رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

هـ) بالاترین مرتبة توحید؛ توحید در نیت

همان‌گونه که گفته شد، ایمان و شرک مراتب فراوانی دارند، اما مراتب ضعیفِ ایمان با
﴿ صفحه 551 ﴾
مراتبی از شرک توأم‌اند و هریک که قوی‌تر باشد، طرف مقابلِ آن، ضعیف‌تر خواهد بود. بنابراین در کنار ایمانِ ضعیف قطعاً مرتبه‌ای از شرک وجود دارد. ازاین‌رو، قرآن کریم می‌فرماید: وَمَا یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُون؛(585) «و بیشتر آنها كه مدعىِ ایمان به خدا هستند، مشرك‌اند!»
این آیة شریف، بیانگر این حقیقت است که ایمان اکثر مردم، توأم با شرک است؛ زیرا ایمان آنها ضعیف بوده، در کنار ایمانِ ضعیفْ شرک وجود دارد. هرچه ایمان قوی‌تر گردد، شرک ضعیف‌تر و ریا در عبادت کمتر می‌شود.
برای بیان مراتبِ شرک از مثالی می‌توان بهره برد: برخی هیچ قصدی از نماز ندارند، جز اینکه دیگران آنها را بر سر نماز ببینند! اینان انسان‌هایی بسیار ریاکار هستند، اما همة انسان‌ها به این شدت ریاکار نیستند. برخی نماز را با اخلاص می‌خوانند، اما اگر دیگران خبردار شوند، خوش‌حال می‌شوند. این حالت هم مرتبه‌ای از شرک است. عبادت خالص آن است که دیدن یا ندیدن دیگران به حال انسان تفاوتی نداشته باشد. اگر عکس‌العمل مردم در رفتار انسان اثرگذار باشد، معلوم می‌شود که مرتبه‌ای از شرک در وجود او رخنه کرده است.
مرتبة دیگر شرک، به نیت انسان بازمی‌گردد. اگر در قصد انسان چیزی جز اطاعت و امتثال امر خداوند وجود داشته باشد، نیت و قصد وی را نمی‌توان نیت و قصد خالص دانست، بلکه مرتبه‌ای از شرک در آن وجود دارد. اگر خدای متعال بگوید: «واجب است نماز بخوانی و حتی اگر نماز بخوانی تو را به بهشت نمی‌برم»، یا بگوید: «اگر نماز هم بخوانی، تو را به جهنم می‌برم»، آیا ما باز نماز می‌خوانیم؟ اگر پاسخ منفی است، معلوم
﴿ صفحه 552 ﴾
می‌شود که ما فقط برای اطاعت خدای متعال نماز نمی‌خوانیم، بلکه ترس از عذاب و یا شوق رسیدن به ثواب هم در نیت ما وجود دارد که این هم خود مرتبه‌ای از شرک است. در حدیث معراج آمده است که روح مؤمن پس از بار یافتن به عرش الهی عرض می‌کند: وعزّتک و جلالک لو کان رضاک فی اَن اُقَطَّعَ اِرْباً اِرْباً واُقْتَلَ سَبْعینَ قَتْلَةً بأشدّ ما یُقتَل به الناس لَکانَ رضاکَ احبّ اِلیّ؛ «به عزّت و جلالت سوگند اگر رضای تو در این بود که پاره پاره شوم و هفتاد مرتبه به سخت‌ترین وجهی کشته شوم رضای تو را ترجیح می‌دادم.»(586)
راه رسیدن به عالی‌ترین درجه‌ای که خداوند استعداد و ظرفیت آن را به انسان عنایت فرموده است، عبادت خالص است. قرآن کریم می‌فرماید: قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّین؛(587) «بگو: من مأمورم كه خدا را پرستش كنم، درحالى‌كه دینم را براى او خالص كرده باشم ».
دین خالص بدین‌معناست که هیچ قصدی جز بندگیِ خدا در نیت و عمل آن نباشد. انسان برای وصول به آن مقام، باید به‌تدریج از همین شرک‌های روشن و جلی اجتناب نماید، تا کم‌کم آمادگیِ پرهیز از مراتب خفی را پیدا کند. دین خالص دین علی(علیه السلام) است که می‌فرمود: مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَلا طَمَعاً فِی جَنَّتِكَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلاً لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ ؛(588) «من تو را به سبب ترس از آتشت و طمع به بهشتت عبادت نکردم؛ لکن تو را اهل عبادت یافتم؛ پس عبادتت کردم».
خداوند برای راهیابی بندگانش به وادیِ دینِ خالص، از ابتدا به آنان هشدار
﴿ صفحه 553 ﴾
می‌دهد که مبادا به وادی شرک قدم گذارید. گرچه انسان‌ها کمابیش در پیچ‌و‌خم زندگی به این عارضه مبتلا می‌شوند، این هشدار موجبِ دقتِ بیشترِ سالکانِ کوی حق شده، تا به‌تدریج کاملاً از وادی شرک دور شوند. البته نباید فراموش کرد که سیر به‌سوی دین خالص و گذر از وادی شرک، بدون توسل به دامن پیشوایان معصوم(علیهم السلام) به‌خصوص مولای موحدانِ عالَم، امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و یاری و عنایت ایشان امکان‌پذیر نیست، اما درعین‌حال باید بدانیم که هدف اصلی، قرب به خدای متعال و توجه به اوست.

و) تبیین چرایی بندگی انسان

اکنون اگر سؤال شود چرا انسان باید خدا را بندگی کند؟ پاسخ خواهیم داد: چون واقعاً بنده ‌است و بنده راهی جز بندگی ندارد. حقیقتِ نور، روشنی‌بخشی است و جز این نمی‌تواند باشد. نورافشانی، ذاتیِ نور بوده، تا هنگامی که نور، نور است، نورافشانی می‌کند. بندگی نیز ذاتیِ انسان است و جز این نمی‌تواند باشد. هرگاه انسان توانست خود را از بنده بودن رها سازد، دیگر به بندگی کردن نیاز ندارد، اما تا هنگامی که بندة خداست، باید بندگی نماید. جالب این است که تمام عزت او در این بندگی نهفته و بالاترین لذت هم در بندگی خداوند عاید او می‌گردد. مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت می‌فرمود: «اگر سلاطین می‌دانستند که چه لذتی در نماز هست، حاضر بودند دست از سلطنت خویش برداشته، به دنبال نماز بروند». اما بر کسانی که این حقیقت را درک نکرده‌اند، اظهار عبودیت و اقامة نماز بسیار گران و سنگین می‌نماید؛ تا آنجا که قرآن می‌فرماید: وَاسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّها
﴿ صفحه 554 ﴾
لَكَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعین ؛(589) «و از صبر و نماز یارى جویید و این كار (نماز)، جز براى خاشعان، گران است».
اما آنان که خود را خالص کرده، راهی به آن وادی یافتند، به لذتی بی‌پایان و وصف‌ناپذیر دست یافتند. نقل شده که مرحوم میرزاحسن‌ شیرازی در وصیت خویش درخواست کرده بودند که تمام نمازهای ایشان را دوباره بخوانند. هنگامی که یکی از نزدیکان ایشان از علت این وصیت جویا می‌شوند، می‌گوید: می‌ترسم لذتی که نماز برای من داشت، با قصد قربتی که در نماز شرط است، منافات داشته باشد! خدای متعال چنین بندگانی هم دارد. او دین را قرار داد تا بندگانش طریق عبادت را آموخته، از راه عبادت به قرب او نایل آیند. بنابراین، راه قربش توحید و یگانه‌پرستی، و دشمنِ آن شرک است. ازاین‌رو، حضرت زهرا(علیها السلام) می‌فرمایند: حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّة؛ «خداوند شرک را تحریم کرد تا ربوبیت او خالص دانسته شود».

ز) شرک تشریعی

شرک در ربوبیت خداوند انواعی دارد که یکی از آنها شرک تشریعی است. قرآن دربارة یهود و نصارا می‌فرماید:
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسیحَ ابْنَ مَرْیمَ وَما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا یُشْرِكُون؛(590) آنها دانشمندان و راهبان خویش را معبودانی در برابر خدا
﴿ صفحه 555 ﴾
قرار دادند و [همچنین] مسیح فرزند مریم را؛ درحالى‌كه دستور نداشتند جز خداوند یكتایى را كه معبودى جز او نیست، بپرستند. او پاك و منزه است از آنچه همتایش قرار مى دهند.
یهود و نصارا گرفتار مرتبه‌ای از شرک بودند. آنها عالمان و راهبان خویش را ربّ خود قرار داده، از بدعت‌ها و احکام دروغینی که وضع می‌کردند، پیروی می‌کردند. در روایات آمده است که دربارة این آیة شریف از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمودند: وَاللَّهِ مَا صَلَّوْا وَلا صَامُوا لَهُمْ وَلَكِنَّهُمْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً وَحَرَّمُوا عَلَیهِمْ حَلالاً فَاتَّبَعُوهُم؛ (591) «به خدا قسم یهود و نصارا برای علمای خویش نماز و روزه به‌جا نیاوردند، اما علمای آنها حرامی را برای آنها حلال و حلالی را بر آنها حرام می‌کردند. پس آنها هم پیروی کردند».
با توجه به این روایت معلوم می‌شود که مشرک خواندنِ یهود و نصارا به سبب شرک آنها در ربوبیت تشریعی بوده است. کسی که در عرض قانون خداوند قانونی وضع كند، مشرک است و گویا بت جدیدی تراشیده و مردم را به پرستش آن دعوت کرده است. چنین کسی خود را شایستة این معنا دانسته است که در عرض خدا قانون وضع كند. درحقیقت، چنین کسی با تکبرِ تمام برای خود مقام ربوبی قایل شده است و دیگران نیز ـ که به سخن وی اعتنا کنند، درحقیقت، در عرض رب‌العالمین ـ برای خود ربی دیگر برگزیده‌اند. اعتقاد به ربوبیتِ تشریعیِ خداوند آن‌گاه خالص می‌گردد که انسان فقط خدای متعال و کسی را که از طرف او اذن داشته باشد، شایستة قانون‌گذاری و تشریع بداند. در روایات آمده است که خداوند تشریعِ برخی از احکام را به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)
﴿ صفحه 556 ﴾
تفویض كرد و ایشان آن قوانین را وضع فرمود. این‌گونه تشریعات را نمی‌توان شرکِ در تشریع دانست؛ چراکه این‌گونه تشریعات با تفویض و اذن الهی صورت می‌گیرد. نکتة دیگری که در اینجا روشن می‌شود، این است که اعتقاد داشتن به لزوم اذنِ ولیّ فقیه برای وضع قوانین موقت، در شرایط خاص، شرک نیست؛ زیرا ولیّ فقیه از طرف امام معصوم مأذون است و امام معصوم از طرف خدا. پس این عمل ولیّ فقیه به اذن خداست. بنابراین، اگر همة مردم برای ریاست‌جمهوری به کسی رأی دهند، تا هنگامی که ولیِّ فقیه او را نصب نکند، مشروعیت ندارد.(592) لذا امام خمینی(رحمه الله) فرمود:
اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت، یا خداست یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس‌جمهور با نصب فقیه نباشد، غیرمشروع است. وقتی غیرمشروع شد، طاغوت است. اطاعتِ او اطاعتِ طاغوت است؛ وارد شدن در حوزة او وارد شدن در حوزة طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می‌رود که به امر خدای تبارک‌وتعالی یک کسی نصب بشود.(593)
حاکمیت و ربوبیت از آنِ خداست و اگر او به کسی اجازة تشریع قانون یا تأسیس حکومت دهد، این کار مشروعیت می‌یابد؛ وگرنه چنین حقی نداشته، مشمول این آیه خواهد شد که می‌فرماید: قُلْ أَرَأَیتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَحَلالاً قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُون؛(594) «بگو: آیا روزی‌هایى را كه خداوند بر
﴿ صفحه 557 ﴾
شما نازل كرده است، دیده اید كه بعضى از آن را حلال و بعضى را حرام کرده اید؟! بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده است، یا بر خدا افترا مى‌بندید؟»
پس توحید در عبادت تنها راه رسیدن به والاترین مرتبة کمال و سعادت است؛ مرتبه‌ای که خداوند متعال انسان را برای آن آفریده است. برای این منظور، باید تا آنجا که ممکن است، از شرک حذر كرد. ازاین‌رو، حضرت زهرا(علیها السلام) می‌فرمایند: وَحَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّة؛ «و خداوند شرک را تحریم کرد تا خالصانه به ربوبیت او اعتقاد داشته باشید».