فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

د) سفارش حضرت فاطمه(علیها السلام) به علم و عمل

بعد از سفارش فاطمة زهرا(علیها السلام) به اطاعت از اوامر و نواهیِ الهی، ممکن است این سؤال به ذهن مخاطب آید که خداوند به چه امر کرده و از چه نهی فرموده است، تا بدان عمل نماییم؟ ازاین‌رو، حضرت(علیها السلام) بعد از ایجاد انگیزه برای عمل کردن به آموزه‌های دینی، مخاطب را به‌سوی مصادیق امر و نهی خدای متعال بر‌انگیخته، می‌فرمایند: وَابتغُوا العِلم(599) وَتَمَسَّکُوا بِه فَإِنَّهُ إِنَّما یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء؛(600) «و در طلب علم، کوشش کنید و [پس از فراگرفتن علم] به آن چنگ زنید [و در عمل بدان کوتاهی نکنید]؛ چراکه حقیقتاً از بندگان خداوند فقط علما هستند که در برابر او خاشع‌اند».
بنا بر نقل‌های متعددِ خطبة مبارکِ فدکیه، آیة إِنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء، آخرین آیه‌ای است که صدیقة طاهره(علیها السلام) در این بخش تلاوت فرموده‌اند. بانوی دو عالم، بعد از سفارش به تقوا و بیان راهکارِ تحققِ آن، یادآور می‌شوند که برای انجام اوامر و ترک نواهیِ الهی باید به دنبال شناخت دستورات خدای متعال رفته، در راه عمل بدانها بکوشیم. حضرت زهرا(علیها السلام) تأکید می‌فرمایند که بعد از دانستنِ اوامر و نواهیِ خداوند، باید در عمل کردن بدانها پایبند باشید و به آن معارف تمسک جویید و این‌گونه نباشید که بعد از دانستن آنها، به علم خویش اهمیتی ندهید. گویا حضرت با بیانِ «وابتغوا العلم وتمسکوا به»، فرموده‌اند:
﴿ صفحه 564 ﴾
«اعلموا واعملوا به». البته حضرت جنبة عمل را با تأکید بیشتری بیان فرموده‌اند؛ چراکه «تمسک» به‌ معنای چنگ زدن و چسبیدن به چیزی که می‌خواهد از دست برود و نیز محکم گرفتنِ آن است. تمسک و استمساک و اعتصام، یک معنا و مفهوم دارند(601) و مصداق بارز آن جایی است که انسان احساس کند نزدیک است در چاه یا دره‌ای هولناک سقوط کند و دراین‌بین طناب یا دستگیرة محکمی بیابد که اگر آن را محکم نگیرد، سقوط خواهد کرد. چنین حالتی را اعتصام می‌گویند. قرآن می‌فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا؛(602) «و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراكنده نشوید».
این آیه دقیقاً معنای پیش‌گفته را مجسم می‌کند. گویا خداوند طنابی را آویخته است که انسان را از افتادن در چاه جهنم حفظ می‌کند. اعتصام به «حبل‌الله» به‌ معنای چسبیدن به این طناب و محکم گرفتن آن است. شبیه به این تعبیر در آیة‌الکرسی نیز آمده است: فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا؛(603) «پس كسى كه به طاغوت كافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیرة محكمى چنگ زده است كه گسستن براى آن نیست».
خدای متعال دوری از کفر و نزدیک شدن به ایمان را دستگیرة محکمی می‌داند که انسان را از سقوط در چاهِ بدبختی و خُسران نجات می‌دهد. مفروض در
﴿ صفحه 565 ﴾
این بیان آن است که انسان به دنبال دستگیرة محکمی می‌گردد و هنگامی چنین حالتی فرض می‌شود که انسان احتمال سقوط در اعماق جهنم و اسفل‌السافلین را می‌دهد. گویا خداوند خطاب به انسان‌ها می‌فرماید: «آیا می‌خواهید راه نجاتی را به شما نشان دهم که با چنگ زدن و تمسک به آن از سقوط نجات یابید؟ آن راه این است که نخست به طاغوت کافر شوید و بعد به الله ایمان آورید». گرچه کفر به طاغوت و ایمان به خداوند، ملازم یکدیگرند و عملاً از هم جدا نیستند، کفر به طاغوت مقدم شده است؛ زیرا کفر به طاغوت درحقیقت ازالة فساد، آلودگی‌ها و تاریکی‌هاست. تحقق این دو امر، درحقیقت، همان چنگ زدن به دستگیره‌ای بسیار اطمینان‌بخش است. «وُثقی»، صفت تفضیلی و مؤنثِ اَوثقُ به معنای اطمینان‌بخش‌تر است و «الْعُرْوَة الْوُثْقَى»، به معنای دستگیره‌ای است که هرگز پاره و گسسته نمی‌شود.
پیامبر گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز دربارة قرآن و عترت فرمودند: إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَینِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا؛(604) «به‌درستی که من در میان شما دو امر گران‌بها باقی می‌گذارم. مادامی‌که به این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نمی‌شوید».
در این روایت نیز تعبیر «تمسک» به کار رفته، مفید این معناست که اگر این دو را محکم بگیرید و آنها را رها نکنید، هیچ‌گاه گمراه نخواهید شد، اما اگر آنها را محکم نگرفتید، درحقیقت، راه نجات را رها کرده، سقوط خواهید کرد. حضرت زهرا(علیها السلام) در این مقام می‌فرمایند: به دنبال یادگیریِ اوامر و نواهیِ خدای متعال باشید تا بدانید که خداوند چه اموری را از شما خواسته و چه اموری را تحریم کرده است.
﴿ صفحه 566 ﴾
پس از تحصیل این معرفت، بدان چنگ زده، آن را رها نکنید تا به‌سلامت به مقصد برسید.

هـ) علم؛ زمینه‌ساز خشیتِ الهی

آخرین آیه‌ای که صدیقة کبری(علیها السلام) در این بخش از سخن خویش تلاوت فرموده‌اند، بخشی از آیة 28 سورة فاطر است که می‌فرماید: إِنَّما یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء؛(605) «از میان بندگان خدا فقط علما در برابر او خاشع‌اند».
تلاوت این آیه در این قسمت از خطبه، برای بیان علت توصیه به علم و معرفت است. به تعبیر دیگر، چون خشیت الهی فقط در سایة علم حاصل می‌شود، حضرت به علم‌آموزی و عمل به آن سفارش می‌فرمایند. اما توصیه و سفارش به تحصیل خشیتِ الهی برای چیست؟ همان‌گونه که در مقدمة بحثِ حاضر گفتیم، انگیزة عمل در سایة احساس خوف و خشیتِ الهی حاصل می‌گردد. بنابراین، یقیناً تأکید و توصیه به ترس از خداوند تعالی بدین دلیل است که انسان از این حقیقت غافل نشود که سرپیچی از فرمان الهی و عدم اطاعت از اوامر و نواهیِ او سعادت انسان را به خطر می‌اندازد. این احساس خطر، انسان را به‌سوی تقوا و مراقبت از خویشتن سوق می‌دهد. ازاین‌روست که قرآن کریم می‌فرماید: وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْوى؛(606) «و آن‌كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفْس را از هوا بازدارد، قطعاً بهشت جایگاه اوست ».
﴿ صفحه 567 ﴾
بنابراین، انسان باید بکوشد تا خدای متعال، خوف و خشیت نصیبش کند و آن را در قلب خود حفظ و تقویت نماید، تا در صدد اطاعت از خداوند برآید. انسان هنگامی در صدد اطاعت از خداوند برمی‌آید و خیرخواهیِ دیگران را می‌پذیرد که احساس کند خطری او را تهدید می‌کند. نام این احساس، «خشیت» است که در سایة علمْ حاصل می‌گردد. بنابراین، برای حصول خشیتِ الهی باید در پی کسب علم بود.
﴿ صفحه 568 ﴾
﴿ صفحه 569 ﴾

منابع