاطین خاموش گشت. گروه رذل و پست نفاق فرو افتاده، گره های کفر و اختلاف گشوده شد و شما زبان به کلمه اخلاص (لا اله الا الله) گشودید؛ در حالی که گروه اندک و تهی دستی بیش نبودید. شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش دوزخ قرار داشتید و [از شدت کمی نفرات، همچون] جرعه ای در دهان، لقمه ای بر زبان، و شعله آتشی در دست کسی بودید که با عجله می رود و زیر دست و پا له می شدید. آب نوشیدنی شما متعفن و گندیده و خوراکتان پاره هایی پوست خشکیده بود [از نظر اجتماعی نیز میان مردم] ذلیل و خوار بودید و هیچ کس به شما اهمیتی نمی داد و پیوسته از این می ترسیدید که دشمنان شما را بربایند.

1ـ مقدمه

بانوی دو عالم علیها السلام در فراز پیش، مردم حاضر در مسجد را مخاطب قرار داد و خود را معرفی فرمود و با تلاوت آیه ای از قرآن، به چهار صفت رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره کرد. در ادامه با افتخار به نسبت خود و همچنین امیر مومنان علی علیه السلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره فرمود. اکنون پیش از ورود به فراز بعد، بیان نکاتی به منزله مقدمه شایسته به نظر می رسد.
﴿ صفحه 39 ﴾