فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

و) ناامنی مالی؛ عامل ناامنی روانی

حضرت در خصوص امنیت مالی نیز می‌فرمایند: وَتَرْكَ السَّرِقَةِ إِیجَاباً لِلْعِفَّة؛ «و [خداوند] پرهیز از سرقت را سببی برای عفت قرار داد».
اگر در جامعه، تعاملات مالی به‌صورت سالم اجرا گردد، بدین‌معنا که هر کسی از راه صحیح مال کسب نموده، از راه صحیح آن را حفظ کرده، در راه صحیح صرف نماید، زمینة رشد افراد در محیط جامعه فراهم می‌گردد؛ اما اگر این مسائل رعایت نشود و عفت مالیِ جامعه و تعادل لازم در رفتارهای صحیحِ مالی و اقتصادی برقرار نگردد، یقیناً زمینة رشد و تکامل افراد جامعه فراهم نخواهد شد. الحمدلله، در جامعة ما چنین مسائلی کمتر رخ می‌دهد، اما هنگامی که انسان همین مقدار را مشاهده می‌نماید، متوجه آثار سوء آن و ناامنی‌های ناشی از آن می‌شود. هنگامی که محیط جامعه ازلحاظ مالی ناامن گردد، افرادِ جامعه دائماً نگران اموال خود بوده، به حفظ آن می‌اندیشند؛ درحالی‌که اموال، ابزاری بیش نبوده، باید به قدر ضرورت از آن استفاده کرد. اگر بنا باشد انسان مالی را به‌زحمت تحصیل نماید و به دنبال آن دائماً در اندیشة حفظ و نگه‌داری آن باشد، فرصتی برای عبادت و انجام وظایف معنوی و اجتماعیِ خویش نمی‌یابد. همچنین وجود ناامنیِ مالی در جامعه، محرومیت بخشی از جامعه را به دنبال خواهد داشت.
در پایان می‌توان گفت که حضرت زهرا(علیها السلام)، در این فراز، به سه مورد از تشریعات الهی اشاره فرمودند که خداوند آنها را عوامل بازدارنده از سقوط قرار داده است. این تشریعات خداوند (حرمت ناامنی‌ِ فردی، ناامنیِ آبروی اجتماعی، ناامنیِ مالی) به‌گونه‌ای است که شاید عقل انسان به‌تنهایی نتواند خطر آنها را تا این حد درک کند. عقل انسان
﴿ صفحه 544 ﴾
خطر برخی از مسائل را درک می‌کند، مانند خطر فسادهای جنسی و تجاوز به عُنف. نیز درک می‌کند که باید عقوبت سختی برای آنها در نظر گرفت، اما شاید خطر نسبت ناروا دادن به انسانی پاک‌دامن را به‌طور کامل درک نکند. متأسفانه، در برخی از جوامع که ازلحاظ اخلاقی رشد نکرده‌اند، به زبان راندن چنین سخنانِ ناروایی بسیار شایع و پیش‌پاافتاده است؛ اما در اسلام، نسبت به این موضوع بسیار سخت‌گیری شده است.

15. شرک؛ دشمن‌ترین دشمنان

وَحَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّة؛ «و [خداوند] شرک را تحریم کرد تا ربوبیت او خالص دانسته شود».

الف) توحید؛ عصاره اسلام

صدیقة طاهره(علیها السلام)، در بخشی از خطبة مبارک خویش، به بیان حکمت تشریع برخی از آموزه‌های دینی پرداختند که این بخش را با بیان حکمتِ جعلِ ایمان آغاز نمودند و حکمت آن را پاک شدن از شرک دانسته، فرمودند: فَجَعَلَ اللَّهُ الإِیمَانَ تَطْهِیراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْك؛ «پس خداوند ایمان را برای پاک شدن شما از شرک قرار داد».
اکنون به آخرین آموزه‌ای رسیدیم که حضرت در این بخش بدان اشاره كرده، می‌فرمایند: وَحَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّة؛ «خداوند شرک را تحریم کرد تا ربوبیت او خالص دانسته شود».
همان‌طور که در ابتدای این بخش اشاره کردیم، از ترتیب و تنظیم این عبارات می‌توان استفاده کرد که مبدأ و منتهای دین، توحید است. انبیای الهی کار خویش را با
﴿ صفحه 545 ﴾
مبارزة با شرک آغاز کردند و هدف ایشان ریشه‌کن ساختنِ شرک از تمام هستی بود؛ چراکه آنچه انسان را به سعادت می‌رساند، توحید است و آنچه موجب سقوط انسان می‌گردد، شرک است.
توحید، معانی عمیق و غنی‌ و لطیفی دارد که اگر آن معانی به‌درستی درک شود، روشن خواهد شد که حقیقت و اساس دین، چیزی جز توحید نیست. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر گران‌سنگ المیزان می‌فرمایند:
اسلام از معارف الهى ـ فلسفى و اخلاق فاضله و قوانین دینى و فرعى، از عبادت‌ها و معاملات و سیاسات اجتماعى و هر چیز دیگرى كه انسان‌ها در مرحلة عمل بدان نیازمندند، نه‌تنها متعرض كلیات و مهمات مسائل آن شده، بلكه جزئى ترین مسائل را نیز بیان نموده است و عجیب این است كه تمام معارف آن بر اساس فطرت و اصل توحید بنا شده، به‌طورى‌كه تفاصیل و جزئیاتِ احكامِ اسلام، بعد از تحلیل، به توحید بازمی‌گردد و اصل توحید بعد از تجزیه، به همان تفاصیل، بازگشت مى نماید.(576)
سخن ایشان را به‌طور خلاصه می‌توان این‌گونه بیان کرد که توحید لوح فشردة اسلام است.