رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

11. حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقة کبری(علیها السلام)

وَبِرَّ الْوَالِدَینِ وِقَایةً مِنَ السُّخْطِ وَصِلَةَ الأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِی الْعُمُرِ وَمَنْمَاةً لِلْعَدَد؛ «و [خدای متعال] نیکی به والدین را برای جلوگیری از غضب خویش واجب فرمود و پیوند با خویشاوندان را به خاطر طولانی شدن عمرها و افزایش جمعیت‌ها».
﴿ صفحه 487 ﴾
بانوی دو عالم، حضرت صدیقة طاهره(علیها السلام)، این فراز از خطبة خویش را به بیان حکمتِ برجستة دو آموزة دیگرِ دینی که عبارت‌اند از احسان به والدین و صلة رحم، اختصاص می‌دهند. این دو تکلیف، قرابت و نزدیکیِ خاصی به یکدیگر دارند و گویا همین نکته موجب ذکر آن دو باهم شده است.

الف) شکر والدین و رعایت حق خویشان، قرین شکر و رعایت حق خدا

دین مبین اسلام، اهتمام فراوانی به دو آموزة پیش‌گفته دارد، به‌گونه‌ای‌که اعجاب انسان را برمی‌انگیزد. خدای متعال در آیات متعددی از قرآن کریم، ابتدا بندگان خویش را به پرستش خود فراخوانده، بلافاصله از احسان به والدین سخن به میان می‌آورد:
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَاناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُف وَلا تَنْهَرْهُما وَقُلْ لَهُما قَوْلاً كَریماً؛(524) و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیكى كنید. هرگاه یكى از آن دو، یا هر دوى آنها، به سن پیرى رسیدند، کلمه‌ای نگو که رنجیده‌خاطر شوند و بر سر آنها فریاد مزن و با ایشان به اکرام و احترام حرف بزن.
اهتمام قرآن به بیان رعایت حقوق والدین، به‌گونه‌ای است که گویا بعد از انجام وظیفة بندگیِ خدای متعال، فریضه‌ای واجب‌تر از رسیدگی به پدر و مادر نیست. این تعبیر قرآن کریم، بسیار عجیب، رسا و هشداردهنده است. همچنین خداوند در آیه‌ای مشابه آیة پیش می‌فرماید:
﴿ صفحه 488 ﴾
وَوَصَّینَا الإِنْسانَ بِوالِدَیهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَفِصالُهُ فی عامَینِ أَنِ اشْكُرْ لی وَلِوالِدَیكَ إِلَی الْمَصیر؛(525) و ما به انسان دربارة پدر و مادرش سفارش كردیم. مادرش او را با ناتوانى حمل كرد و دوران شیرخوارگى او در دو سال پایان مى یابد. [آرى، به او توصیه كردیم] كه براى من و براى پدر و مادرت شكر به‌جا آور كه بازگشت به‌سوى من است!
آنچه در این بیان توجه انسان را به خود جلب می‌کند، به‌کارگیری یک فعل امر برای بیان شکر خداوند و شکر پدر و مادر است. خداوند می‌توانست این فرمان را با دو امر جداگانه بیان کرده، بفرماید: اشکر لی واشکر لوالدیک؛ «مرا شکر کن و پدر و مادرت را نیز شکر کن»، اما او با عطف دو واژة «لی» و «لوالدیک» و با اختصاص یک فعلِ امر به آن دو، در صدد بیان نکته‌ای ویژه است که همان عظمت جایگاه والدین و لزوم رعایت حرمت آنهاست؛ تا آنجا که گویا این دو شکر از یک مقوله‌اند. از این آیات و صدها روایت در این باره، اهتمام شارعِ مقدسِ اسلام به این تکلیف به‌خوبی روشن می‌شود.
همچنین قرآن کریم با تعبیری مشابه آیات گذشته ـ البته قدری ناز‌ل‌ترـ به مسئلة حقوق خویشاوندان اشاره فرموده، اهتمام خویش را به مسئلة ارتباط با خویشاوندان به انسان‌ها گوشزد می‌کند: وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَالأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیكُمْ رَقیبا؛(526) «و از [مخالفت] خدایى بپرهیزید كه وقتی چیزى از یكدیگر مى خواهید، نام او را مى برید. زنهار که از خویشاوندان خود مبرید؛ زیرا خداوند، مراقب شماست».
﴿ صفحه 489 ﴾
قرآن کریم در این آیة شریفه، از ارزش خداوند در نزد انسان‌ها برای بیان ارزش ارتباط با خویشاوندان بهره برده است و به انسان‌ها گوشزد می‌کند: اکنون که پروردگار عالم برای شما از چنان ارزشی برخوردار است که در روابط خویش، هنگام اثبات ادعایی یا درخواست حاجتی و مسائلی از این قبیل، به نام او قسم یاد می‌کنید، باید مراقب ادای حق او نیز باشید. در اینجا نیز با عطف ارحام و خویشاوندان به خداوند تبارک‌وتعالی و به‌کارگیری یک فعل امر برای رعایت حق هر دو، نکته‌ای معنادار را القا می‌فرماید که همان عظمت حق خویشان است.

ب) احسان به والدین؛ حقی بدون قید و شرط

نکته‌ای که در میان ده‌ها روایت، توجه انسان را به خود جلب می‌کند و یادآوری آن نیز مفید است، بی‌قیدوشرط بودنِ وجوبِ احسان به والدین است. در این فریضه، مؤمن بودن و حتی مسلمان بودن والدین شرط نشده است. ازاین‌روست که اگر پدر و مادر، کافر هم باشند، بر فرزندان ایشان لازم است که اطاعت و احسان را در حق آنان رعایت کنند. البته پدر و مادرِ مسلمان حقی مضاعف بر فرزندان خویش دارند و اگر از هدایت مکتب تشیع برخوردار باشند، حقی دیگر بر عهدة فرزندان خویش می‌یابند. نیز با هر احسانی که در حق فرزند خود می‌کنند، حقی بر حقوق پیشین آنها افزوده می‌شود. جدای از این حقوق، والدین به صرف اینکه پدر و مادرند، بر فرزند خویش حقی دارند که مسلمانی یا کفر، عدالت یا فسق، مهربانی یا بداخلاقی، هیچ تأثیری در این حق نمی‌گذارد. تنها استثنای این مسئله، این است که هرگز نباید در معصیتِ خداوند از آنها تبعیت کرد و این قاعدة کلیِ دیگری است که در روایات بدان اشاره شده است.
﴿ صفحه 490 ﴾
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بنا بر نقل نهج البلاغه می‌فرمایند: لا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیةِ الْخَالق؛(527) «در معصیت خالق از هیچ مخلوقی نباید اطاعت کرد».