رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

الف) مقدمه

حضرت زهرا(علیها السلام) در ابتدای خطبة مبارک خویش به حمد و ستایش خدای متعال و
﴿ صفحه 558 ﴾
شهادت به توحید و رسالت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) پرداختند و در بخش دیگر، حاضران را مخاطب قرار داده، نخست موقعیت اصحاب رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و مسئولیت عظیمی را که بر عهدة آنان است، گوشزد فرمودند و سپس سرفصل‌هایی از مهم‌ترین دستورهای اسلام و حکمت تشریع آنها را یادآور شدند. درواقع، حضرت علاوه بر اشاره به اهمیت مسئولیتی که اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) در حفظ اسلام و رساندن آن به دیگران بر عهده دارند، عصاره‌ای از آموزه‌های اساسی دین مبین اسلام را به مردم یادآور شدند. حضرت به حکمتِ تشریعِ واجباتی چون نماز، روزه، حج، جهاد، اطاعت از امام و فلسفة نهی از برخی محرماتِ الهی همچون نوشیدن شراب، قَذْف، سرقت و غیره اشاره فرمودند.
حضرت در پایانِ این بخش از سخنانِ گران‌بهای خویش، آیاتی از قرآن کریم را تلاوت می‌نمایند که با توجه به مضمون آنها می‌توان گفت بیان این آیات درواقع پشتوانه‌ای برای عمل به آموزه‌هایی است که بدانها اشاره فرمودند. برخی از انسان‌ها هنگام شنیدن آموزه‌های اساسیِ دین ممکن است با بی‌اعتنایی از کنار آنها گذشته، بدانها اهمیتی ندهند. گویا صرفاً جهت اطلاع، مطالبی گفته شده است و آنها هم شنیده‌اند. این حالت در کسانی دیده می‌شود که به بی‌بندوباری، لجام‌گسیختگی و به تعبیر شایع امروز، آزادی، عادت کرده‌اند؛ عادت کرده‌اند که رها باشند و به دلخواه خویش عمل کنند. اینان مواظب‌اند که قید و بندی برای هواهای نفسانی آنها ایجاد نشود! اگر برای چنین کسانی ده‌ها بار هم این معارف الهی تکرار گردد، نه‌تنها تأثیری در قلب آنها نداشته، بلکه شاید آنان را ملول و ناراحت سازد. شنیدن این معارف هنگامی می‌تواند در عمل مخاطب اثرگذار باشد که مخاطب انگیزه‌ای برای عمل بدانها داشته باشد. لذا باید در اندیشة انگیزش مخاطب بود و به عاملی که این انگیزه را ایجاد کند، اشاره کرد. معمولاً انسان
﴿ صفحه 559 ﴾
هنگامی قید و بند را می‌پذیرد که احساس کند بدون پذیرش آن، خطر بزرگی تهدیدش می‌کند. به تعبیر دیگر، بزرگ‌ترین عامل حرکت انسان به‌خصوص در پذیرفتن محدودیت، خوف از خطر است. حتی احتمال وجود منفعت، به اندازة ترس از ضرر و خطر، انسان را وادار به پذیرفتن حد و مرز نمی‌کند. معمولاً هریک از ما این مسئله را تجربه کرده و تأثیر خوف از ضرر را در کنترل رفتارهای خویش دیده‌ایم. اگر خبر داده شود که در دوردست، احتمال تقسیم اموالی به‌صورت رایگان وجود دارد، چه تعداد حاضرند که این سختی را به جان خریده، با صرف هزینه و تحمل رنج سفر، به جایی بروند که شاید ـ آن‌هم شاید منفعتی عاید آنها گردد؟ این حالت را مقایسه کنید با زمانی که انسان احتمال دهد با قدم گذاشتن در مسیری، جان او بیهوده و بدون تحصیل منفعتی ـ که ارزش آن را داشته باشد به خطر افتاده، به مرگ او منتهی می‌شود. در این حالت، حتی اگر به مرگ نیز یقین نداشته باشد و فقط احتمال حقیقی بودن چنین خطرِ بیهوده‌ای را بدهد، هرگز بدان مسیر قدم نمی‌گذارد و اگر محدودیتی برای وی داشته باشد، مسیر خود را تغییر می‌دهد. ازاین‌رو، روش انبیا در ایجاد انگیزه برای اطاعت انسان‌ها از خدای متعال، بیشتر توجه دادن به خطرها بوده است. به‌عبارت‌دیگر، روش انبیا بیشتر اِنذار و هشدار نسبت به خطرهایی است که انسان‌ها را تهدید می‌کند؛ خواه خطرهای دنیوی، همچون عذاب‌هایی که به سبب برخی از اعمال در دنیا نازل می‌گردد، باشد و خواه خطرهای اُخروی که بسیار شدیدتر و بادوام‌‌تر از عذاب‌های دنیوی است. ازاین‌رو، یکی از اسمای عام پیامبران الهی، «نذیر» و به ‌معنای «انذارکننده» است. قرآن می‌فرماید: إِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خلا فِیهَا نَذِیر؛(595) «ما برای هر امتی پیامبر هشداردهنده‌ای فرستادیم [که خطرها را گوشزد می‌کرد]».
﴿ صفحه 560 ﴾
البته پیامبران، «بشیر» هم هستند و در ایجاد شوق و محبت خداوند در دل‌ها که از اهداف اساسیِ ایشان است، بسیار تلاش نموده‌اند، اما هیچ‌گاه وصف بشیر به‌صورت مطلق برای پیامبران استعمال نشده است. به‌عنوان مثال، در جایی از قرآن نمی‌بینیم که خداوند فرموده باشد: إن من أمة إلاّ خلا فیها بشیر. این امر بیانگر آن حقیقت است که انسان از احتمال خطر، بیشتر متأثر می‌گردد تا امید به منفعت. البته عامل حرکتِ اختیاریِ انسان، هم می‌تواند جلب منفعت باشد، هم دفع ضرر؛ اما دفع ضرر، عامل قوی‌تر و عام‌تری است. همة انسان‌ها از کوچک و بزرگ، مرد و زن، فقیر و غنی، به هنگام احساس خطر دقت بیشتری به خرج داده، حساب‌شده‌تر عمل می‌نمایند، اما تأثیر احتمالِ جلبِ منفعت، چنین عمومیتی نداشته، برای برخی انگیزه‌ساز است و برای برخی نه. ازاین‌رو، در آموزه‌های اسلامی و تربیت دینی همواره به رعایت تقوا تأکید شده است.

تقوا از مادة «وقایة» به معنای حفظ خویش از خطر است.(596) اساساً مفهوم حفظ در جایی استعمال می‌گردد که انسان از ناحیة کسی یا چیزی احساس خطر کند. گویا خوف و خشیت در معنای تقوا تضمین شده است. ازاین‌رو، در ترجمة آیاتی مانند وَاتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیئاً وَلا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَلا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَلا هُمْ یُنْصَرُون؛(597) «و از آن روز بترسید كه كسى مجازات دیگرى را نمى پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته مى شود و نه غرامت قبول خواهد شد و نه یارى مى شوند»، از واژة ترس استفاده کرده، بر آن تأکید بیشتری می‌نماییم و معمولاً عبارت «تقوای الهی» را به
﴿ صفحه 561 ﴾
«خداترسی» ترجمه می‌کنند. البته معنای مطابقیِ تقوا، ترس نیست، بلکه به ‌معنای مراقبت و نگه‌داری از خویش است، اما چون انسان از ناحیة عذاب الهی احساس خطر می‌کند، تقوا به خداترسی ترجمه می‌شود؛ زیرا مراقبت و پاییدن در جایی موضوعیت دارد که انسان احساس خطر کند.

ب) حکمت امر حضرت فاطمه(علیها السلام) به تقوا

بانوی دو سرا و سرور زنان عالم(علیها السلام)، در خطبة مبارک خویش پس از بیان عصاره‌ای از معارف اساسیِ اسلام، مردم را به تقوای الهی سفارش می‌فرمایند. سفارش به تقوا یکی از ارکان اساسیِ خطبه‌های دینی است. حتی در برخی از خطبه‌ها، مانند خطبه‌های نماز جمعه واجب است که خطیب، مردم را به رعایت تقوا امر نماید. این تأکید بدین خاطر است که مهم‌ترین عاملِ انگیزشِ حرکت در انسان، هشدار به خطر است و چون انسانِ مؤمن و موحد می‌داند که اختیار همة خطرها به دست خداست و همة آنها از قدرت الهی سرچشمه می‌گیرد و یگانه راه سعادت را نگه‌داریِ خویش از عصیان الهی و به تبع آن از عقوبت الهی می‌داند، لذا مهم‌ترین عاملِ انگیزش برای او هشدار به تقوای الهی است. بعد از اینکه حضرت زهرا(علیها السلام) عصاره‌ای از آموزه‌های اسلام را بیان کردند، گویا به این مناسبت که باید انگیزه‌ای در مخاطبان برای عمل به این معارف ایجاد نمایند، در پایان این بخش از کلام خویش، به این آیة شریف اشاره می‌کنند که می‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُون ؛(598) «اى كسانى كه ایمان آورده اید، آن‌گونه كه حق تقوا و پرهیزكارى است، از خدا بپرهیزید، و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید!»
﴿ صفحه 562 ﴾
یکی دیگر از سنت‌های اسلامی در هنگام ایراد خطبه، تلاوت آیه یا سوره‌ای از قرآن کریم است. سیرة ائمة اطهار(علیهم السلام) بر این بوده است که در خطبة خویش، قرآن تلاوت می‌فرموده‌اند. ازاین‌رو، خطبا و واعظان اسلامی به این امر مقیدند. حضرت زهرا(علیها السلام) در پایان این بخش، آیه‌ای را تلاوت می‌فرمایند تا هم قرآن تلاوت شده باشد و هم به تقوا امر شده باشد. حضرت بدون اشاره به آیات قرآن هم می‌توانستند مخاطبان خویش را به تقوا امر نمایند، اما انتخاب آیه‌ای که مضمون آن سفارش به تقوای الهی است، دست‌کم سه هدف را تأمین می‌کند: یکی تلاوت قرآن؛ دوم رعایت سنتِ امر به تقوا در خطبه؛ سوم ایجاد انگیزة عمل در مخاطب.

ج) اوامر و نواهی الهی؛ راهنمای انسان به‌سوی سعادت

بعد از آنکه انسان برای رعایت تقوا انگیزه پیدا کرد، به راه‌بلدِ آگاه و خبره نیازمند خواهد بود که وی را از محل‌های خطر آگاه کند. شاید به همین مناسبت است که صدیقة طاهره(علیها السلام) بعد از قرائت آیه‌ای که متضمن این امر است، می‌فرمایند: وَأَطِیعُوا اللَّهَ فِیمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَنَهَاكُمْ عَنْه؛ «و در آنچه خداوند به شما امر و نهی فرموده است، از او اطاعت کنید».
گویا حضرت می‌خواهند راه ایمنی از خطرها را گوشزد کرده، بفرمایند: حال که انگیزة رعایت تقوا داشته، می‌خواهید خود را از خطرها حفظ کنید، بدانید راه تأمین این هدف، اطاعت از اوامر الهی و ترک نواهیِ اوست. پس با این بیان، برای عملی کردن انگیزة خودپایی و محفوظ ماندن از خطرها، یک راه کلی ـ که انسان را تهدید می‌کندـ به مخاطب نشان می‌دهند، خواه خطرهای دنیوی باشد و خواه خطرهای اُخروی؛ که البته خطرهای آخرت بسیار جدی‌تر از خطرهایی است که در دنیا انسان را تهدید می‌کند.
﴿ صفحه 563 ﴾