رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش:عباس گرایی

مقدمه

سرور زنان عالم علیها السلام در بخش چهارم خطبه خویش با اشاره به درگذشت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، به رخداد های پس از این رحلت جان سوز اشاره می کنند و در پی آن با بیاناتی حکیمانه و ادیبانه به آسیب شناسی جامعه اسلامی در آن مقطع حساس تاریخ می پردازند؛ اما پیش از این سخنان که میتوان آنها را اصلی ترین هدف حضرت فاطمه علیها السلام از خطبه فدکیه شمرد، به معرفی خویش و خدمات پدر بزرگوار و مهربان و توصیف همسر معصوم و مظلومشان می پردازند تا مقدمه ای برای ورود به هدف اصلی شان باشد.
﴿ صفحه 27 ﴾

فصل نخست: فاطمه علیها السلام در کلام فاطمه علیها السلام

اَیُّهَا النَّاسُ! اِعْلَمُوا اَنّی فاطِمَةُ وَ اَبی مُحَمَّدٌ، اَقُولُ عَوْداً وَ بَدْءاً، وَ لا اَقُولُ ما اَقُولُ غَلَطاً، وَ لا اَفْعَلُ ما اَفْعَلُ شَطَطاً، «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ»(4)، فَاِنْ تَعْزُوهُ وَتَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ اَبی دُونَ نِسائِکُمْ، وَ اَخَا ابْنِ عَمّی دُونَ رِجالِکُمْ، وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِىُّ اِلَیْهِ صلی الله علیه و آله، ای مردم، بدانید که من فاطمه ام و پدرم محمد است که درود خدا بر او و آل او باد! ابتدا و انتهای سخن من این است و آنچه را می گویم غلط نمی گویم و در اعمالم راه خطا نمی پویم. به یقین رسولی از خود شما به سوی شما آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و با مومنان رئوف و مهربان است. هرگاه نسبت او را بجویید و او را بشناسید خواهید دید که او پدر من بوده، نه پدر زنان شما! و برادر پسر عموی من بوده است، نه برادر مردان شما، و چه پر افتخار است این نسب. درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد!
﴿ صفحه 28﴾

1.مقدمه

اگر صحنه ای را که این سخنان گهربار فاطمه علیها السلام در آن ایراد گشته مجسم کنیم، پی میبریم که پیامبری 23 سال میان مردمی زیسته و سختی های فراوانی را تحمل کرده است. هنگام اقامت در زادگاه و وطن اصلی خویش، مکه، با بی مهری های فراوانی روبه رو شد؛ تا آنجا که اغلب روزها بر سر و روی مبارکش خاکستر می ریختند یا کودکان را به سنگ باران ایشان وادار می کردند و با توهین هایی دیگر به پیشواز پیامبر می رفتند یاران اندکی که به حضرت ایمان آورده بودند، زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می گرفتند تا از ایشان دوری جویند. از ناگوارترین مقاطع این دوران سال هایی بود که با یاران خویش در دوره ای محصور و در تحریم اقتصادی به سر بردند و به زحمت نان و آبی به آنها می رسید.(5)
رسول رحمت صلی الله علیه و آله با آماده شدن زمینه از آن محیط پردرد و رنج به مدینه مهاجرت کرد. در آنجا بر شمار مسلمانان و یاران او افزوده شد؛ تا جایی که جامعه و دولتی برای دست یافتن به اهداف بلند خویش تشکیل دادند. اما سختی ها پایانی نداشت. هنوز از تشکیل این حکومت نوپا زمان چندانی نگذاشته بود که گرفتاران جاه و مقام از هر سوی برای خاموش کردن نور حق کوشیدند و جنگ ها و نزاع های فراوان آغاز کردند؛ به گونه ای که سال هایی طولانی از عمر شریف ایشان به جنگ با مخالفانی چون مشرکان مکه، یهود، نصارا و... گذشت. سرانجام این 23 سال در نهایت سختی بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله گذشت چنان که حضرت فرمودند: ما اوذی نبی مثل ما اوذیت؛(6)
«هیچ پیامبری آن گونه آزار ندید که من اذیت و آزار شدم».
﴿ صفحه 29 ﴾
اکنون مرد میدان سختی ها و رحمت خدای متعال بر همه عالم از دنیا رفته چند روزی است جسم شریفشان در دل خاک نهان شده است. از پیامبر دختری به یادگار مانده است که مدال بوسه پدر بر دستان خویش دارد؛ پاره وجود او خوانده شده و فضایلش چنان فضای مدینه را عطر آگین کرده که کوثر نامیدن او از سوی خدا بر کسی عجیب نمی نماید. از سوی دیگر، ثمره کوشش او دیدنی است. در سایه آموزه های پیامبر عالم به علم آسمانی از یک سو، و مهربانی ها، فداکاری ها و زحمات طاقت فرسای ایشان از سوی دیگر، تمدنی عظیم پایه گذاری شده و مردم جزیره العرب از ذلت به عزتی باور نکردنی دست یافته اند.