رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

ب) حکمت امر حضرت فاطمه(علیها السلام) به تقوا

بانوی دو سرا و سرور زنان عالم(علیها السلام)، در خطبة مبارک خویش پس از بیان عصاره‌ای از معارف اساسیِ اسلام، مردم را به تقوای الهی سفارش می‌فرمایند. سفارش به تقوا یکی از ارکان اساسیِ خطبه‌های دینی است. حتی در برخی از خطبه‌ها، مانند خطبه‌های نماز جمعه واجب است که خطیب، مردم را به رعایت تقوا امر نماید. این تأکید بدین خاطر است که مهم‌ترین عاملِ انگیزشِ حرکت در انسان، هشدار به خطر است و چون انسانِ مؤمن و موحد می‌داند که اختیار همة خطرها به دست خداست و همة آنها از قدرت الهی سرچشمه می‌گیرد و یگانه راه سعادت را نگه‌داریِ خویش از عصیان الهی و به تبع آن از عقوبت الهی می‌داند، لذا مهم‌ترین عاملِ انگیزش برای او هشدار به تقوای الهی است. بعد از اینکه حضرت زهرا(علیها السلام) عصاره‌ای از آموزه‌های اسلام را بیان کردند، گویا به این مناسبت که باید انگیزه‌ای در مخاطبان برای عمل به این معارف ایجاد نمایند، در پایان این بخش از کلام خویش، به این آیة شریف اشاره می‌کنند که می‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُون ؛(598) «اى كسانى كه ایمان آورده اید، آن‌گونه كه حق تقوا و پرهیزكارى است، از خدا بپرهیزید، و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید!»
﴿ صفحه 562 ﴾
یکی دیگر از سنت‌های اسلامی در هنگام ایراد خطبه، تلاوت آیه یا سوره‌ای از قرآن کریم است. سیرة ائمة اطهار(علیهم السلام) بر این بوده است که در خطبة خویش، قرآن تلاوت می‌فرموده‌اند. ازاین‌رو، خطبا و واعظان اسلامی به این امر مقیدند. حضرت زهرا(علیها السلام) در پایان این بخش، آیه‌ای را تلاوت می‌فرمایند تا هم قرآن تلاوت شده باشد و هم به تقوا امر شده باشد. حضرت بدون اشاره به آیات قرآن هم می‌توانستند مخاطبان خویش را به تقوا امر نمایند، اما انتخاب آیه‌ای که مضمون آن سفارش به تقوای الهی است، دست‌کم سه هدف را تأمین می‌کند: یکی تلاوت قرآن؛ دوم رعایت سنتِ امر به تقوا در خطبه؛ سوم ایجاد انگیزة عمل در مخاطب.

ج) اوامر و نواهی الهی؛ راهنمای انسان به‌سوی سعادت

بعد از آنکه انسان برای رعایت تقوا انگیزه پیدا کرد، به راه‌بلدِ آگاه و خبره نیازمند خواهد بود که وی را از محل‌های خطر آگاه کند. شاید به همین مناسبت است که صدیقة طاهره(علیها السلام) بعد از قرائت آیه‌ای که متضمن این امر است، می‌فرمایند: وَأَطِیعُوا اللَّهَ فِیمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَنَهَاكُمْ عَنْه؛ «و در آنچه خداوند به شما امر و نهی فرموده است، از او اطاعت کنید».
گویا حضرت می‌خواهند راه ایمنی از خطرها را گوشزد کرده، بفرمایند: حال که انگیزة رعایت تقوا داشته، می‌خواهید خود را از خطرها حفظ کنید، بدانید راه تأمین این هدف، اطاعت از اوامر الهی و ترک نواهیِ اوست. پس با این بیان، برای عملی کردن انگیزة خودپایی و محفوظ ماندن از خطرها، یک راه کلی ـ که انسان را تهدید می‌کندـ به مخاطب نشان می‌دهند، خواه خطرهای دنیوی باشد و خواه خطرهای اُخروی؛ که البته خطرهای آخرت بسیار جدی‌تر از خطرهایی است که در دنیا انسان را تهدید می‌کند.
﴿ صفحه 563 ﴾

د) سفارش حضرت فاطمه(علیها السلام) به علم و عمل

بعد از سفارش فاطمة زهرا(علیها السلام) به اطاعت از اوامر و نواهیِ الهی، ممکن است این سؤال به ذهن مخاطب آید که خداوند به چه امر کرده و از چه نهی فرموده است، تا بدان عمل نماییم؟ ازاین‌رو، حضرت(علیها السلام) بعد از ایجاد انگیزه برای عمل کردن به آموزه‌های دینی، مخاطب را به‌سوی مصادیق امر و نهی خدای متعال بر‌انگیخته، می‌فرمایند: وَابتغُوا العِلم(599) وَتَمَسَّکُوا بِه فَإِنَّهُ إِنَّما یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء؛(600) «و در طلب علم، کوشش کنید و [پس از فراگرفتن علم] به آن چنگ زنید [و در عمل بدان کوتاهی نکنید]؛ چراکه حقیقتاً از بندگان خداوند فقط علما هستند که در برابر او خاشع‌اند».
بنا بر نقل‌های متعددِ خطبة مبارکِ فدکیه، آیة إِنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء، آخرین آیه‌ای است که صدیقة طاهره(علیها السلام) در این بخش تلاوت فرموده‌اند. بانوی دو عالم، بعد از سفارش به تقوا و بیان راهکارِ تحققِ آن، یادآور می‌شوند که برای انجام اوامر و ترک نواهیِ الهی باید به دنبال شناخت دستورات خدای متعال رفته، در راه عمل بدانها بکوشیم. حضرت زهرا(علیها السلام) تأکید می‌فرمایند که بعد از دانستنِ اوامر و نواهیِ خداوند، باید در عمل کردن بدانها پایبند باشید و به آن معارف تمسک جویید و این‌گونه نباشید که بعد از دانستن آنها، به علم خویش اهمیتی ندهید. گویا حضرت با بیانِ «وابتغوا العلم وتمسکوا به»، فرموده‌اند:
﴿ صفحه 564 ﴾
«اعلموا واعملوا به». البته حضرت جنبة عمل را با تأکید بیشتری بیان فرموده‌اند؛ چراکه «تمسک» به‌ معنای چنگ زدن و چسبیدن به چیزی که می‌خواهد از دست برود و نیز محکم گرفتنِ آن است. تمسک و استمساک و اعتصام، یک معنا و مفهوم دارند(601) و مصداق بارز آن جایی است که انسان احساس کند نزدیک است در چاه یا دره‌ای هولناک سقوط کند و دراین‌بین طناب یا دستگیرة محکمی بیابد که اگر آن را محکم نگیرد، سقوط خواهد کرد. چنین حالتی را اعتصام می‌گویند. قرآن می‌فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا؛(602) «و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراكنده نشوید».
این آیه دقیقاً معنای پیش‌گفته را مجسم می‌کند. گویا خداوند طنابی را آویخته است که انسان را از افتادن در چاه جهنم حفظ می‌کند. اعتصام به «حبل‌الله» به‌ معنای چسبیدن به این طناب و محکم گرفتن آن است. شبیه به این تعبیر در آیة‌الکرسی نیز آمده است: فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا؛(603) «پس كسى كه به طاغوت كافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیرة محكمى چنگ زده است كه گسستن براى آن نیست».
خدای متعال دوری از کفر و نزدیک شدن به ایمان را دستگیرة محکمی می‌داند که انسان را از سقوط در چاهِ بدبختی و خُسران نجات می‌دهد. مفروض در
﴿ صفحه 565 ﴾
این بیان آن است که انسان به دنبال دستگیرة محکمی می‌گردد و هنگامی چنین حالتی فرض می‌شود که انسان احتمال سقوط در اعماق جهنم و اسفل‌السافلین را می‌دهد. گویا خداوند خطاب به انسان‌ها می‌فرماید: «آیا می‌خواهید راه نجاتی را به شما نشان دهم که با چنگ زدن و تمسک به آن از سقوط نجات یابید؟ آن راه این است که نخست به طاغوت کافر شوید و بعد به الله ایمان آورید». گرچه کفر به طاغوت و ایمان به خداوند، ملازم یکدیگرند و عملاً از هم جدا نیستند، کفر به طاغوت مقدم شده است؛ زیرا کفر به طاغوت درحقیقت ازالة فساد، آلودگی‌ها و تاریکی‌هاست. تحقق این دو امر، درحقیقت، همان چنگ زدن به دستگیره‌ای بسیار اطمینان‌بخش است. «وُثقی»، صفت تفضیلی و مؤنثِ اَوثقُ به معنای اطمینان‌بخش‌تر است و «الْعُرْوَة الْوُثْقَى»، به معنای دستگیره‌ای است که هرگز پاره و گسسته نمی‌شود.
پیامبر گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز دربارة قرآن و عترت فرمودند: إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَینِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا؛(604) «به‌درستی که من در میان شما دو امر گران‌بها باقی می‌گذارم. مادامی‌که به این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نمی‌شوید».
در این روایت نیز تعبیر «تمسک» به کار رفته، مفید این معناست که اگر این دو را محکم بگیرید و آنها را رها نکنید، هیچ‌گاه گمراه نخواهید شد، اما اگر آنها را محکم نگرفتید، درحقیقت، راه نجات را رها کرده، سقوط خواهید کرد. حضرت زهرا(علیها السلام) در این مقام می‌فرمایند: به دنبال یادگیریِ اوامر و نواهیِ خدای متعال باشید تا بدانید که خداوند چه اموری را از شما خواسته و چه اموری را تحریم کرده است.
﴿ صفحه 566 ﴾
پس از تحصیل این معرفت، بدان چنگ زده، آن را رها نکنید تا به‌سلامت به مقصد برسید.