رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

3. فاطمه علیها السلام؛ ادامه دهنده راه مهربان ترین پیامبر

با هزاران افسوس باید اعتراف کنیم که انگیزه صدیقه طاهره علیها السلام برای ایراد این خطبه شریف میان دوستان ایشان نیز به درستی شناخته نشده است. حقیقت این است که آنچه بانوی دو عالم علیها السلام را بر آن داشت تا به مسجد بیایند و خطبه ای چنین پر محتوا ایراد فرمایند، چیزی جز همان انگیزه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در ابلاغ رسالتش نبود. اگر دل سوزی برای خلق خدا و آرزوی سعادتمندی ایشان رسول خدا را بی قرار کرده بود، پاره وجود رسول نیز در پی چیزی جز ان نبود. آنچه دل رسول خدا صلی الله علیه و آله را از غصه و غم لبریز کرده بود، گمراهی ای بود که مردم بدان گرفتار آمده بودند و با وجود آن دستشان از سعادت کوتاه می ماند. دل پاک پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله برای هدایت فردفرد گمراهان می سوخت و این غصه خاطر مبارکش را رها نمی کرد که چرا عده ای در تاریکی مانده اند و راه حق را تشخیص نمی دهند؟! چرا به بیراهه ای گام می نهند که نتیجه ای جز ابتلا به عذاب ابدی ندارد؟! این غصه با پیامبر کاری کرد که خداوند، خود به تسلای دل او آمد و فرمود: فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا؛(9) «پس گویی می خواهی به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی، اگر به این گفتار ایمان نیاورند».
خداوند با این سخن، پیامبرش را که مظهر رحمت اوست تسلا می دهد و حضرت را از غصه بیشتر برای هدایت آنان باز می دارد. این آیه روشنی انگیزه
﴿ صفحه 32 ﴾
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دعوت مردم به اسلام بیان می فرماید. دختر گرامی رسول اکرم علیهما السلام در آغاز این بخش از خطبه خویش با بیان ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان قرآن می کوشد به همگان بفهماند که او دختر همان رسول است و اگر با آنان سخن می گوید انگیزه ای همچون انگیزه رسول خدا صلی الله علیه و آله او را به این کار کشانده است. او همچون پدر مهربان خویش خواهان هدایت همه انسان ها بود و آرزوی سعادت دنیا و آخرت همه انسان ها را در ذهن می پروراند. از این رو گرچه یکی از آداب اسلامی تلاوت قرآن هنگام سخنرانی دینی است، بی شک حضرت آیه ای را برای تلاوت بر میگزینند که با اهداف ایشان متناسب باشد. اما چرا حضرت این آیه را تلاوت فرمودند که : « لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ »(10) «به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و با مومنان، رئوف و مهربان است».
دقت در آیه یادشده ما را به این نکته مهم رهنمون می گردد که حضرت زهرا علیها السلام با تلاوت آن به مخاطبان خویش یادآور می شوند: اولا فراموش نکنید که چه گوهری را از دست داده اید؛ ثانیا من تنها یادگار آن گوهرم که بیش از هرکس به راه او ایمان دارد و خواهان پیگیری اهداف اوست.
خداوند در این آیه با بیان ویژگی های رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به این نکته توجه می دهد که با ارسال وجود نازنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به سوی انسان ها چه نعمت بزرگی را به ما ارزانی داشته و تلاش های او که از قلب مهربانش سرچشمه می گرفت چه تاثیر شگرفی در سرنوشت ما داشته است. باید به یاد داشت که بسیاری از کج روی ها و انحراف ها در اثر فراموشی و ناسپاسی نعمت الهی است. از این رو
﴿ صفحه 33 ﴾
باید با یادآوری نعمت های الهی شکرگزار او باشیم. برخی از مردم عادت کرده اند که در زندگی تنها با نگاه به کمبود ها پیوسته ناسپاسی و ناشکری کنند؛ به گونه ای که هیچ گاه ذکر شکر و حمد الهی از زبان آنها شنیده نمی شود. چه بد عادتی!
وجود مبارک رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نعمت بزرگ خداست که به بشر ارزانی داشته و در آیه یاد شده، با بیان اوصاف نیکوکاری او، نقش شریف پیامبر را در سعادت انسان ها بیان می کند. نخستین ویژگی رسول خدا که در این آیه به آن اشاره شده، برانگیخته شدن ایشان از میان مردم و هم جنس بودنشان با مردم است. خداوند رسولی را به سوی مردم فرستاد که هم نوع آن ها و با نیاز هایشان آشناست، نه بیگانه ای ناآشنا که از درک مردم ناتوان است.
ویژگی دیگر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله که در این آیه بدان اشاره شده، دل سوزی و مهربانی شدید ایشان با امت خویش است. خداوند تصریح می فرماید: هر رنجی به شما برسد برای او بسیار سخت و ناگوار است. از این رو به یقین می توان گفت در میان امت اسلامی چه در زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله چه امروز و چه در آینده تا روز قیامت هر سختی و رنجی که به هر مسلمانی برسد، پیغمبر اکرم را همچون تاثر پدری در مصیبت فرزندش بلکه صدها برابر متاثر میکند. دامنه این دلسوزی در محدوده امت ایشان نمی ماند و مشرکانی را نیز دربر میگیرد که ناجوانمردانه با پیامبر دشمنی کردند و هیچ یک از اصول اخلاقی و انسانی را در حق ایشان رعایت نمی کردند. به راستی چه دلی می تواند این همه رنج و سختی را تحمل کند؟ این همه، نشان دهنده دل دریایی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله است که ما را توان درک غصه ها و رنج های ایشان نیست. جایی که خدای متعال برای تسلا و دل داری رسولش می فرماید: «مگر می خواهی خود را از غصه گمراهی عده ای هلاک کنی؟» ما چه می توانیم
﴿ صفحه 34 ﴾
بگوییم؟! اوست که از قلب رئوف بهترین آفریده خویش آگاه است و از این روی پیوسته در قرآن با آیات خویش آرامش را به قلب او نازل می فرماید.
ویژگی سوم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که زهرای مرضیه با تلاوت آیه ای از قرآن کریم در پی بیان آن است، حریص بودن رسول خدا صلی الله علیه و آله برای هدایت انسان ها به سوی بالاترین سعادت هاست(حریص علیکم).
برخی افراد وقتی وظیفه ای به عهده شان گذاشته می شود تنها در حدی آن را انجام می دهند که تکلیف از دوششان برداشته شود و پس از آن دیگر کار را رها می کنند؛ اما پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به هیچ روی این گونه نبود. وظیفه پیام آور آن است که پیام را گویا، رسا و روشن به اهلش برساند. خدای متعال به وسیله نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله پیامی را برای همه انسان ها فرستاده است و او بیش از ابلاغ مبین و روشن وظیفه ای ندارد؛ اما ایشان همه عمر مبارک خویش را در رساندن هرچه بهتر و موثر پیام الهی صرف کرد و بر این کار حریص بود. او حریص بود به اینکه افزون بر ابلاغ دستورهای الهی، این قوانین اجرا شود تا بشر راه بهشت خداوند را طی کند و به سعادت برسد و از شقاوت و بدبختی عذاب جهنم نجات یابد.
ویژگی چهارم پدر بزرگوار صدیقه طاهره علیهما السلام، مهربانی عجیب او با مومنان بود. پس از اینکه کسانی اسلام می آوردند، محبت ویژه ای از آنان در دل رسول خدا صلی الله علیه و آله شکل می گرفت و در پی آن، از هر چه در توان داشت برای یاری شان مضایقه نمی کرد. زهرای مرضیه علیها السلام پدر بزرگوار خویش را چنین انسان شریفی معرفی کرده است. ایشان به مخاطبان خویش یادآوری می کند که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله عمری در میان شما در حالی زیست که رنج شما برای او گران می آمد و برای هدایت شما بسیار حریص بود و آن گاه که یکی از شما دعوتش را می پذیرفت، نهایت محبت و مهربانی را بدو نثار می کرد.
﴿ صفحه 35 ﴾

4. فاطمه علیها السلام؛ پاسبان ولایت

فاطمه علیها السلام پس از یادآوری این ویژگی های رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابی دون نسائکم؛ «پس هرگاه نسب او را بجویید و او را بشناسید، می یابید که او پدر من است و نه پدر هیچ یک از زنان شما».
فاطمه علیها السلام با افتخار از رابطه پدر و فرزندی خویش با رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن می گوید و این افتخار را از آن خود و نه از آن زنان ایشان می شمارد. او این رابطه را با تعمد به آنان گوشزد میکند. در کنار این فضلیت و افتخار از رابطه پر افتخاری دیگر سخن می گوید که از آنِ امیر مومنان علی علیه السلام است و با این اشاره زمینه را برای طرح مسئله ای آماده می سازد که به زودی با عبارتی آتشین به آن خواهد پرداخت. صدیقه طاهره علیها السلام فضلیتی از فضایل علی علیه السلام را این گونه بیان می فرماید: و اخا ابن عمی دون رجالکم؛ «و [اگر پدرم را بشناسید می دانید که او] برادر پسر عموی من است و نه برادر هیچ یک از مردان شما».
طبیعی است که اگر کسی پسر عموی فردی دیگر باشد، فرد مقابل نیز پسر عموی او خواهد بود؛ اما صدیقه طاهره علیه السلام امیر مومنان علی علیه السلام را برادر پدر گرامی خویش معرفی می کند. این نسبت بدین سبب است که مسلمانان می دانستند وقتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله بین مسلمانان برادری ایجاد کرد، خود با امیر مومنان علی علیه السلام عقد برادری بست و از آن هنگام، علی علیه السلام به برادر پیامبر صلی الله علیه و آله معروف شد. ماجرا از این قرار بود که وقتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای استحکام روابط بین مسلمانان از آنها خواست دو به دو با هم پیمان ببندند برای هر یک از افرادی که در مسجد النبی حاضر بودند برادری معین فرمودند. در آن میان علی علیه السلام تنها ماند و برای او برادری تعیین نشد. از این رو با دیدگانی اشک آلود به حضور پیامبر صلی الله علیه السلام رسید و فرمود: یا رسول الله، برای هر یک از یاران خویش برادری تعیین
﴿ صفحه 36 ﴾
فرمودی؛ اما میان من و کسی پیوند اخوت برقرار نفرمودی. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در پاسخ امیر مومنان علی علیه السلام فرمود: والذی نفسی بیده ما اخرتک الا لنفسی انت اخی؛(11) «سوگند به خدایی که جان من در دست اوست، من تو را به تاخیر نینداختم جز برای خودم تو برادر من هستی».
هدف حضرت زهرا علیها السلام از ایراد این خطبه جز اثبات حقانیت و امامت امیر مومنان علی علیه السلام نیست و این اشاره ها در حقیقت براعت استهلال(12) برای همین مقصود است. بیان این فضایل و ویژگی ها بدین سبب است که مردم بدانند چه کسی و به چه منظوری در حال سخن گفتن با آنان است.

﴿ صفحه 37 ﴾

فصل دوم: خدمات رسول خدا صلی الله علیه و آله از زبان فاطمه علیها السلام

«فبلغ الرساله، صادعا بالنذاره، مائلا عن مدرجه المشرکین ضاربا ثبجهم، آخذ باکظامهم، داعیا الی سبیل الله ربه« بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ »(13) یکسر الاصنام، و ینکت الهام، حتی انهزم الجمع و ولوا الدبر، حتی تفری اللیل عن صبحه، و اسفر الحق عن محضه، و نطق زعیم الدین، و خرست شقاشق الشیاطین، و طاح و شیظ النفاق و انحلت عقد الکفر و الشقاق، و فهتم بکلمه الاخلاص فی نفر من البیض الخماص « وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ »(14) مذقه لشارب، و نهزه الطامع، و قبسه العجلان و موطی الاقدام، تشربون الطرق، و تقتاتون القد، اذله خاسئین « تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ »(15) من حولکم؛ پس او رسالت خویش را به خوبی به انجام رساند و مردم را به روشنی انذار کرده، از راه مشرکان روی برگرداند. [برای کشاندن مردم به سوی سعادت] بر
﴿ صفحه 38 ﴾
شانه های آنها میزد و از مقابل، آنها را میکشید. او همواره با دلیل و برهان و اندرز نیکو مردم را به خدا دعوت می نمود. بت ها را در هم می شکست، و مغزهای متکبران را می کوبید، تا جمع آنها متلاشی شد و تاریکی ها برطرف گشته، صبح فرارسید و حق آشکار شد و زعیم دین به سخن درآمد و زمزمه های شیاطین خاموش گشت. گروه رذل و پست نفاق فرو افتاده، گره های کفر و اختلاف گشوده شد و شما زبان به کلمه اخلاص (لا اله الا الله) گشودید؛ در حالی که گروه اندک و تهی دستی بیش نبودید. شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش دوزخ قرار داشتید و [از شدت کمی نفرات، همچون] جرعه ای در دهان، لقمه ای بر زبان، و شعله آتشی در دست کسی بودید که با عجله می رود و زیر دست و پا له می شدید. آب نوشیدنی شما متعفن و گندیده و خوراکتان پاره هایی پوست خشکیده بود [از نظر اجتماعی نیز میان مردم] ذلیل و خوار بودید و هیچ کس به شما اهمیتی نمی داد و پیوسته از این می ترسیدید که دشمنان شما را بربایند.