فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

13. پایبندی به تعهد؛ نردبان تکامل

وَالْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَتَوْفِیَةَ الْمَكَاییلِ وَالْمَوَازِینِ تَغْییراً لِلْبَخْس؛ «و [خداوند] وفای به نذر را وسیله‌ای برای آمرزش قرار داد و کامل نمودن پیمانه‌ها و ترازوها را برای از بین بردن نقصان و کم‌فروشی، تشریع فرمود».
سرور زنان عالم(علیها السلام)، در این قسمت از خطبة شریفِ خویش، به لزوم وفای به نذر و نیز به تمام‌فروشی در مقابل کم‌فروشی اشاره فرموده، به بیان حکمت تشریع این دو حکم می‌پردازند. شایان ذکر است که سه عنوان مذکور، همگی تحت عنوان مفهوم عامِ تعهد قرار می‌گیرند که خود از پایه‌های اساسی در شکل‌گیری و استحکام روابط اجتماعیِ انسان به‌شمار می‌آید. ازاین‌رو، برای توضیح این بخش، بیان مقدمه‌ای کوتاه دربارة زندگیِ اجتماعی لازم می‌نماید.
﴿ صفحه 521 ﴾

الف) ضرورت زندگی اجتماعی

هنگامی که دو موجودِ باشعور با یکدیگر ارتباطی آگاهانه برقرار می‌کنند، این ارتباط، عللی مانند کسب منفعت، تحقق مصلحت و دستیابی به کمال برای هر دو یا دست‌کم برای یکی از آن دو دارد. نمونة بارز آن، ارتباطات اجتماعی بین انسان‌هاست که در سایة آن، زندگیِ مدنی و اجتماعی شکل می‌گیرد. در سایة زندگیِ اجتماعی، هزاران نوع برکتِ مادی و معنوی عاید انسان‌ها می‌گردد که اگر زندگیِ اجتماعی نبود و انسان‌ها به‌صورت فردی زندگی می‌کردند، هیچ‌یک از این منافع و مصالح برای آنان تحقق نمی‌یافت. برای درک این منافع، کافی است هرکس اجمالاً زندگیِ خود را مرور کند. اگر انسان از ابتدای تولد، از پرستاری پدر و مادر برخوردار نگردد، با وجود ضعف شدیدِ جسمی و روحیِ وی، شاید چند روزی بیشتر حیات او ادامه نیابد. همچنین اگر پدر و مادر، بعد از اینکه نوزادشان اندکی رشد یافت و چند نکته‌ای برای زندگی فراگرفت، او را رها کنند (مانند برخی از حیوانات که تنها برای مدت کوتاهی به فرزندان خود رسیدگی می‌کنند و پس از مدتی آنها را از خود می‌رانند)، گرچه ممکن است که حیاتش ادامه داشته باشد، از بسیاری از علوم و تجارب و درنتیجه، کمالات فراوان محروم می‌ماند. انسان از نخستین تا واپسین لحظات زندگی دائماً در حال بهره بردن از ثمرة تلاش دیگران است. یا علمی از دیگران فرامی‌گیرد، یا از تخصص آنها در رفع نیاز خویش بهره می‌گیرد، یا در حال تبادل کالاهای مورد نیاز زندگی خویش با دیگران است. همچنین زندگیِ اجتماعیِ انسان منافع معنویِ فراوانی را برای او به دنبال دارد. اگر انسان به‌صورت اجتماعی نمی‌زیست، دین و احکام خدای خود را فرانمی‌گرفت و به تبع آن، پیشرفت معنوی برای او حاصل نمی‌شد و
﴿ صفحه 522 ﴾
حیات اُخرویِ وی تباه می‌شد. پس درواقع، زندگیِ اجتماعی، هم زمینة تحصیل فواید دنیوی و هم زمینة دستیابی به نعمت‌های اُخروی را برای انسان فراهم می‌آورد. بنابراین، انسان ناچار است با دیگران مرتبط باشد.

ب) واقعیات؛ ریشة ارزش‌ها

بعد از اذعان به ضرورتِ زندگیِ اجتماعیِ انسان، باید توجه داشت که رکن اساسیِ زندگیِ اجتماعی، تأمین منافعِ دو موجودِ باشعوری است که باهم ارتباط برقرار نموده‌اند. اگر ارتباط و تبادلِ منافع در بین انسان‌ها نباشد، زندگیِ اجتماعی پایدار نمی‌ماند. پس از شکل‌گیریِ زندگیِ اجتماعی و برقراریِ ارتباط‌های اجتماعی، سلسله‌ای از ارزش‌های اجتماعی شکل می‌گیرد که برای همة انسان‌ها قابل درک است، اما غالباً انسان‌ها به راز به وجود آمدن این ارزش‌ها توجه ندارند. از دیدگاه برخی، ارزش‌ها فقط گزاره‌های عقلیِ بدیهی بوده، می‌گویند: خوبیِ راست گفتن، عدالت و امثال اینها، بدین خاطر است که عقل آدمی به‌صورت بدیهی، خوبیِ آنها را درک می‌کند. از دیدگاه برخی دیگر، گزاره‌های ارزشی، قضایایی فطری بوده، می‌گویند: درکِ خوبی و حُسن این امور فطری است. دیدگاه‌هایی دیگر نیز دربارة حقیقت گزاره‌های ارزشی وجود دارد،(562) اما به نظر می‌رسد راز پیدایش گزاره‌های ارزشی به ارتباط این گزاره‌ها با سعادت و کمالات انسانی بازمی‌گردد؛ بدین‌معنا که رعایت این ارزش‌ها تأمین‌کنندة مصالح و سعادت انسان‌ است و عدم رعایت آنها مصالح انسان را به خطر می‌اندازد. به اصطلاح فلسفی،
﴿ صفحه 523 ﴾
این گزاره‌ها سلسله‌ای از آرای محموده‌اند که مبتنی بر سلسله‌ای از واقعیات هستند و آن واقعیات، باطن این ارزش‌ها را تشکیل می‌دهند. به‌عبارت‌دیگر، کمال و سعادت برای انسان ارزشمند است و صفات و رفتارهای اختیاری او به نسبتِ تأثیری که در تحصیل کمال و سعادت وی دارند، ارزشمند خواهند بود و عقل با مقایسة این صفات و رفتارها با پیامدهای آنها، به انجام یا عدم انجام آنها حکم می‌کند. این حقیقت به اصطلاح فقهی این‌گونه بیان می‌شود که احکام، تابع مصالح و مفاسد هستند.