فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

و) نقش قصاص در حفظ حیات انسان

کلام حضرت فاطمه(علیها السلام) در این فراز، ناظر به تخلفاتی است که به حقوق مردم مربوط می‌شود، نه به همة احکامِ جزا. بانوی دو عالم(علیها السلام) می‌فرمایند: «خداوند قصاص را برای محفوظ ماندن خون‌ها قرار داد». به‌طور یقین، اگر قاتل در دادگاه به اعدام محکوم شود و ولیّ دم تقاضای اعدام نماید و این حکم در حضور مردم اجرا گردد، قتل در بین آدمی به‌شدت کاهش یافته، از وقوع قتل‌های فراوانی پیشگیری خواهد شد. هنگامی که در نهاد، اداره یا سازمانی، مجرمی مجازات می‌شود، برای مدتی طولانی آن محیط از وقوع جرم‌های مشابه ایمن می‌گردد.
از دیدگاه قرآن، ریختن خون انسان بی‌گناه در محیط جامعه، همانند کشتن همة انسان‌هاست: مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا؛(559)
﴿ صفحه 519 ﴾
«هركس انسانى را بدون ارتكاب قتل یا فساد در روى زمین بكشد، پس چنان است كه گویى همة انسان‌ها را كشته است».
بیماریِ چنین گناه عظیمی با حبس کردن قاتل و پذیرایی از وی در زندان درمان نخواهد شد. ناآگاهان یا آگاهانِ معاند، با تمسک به سفسطه‌ای سست می‌گویند: مجازات اعدام با کرامت انسان و حق حیات وی منافات دارد! پوچی این سخنان روشن است و بدیهی است که برای حفظ امنیت جامعه، کسی که قتل نفْس کرده است، باید قصاص شود و فقط بدین‌وسیله است که جان دیگران محفوظ می‌ماند. قرآن کریم می‌فرماید:‌ وَلَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون؛(560) «و براى شما در قصاص، حیات و زندگى است، اى صاحبان خِرد! شاید شما تقوا پیشه كنید».
قرآن انسان را به تعقل و بهره‌گیری از آن دعوت نموده، یادآور می‌شود که اگر از نیروی عقلِ خود یاری بجویید، خواهید فهمید که قانون قصاص حیات شما را حفظ می‌کند. اگر ما برای حیات انسان ارزش قایل باشیم، راه حفظ این ارزش قصاص است. اگر این حکم دربارة قاتل اجرا نشود، در آینده، افراد بی‌گناه به کام مرگ خواهند رفت و جنایات هولناک‌تری به وقوع خواهد پیوست.
انسان، مادامی کرامت دارد که حق را رعایت کند. انسانی که با خدای خویش اعلان جنگ کند، قطعاً به قدر حیوان هم ارزش نخواهد داشت. ازاین‌روست که قرآن می‌فرماید: إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَالْمُشْرِكینَ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ؛(561) «به‌درستی که كافران
﴿ صفحه 520 ﴾
اهل كتاب و مشركان در آتش دوزخ‌اند و جاودانه در آن مى مانند. آنها بدترین مخلوقات‌اند!»
از نگاه قرآن، چنین انسانی پست‌ترین مخلوق است و هیچ کرامتی ندارد. کسی که با خدا و ولی‌نعمت خویش اعلان جنگ می‌کند، درحقیقت، با مصالح همة انسان‌ها دشمنی می‌ورزد. آیا می‌توان چنین انسانی را صاحب کرامت دانست؟ بنابراین، اگر کسی برای حیات انسان ارزش قایل باشد، باید از اجرای قانونِ قصاص حمایت نماید. ازاین‌روست که حضرت زهرا(علیها السلام) می‌فرمایند: وَالْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ «و [خدای متعال] قصاص را برای جلوگیری از خون‌ریزی تشریع فرمود».

13. پایبندی به تعهد؛ نردبان تکامل

وَالْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَتَوْفِیَةَ الْمَكَاییلِ وَالْمَوَازِینِ تَغْییراً لِلْبَخْس؛ «و [خداوند] وفای به نذر را وسیله‌ای برای آمرزش قرار داد و کامل نمودن پیمانه‌ها و ترازوها را برای از بین بردن نقصان و کم‌فروشی، تشریع فرمود».
سرور زنان عالم(علیها السلام)، در این قسمت از خطبة شریفِ خویش، به لزوم وفای به نذر و نیز به تمام‌فروشی در مقابل کم‌فروشی اشاره فرموده، به بیان حکمت تشریع این دو حکم می‌پردازند. شایان ذکر است که سه عنوان مذکور، همگی تحت عنوان مفهوم عامِ تعهد قرار می‌گیرند که خود از پایه‌های اساسی در شکل‌گیری و استحکام روابط اجتماعیِ انسان به‌شمار می‌آید. ازاین‌رو، برای توضیح این بخش، بیان مقدمه‌ای کوتاه دربارة زندگیِ اجتماعی لازم می‌نماید.
﴿ صفحه 521 ﴾

الف) ضرورت زندگی اجتماعی

هنگامی که دو موجودِ باشعور با یکدیگر ارتباطی آگاهانه برقرار می‌کنند، این ارتباط، عللی مانند کسب منفعت، تحقق مصلحت و دستیابی به کمال برای هر دو یا دست‌کم برای یکی از آن دو دارد. نمونة بارز آن، ارتباطات اجتماعی بین انسان‌هاست که در سایة آن، زندگیِ مدنی و اجتماعی شکل می‌گیرد. در سایة زندگیِ اجتماعی، هزاران نوع برکتِ مادی و معنوی عاید انسان‌ها می‌گردد که اگر زندگیِ اجتماعی نبود و انسان‌ها به‌صورت فردی زندگی می‌کردند، هیچ‌یک از این منافع و مصالح برای آنان تحقق نمی‌یافت. برای درک این منافع، کافی است هرکس اجمالاً زندگیِ خود را مرور کند. اگر انسان از ابتدای تولد، از پرستاری پدر و مادر برخوردار نگردد، با وجود ضعف شدیدِ جسمی و روحیِ وی، شاید چند روزی بیشتر حیات او ادامه نیابد. همچنین اگر پدر و مادر، بعد از اینکه نوزادشان اندکی رشد یافت و چند نکته‌ای برای زندگی فراگرفت، او را رها کنند (مانند برخی از حیوانات که تنها برای مدت کوتاهی به فرزندان خود رسیدگی می‌کنند و پس از مدتی آنها را از خود می‌رانند)، گرچه ممکن است که حیاتش ادامه داشته باشد، از بسیاری از علوم و تجارب و درنتیجه، کمالات فراوان محروم می‌ماند. انسان از نخستین تا واپسین لحظات زندگی دائماً در حال بهره بردن از ثمرة تلاش دیگران است. یا علمی از دیگران فرامی‌گیرد، یا از تخصص آنها در رفع نیاز خویش بهره می‌گیرد، یا در حال تبادل کالاهای مورد نیاز زندگی خویش با دیگران است. همچنین زندگیِ اجتماعیِ انسان منافع معنویِ فراوانی را برای او به دنبال دارد. اگر انسان به‌صورت اجتماعی نمی‌زیست، دین و احکام خدای خود را فرانمی‌گرفت و به تبع آن، پیشرفت معنوی برای او حاصل نمی‌شد و
﴿ صفحه 522 ﴾
حیات اُخرویِ وی تباه می‌شد. پس درواقع، زندگیِ اجتماعی، هم زمینة تحصیل فواید دنیوی و هم زمینة دستیابی به نعمت‌های اُخروی را برای انسان فراهم می‌آورد. بنابراین، انسان ناچار است با دیگران مرتبط باشد.