فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

پاورقی

1 - ر.ک: محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج1، ص262.
2 - همو، أمالی، ص593.
3 - فرات‌بن‌ابراهیم کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص581.
4 - متن خطبة فدکیه در این کتاب، مفصل‌ترین متن موجود است که مؤلف، آن را با نه سند نقل کرده است.
5 - یوسف (12)، 88.
6 - وحدت حقیقی فلسفی، وصفی در مقابل کثرت است و هنگامی به کار می‌رود که موصوف آن با دقت عقلی و بدون مسامحه، حقیقتاً یک چیز باشد. وحدت در فلسفه گاه وصف مفهوم ذهنی قرار می‌گیرد و گاه وصف وجود خارجی. برای مطالعة بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، بخش دوم؛ همو، آموزش فلسفه، ج1، درس بیست‌وهشتم.
7 - ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج7، ص263.
8 - برای مطالعه بیشتر در این‌باره، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، بخش دوم.
9 - علم منطق علمی است که عهده‌دار نشان دادن راه صحیح تفکر و کشف مجهولات به انسان است. ازآنجاکه یکی از راه‌های کشف مجهول و معلوم ساختن آن، استفاده از استدلال است، این علم به‌تفصیل به بررسی اقسام استدلال از جهت شکل و محتوای آن می‌پردازد. در هر استدلالی، مقدماتی به شکلی خاص در کنار هم چیده می‌شوند تا نتیجه‌ای به دست آید. علم منطق، استدلال را از جهت گزاره‌هایی که در مقدمات آن به کار گرفته شده، و به لحاظ نتایجی که از این چینش حاصل می‌شوند به پنج دسته تقسیم می‌کند: برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه. اگر این مقدمات از گزاره‌هایی بدیهی و روشن شکل گرفته باشند که تصدیق آنها منطقاً نیازمند استدلال نیست یا بازگشت به چنین گزاره‌هایی داشته باشند، آن استدلال «برهان» نامیده می‌شود. برهان تنها استدلالی است که راهنمای انسان به دانشی یقینی است (ر.ک: محمدرضا مظفر، المنطق، ص5 و 324).
10 - مسلمات گزاره‌هایی هستند که دو طرف بحث، صادق بودن آنها را پذیرفته‌اند، گرچه ممکن است درواقع کاذب یا مشکوک باشند (ر.ک: همان، ص315).
11 - مشهورات گزاره‌هایی هستند که در میان مردم شهرت یافته‌اند و تصدیق به آنها در میان همه یا غالب عقلا یا گروه خاصی از ایشان رواج و شیوع دارد (ر.ک: همان، ص139).
12 - جدل در لغت به معنای ستیزه، کشمکش و بحث است (محمد معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه) و اصل آن در زبان عربی از «أجدلت الحبل» (رسن را محکم بستم) است (محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه)؛ اما در اصطلاح منطق، استدلالی است که مقدمات آن از مسلمات و مشهورات سامان یافته، که غرض از آن اسکات خصم است، نه لزوماً اثبات حق (ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، شرح برهان شفا، ص33 و 37؛ محمدرضا مظفر، المنطق، ص343).
13 - آرای محموده یکی از اقسام گزاره‌های مشهور است و در منطق به گزاره‌هایی گفته می‌شود که حفظ جامعة انسانی و بقا و تکامل نوع بشر به آنها وابسته است. ازاین‌رو رعایت مصلحت عمومی مقتضی تصدیق و پذیرش آنهاست و همین امر موجب توافق آرای عقلا بر آنها شده است؛ مانند قضیة «عدل خوب است» و «ظلم بد است» (ر.ک: محمدرضا مظفر، المنطق، ص305). البته دربارة حقیقت و ماهیت قضایای ارزشی و الزامی، بحث‌های گسترده‌ای در فلسفة اخلاق و فلسفة حقوق مطرح شده است. برای مطالعه در این زمینه، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، درس بیستم؛ همو، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی.
14 - طه (20)، 63.
15 - نحل (16)، 106.
16 - ر.ک: محمدبن‌حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج6، ص428؛ محمدبن‌عمر فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج10، ص124.
17 - بقره (2)، 173.
18 - آل عمران (3)، 28.
19 - محمدبن‌مکرم‌‌ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل واژه تُقاة.
20 - احمدبن‌محمد‌بن‌خالد برقی، المحاسن، ص254.
21 - ر.ک: مرتضی‌بن‌محمدامین الانصاری، رسائل فقهیه، ص75؛ هاشم آملی، المعالم المأثورة، ج4، ص288؛ محمدعلی اراکی، کتاب النکاح، ص304.
22 - ر.ک: سیدروح‌الله موسوی خمینی، الرسائل العشرة، ص56 و 70.
23 - ر.ک: همان، ص12.
24 - همو، صحیفة امام، ج1، ص178.
25 - سجده (32)، 7.
26 - انعام (6)، 165.
27 - انسان (76)، 4.
28 - برای آشنایی با اصطلاحات و تعاریف مختلف دین، ر.ک: حسن یوسفیان، کلام جدید، فصل اول.
29 - کافرون (109)، 6.
30 - بقره (2)، 213.
31 - بقره (2)، 79.
32 - انعام (6)، 157.
33 - ر.ک: آل عمران (3)، 104ـ105؛ انعام (6)، 153 و 159؛ مؤمنون (23)، 23 و... .
34 - شورا (42)، 13.
35 - قمر (54)، 55.
36 - نساء (4)، 165.
37 - شورا (42)، 13.
38 - آل ‌عمران (3)، 103.
39 - ر.ک: بقره (2)، 79؛ آل ‌عمران (3)، 187 و... .
40 - بقره (2)، 6ـ7.
41 - یس (36)، 9ـ11.
42 - ما نیز باید این خطر را جدی بگیریم و از اینکه مبادا روزی در برابر حق بایستیم به خدا پناه ببریم. باید مراقب بود که حتی کمترین مرتبه‌ای از این صفت زشت هم در وجود ما لانه نکند. هنگامی که با کسی بر سر مسئله‌ای گرچه کوچک بحث می‌کنیم، اگر در میانة بحث فهمیدیم که سخن او حق است، باید خاضعانه بپذیریم و حاضر باشیم خود را بشکنیم. بیماری مقابله با حق از اینجا آغاز می‌شود که انسان در برابر سخن حق خود را نشکند و بخواهد برتری خویش را حفظ کند. مبادا ندای قرآن را فراموش کنیم که می‌فرماید: تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقین ؛ «آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى دهیم كه ارادة برترى جویى در زمین و فساد را ندارند، و عاقبت نیك براى پرهیزکاران است » (قصص، 83).
اگر این خوی شیطانی را از دوران جوانی از وجود خویش بیرون برانیم و با ممارست و تمرین، همیشه تابع حق باشیم و هنگامی که فهمیدیم اشتباهی از ما سر زده است با شجاعت اعلام کنیم که «اشتباه کردم»، بی‌شک هیچ ضرری متوجه ما نمی‌شود. بیاییم دست‌کم این راه را امتحان کنیم و ببینیم با این کار چگونه عزیزتر خواهیم شد. باید در این میدان با شیطان مبارزه کرد. کسانی که در رتبة رؤسا، رهبران و اداره‌کنندگان جامعه قرار دارند وضعیتی بسیار حساس‌تر نسبت به دیگران دارند و وجود چنین رذیله‌ای در آنها فساد فراوانی ایجاد می‌کند (مؤلف).
43 - خلیل‌بن‌ایبک الصفدی، الوافی بالوفیات، ج11، ص99؛ محمدبن‌احمد الذهبی، تاریخ الاسلام، ج9، ص89.
44 - عبدالعزیز دهلوی، مختصر التحفة الاثنی عشریة، با تلخیص سیدمحمود شکری الآلوسی، ص9.
45 - پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی، متن فتوای تاریخی شیخ‌محمود شلتوت، http://broujerdi.org/content/view/29/124.
46 - ر.ک: محمدبن‌احمد السرخسی، المبسوط، ج6، ص88 و عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج4، ص303..
47 - پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی، تأییدهای فتوای تاریخی شیخ‌محمود شلتوت، http://broujerdi.org/content/view/29/124.
48 - برای آگاهی بیشتر، ر.ک: رحیم ابوالحسینی، «پیش‌گامان تقریب، آیت‌الله بروجردی؛ آیت اخلاص»، مجلة اندیشة تقریب، ش5، ص99ـ118.
49 - انعام (6)، 108.
50 - بقره (2)، 159.
51 - ر.ک: سیدروح‌الله موسوی خمینی، وحدت از دیدگاه امام خمینی، تنظیم و استخراج مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(رحمه الله)؛ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مداحان و ذاکران اهل‌بیت(علیهم السلام) به مناسبت میلاد حضرت فاطمه‌(علیها السلام)، www.leader.ir، 14/4/1386.
52 - کتاب عبقات الانوار سیدمیرحامدحسین پاسخی است علمی، مستند و منطقی به کتاب تحفة اثنی عشریة عبدالعزیز دهلوی (مولوی عبدالعزیز) (1159ـ1239ق) از علمای برجستة اهل‌سنت. علامه سیدمیرحامدحسین، بسیار اهل تتبع بود و تسلط ویژه‌ای بر روایات و آثار عالمان گذشته داشت. وی پس از کسب علوم معقول و منقول، عمر خویش را به بحث و پژوهش در اسرار اعتقادات دینی و حراست از ارزش‌های اسلام راستین و احیای فلسفة سیاسی اسلام گذراند و در این راستا آثار گران‌سنگی از خود به یادگار گذارد. نخستین فعالیت علمی او نقد، بررسی، تصحیح و تهذیب بعضی از کتاب‌های ارزشمند پدرش علامه سیدمحمدقلی بود؛ چراکه بسیاری از آثار پدرش، در دفاع از مکتب شیعه و پاسخ به شبهات مخالفان تشیع بود و فرزند عالم و فرزانة او آنها را تصحیح، چاپ و منتشر کرد. میرحامدحسین سال‌هایی از عمر گران‌مایة خویش را در این راه صرف کرد و از این رهگذر، خدمات شایانی به عالم تشیع ارزانی داشت. آن‌گاه خود اقدام به نوشتن کتاب‌هایی گران‌قدر کرد که صاحب اعیان ‌الشیعه (ج18، ص‌373) آنها را بیان کرده است.
هرگاه عالمان شیعه کتابی بر رد تحفة اثنی عشریه می‌نگاشتند، عالمان هم‌اندیش مولوی عبدالعزیز و شاگردان وی در صدد پاسخ به آن برمی‌آمدند؛ اما ازآنجاکه کتاب عبقات ‌الانوار میرحامدحسین از قوت بالا و منطقی محکم برخوردار بود، آنان را یارای مبارزه و پاسخ نبود. عالمان دین و دانشمندان اسلامی کتاب عبقات ‌الانوار را شاهکار میرحامدحسین و کاری کارستان دانسته‌اند که شماری از این دیدگاه‌ها را بیان خواهیم کرد.
علامه امینی دربارة عبقات چنین می‌نویسد:
اما کتاب او، عبقات، بوی خوش آن، از کران تا کران جهان وزید، و آوازة این کتاب، خاور و باختر را فراگرفت. هرکس این کتاب را دید، دید که معجزه‌ای روشن و روشنگر است، که هیچ باطلی و نادرستی در آن راه نخواهد داشت. ما از این کتاب پرارج و دانش فراوانی که در آن گرد آمده است، استفادة بسیار بردیم. ازاین‌رو سپاس‌های پیاپی خویش را به پیشگاه او و پدر گرامی‌اش تقدیم می‌داریم و از درگاه خدا برای آنان، پاداش‌های بزرگ و بسیاری می‌طلبیم (عبدالحسین امینی، الغدیر، ج‌1، ص‌156ـ157).
امام خمینی(رحمه الله) نیز در کتاب کشف ‌الاسرار می‌گوید:
کتاب عبقات ‌الانوار سید بزرگوار حامدحسین هندی، که چهار جلد بزرگ در حدیث غدیر تصنیف کرده و چنین کتابی تاکنون نوشته نشده و عبقات ‌الانوار در امامت از قراری که شنیده شده سی جلد است و آنچه ما دیدیم هفت‌ و هشت جلد است و در ایران شاید تا پانزده جلد آن پیدا شود؛ و اهل‌سنت در صدد جمع این کتاب و تضییع آن هستند و ما ملت‌ شیعه در خواب هستیم، تا آن‌وقت که یک چنین گنج پرقیمت و گوهر گران‌بهایی از دست ‌برود و اکنون قریب دو سال است که به ملت ‌شیعه راجع به تجدید طبع این کتاب پیشنهاد شده و به خون‌سردی تلقی شده است. با این وصف با خواست‌ خدا جلد غدیر در تحت طبع است، لکن بر علمای شیعه بالخصوص و دیگر طبقات لازم است که این کتاب را، که بزرگ‌ترین حجت مذهب است، نگذارند از بین برود (سیدروح‌الله الموسوی الخمینی، کشف الاسرار، ص‌141).
به نقل از: سیدمحمدرضا حسینی، «معرفی کتاب عبقات ‌الانوار»، نشریة پژوهش و حوزه، ش3، با اندکی تلخیص.
53 - سفر استاد به کشور هندوستان به تاریخ 19/6/1382 بازمی‌گردد. این سفر به خواست مقام معظم رهبری حفظه‌الله‌تعالی ‌جهت دیداری از حوزه‌های علمیة هند و بررسی وضعیت شیعیان و مسلمانان آن سرزمین صورت گرفت. برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، ‌سفر به سرزمین هزار آیین، نگارش اصغر عرفان.
54 - محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج3، ص380.
55 - ر.ک: سیدروح‌الله موسوی خمینی، الرسائل، ج2، ص198.
56 - سبأ (34)، 24.
57 - یکی از مستشرقان به نام «جرج سیل» در مقدمة ترجمة خویش بر قرآن می‌نویسد: «اسلوب قرآن بسیار زیبا و جوشان است و در بسیاری از آیاتش شیرینی و فخامت و متانت موج می‌زند؛ به‌ویژه آنجا که سخن از بزرگی و جلال خداوند می‌راند. عجیب است که قرآن با این روش ممتازش شنوندگانش را اسیر خود می‌سازد، چه مسلمانان و چه مخالفان را. همین جذابیت بی‌نظیر قرآن بود که مخالفان آن را سحر دانستند و در برابرش سکوت اختیار کرده و شگفت‌زده شدند» (محمدحسن زمانی، مستشرقان و قرآن، نقد و بررسی آرای مستشرقان دربارة قرآن، ص305).
یکی دیگر از مستشرقان به نام «دیون پورت» نیز دربارة اعجاز ادبی قرآن می‌نویسد: «قرآن ازنظر ادبی شاعرانه‌ترین اثر مشرق‌زمین است و قسمت اعظم آن نثری است موزون و مسجّع... . قرآن اثری است که به‌واسطة سنگینی عبارت آن، خواننده در آغاز رمیده می‌شود و سپس مفتون جاذبة آن می‌گردد و بالاخره بی‌اختیار مجذوب زیبایی‌های متعدد آن می‌شود» (جان دیون پورت، عذر تقصیر به پیشگاه محمد(صلى الله علیه وآله) و قرآن، ترجمة سیدغلامرضا سعیدی، ص67 ـ 68).
58 - ر.ك: یاقوت‌بن‌عبدالله، معجم البلدان، ج4، ص270، ذیل واژة فدک.
59 - ر.ک: فضل‌بن‌حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص145؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1، ص224؛ جلال‌الدین سیوطی، الدر المنثور، ج1، ص87.
60 - هم‌اکنون نیز اقتصاد بسیاری از کشورهای دنیا ازجمله کشور امریکا در اختیار یهودیان است. یهودیان بااینکه جمعیت فراوانی ندارند، فکر و ذوق اقتصادی بسیار خوبی دارند. آنها انسان‌هایی بسیار پول‌دوست هستند و می‌كوشند گلوگاه‌های اقتصاد را قبضه کنند. از این نظر چینی‌ها نیز همانند یهودیان هستند و بر آن‌اند با هر کشوری که رابطه برقرار می‌کنند، اقتصاد آن کشور را قبضه کنند و در این زمینه بسیار فعال‌اند (مؤلف).
61 - برای مطالعة بیشتر درزمینة تعامل فرهنگی یهود و عرب جاهلی، ر.ک: جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج6، ص557؛ سیداحمدرضا خضری و فاطمه احمدوند، «یهود مدینه»، فصلنامة علوم انسانی، ش66.
62 - رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پس از هجرت به مدینه چند اقدام اساسی و حکیمانه را برای محکم کردن پایه‌های حکومت نوپای اسلامی انجام داد که از جملة آنها معاهده‌ای عمومی بود که با گروه‌های مختلف اهل مدینه، ازجمله یهودیان بستند. جامعیت این معاهده به‌گونه‌ای است که می‌توان از آن با عنوان منشور حکومت مدینه یاد کرد. علامه سیدجعفر ‌مرتضی عاملی در این باره می‌نویسد: «این سند به‌مثابة یک نظام‌نامه (منشور) است که اصول روابط خارجی و داخلی دولت جدید را تبیین می‌کرد. درحقیقت نظام‌نامة حکومتی پیغمبر(صلى الله علیه وآله) یکی از مهم‌ترین سندهای حقوقی است که باید دانشمندان علم حقوق با دقت تمام به مطالعه و بررسی آن بپردازند تا علاوه بر شناخت اهداف متعالی اسلام و ضوابط حقوقی مورد نظر، و مقایسة آن با حقوق وضعی بشری که توانایی پاسخ‌گویی به نیازهای فطری انسان را ندارد، اصول و احکام لازم را از آن استخراج کنند» (سیدجعفر مرتضی عاملی، سیرة صحیح پیامبر اعظم، ترجمة محمد سپهری، ج2، ص279).
اما رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علاوه بر این معاهدة عمومی که قبایل مختلف یهود نیز در آن شرکت داشتند، پیمان‌هایی جداگانه با سه قبیلة معروف بنی‌قریظه، بنی‌نضیر و بنی‌قینقاع بستند که در کتب تاریخی کمتر بدانها توجه شده است. برای مطالعة بیشتر در این ‌باره، ر.ک: همان، ص293؛ فضل‌بن‌حسن طبرسی، إعلام الوری، ص69؛ مصطفی صادقی، «برخوردهای مسالمت‌آمیز پیامبر(صلى الله علیه وآله) با یهود»، مجلة تاریخ اسلام (دانشگاه باقرالعلوم)، ش2، ص7ـ27.
63 - بقره (2)، 89.
64 - بقره (2)، 146.
65 - منافقون (63)، 8.
66 - برای مطالعة بیشتر دربارة عهدشکنی بنی‌نضیر، ر.ک: سیدعلی میرشریفی، درس‌نامة آشنایی با تاریخ اسلام (پیام‌آور رحمت)، ج1، ص234؛ سیدجعفر مرتضی عاملی، سیرة صحیح پیامبر اعظم، ترجمة محمد سپهری، ج3، ص341.
67 - برای مطالعه دربارة عهدشکنی طایفة بنی‌قینقاع، ر.ک: سیدعلی میرشریفی، درس‌نامة آشنایی با تاریخ اسلام (پیام‌آور رحمت)، ج1، ص193؛ سیدجعفر مرتضی عاملی، سیرة صحیح پیامبر اعظم، ترجمة محمد سپهری، ج4، ص129. همچنین برای مطالعه دربارة عهدشکنی بنی‌قریظه، ر.ک: درس‌نامة آشنایی با تاریخ اسلام (پیام‌آور رحمت)، ج2، ص19.
68 - حشر (59)، 2.
69 - حشر (59)، 6.
70 - انفال (8)، 41.
71 - برای مطالعة بیشتر، ر.ک: محمدبن‌حسن‌بن‌باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج16، ص116.
72 - اسراء (17)، 26.
73 - ر.ك:‌ محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج1، ص543؛ محمدبن‌محمدبن‌نعمان، المقنعة، ص289؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج1، ص443؛ جلال‌الدین سیوطی، الدر المنثور، ج4، ص177.
74 - محمدباقر مجلسی، ‌بحار الانوار، ج29، ص118.
75 - ر.ك: عبدالحمیدبن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج16، ص263.
76 - محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج29، ص123.
77 - ر.ک: حسین‌علی آذربادگان، «نگاهی گذرا به اسناد و منابع مکتوب خطبة فدک»، مجلة علوم حدیث، ش26، ص47ـ69.
78 - نهج ‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، نامة 45.
79 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج29، ص113 و ج43، ص214.
80 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج2، ص26؛ سلیمان‌بن‌احمد الطبرانی، المعجم الکبیر، ج1، ص108، ح182؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج5، ص1777، ح4730؛ علی‌بن‌حسن‌بن‌عساکر، تاریخ دمشق الکبیر، ج3، ص86، ح598؛ جلال‌الدین سیوطی، مسند فاطمة الزهراء، ص74، ح186.
81 - عبدالحمید‌بن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص198و269.
82 - قاضی نعمان مغربی، ‌شرح الأخبار، ج2، ص78.
83 - توبه (9)، 34.
84 - علی‌بن‌ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج1، ص52.
85 - ر.ك: همان، ص53.
86 - محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج8، ص206، ح251.
87 - عبدالواحد‌بن‌محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم ودرر الکلم، ص37، ح1270.
88 - ر.ك: حسین‌بن‌محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژة حمد.
89 - ابن‌منظور می‌گوید: نَعُمَ الشی ءُ نُعُومَةً أی صار ناعِما لَیِّنا (محمدبن‌مکرم‌‌ابن‌منظور، لسان ‌العرب، ذیل واژة نَعُمَ).
90 - یس (36)، 82.
91 - برای آگاهی بیشتر دربارة اعتباری بودن ماهیت و اصیل بودن وجود، ر.ک: محمدتقی مصباح‌ یزدی، آموزش فلسفه، ج1، درس بیست‌وششم و بیست‌وهفتم.
92 - بقره (2)، 29.
93 - ر.ك: محمد‌بن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج2، ص255، ح15.
94 - حمد (1)، 6ـ7.
95 - نساء (4)، 69.
96 - تکاثر (102)، 8.
97 - علی‌بن‌ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج2، ص440؛ محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج6، ص270، ح3 و 5.
98 - لقمان (31)، 20.
99 - نحل (16)، 18.
100 - قمر (54)، 55.
101 - تحریم (66)، 11.
102 - ابراهیم (14)، 28.
103 - نساء (4)، 69.
104 - مریم (19)، 10ـ11.
105 - انعام (6)، 121.
106 - انعام (6)، 112.
107 - نحل (16)، 68.
108 - انبیاء (21)، 73.
109 - شمس (91)، 8.
110 - حجرات (49)، 7.
111 - فصلت (41)، 17.
112 - محمد (47)، 17.
113 - البته تحقق الهام برای برخی از بندگان خاص خدای سبحان، بدین معنا نیست که آنان از مقامی مانند مقام حضرات معصومین(علیهم السلام) برخوردارند؛ بلکه الهام، تفضل و عنایتی ویژه از سوی خدای سبحان به آنهاست همان‌گونه که عدم ارتکاب به گناه و معصیت الهی، به معنای برخورداری از عصمتی همچون عصمت معصومان الهی نیست. به‌طور یقین برخی از امامزادگان و اولیای الهی در طول عمر خویش هیچ‌گاه مرتکب عصیان خدای سبحان نشدند و به یک معنا معصوم بودند؛ اما هنگامی که از عصمت انبیا و امامان سخن به میان می‌آید، مقصود عصمتی است که از سوی خدای سبحان تضمین شده است یا ایشان کسانی هستند که واجب است معصوم باشند. بنابراین همان‌گونه که خدای سبحان عصمت انبیا را برای ما تضمین کرده، به‌گونه‌ای‌که هرگز مرتکب عصیان و خطایی نمی‌شوند، عصمت امامان معصوم(علیهم السلام) و حضرت زهرا(علیها السلام) را نیز تضمین فرموده است و برای اثبات عصمت ایشان دلیل قطعی وجود دارد. البته این بدان معنا نیست که عصمتِ از گناه برای انسانی دیگر امکان ندارد. مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت(رحمه الله) می‌فرمودند شخصی از خانوادة قاجار ساکن نجف و مجاور حرم بود. وی پیش از آن، در دوران جوانی‌اش پستی دولتی داشت و در نجف، کنسول ایران بود؛ اما با اتمام مسئولیتش در نجف مجاور می‌شود. او قد بلندی داشت و بسیار موقر راه می‌رفت. من احساس می‌کردم که ایشان بااینکه قد بلندی دارد و خیلی موقر راه می‌رود، گویا سرّی دیگر هم دارد که حالتی افتاده همراه با خضوع و خشوع دارد. شاید این ماجرا حقیقتی بوده است که ایشان مشاهده کرده‌اند، اما تصریح به آن نمی‌کنند. مدتی گذشت تا اینکه ایشان دو تن از مراجع تقلید، یعنی مرحوم آیت‌الله خویی و مرحوم آیت‌الله میلانی را ـ در آن هنگام مرحوم آیت‌الله میلانی در نجف بودند؛ اما مدتی بعد به کربلا و از آنجا به مشهد مقدس سفر می‌کنند و در مشهد مقدس ساکن می‌شوند. مرحوم آیت‌الله بهجت مدتی نزد ایشان درس خوانده بودند ـ به منزلش در کوفه دعوت می‌کند و از فرارسیدن مرگ خود به ایشان خبر می‌دهد و هنگامی که به حالت احتضار می‌رسد در محضر این دو مرجع معظم می‌گوید: «خدایا! تو شاهدی از آن روزی که به تکلیف رسیدم، تا به حال ازروی عمد و با علم و آگاهی هیچ‌گاه مرتکب گناه نشدم!»
ظنّ قوی بنده این است که مرحوم آیت‌الله بهجت، حتی پیش از سن تکلیف هم مرتکب گناهی نشده بودند و ما در مدتی که خدمت ایشان بودیم، حتی چیزی که بتوان مکروه بودنش را اثبات کرد از ایشان ندیدیم. خدا می‌تواند چنین بنده‌هایی داشته باشد؛ اما این بدان معنا نیست که فردی به حضرات معصومین اضافه شده است؛ بلکه کسانی که لیاقت داشته باشند، با تفضل ویژة خداوند از ابتدای سن تکلیف و حتی پیش از آن هیچ‌گاه سر از فرمان الهی برنمی‌گردانند و در طول عمر خویش، پروندة خود را آلوده نمی‌کنند. نمونة بارز چنین بندگانی حضرت اباالفضل صلوات‌الله‌علیه است که مسلماً در طول عمر مبارکش عصیانی از او سر نزده است. همچنین بانوی باکرامت، حضرت معصومه(علیها السلام) اگر به مقامی عظیم نایل آمده که ما توانایی درک یک‌هزارم آن را هم نداریم، در پرتو اطاعت و بندگی خدا و پرهیز از هرگونه معصیت بوده است. یقیناً کسی که ذره‌ای به عصیان الهی آلوده شده باشد، نمی‌تواند به چنین مقامی برسد. (مؤلف)
114 - ر.ک: محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج1، ص176.
115 - ر.ک: همان، ص264، ح3.
116 - «منظور از براعت استهلال آن است كه متكلم در اول سخن خود و یا نویسنده در ابتدا و مقدمة كار خود چیزى گوید و نویسد كه مناسب مطالبى باشد كه بعدها ذكر می‌كند؛ به الفاظ لطیف غیرصریح، بلكه با اشارات ملیحه كه مخاطب به ذوق سلیم، مقصود گوینده را دریابد و گویند در قرآن مجید، سورة فاتحه براعت استهلال است براى تمام قرآن» (سیدجعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج۱، ص۴۰۲).
117 - محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج1، ص241، ح5.
118 - همان، ص240، ح2.
119 - سیدبن‌طاووس، اقبال الأعمال، ص152.
120 - مثلاً برای شتر در زبان عربی واژگان بسیاری وجود دارد که هر کدام بر یک ویژگی دلالت دارد؛ مانند «ابل» که برای شتران فراوان به کار می‌رود (محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه)؛ «جمل» که به معنای شتری است که دندان نیش و پیشین آن درآمده باشد (همان)؛ «بعیر» که به معنای شتری است که جنس آن مشخص نیست (خلیل‌بن‌احمد، العین، ذیل واژه)؛ «ناقه» که به معنای شتر ماده است (همان)، و... .
121 - محمدبن‌مکرم‌‌ابن‌منظور، لسان‌ العرب، ذیل واژة النعمة.
122 - همان، ذیل واژة الآلاء.
123 - احمدبن‌محمد فیومی، مصباح ‌المنیر، ذیل واژة المنّة.
124 - محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه النعمة.
125 - الرحمن (55)، 13.
126 - اعراف (7)، 69 و 74.
127 - ر.ک: محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژة المنة.
128 - آل ‌عمران (3)، 164.
129 - لقمان (31)، 20.
130 - احمدبن‌أبی‌طاهر، بلاغات النساء، ص26.
131 - نحل (16)، 18.
132 - ابراهیم (14)، 7.
133 - نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، حکمت 237.
134 - برای مطالعة برخی از اقوال مفسران دربارة منّ و سلوا، ر.ک: فضل‌بن‌الحسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، ذیل آیة 57 سورة بقره.
135 - بقره (2)، 61.
136 - ابراهیم (14)، 7.
137 - ر.ک: محمدبن‌مکرم‌‌ابن‌منظور، لسان ‌العرب، ذیل واژه.
138 - قاسم حمیدان دعاس، اعراب القرآن الکریم، ذیل آیه.
139 - طه (20)، 114.
140 - ر.ک: ابن‌میثم بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص28.
141 - ر.ک: محمدبن‌مکرم‌‌ابن‌منظور، لسان‌ العرب، ذیل واژة أجزل.
142 - لقمان (31)، 14.
143 - سبأ (34)، 13.
144 - سیدبن‌طاووس، الإقبال‌ الأعمال، ص349.
145 - ر.ک: محمدبن‌مکرم‌‌ابن‌منظور، لسان‌ العرب، ذیل واژه.
146 - در اینجا لازم می‌دانم به دوستان جوان طلبه تأکید و سفارش کنم که ادبیات را سبک نشمارید. بسیاری از اشتباهاتی که در فهم حدیث و روایت رخ می‌دهد، به ضعف در ادبیات بازمی‌گردد. متأسفانه اخیراً به ادبیات چندان بها داده نمی‌شود و این اتفاق خوبی نیست. پیش از انقلاب شخصی که متأسفانه معمم هم بود، کتابی با موضوع توحید نوشته بود و قصد داشت تفکرات مارکسیسم را با ادبیات اسلامی تئوریزه کند. وی سخن خود را این‌گونه آغاز کرده بود:
توحید باب تفعیل است و معنای آن یکی کردن است؛ اما دربارة خدا معنا ندارد که او را یکی کنیم؛ زیرا خدا یکی هست. بنابراین ما باید چیزی را یکی کنیم که یکی نیست، و آنچه که در آن اختلاف و کثرت است و ما باید کثرت آن را برطرف کنیم جامعه است. ما باید جامعه را یکی کنیم. پس توحید که یکی از عقاید اسلامی است بدین معناست که سعی کنیم جامعه یکی شود و این یعنی کمونیسم. اصلاً اسلام یعنی همین.
اساس مکتب مارکسیسم بر یک طبقه و یک‌دست شدن جامعه بنا نهاده شده و بر آن است که اختلاف طبقاتی و طبقات کثیر جامعه اعم از ثروتمند و فقیر و... از بین بروند. این شعار برای اکثریت مردم دنیا که کم‌وبیش از فقر و مشکلات رنج می‌بردند بسیار گیرا بود و به همین دلیل مکتب مارکسیسم بسیار سریع در کشورهای فقیر رواج می‌یافت. پیروان این مکتب به‌منظور باز کردن جایی برای مکتب مارکسیسم در جوامع اسلامی می‌کوشیدند آموزه‌های مارکسیسم را با تعبیرات اسلامی بیان کنند. ازاین‌رو در جامعة ما از مکتب کمونیسم با تعبیر «جامعة طراز نوین توحیدی» نام می‌بردند و می‌گفتند:‌ هدف ما رسیدن به جامعه‌ای اشتراکی است که همه در آن یک‌سان‌اند، و کمونیسم یعنی همین!
همچنین در اوایل انقلاب نظریه‌پردازی که در خارج از ایران تحصیل کرده بود کتابی دربارة اعتقادات نوشت که در آن سعی داشت هریک از اعتقادات اسلامی را با اصطلاحات خاص جامعه‌شناختی معنا کند. وی هنگامی‌ که به بحث امامت می‌رسد، می‌نویسد: «در زمانه ما باید امامت را به‌گونه‌ای معنا کنیم که با اصول امروزی تطبیق داشته باشد. برای این منظور باید بگوییم امامت به معنای خودرهبری است. جامعه باید خود رهبر خویش باشد. در جامعه نه رهبر الهی مطرح است و نه رهبر موروثی سلطنتی، و این یعنی دموکراسی».
از این شعار در مبارزه با سلطنت استفاده می‌کردند و آن را تفسیری برای امامت قرار می‌دادند؛ اما حقیقت این است که این سخنان چیزی جز بازی با الفاظ نیست که در طول تاریخ هر روز به رنگی و شکلی جلوه می‌کند. حتی گاهی افراد خوب، با نیت‌های خوب در این دام‌ها می‌افتند (مؤلف).
147 - یوسف (12)، 106.
148 - ر.ک: محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، التوحید، ص83، ح3.
149 - نهج ‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبه 1.
150 - ر.ک: میرسیدشریف جرجانی، شرح المواقف، ج8، ص44.
151 - صافات (37)، 96.
152 - صافات (37)، 96.
153 - اعراف (7)، 57.
154 - عبارت امام در سخنرانی بعد از بازگشت از تهران این است: «بحمدلله از هیچ چیز نمی‌ترسم. والله تا حالا نترسیده‌ام. آن روز هم مرا می‌بردند، انها می‌ترسیدند؛ من آنها را تسلیت می‌دادم كه نترسید». صحیفة امام، ج1، ص293.
155 - انعام (6)، 52.
156 - انعام (6)، 162.
157 - برای مطالعة بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج1، درس سیزدهم.
158 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص49.
159 - همو، التوحید، ص329.
160 - برای نمونه، ر.ک: فضل‌بن‌حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ذیل آیه.
161 - زخرف (43)، 9.
162 - نمل (27)، 62.
163 - اعراف (7)، 195.
164 - عنکبوت (29)، 65.
165 - لقمان (31)، 32.
166 - انعام (6)، 63.
167 - ر.ک: محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، التوحید، ص231.
168 - عنکبوت (29)، 61.
169 - یونس (10)، 31.
170 - یونس (10)، 31.
171 - نجم (53)، 11.
172 - ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن 7 (اخلاق در قرآن)، ص244.
173 - مائده (5)، 54.
174 - سیدبن‌طاووس، اقبال الأعمال، ص349.
175 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج66، ص293.
176 - نور (24)، 35.
177 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج 66، ص293.
178 - ر.ک: میرسیدشریف جرجانی، شرح المواقف، ج8، ص115.
179 - قیامت (75)، 22ـ23.
180 - برای مطالعة بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج1، درس پانزدهم.
181 - برای مطالعة بیشتر، ر.ک: همان، درس بیست‌وچهارم.
182 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، التوحید، ص107، ح8.
183 - ر.ک: محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج1، ص337، ح5.
184 - ر.ک: قاضی سعید قمی، شرح توحید الصدوق، ج2، ص513.
185 - محمد (47)، 19.
186 - آل ‌عمران (3)، 18.
187 - اسراء (17)، 85.
188 - حجر (15)، 29؛ ص (38)، 72.
189 - ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج2، ص367.
190 - بقره (2)، 260.
191 - الرحمن (55)، 14.
192 - حج (22)، 5.
193 - انبیاء (21)، 30.
194 - یس (36)، 82.
195 - اعراف (7)، 179.
196 - بقره (2)، 117؛ انعام (6)، 101.
197 - مجمع البحوث الإسلامیة، شرح المصطلحات الفلسفیة، ذیل اصطلاح «المعلول المبدع والمکّون والمخترع».
198 - ر.ک: میرسیدشریف جرجانی، شرح المواقف، ج8، ص44.
199 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، التوحید، ص148.
200 - ابراهیم‌بن‌علی عاملی کفعمی، المصباح، ص292.
201 - یس (36)، 82.
202 - ابراهیم (14)، 1.
203 - چنین نظری به افلوطین نسبت داده شده است (ر.ک: فردریک چارلز کاپلستون، تاریخ فلسفه، ترجمة سیدجلال‌الدین مجتبوی، ج1، ص535ـ537، نظریة افلوطین).
204 - کهف (18)، 23ـ24.
205 - انسان (7)، 30؛ تکویر (81)، 29.
206 - هود (11)، 107.
207 - هود (11)، 108.
208 - یونس (10)، 59.
209 - یونس (10)، 100.
210 - انعام (6)، 136.
211 - ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج7، ص29.
212 - انفال (8)، 67.
213 - ر.ک: ملاهادی سبزواری، شرح المنظومه، ج2، ص421. همچنین برای مطالعة بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج2، ص101.
214 - میرسیدشریف جرجانی، شرح المواقف، ج8، ص202.
215 - حسن‌بن‌یوسف حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص306.
216 - جلال‌الدین محمد مولوی، مثنوی معنوی، دفتر دوم، عتاب کردن حق تعالی موسی(علیه السلام) از بهر شبان. شایان ذكر است كه در بعضی از نسخه‌ها به جای «خلق» واژة «امر» آمده است.
217 - آل ‌عمران (3)، 146.
218 - بقره (2)، 222.
219 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج99، ص167. در این تعبیرات برای خلقت عالم از تعبیر صدور استفاده شده است. کسانی که به فلاسفه ایراد می‌گیرند که چرا می‌گویید عالم از خدا صادر شده است، باید بدانند که در روایات نیز چنین تعبیراتی آمده‌اند (مؤلف).
220 - فجر (89)، 22.
221 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، أمالی، ص113.
222 - عبدالله‌بن‌نورالله بحرانی، عوالم العلوم، ج11، قسم 1، ص44.
223 - آل ‌عمران (3)، 34.
224 - احمدبن‌علی طبرسی، الإحتجاج، ج 1، ص 143.
225 - عبدالله‌بن‌نورالله بحرانى، عوالم العلوم، ج11، ص930.
226 - اعلی (87)، 2.
227 - اعراف (7)، 11.
228 - سیدبن‌طاووس، اقبال الأعمال، ص73.
229 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج91، ص147، مناجات خمس‌عشر.
230 - آل عمران (3)، 190ـ191.
231 - اعراف (7)، 94.
232 - انعام (6)، 42.
233 - نحل (16)، 32.
234 - ذاریات (51)، 56.
235 - طه (20)، 84.
236 - سیدبن‌طاووس، اقبال الأعمال، ص349.
237 - نهج ‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 65.
238 - انعام (6)، 97.
239 - بقره (2)، 185.
240 - طه (20)، 13.
241 - آل ‌عمران (3)، 33.
242 - آل ‌عمران (3)، 179.
243 - ابن‌منظور می‌گوید: والصَّفِیُّ: الخالِصُ من كلِّ شی ءٍ؛ واصْطَفَاه: أَخذَه صفیّا (محمدبن‌مکرم‌‌ابن‌منظور، لسان‌ العرب‌، ذیل مادة صفو).
244 - محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه.
245 - مریم (19)، 67.
246 - انسان (76)، 1.
247 - حسن‌بن‌محمد دیلمی، غرر الأخبار، ص195.
248 - احمدبن‌حنبل، فضائل الصحابه، ص823، ح1130. در بسیاری از مصادر روایی شیعه و سنی، تقسیم این نور در صلب جناب عبدالمطلب روایت شده است (ر.ک: محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، الخصال، ج2، ص481؛ علی‌بن‌حسن‌بن‌عساکر، تاریخ دمشق الکبیر، ج45، ص52).
249 - ر.ك: ابوالفضل‌بن‌شاذان قمی، الروضة فی فضائل امیر المؤمنین علی ‌بن ‌ابی ‌طالب(علیه السلام)، ص112.
250 - آل عمران (3)، 133.
251 - ر.ك: حسن‌بن‌محمد دیلمی، غرر الأخبار، ص197.
252 - ر.ک:‌ علی‌بن‌ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج2، ص228.
253 - نور (24)، 35.
254 - زمر (39)، 69.
255 - ر.ك: علی‌بن‌ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج2، ص253.
256 - ابراهیم (14)، 48.
257 - حجر (15)، 29.
258 - عبدالواحدبن‌محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم ودرر الکلم، ص119، ح2086.
259 - فخرالدین‌بن‌محمد طریحی، مجمع ‌البحرین، ج2، ص382.
260 - رعد (13)، 39.
261 - حجر (15)، 21.
262 - شورا (42)، 52.
263 - ضحی (93)، 6ـ7.
264 - شرح (94)، 1ـ4.
265 - حسن‌بن‌سلیمان‌بن‌محمد حلی، مختصر البصائر، ص131.
266 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ‌ج25، ص24.
267 - همان، ج99، ص92.
268 - همان، ج68، ص221.
269 - حسن‌بن‌ابی‌الحسن دیلمی، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج2، ص405؛ سیدشرف‌الدین حسینی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ص488.
270 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج1، ص262.
271 - همو، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص613.
272 - برای تفصیل بیشتر دربارة روایات عالم انوار، ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج25، باب 1.
273 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص613.
274 - همان.
275 - ر.ك: محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژة القَدْر والتقدیر.
276 - محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج1، ص157ـ158، ح4.
277 - بقره (2)، 30.
278 - حجر (15)، 28.
279 - حجر (15)، 29.
280 - اعراف (7)، 54.
281 - حج (22)، 47.
282 - یس (36)، 82.
283 - علق (96)، 1.
284 - توبه (9)، 33.
285 - انبیاء (21)، 105.
286 - آل ‌عمران (3)، 179.
287 - Auguste Comte (1798ـ1857).
288 - برای مطالعة بیشتر، ر.ک: حسن یوسفیان، کلام جدید، ص29 و 30.
289 - برای آگاهی بیشتر و اطلاع از منابع، ر.ک: همان، ص6 و 31.
290 - بقره (2)، 213.
291 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج11، ص10.
292 - جاثیه(45)، 17.
293 - بقره (2)، 132.
294 - بقره (2)، 79.
295 - مائده (5)، 18.
296 - توبه (9)، 30.
297 - نحل (16)، 51.
298 - مریم (19)، 90.
299 - زمر (39)، 3.
300 - انعام (6)، 100.
301 - نحل (16)، 62.
302 - طور (52)، 39.
303 - یونس (10)، 31.
304 - ر.ک: جان بایر ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمة علی‌اصغر حکمت، ص480ـ483.
305 - فرقان (25)، 60.
306 - Pluralism.
307 - مریم (19)، 90ـ91.
308 - آل ‌عمران (3)، 64.
309 - بقره (2)، 62.
310 - برای مطالعة بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح‌ یزدی، «پلورالیسم»، مجلة معرفت، ش22.
311 - ر.ک: نهج ‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 192 (خطبة قاصعه).
312 - شعراء (26)، 23ـ25.
313 - قصص (28)، 38.
314 - فرقان (25)، 43.
315 - غافر (40)، 36ـ37.
316 - اسراء (17)، 102.
317 - نمل (27)، 14.
318 - شعراء (26)، 22.
319 - قصص (28)، 83.
320 - عبدعلی‌بن‌جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج4، ص144.
321 - قصص (28)، 4.
322 - ر.ک: نهج ‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 26.
323 - عبدالحمیدبن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ذیل خطبة 189.
324 - نهج‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 189.
325 - ر.ک: علی‌بن‌ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج1، ص182.
326 - مائده (5)، 99.
327 - نساء (4)، 165.
328 - نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 3.
329 - بقره (2)، 256.
330 - نحل (16)، 125.
331 - نحل (16)، 36.
332 - برای نمونه، ر.ک: صف (61)، 6.
333 - برای مطالعة دیدگاه‌ها دربارة ارتباط دین و اخلاق و اطلاع از منابع آن، ر.ک: محمدتقی مصباح ‌یزدی، فلسفة اخلاق، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، فصل نهم.
334 - Immanuel Kant (1724ـ1804).
335 - ر.ک: محمد محمدرضایی، تبیین و نقد فلسفة اخلاق کانت، ص252ـ253.
336 - ذاریات (51)، 56.
337 - فرقان (25)، 23.
338 - عصر (103)، 2ـ3.
339 - نحل (16)، 97.
340 - برای آشنایی با ادیان، ر.ک: حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ.
341 - محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج3، ص567، ح 4.
342 - یونس (10)، 32.
343 - توبه (9)، 60.
344 - آل عمران (3)، 64.
345 - ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج71، ص160.
346 - ر.ک: علی‌بن‌عیسی اِربَلی، کشف الغُمّة فی معرفة الأئمة، ج1، ص483.
347 - ر.ک: محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، مادة «رغب».
348 - ابن‌منظور می‌گوید: رَغِبْتُ بفلانٍ عن هذا الأَمر، هنگامی به کار می‌رود که چیزی را برای کسی مناسب ندانسته باشیم (إِذا كَرِهْتَه له وزَهِدتَ له فیه) (ر.ک: محمدبن‌مکرم‌بن‌منظور، لسان العرب، مادة «رغب»).
349 - امیرالمؤمنین(علیه السلام) در توصیف متقین می‌فرمایند:‌ وَلَوْلا الأَجَلُ الَّذِی كَتَبَ اللَّهُ [لَهُمْ ] عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَخَوْفاً مِنَ الْعِقَاب؛‌ «اگر نبود اجلی که خداوند بر ایشان نوشته، ارواح آنان چشم برهم‌زدنی نیز در بدن‌های آنها قرار نمی‌گرفت» (ر.ک: نهج ‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 193). نیز در زیارت امین‌الله آمده است:‌ وَاجْعَلْ نَفْسِی... مُشْتَاقَةً إلی فَرْحَةِِ لِقَائِک؛ «خداوندا، مرا مشتاق بشارت دیدارت قرار ده» (ر.ک: سیدبن‌طاووس، اقبال الأعمال، ص470).
350 - در دعای وداع با ماه مبارک رمضان آمده است: أَنْ تَجْعَلَنِی بِرَحْمَتِكَ مِمَّنْ خِرْتَ لَهُ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَهَا لَهُ خَیْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ فِی... طُولِ الْعُمُرِ... لا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنَّا لِشَهْرِ رَمَضَانَ حَتَّى تُبَلِّغَنَاهُ مِنْ قَابِل ؛ «مرا در ردیف آن بندگانت قرار ده كه در شب قدر، خیر و صلاح آنان را مقدر كرده اى و بركت آن شب را در... درازى عمر از بركات سى‌هزار شب افزون ساخته اى... . این ماه رمضان را آخرین سال عمر من قرار نده، تا به ماه رمضان آینده برسانی» (ر.ک: محمدبن‌یعقوب کلینی، الکافی، ج4، ص165، ح6).
351 - ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج43، ص177.
352 - ر.ک: نهج ‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 25 و 70.
353 - ر.ک: محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، الأمالی، ص377، ح3.
354 - جمعه (62)، 6.
355 - حسن‌بن‌ابی‌الحسن دیلمی، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج1، ص91.
356 - علی‌بن‌عیسی اِربَلی، کشف الغُمّة فی معرفة الأئمة، ج2، ص499.
357 - باباطاهر عریان، دیوان کامل، ص40.
358 - بقره (2)، 96.
359 - عنکبوت (29)، 64.
360 - نهج ‌البلاغه، ترجمة صبحی صالح، خطبة 5.
361 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، الأمالی، ص261.
362 - حسن‌بن‌ابی‌الحسن دیلمی، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج1، ص182.
363 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، التوحید، ص400.
364 - حسن‌بن‌فضل‌طبرسی، مکارم الأخلاق، ص284.
365 - قصور به خطاهایی گفته می‌شود که ازسر بی‌اطلاعی و بدون قصد از بنده سر می‌زند؛ اما تقصیر به گناهانی اطلاق می‌شود که ازسر عمد و آگاهی از بنده سر می‌زند (ویراستار).
366 - ابن‌منظور می‌گوید: النَّصْب والنُّصُب: العلم المنصوب (ر.ک: محمدبن‌مكرم‌بن‌منظور، لسان العرب، مادة «نصب»).
367 - معارج (70)، 43.
368 - مائده (5)، 90.
369 - انعام (6)، 92.
370 - محمدبن‌یعقوب کلینی،‌ الكافی، ج5، ص56.
371 - نساء (4)، 58.
372 - انعام (6)، 19.
373 - آل عمران (3)، 104.
374 - حرف «مِنْ» در زبان عربی برای معانی متعددی به کار می‌رود؛ ازجمله برای بیان جنسِ امری مبهم که پیش از آن ذکر شده است، مانند: وَحُلُّوا أسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ (انسان، 21)؛ «و با دست‌بندهایی از نقره آراسته شده‌اند»؛ که به آن «منِ بیانیه» گویند. از دیگر معانی مِن، تبعیض است که به معنای بعضی، برخی، ازجمله است، مانند: مِنْهُم مَن قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَمِنْهُم مَن لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْک؛ «سرگذشت برخی از آنها را برای تو بازگو کردیم و برخی را برای تو بازگو نکردیم» (ر.ک: ابن‌هشام، مغنی اللبیب، ج1، ص319).
375 - ر.ک: فضل‌بن‌حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ محمدحسین طباطبایی، المیزان، ذیل آیه.
376 - امیل دورکیم، دربارة تقسیم کار اجتماعی، ترجمة باقر پرهام، ص60.
377 - ما در دوران دفاع مقدس چنین کاری را کرده‌ایم. در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی هنگامی که جنگ بر ایران تحمیل شد، ارتش که هنوز انسجام خود را پیدا نکرده بود، توان دفاعِ همه‌جانبه را نداشت. ازاین‌رو، از میان آحاد مردم نیروهای داوطلب به میدان آمده، با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب و گروه‌های بسیج مستضعفان به دفاع از انقلاب نوپای اسلامی برخاستند (مؤلف).
378 - با كمال تأسف، هنگام چاپ كتاب، از مصیبت وفات ایشان آگاه شدیم، و از خدای متعال مسألت می‌كنیم كه ایشان را در زمرة بهترین یاران اجدادشان محشور فرماید.
379 - قلم (68)، 52.
380 - برای مطالعة بیشتر دربارة منشأ حق، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، نظریة حقوقی اسلام، ج1، جلسة هفتم.
381 - «پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم، اما او فراموش كرد و ما عزم استوارى در او نیافتیم» (طه، 115).
382 - ابن‌منظور می‌گوید: ألم أعهد إلیکم یا بنی آدم؛ یعنی الوصیة والأمر (ر.ک: محمدبن‌مكرم‌بن‌منظور، لسان العرب، مادّة «عهد»).
383 - هود (11)، 86.
384 - نساء (4)، 59.
385 - شیخ‌حر عاملی، وسائل الشیعة، ج27، ص34.
386 - در جنگ صِفین، آن هنگام که نیرنگ‌بازان قرآن‌ها را بر نیزه کردند و با پاره‌های کاغذ، یاران نادان او را متفرق ساختند، هرچه علی فریاد زد: کجا می‌روید؟! قرآن ناطق منم و آن قرآن با شما سخن نمی‌گوید که در این میانه حق با کیست، فایده‌ای به حال آن بیچارگان نکرد (مؤلف).
387 - برای مطالعة بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح‌ یزدی، در جست‌وجوی عرفان.
388 - در زبان روایات، از واژة «علت» برای بیان چراییِ تشریعِ احکام استفاده شده است، اما در اصطلاح رایج در علوم اسلامی به آن «حکمت» گفته می‌شود (مؤلف).
389 - حجرات (49)، 14.
390 - عنکبوت (29)، 61؛ لقمان (31)، 25؛ زمر (39)، 38؛ زخرف (43)، 9 و 87.
391 - یونس (10)، 22.
392 - ابراهیم (14)، 18.
393 - نور (24)، 40.
394 - نحل (16)، 96.
395 - عنکبوت (29)، 7.
396 - بقره (2)، 261.
397 - احقاف (46)، 20.
398 - Pragmatism.
399 - William James (1842ـ1910).
400 - ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمة مهدی قائنی، ص192.
401 - ر.ک: همو، پراگماتیسم، ترجمة عبدالکریم رشیدیان، سخنرانی ششم.
402 - ابن‌أبى‌الحدید معتزلى، شرح نهج البلاغة، ج9، ص286؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج23، ص165.
403 - ذراع، واحد اندازه‌گیریِ طول و فاصلة بین آرنج تا نوک انگشت میانی است. ابن‌منظور می‌گوید: الذِّراعُ: ما بین طرَف المِرْفق إِلى طرَفِ الإِصْبَع الوُسْطى . (ر.ک: محمدبن‌مكرم‌بن‌منظور، لسان‌ العرب، مادة «ذرع»).
404 - مؤمن آل فرعون مردی است که خداوند هفده آیه از کتاب کریم خویش را به داستان او اختصاص داده است. قرآن کریم از او به‌عنوان «مؤمن من آل فرعون» یاد کرده است و در آیات 28 تا 45 سورة غافر (مؤمن) از دفاع جانانة او از حضرت موسی(علیه السلام) و خنثی شدن توطئة ترور حضرت موسی(علیه السلام) توسط او سخن می‌گوید. از نکاتی که وی به قوم خویش یادآوری می‌نماید، داستان یوسف و فراموشی تعلیمات اوست: وَلَقَدْ جَاءَكُمْ یُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فىِ شَكٍّ ّ مِّمَّا جَاءَكُم بِه حَتىَّ إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن یَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولاً كَذَالِكَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ؛ «پیش از این یوسف دلایلی روشن براى شما آورد، ولى شما همچنان در آنچه او براى شما آورده بود، تردید داشتید. زمانى كه از دنیا رفت، گفتید: هرگز خداوند بعد از او پیامبرى مبعوث نخواهد كرد! این‌گونه خداوند هر اسراف‌كارِ تردیدكننده اى را گمراه مى سازد» (غافر، 34).
405 - اعراف (7)، 138.
406 - بقره (2)، 55.
407 - زمر (39)، 20.
408 - بقره (2)، 25.
409 - محمد (47)، 15.
410 - ایشان در ادامه می‌فرمایند: «برای این است که این ملی‌گرایی، ملت ایران را در مقابل سایر ملت‌های مسلمین قرار می‌دهد، و ملت عراق را در مقابل دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا. اینها نقشه‌هایی است که مستعمرین کشیده‌اند مسلمین با هم مجتمع نباشند». (صحیفة امام، ج 13، ص 83)
همچنین برای نمونه به عبارات زیر توجه کنید:
«ولهذا، ما مکرّر این معنا را گفته‌ایم که این قضیه‌ای که شاید صحبتش در همه جا هست که ملت ایران ـ مثلاً ـ جدا، ملت عراق جدا، هر کدام یک عصبیّتی برای او داشته باشند و حتی به اسلام کار نداشته باشند، به ملت و به ملیّت کار داشته باشند، این یک امر بی‌اساسی است که در اسلام بلکه مُضادّ با اسلام است. اسلام در عین حالی که وطن را ـ آنجایی که زادگاه است ـ احترام می‌گذارد، لکن مقابل اسلام قرار نمی‌دهد. اساس، اسلام است. اینها دیگر بقیه‌اش فرعند». (صحیفة امام، ج 13، ص 166)
«آن چیز مهمی که دول اسلامی را بیچاره کرده است و از ظل قرآن کریم دارد دور می‌کند، آن قضیه نژادبازی است. این نژاد ترک است، باید نمازش را هم ترکی بخواند! این نژاد ایران است باید الفبایش هم چه جور باشد! آن نژاد عرب است، عروبت باید حکومت کند نه اسلام! نژاد آریایی باید حکومت کند نه اسلام! نژاد ترک باید حکومت کند نه اسلام! این نژادپرستی، که در بین آقایان حالا دارد رشد پیدا می‌کند و زیاد می‌شود و دامن می‌زنند به آن، تا ببینیم به کجا برسد. این نژادپرستی که یک مسئله بچگانه است در نظر، و مثل اینکه بچه‌ها را دارند بازی می‌دهند، سران دول را دارند بازی می‌دهند: آقا تو ایرانی هستی! آقا تو ترک هستی! آقا تو نمی‌دانم اندونزی هستی! آقا تو چه هستی! آقا تو کجایی هستی! باید مملکت خودمان را چه بکنیم! غافل از آن نکته اتکایی که همه مسلمین داشتند. افسوس! افسوس! که این نکته ـ نقطه اتکا را از مسلمین گرفتند و دارند می‌گیرند، و نمی‌دانم به کجا خواهد منتهی شد. همین نژادبازی که اسلام آمد و قلم سرخ روی آن کشید، و مابین سیاه و مابین سفید، مابین ترک و مابین عجم، مابین عرب و مابین غیر عرب هیچ فرقی نگذاشت، و فقط میزان را تقوا، میزان را از خدا ترسیدن، تقوای واقعی، تقوای سیاسی، تقواهای مادی، تقواهای معنوی، میزان را این‌طور قرار داد انَّ اکرَمَکمْ عِنْدَ اللهِ اتقیکم. ترک و فارس ندارد، عرب و عجم ندارد، اسلام نقطه اتکاست. قضیه نژادبازی یک ارتجاعی است». (صحیفة امام، ج1، ص378)
«در اسلام که ما هم دنبال آن هستیم قضیه نژاد و نژادپرستی مطرح نیست». (صحیفة امام، ج7، ص140)
«آن که مصالح مردم را می‌خواهد، آن اسلام است. آن که خط بطلان کشیده است بر اختلاف نژادی، آن اسلام است. آن که مابین هیچ نژادی فرق نمی‌گذارد و همه را می‌گوید که باید تقوا داشته باشید و آن چیزی که میزان است تقواست، نه رنگ ست و نه نژاد است و نه کشور است و نه هیچ چیز، آن اسلام است». (صحیفة امام، ج18، ص420)
«ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم "لا اله الا الله" را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزار درآوریم». (صحیفة امام، ج21، ص74)
«ما "ملیت" را در سایه تعالیم اسلام قبول داریم... ملت، ملت ایران است، برای ملت ایران هم، همه جور فداکاری می‌کنیم، اما در سایه اسلام است؛ نه اینکه همه‌اش ملیت و همه‌اش گَبْریَّت! ملیت، حدودش حدود اسلام است، و اسلام هم تأیید می‌کند او را،. ممالک اسلامی را باید حفظ کرد، دفاع از ممالک اسلامی جزء واجبات است؛ لکن نه اینکه ما اسلامش را کنار بگذاریم، و بنشینیم فریاد ملیت بزنیم و "پان ایرانیسم"». (صحیفة امام، ج10، ص117)
«آقای رئیس‌جمهور افرادی که به درد جامعه اسلامی ما بخورد، به درد مکتب ما بخورد باید تهیه کند، معرفی کند؛ یعنی، نخست‌وزیر را [که] او تهیه می‌کند باید یک شخصی باشد که همه آن صفاتی که من گفته‌ام درش باشد. از اینکه در رأس همه صفات، مکتبی بودن است. فکر بکنید؛ فکر مکتب اسلام. درصدد باشد که اسلام را تقویت بکند. درصدد باشد که احکام اسلام را پیاده بکند، نه درصدد این باشد که ملیت را احیا بکند. آنهایی که می‌گویند: "ما ملیت را می‌خواهیم احیا بکنیم"، آنها مقابل اسلام ایستاده‌اند.
اسلام آمده است که این حرف‌های نامربوط را از بین ببرد. افراد ملی به درد ما نمی‌خورند، افراد مسلم به درد ما می‌خورند. اسلام با ملیت مخالف است. معنی ملیت این است که ما ملیت را می‌خواهیم، ملیت را می‌خواهیم، و اسلام را نمی‌خواهیم. آن مردِکه در خارج گفت که اول من ایرانی هستم، ملی هستم، دوم ایرانی هستم، سوم اسلام[ی]. این اسلام نیست، تو سوم هم اسلامی نیستی». (صحیفة امام، ج13، ص72)
411 - مریم (19)، 31.
412 - اصول موضوعه گزاره‌هایی هستند که اثبات مسائل یک علم بدانها وابسته است، اما اثبات آن‌ گزاره‌ها در علم دیگری به بحث گذاشته می‌شود و در این علم، فقط استخدام می‌شوند، ولی آنها را اثبات نمی‌کنند.
413 - نحل (16)، 75.
414 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج21، ص319.
415 - همان، ج18، ص203.
416 - برای مطالعة بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح‌ یزدی، زنهار از تکبر (شرح خطبة قاصعة نهج البلاغه).
417 - نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 192.
418 - اعراف (7)، 12.
419 - نساء (4)، 150ـ151.
420 - حجر (15)، 33.
421 - حجر (15)، 34ـ35.
422 - بقره (2)، 34.
423 - ر.ک: الزبیدی، تاج العروس، ج18، ص490.
424 - حجر (15)، 33.
425 - ذاریات (51)، 56.
426 - علی‌بن‌ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج2، ص75.
427 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، الأمالی، ص419، ح7.
428 - قطب‌الدین راوندى، الدعوات، ص39.
429 - انسان (76)، 26.
430 - شیخ‌عباس قمی، منتهی الآمال، ج1، ص367.
431 - علی مقدادی اصفهانی، نشان از بی‌نشان‌ها، ج1، ص85، حکایت 74.
432 - این داستان را از افراد موثّقِ متعددی شنیده‌ام (مؤلف).
433 - مریم (19)، 31.
434 - نمل (27)، 1ـ3.
435 - توبه (9)، 60.
436 - ر.ک: مبارك‌بن‌محمدبن‌اثیر، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، مادة «زکا».
437 - محمد (47)، 36.
438 - آل عمران (3)، 92.
439 - بقره (2)، 267.
440 - توبه (9)، 103.
441 - طلاق (65)، 2ـ3.
442 - اعراف (7)، 96.
443 - از اقدامات بسیار خوبِ جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین استاد محسن قرائتی، تبلیغ و ترویج زکات بود. ایشان هم اقدامی اثرگذار برای اقامة نماز نمودند و هم برای ادای زکات. در سایة تبلیغات ایشان ـ الحمدلله ـ پرداخت زکات در میان کشاورزان رواج یافت که البته نفع آن هم عاید خود کشاورزان خواهد شد. خداوند برکات وجودی ایشان را بیشتر نماید و به فعالان در عمران و آبادی برای محرومان و مستضعفان توفیق عنایت فرماید.
444 - ریا از مادة «رؤیت» بوده، به معنای نشان دادن چیزی به کسی است و سُمعه از مادة «سمع» به معنای شنیدن بوده، بدین‌معناست که انسان کاری کند كه دیگران از او به‌خوبی تعریف کنند.
445 - نهج الفصاحة، ترجمة ابوالقاسم پاینده، ص547.
446 - برای آگاهی بیشتر، ر.ک: صبور اردوبادی، اهمیت روزه ازنظر علم روز به زبان علمی ساده.
447 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص73.
448 - در این جهت، بیش از همه، از حضرت رضا(علیه السلام) روایت نقل شده است. شیخ صدوق(رحمه الله)، در کتاب علل الشرائع، روایاتی را که بیانگر علت‌های تشریع احکام هستند، جمع‌آوری نموده است که غالب روایات آن کتاب از امام رضا(علیه السلام) است. همچنین ایشان در کتاب عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، اخباری را که از امام رضا(علیه السلام) نقل شده، جمع‌آوری نموده است که در بابی از آن به علل آموزه‌های اسلام می‌پردازد.
449 - صافات (37)، 105.
450 - صافات (37)، 102.
451 - صافات (37)، 102.
452 - صافات (37)، 102.
453 - صافات (37)، 103ـ107.
454 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص232.
455 - مائده (5)، 97.
456 - حج (22)، 28.
457 - ر.ک:‌ محمدبن‌یعقوب ‌کلینی، الکافی، ج4، ص422.
458 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج2، ص90.
459 - حج (22)، 27.
460 - ر.ک: ارسطو، سیاست، ترجمة حمید عنایت، الف4ـ1، 1253.
461 - مریم (19)، 95.
462 - مؤمنون (23)، 101.
463 - بقره (2)، 166.
464 - حجر (15)، 47.
465 - ر.ك: محمد بن ‌مكرم‌ بن منظور، لسان العرب، مادة «نسق».
466 - ابن‌منظور می‌گوید: قال ابوإسحاق: الملّة فی اللّغة سنتّهم وطریقتهم (ر.ك:محمدبن‌مكرم‌بن‌منظور، لسان‌ العرب، مادة «ملل»).
467 - راغب می‌گوید: الدین کالملّة لکنه یقال اعتباراً بالطاعة و الإنقیاد للشریعة (ر.ك: محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، مادة «دین»).
468 - انعام (6)، 161.
469 - احمدبن‌یحیی بَلاذُری، أنساب الأشراف، ج2، ص99.
470 - یوسف‌بن‌عبدالله‌بن‌عبدالبر، الإستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج3، ص1103؛ عبدالحمیدبن‌أبی‌الحدید، شرح نهج ‌البلاغة، ج1، ص18.
471 - برای مطالعه در این زمینه، ر.ک: محمد تیجانی سماوی، آن‌گاه هدایت شدم، ترجمة محمدجواد مهری؛ سلطان‌الواعظین شیرازی، شب‌های پیشاور، تحقیق محمد علوی؛ سیدعبدالحسین شرف‌الدین، المراجعات، ترجمة ابوالفضل نجم‌آبادی؛ عبدالحسین امینی، الغدیر.
472 - برای آگاهی بیشتر، ر.ک: علی‌اکبر ذاکری، سیمای کارگزاران علی‌بن‌أبی‌طالب أمیرالمؤمنین(علیه السلام).
473 - اثر مذکور که بخشی از تفسیر موضوعی قرآن کریم است، حاصل درس‌های سال‌های 1365 و 1366 حضرت استاد، علامه مصباح یزدی در جمع طلاب مؤسسة در راه حق است که حجج‌ اسلام، آقایان محمدمهدی نادری قمی و محمدحسین اسکندری در شش فصل و با موضوع جنگ و مسائل آن و نیز تحلیل و بررسی این پدیده از دیدگاه قرآن، به تدوین آن همت گماشته‌اند. این اثر را انتشارات مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله) چاپ و منتشر کرده است. موضوعات و مطالب زیر بخشی از موارد مشروح در این کتاب است: بیان جایگاه جنگ در نظام تکوینی با اشاره به جنگ و منظرهای مختلف؛ تبیین فلسفیِ وقوعِ جنگ و عوامل کنترل جنگ و آموزه‌های کلیِ قرآن دربارة جنگ؛ شرح جایگاه جنگ در نظام تشریعی با توضیح جنگ در ادیان قبل از اسلام؛ تشریع جهاد؛ جهاد در اسلام؛ بیان اقسام هشت‌گانة جنگ در قرآن؛ شیوه‌های انگیزش و پرورش مجاهدان با توجه به قرآن و توضیح و بیان امدادهای غیبی خداوند و پیروزی حق (به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی، بخش کتاب‌ها: www.mesbahyazdi.org).
474 - ر.ک: فردریک چارلز کاپلستون، تاریخ فلسفه، ترجمة داریوش آشوری، ج7، ص308ـ309.
475 - ر.ک: چارلز داروین، منشأ انواع، ترجمة نورالدین فرهیخته، فصل سوم.
476 - ر.ک: دان مارتیندال، ماهیت و انواع نظریه‌های جامعه‌شناسی، ترجمة حمید عبداللهیان، ص75ـ100.
477 - ر.ک: جان بایر ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمة علی‌اصغر حکمت، بخش دوم.
478 - اعلامیة جهانی حقوق بشر، مادة 3.
479 - یونس (10)، 59.
480 - حج (22)، 38.
481 - معمولاً در کتب فقهی برای جهاد سه قسم ذکر شده است: جهاد ابتدایی، جهاد دفاعی و جهاد آزادی‌بخش (ر.ک: محمدبن‌حسن‌بن‌باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج21، ص18). اما علامه مصباح یزدی در کتاب جنگ و جهاد در قرآن، با بررسی آیات قرآنی، هشت قسم جهاد را برشمرده، این موضوع را از دیدگاه قرآن بررسی می‌نمایند (ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، جنگ و جهاد در قرآن، نگارش محمدمهدی نادری قمی، ص117).
482 - محمدبن‌یعقوب کلینی، الکافی، ج5، ص52.
483 - حج (22)، 38ـ40.
484 - نساء (4)، 77.
485 - انفال (8)، 55.
486 - احقاف (46)، 35.
487 - هود (11)، 115.
488 - عصر (103)، 1ـ3.
489 - محمدبن‌یعقوب کلینی، الکافی، ج5، ص52.
490 - شیخ‌حر عاملی، وسائل الشیعة، ج15، ص238.
491 - بلد (90)، 4.
492 - محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، مادة «کبد».
493 - فخرالدین‌بن‌محمد طُرَیحی، مجمع البحرین، مادة «کبد».
494 - احقاف (46)، 15.
495 - بقره (2)، 217.
496 - نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 27.
497 - نساء (4)، 83.
498 - عصر (103)، 3.
499 - علی‌بن‌حسن طبرسی، مشکاة الأنوار فی غرر الاخبار، ص328.
500 - نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 226.
501 - حافظ شیرازی، دیوان، غزل 155.
502 - انفال (8)، 42.
503 - آل عمران (3)، 123ـ125.
504 - آل ‌عمران (3)، 126.
505 - یوسف (12)، 90.
506 - این کتاب از آثار وزین علامه محمدتقی مصباح یزدی ـ أدام‌الله‌ظلّه‌العالی ـ در باب امربه‌‌معروف و نهی‌‌ازمنکر است و حجت‌الاسلام جناب آقای قاسم شبان‌نیا تدوین و نگارش آن را به عهده گرفته و انتشارات مؤسسة آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی(رحمه الله) چاپ و منتشرش کرده است. هدف اصلی از تدوین این کتاب، انتشار مجموعة مباحثی منسجم دربارة امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر برای همة کسانی است که دغدغة اِحیای این فریضة فراموش‌شده را در جامعة اسلامی دارند. در این کتاب، ابتدا مفهوم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر تبیین و سپس اهمیت، جایگاه و ضرورت این فریضه در جامعة اسلامی واکاوی شده است. بخشی از این نوشتار، به بحث امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در آیات و روایات اختصاص یافته است. در بحث شروط امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، سه شرط اساسی عدم خوف از ضرر، پرهیز از توهین و احتمال تأثیر، مفصلاً تبیین و بحث دربارة مراتب آن نیز با دو بیان مختلف مطرح گردیده است. از مباحث با‌اهمیت در این کتاب، بیان روش‌ها و مصادیق بارز امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و همچنین بحث از چالش‌های موجود در عمل به این فریضه است. گفتنی است علامه مصباح یزدی، در این مباحث، بیش از هر چیز به ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این فریضه توجه کرده‌اند. ازاین‌رو، شیوة ایشان دربارة چگونگی طرح مباحث با شیوة دیگر صاحبان آثار در این زمینه تفاوت‌هایی دارد. امید است با مطالعه و نشر این کتاب، گامی در مسیر اِحیای این فریضه ـ که در روایات از آن با عنوان بزرگ‌ترین فریضه یاد شده است ـ برداریم (به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی، بخش کتاب‌ها: www.mesbahyazdi.org).
507 - هود (11)، 108.
508 - اعلی (87)، 14ـ17.
509 - حج (22)، 11.
510 - توبه (9)، 71.
511 - حج (22)، 41.
512 - آل عمران (3)، 110.
513 - محمدبن‌یعقوب کلینی، الکافی، ج5، ص55.
514 - همان، ص57.
515 - Friedrich Wilhelm Nietzche (1844ـ1900).
516 - ر.ک: فردریش ویلهلم نیچه، خواست و ارادة معطوف به قدرت، ترجمة رؤیا منعم، قطعة 1023؛ همو، دجال، ترجمة عبدالعلی دستغیب، قطعة 6 و 17.
517 - Contractarianism or Conventionalism.
518 - برای آگاهی از دیدگاه‌های قراردادگرایی و اطلاع از منابع آن، ر.ک: محمدتقی مصباح‌ یزدی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، بخش اول، فصل چهارم.
519 - Liberalism.
520 - ر.ک: آنتونی آربلاستر، لیبرالیسم غرب ظهور و سقوط، ترجمة عباس مخبر، ص39ـ50.
521 - Humanism.
522 - محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، مادة «حسب».
523 - پروین اعتصامی، دیوان اشعار، مثنویات (مست هوشیار).
524 - اسراء (17)، 23.
525 - لقمان (31)، 14.
526 - نساء (4)، 1.
527 - نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، حکمت 165.
528 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، الخصال، ج1، ص50.
529 - حسن‌بن‌شعبة حرّانی، تحف العقول عن آل الرسول(صلى الله علیه وآله)، ص263.
530 - ابن‌فهد حلی، عدة الداعی ونجاح الساعی، ص85.
531 - ر.ک: محمدبن‌یعقوب کلینی، الکافی، ج2، باب البر بالوالدین.
532 - همان، ص160.
533 - ر.ک: همان، ص150، باب صلة الرحم.
534 - همان، ح3.
535 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج71، ص100. طرح چنین پرسش‌هایی که امام معصوم(علیه السلام) مطرح می‌کند، بدین خاطر است که حقیقتی را به ما آموزش دهد؛ وگرنه آن کسی که می‌داند بر عمر مُیَسِّر افزوده‌اند، از علت آن بی‌خبر نیست.
536 - شیخ‌حر عاملی، وسائل الشیعة، ج21، ص536.
537 - ذاریات (51)، 56.
538 - حشر (59)، 9.
539 - برای مطالعة بیشتر در این باره، ر.ک: محمدتقی مصباح‌ یزدی، نظریة حقوقی اسلام.
540 - Vengeance.
541 - ر.ک: جان کلی، تاریخ مختصر تئوری حقوقی در غرب، ترجمة محمد راسخ، ص74.
542 - general deterrence.
543 - ر.ک: اندرو آلتمن، درآمدی بر فلسفة حقوق، ترجمة بهروز جندقی، ص267ـ268.
544 - فجر (89)، 24.
545 - عنکبوت (29)، 64.
546 - جاثیه (45)، 24.
547 - ملک (67)، 2.
548 - بقره (2)، 124.
549 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، علل الشرائع، ج1، ص36.
550 - نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبة 42.
551 - شوری (42)، 30.
552 - روم (30)، 41.
553 - فاطر (35)، 45.
554 - بقره (2)، 66.
555 - مائده (5)، 38.
556 - عنکبوت (29)، 27.
557 - بقره (2)، 279.
558 - نور (24)، 2.
559 - مائده (5)، 32.
560 - بقره (2)، 179.
561 - بینه (98)، 6.
562 - برای مطالعة دیدگاه‌ها دربارة حقیقت گزاره‌های اخلاقی و اطلاع از منابع آنها، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی.
563 - محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، الأمالی، ص246.
564 - توبه (9)، 111.
565 - صف (61)، 10ـ11.
566 - توبه (9)، 75ـ76.
567 - اعراف (7)، 85.
568 - انعام (6)، 151.
569 - چند مثال مذکور، برحَسَب نسخة معروفی است که برای این شرح انتخاب شده است، اما در برخی از نسخه‌ها مثال‌های بیشتری آمده است.
570 - انسان (76)، 3.
571 - نساء (4)، 5.
572 - نحل (16)، 67.
573 - نور (24)، 23.
574 - ر.ک: سیدعلی میرشریفی، درس‌نامة آشنایی با تاریخ اسلام (پیام‌آور رحمت)، ج2، درس دهم، ماجرای اِفک.
575 - محمدبن‌یعقوب کلینی، الکافی، ج2، ص324.
576 - سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1، ص62.
577 - ذاریات (51)، 56.
578 - قمر (54)، 54ـ55.
579 - محمدبن‌یعقوب الکلینی، الکافی، ج2، ص42.
580 - همان، ص44.
581 - تین (95)، 4ـ6.
582 - بینه (98)، 6.
583 - لقمان (31)، 13.
584 - خلیل‌بن‌احمد می‌گوید: الظلم: أخذك حقّ غیرك (ر.ک: خلیل‌بن‌احمد، العین، مادة «ظلم»).
585 - یوسف (12)، 106.
586 - حسن‌بن‌ابی‌الحسن دیلمی، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج1، ص203.
587 - زمر (39)، 11.
588 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج67، ص186.
589 - بقره (2)، 45.
590 - توبه (9)، 31.
591 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج2، ص98.
592 - برای آگاهی بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، مردم‌سالاری دینی و نظریة ولایت فقیه.
593 - سیدروح‌الله موسوی خمینی، صحیفة امام، ج10، ص221.
594 - یونس (10)، 59.
595 - فاطر (35)، 24.
596 - محمدحسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، مادة «وقی».
597 - بقره (2)، 48.
598 - آل عمران (3)، 102.
599 - این بخش خطبه، در نسخه‌های مختلف اندکی متفاوت نقل شده است. در برخی نسخه‌ها «واتبعوا العلم» آمده است، اما به نظر می‌رسد با توجه به سیاق کلام و بعد از تعبیر «أطیعوا الله فیما أمركم به وفیما نهاكم عنه»، تعبیر «وابتغوا العلم» مناسب‌تر باشد، اما تعبیر «واتبعوا العلم» هم معروف است.
600 - فاطر (35)، 28.
601 - ابن‌منظور می‌گوید: مَسَكَ بالشی ءِ وأَمْسَكَ به وتَمَسَّكَ وتَماسك واسْتمسك ومَسَّك، كُلُّه: احْتَبَس؛ و از قول جوهری نقل می‌کند: أَمْسَكْت بالشی ء وتَمَسَّكتُ به واسْتَمْسَكت به وامْتَسَكْتُ كُلُّه بمعنى اعتصمت (ر.ک: محمدبن‌مكرم‌بن‌منظور، لسان العرب، مادة «مسک»).
602 - آل عمران (3)، 103.
603 - بقره (2)، 256.
604 - محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج2، ص100
605 - فاطر (35)، 28.
606 - نازعات (79)، 40 ـ41.