فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

د) مُسکرات؛ عامل پلیدی جسم و جان

نخست، حضرت به حرمت شراب اشاره فرموده، حکمت تشریع این نهی را دوری از پلیدی‌ها معرفی می‌نمایند. خدای مهربان برای حفظ سلامت جسم و جانِ انسان، وی را به احکامی راهنمایی نموده است که از آن جمله، حرمت استفاده از مُسکرات است. انگور ازجمله نعمت‌های حلال خداوند است که فواید فراوانی دارد. در قرآن کریم، از چند میوه، مکرر نام برده شده که خرما و انگور از آن جمله است. در قرآن کریم آمده است: وَمِنْ ثَمَراتِ النَّخیلِ وَالأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَرِزْقاً حَسَناً إِنَّ فی ذلِكَ لآیَة لِقَوْمٍ یَعْقِلُون؛(572) «و از میوه هاى درختان نخل و انگور، مُسكرات و روزىِ نیکو مى گیرید. در این، نشانة روشنى است براى جمعیتى كه اندیشه مى كنند».
خدای مهربان در این آیه، از دو نعمت خویش یعنی خرما و انگور سخن به میان آورده، آنان را حامل نشانه‌ای برای اهل تعقل می‌داند. اما انسان گرچه رزق‌هایی مفید و نیکو از آنان به دست می‌آورد، بر اثر پیروی از شیطان، از این نعمت‌های خوب و بسیار مفید، مُسکرات هم تولید می‌کند که مصرف آنها، هم به بدن آسیب می‌رساند، هم عقل را ضایع می‌کند و هم سبب ناامنی در جامعه می‌شود.
﴿ صفحه 541 ﴾
روح و بدنِ سالم، ابزاری است که خدای متعال برای حرکت انسان قرار داده و به دنبال آن دستور داده است که با سوء‌استفاده از نعمت‌های الهی، روح و بدن خویش را فاسد ننمایید. عقل انسان خود توانایی درک خباثت مسکرات و آثار سوء آنها را دارد، اما خدای رئوف با تأکید فراوان، بر ترک استفاده از آنها دستور داده و به‌عنوان عاملی بازدارنده، قانون حرمتِ استعمالِ مسکرات را وضع نموده است. صدیقة طاهره(علیها السلام)، حکمت تشریع این قانون را دور کردن انسان‌ها از پلیدی و آلودگی دانسته، می‌فرمایند: وَالنَّهْیَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِیهاً عَنِ الرِّجْس؛ «و [خداوند] نهی از نوشیدن شراب را برای دوری از پلیدی تشریع فرمود».

هـ) حرمت قَذْف؛ ضامن امنیت روانی جامعه

در ادامه، حضرت به برخی از عواملی که امنیت مالی و روانی جامعه را به خطر می‌اندازد، پرداخته، می‌فرمایند: وَاجْتِنَابَ الْقَذْفِ حِجَاباً عَنِ اللَّعْنَة؛ «و [خداوند] پرهیز از قَذْف را حجابی برای لعنت خویش قرار داد».
گاه در محیطِ اجتماع، آبرو و ناموس افراد در معرض ناامنی قرار می‌گیرد و گاه اموال آنها. قذف به معنای نسبت دادن اعمال نامشروع به دیگران است. معنای لغوی قذف مترادف «رَمْی» است. قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیم؛(573) «به‌یقین،‌ كسانى كه زنان پاك‌دامنِ مؤمن و بى خبر از هرگونه آلودگى را متهم مى سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهى به دور هستند و عذاب بزرگى براى آنهاست».
﴿ صفحه 542 ﴾
قذف، از شگردهای مهم شیطان بوده، شیاطین انس و جن از گذشته‌های بسیار دور این شگرد را به کار می‌برده‌اند. کسانی حتی نسبت به همسران پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین شیطنت‌هایی انجام داده‌اند.(574) خدای متعال این عمل زشت را حرام فرموده و برای آن حد قرار داده است، تا ناموس و عِرض افراد جامعه محفوظ باشد. درنتیجه، از لعنت الهی در امان مانند.
در روایتی نیز آمده است که امام صادق(علیه السلام) دوستی داشتند که بسیار خدمت حضرت می‌رسید و اظهار ارادت و ولایت‌مداری می‌نمود. روزی این شخص با تعبیر زشتی غلام خود را خطاب قرار داده، به مادرش توهین می‌کند. حضرت چهرة خویش را در هم کشیده، می‌فرمایند: «این چه سخنی بود که بر زبان راندی؟!» دوست حضرت می‌گوید: مادر این غلام کافر بود. حضرت می‌فرمایند: «کفار هم برای خود نوعی ازدواج دارند و تو حق نداری به مادر آنها نسبت ناپاکی بدهی». پس از این ماجرا حضرت ارتباط خود را با او قطع فرموده، دیگر با او معاشرت نمی‌نمایند.(575)
در اسلام، فراوان به این ظرایف اهتمام می‌شود و اسرار بسیار مهمی دارد و برای فراهم کردن جامعه‌ای سالم و مهیا نمودن زمینة رشد انسان‌ها بسیار مؤثر است. متأسفانه، بر اثر اختلاط فرهنگ‌ها و عوامل رسانه‌ای نامناسبِ بیگانه، این آلودگی‌ها به فضای جامعة ما نیز نفوذ کرده است. نفوذ این آلودگی‌ها باعث می‌شود که فضای ذهن و روح انسان عوض شده، درنتیجه، جامعه به جامعة اسلامی شبیه نباشد.
﴿ صفحه 543 ﴾

و) ناامنی مالی؛ عامل ناامنی روانی

حضرت در خصوص امنیت مالی نیز می‌فرمایند: وَتَرْكَ السَّرِقَةِ إِیجَاباً لِلْعِفَّة؛ «و [خداوند] پرهیز از سرقت را سببی برای عفت قرار داد».
اگر در جامعه، تعاملات مالی به‌صورت سالم اجرا گردد، بدین‌معنا که هر کسی از راه صحیح مال کسب نموده، از راه صحیح آن را حفظ کرده، در راه صحیح صرف نماید، زمینة رشد افراد در محیط جامعه فراهم می‌گردد؛ اما اگر این مسائل رعایت نشود و عفت مالیِ جامعه و تعادل لازم در رفتارهای صحیحِ مالی و اقتصادی برقرار نگردد، یقیناً زمینة رشد و تکامل افراد جامعه فراهم نخواهد شد. الحمدلله، در جامعة ما چنین مسائلی کمتر رخ می‌دهد، اما هنگامی که انسان همین مقدار را مشاهده می‌نماید، متوجه آثار سوء آن و ناامنی‌های ناشی از آن می‌شود. هنگامی که محیط جامعه ازلحاظ مالی ناامن گردد، افرادِ جامعه دائماً نگران اموال خود بوده، به حفظ آن می‌اندیشند؛ درحالی‌که اموال، ابزاری بیش نبوده، باید به قدر ضرورت از آن استفاده کرد. اگر بنا باشد انسان مالی را به‌زحمت تحصیل نماید و به دنبال آن دائماً در اندیشة حفظ و نگه‌داری آن باشد، فرصتی برای عبادت و انجام وظایف معنوی و اجتماعیِ خویش نمی‌یابد. همچنین وجود ناامنیِ مالی در جامعه، محرومیت بخشی از جامعه را به دنبال خواهد داشت.
در پایان می‌توان گفت که حضرت زهرا(علیها السلام)، در این فراز، به سه مورد از تشریعات الهی اشاره فرمودند که خداوند آنها را عوامل بازدارنده از سقوط قرار داده است. این تشریعات خداوند (حرمت ناامنی‌ِ فردی، ناامنیِ آبروی اجتماعی، ناامنیِ مالی) به‌گونه‌ای است که شاید عقل انسان به‌تنهایی نتواند خطر آنها را تا این حد درک کند. عقل انسان
﴿ صفحه 544 ﴾
خطر برخی از مسائل را درک می‌کند، مانند خطر فسادهای جنسی و تجاوز به عُنف. نیز درک می‌کند که باید عقوبت سختی برای آنها در نظر گرفت، اما شاید خطر نسبت ناروا دادن به انسانی پاک‌دامن را به‌طور کامل درک نکند. متأسفانه، در برخی از جوامع که ازلحاظ اخلاقی رشد نکرده‌اند، به زبان راندن چنین سخنانِ ناروایی بسیار شایع و پیش‌پاافتاده است؛ اما در اسلام، نسبت به این موضوع بسیار سخت‌گیری شده است.