فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

ج) حفظ امنیت فردی و اجتماعی؛ شرط سلامت جامعه

خدای متعال بدن و جسمی سالم با ساختمانی پیچیده و دقیق به انسان عنایت فرموده است که هنوز بزرگان و دانشمندان بعد از گذشت قرن‌ها مطالعه و تحقیق نتوانسته‌اند اسرار عجیب آن را به‌طور کامل بشناسند و هر روز نکته‌ای تازه از آن دستگیر اندیشمندان و محققان می‌گردد. شناخت گوشه‌ای از اسرار بدن، نیازمند سال‌ها تحصیل در علومی چون زیست‌شناسی، فیزیولوژی و آناتومی است. صاحب‌نظران علمی نیز اعتراف دارند که اسرار ناشناختة فراوانی در بدن انسان وجود دارد که علم با همة پیشرفت خود هنوز بدانها دست نیافته است. دستگاه حیرت‌انگیز بدن دارای اعضای گوناگونی است که اگر عضوی از آن صدمه ببیند، حرکت مجموعه را گاه کُند و گاه متوقف می‌کند. خدای علیمِ قدیر اعضای بدن را به‌گونه‌ای خلق و هماهنگ نموده است که گاه یک عضو کوچک کارهای متعددی را عهده‌دار است که اگر صدمه ببیند، یا جای‌گزین برای آن وجود ندارد، یا با صرف هزینة فراوان و به‌کارگیری دستگاه‌های متعدد، بخشی از کارکرد آن را می‌توان جبران کرد. بنابراین، بدن انسان برای حرکت تکاملیِ خود نیازمند بهداشت و سلامتیِ اعضای خویش بوده، آلودگی‌ها به این حرکت آسیب می‌زنند.
همچنین، خداوند روح را با خلقتی عجیب‌تر و پیچیده‌تر به بدن متعلق کرده و رابطه‌ای قوی بین این دو برقرار ساخته است، به‌گونه‌ای‌که این دو در هم اثر می‌گذارند. برخی از آلودگی‌های بدنْ روح را هم فاسد کرده، از کار می‌اندازد.
برخی از آلودگی‌ها ممکن است صرفاً به شخص انسان مربوط شده، شخص او را فاسد کنند، اما دامنة برخی از آلودگی‌ها به محیط جامعه هم کشیده می‌شود و به افراد
﴿ صفحه 539 ﴾
زیادی زیان می‌رساند. بنابراین، برای تأمین سعادت انسان، علاوه بر سلامت جسم و روحِ فرد، باید محیط جامعة انسانی نیز از سلامت کافی برخوردار باشد. همچنین، تحقق سلامت جامعه فقط به سلامت جسمی افراد وابسته نیست، بلکه تأمین سلامت جامعه به امنیت روانیِ محیطِ جامعه نیز نیاز دارد. باید اجتماعِ انسانی ازلحاظ روانی نیز محیطی امن بوده، عِرض و آبروی افراد جامعه محفوظ بماند، تا افراد بتوانند زندگیِ سالمی را سپری نمایند. اگر افراد جامعه هر روز در معرض تهمتی قرار گرفته، حرمت و آبروی آنان لکه‌دار گردد، قطعاً نمی‌توانند از رشد کافی برخوردار شوند. توان انسان، در محیط ناامن، صَرف معارضات شده، دائماً باید در تلاش برای حفظ جان، مال و آبروی خویش باشد.
بنا بر آنچه گذشت، می‌توان گفت از عوامل فساد جامعه، عواملی هستند که امنیت جامعه را تهدید نموده، مال، جان و حرمت افراد را به خطر می‌اندازند. قرآن کریم اموال انسان را مایة قوام زندگیِ مادی او دانسته، می‌فرماید: وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتی جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِیاماً وَارْزُقُوهُمْ فیها وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفا؛(571) «و اموال خود را، كه خداوند وسیلة قوام زندگىِ شما قرار داده است، به دست سفیهان نسپارید و از آن، به آنها روزى دهید و لباس بر آنان بپوشانید و با آنها سخن شایسته بگویید».
بنابراین، برای تداوم زندگیِ مادیِ انسان، نباید اموال او در معرض تاراج و یغما قرار بگیرد. اگر انسان سال‌ها زحمت کشیده، برای رفاه و آسایشِ زندگیِ خود و خانواده‌اش اموالی فراهم آورد، اما بر اثر ناامنی به‌یک‌باره همة آنها به یغما رود، یقیناً در چنین فضایی نمی‌تواند در مسیری حرکت کند که او را به هدفش می‌رساند.
﴿ صفحه 540 ﴾
خلاصه اینکه سلامت اجتماعِ انسانی به سلامت جسمی افراد و امنیت روانیِ محیطِ جامعه وابسته است. حضرت زهرا(علیها السلام) در سه جملة اخیرِ خطبة مبارکِ خویش به عوامل بازدارنده‌ای می‌پردازند که خدای متعال برای سلامت روحی و جسمیِ جامعة انسانی وضع نموده است.

د) مُسکرات؛ عامل پلیدی جسم و جان

نخست، حضرت به حرمت شراب اشاره فرموده، حکمت تشریع این نهی را دوری از پلیدی‌ها معرفی می‌نمایند. خدای مهربان برای حفظ سلامت جسم و جانِ انسان، وی را به احکامی راهنمایی نموده است که از آن جمله، حرمت استفاده از مُسکرات است. انگور ازجمله نعمت‌های حلال خداوند است که فواید فراوانی دارد. در قرآن کریم، از چند میوه، مکرر نام برده شده که خرما و انگور از آن جمله است. در قرآن کریم آمده است: وَمِنْ ثَمَراتِ النَّخیلِ وَالأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَرِزْقاً حَسَناً إِنَّ فی ذلِكَ لآیَة لِقَوْمٍ یَعْقِلُون؛(572) «و از میوه هاى درختان نخل و انگور، مُسكرات و روزىِ نیکو مى گیرید. در این، نشانة روشنى است براى جمعیتى كه اندیشه مى كنند».
خدای مهربان در این آیه، از دو نعمت خویش یعنی خرما و انگور سخن به میان آورده، آنان را حامل نشانه‌ای برای اهل تعقل می‌داند. اما انسان گرچه رزق‌هایی مفید و نیکو از آنان به دست می‌آورد، بر اثر پیروی از شیطان، از این نعمت‌های خوب و بسیار مفید، مُسکرات هم تولید می‌کند که مصرف آنها، هم به بدن آسیب می‌رساند، هم عقل را ضایع می‌کند و هم سبب ناامنی در جامعه می‌شود.
﴿ صفحه 541 ﴾
روح و بدنِ سالم، ابزاری است که خدای متعال برای حرکت انسان قرار داده و به دنبال آن دستور داده است که با سوء‌استفاده از نعمت‌های الهی، روح و بدن خویش را فاسد ننمایید. عقل انسان خود توانایی درک خباثت مسکرات و آثار سوء آنها را دارد، اما خدای رئوف با تأکید فراوان، بر ترک استفاده از آنها دستور داده و به‌عنوان عاملی بازدارنده، قانون حرمتِ استعمالِ مسکرات را وضع نموده است. صدیقة طاهره(علیها السلام)، حکمت تشریع این قانون را دور کردن انسان‌ها از پلیدی و آلودگی دانسته، می‌فرمایند: وَالنَّهْیَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِیهاً عَنِ الرِّجْس؛ «و [خداوند] نهی از نوشیدن شراب را برای دوری از پلیدی تشریع فرمود».

هـ) حرمت قَذْف؛ ضامن امنیت روانی جامعه

در ادامه، حضرت به برخی از عواملی که امنیت مالی و روانی جامعه را به خطر می‌اندازد، پرداخته، می‌فرمایند: وَاجْتِنَابَ الْقَذْفِ حِجَاباً عَنِ اللَّعْنَة؛ «و [خداوند] پرهیز از قَذْف را حجابی برای لعنت خویش قرار داد».
گاه در محیطِ اجتماع، آبرو و ناموس افراد در معرض ناامنی قرار می‌گیرد و گاه اموال آنها. قذف به معنای نسبت دادن اعمال نامشروع به دیگران است. معنای لغوی قذف مترادف «رَمْی» است. قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیم؛(573) «به‌یقین،‌ كسانى كه زنان پاك‌دامنِ مؤمن و بى خبر از هرگونه آلودگى را متهم مى سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهى به دور هستند و عذاب بزرگى براى آنهاست».
﴿ صفحه 542 ﴾
قذف، از شگردهای مهم شیطان بوده، شیاطین انس و جن از گذشته‌های بسیار دور این شگرد را به کار می‌برده‌اند. کسانی حتی نسبت به همسران پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین شیطنت‌هایی انجام داده‌اند.(574) خدای متعال این عمل زشت را حرام فرموده و برای آن حد قرار داده است، تا ناموس و عِرض افراد جامعه محفوظ باشد. درنتیجه، از لعنت الهی در امان مانند.
در روایتی نیز آمده است که امام صادق(علیه السلام) دوستی داشتند که بسیار خدمت حضرت می‌رسید و اظهار ارادت و ولایت‌مداری می‌نمود. روزی این شخص با تعبیر زشتی غلام خود را خطاب قرار داده، به مادرش توهین می‌کند. حضرت چهرة خویش را در هم کشیده، می‌فرمایند: «این چه سخنی بود که بر زبان راندی؟!» دوست حضرت می‌گوید: مادر این غلام کافر بود. حضرت می‌فرمایند: «کفار هم برای خود نوعی ازدواج دارند و تو حق نداری به مادر آنها نسبت ناپاکی بدهی». پس از این ماجرا حضرت ارتباط خود را با او قطع فرموده، دیگر با او معاشرت نمی‌نمایند.(575)
در اسلام، فراوان به این ظرایف اهتمام می‌شود و اسرار بسیار مهمی دارد و برای فراهم کردن جامعه‌ای سالم و مهیا نمودن زمینة رشد انسان‌ها بسیار مؤثر است. متأسفانه، بر اثر اختلاط فرهنگ‌ها و عوامل رسانه‌ای نامناسبِ بیگانه، این آلودگی‌ها به فضای جامعة ما نیز نفوذ کرده است. نفوذ این آلودگی‌ها باعث می‌شود که فضای ذهن و روح انسان عوض شده، درنتیجه، جامعه به جامعة اسلامی شبیه نباشد.
﴿ صفحه 543 ﴾