رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

و) وظیفة پلیس مسلمان

اکنون باید پرسید: آیا در نظام اسلامی، وظایف پلیس با وظایفی که نظام کفر برای پلیس معین می‌کند یکی است، یا فرق می‌کند؟ برخی معتقدند پلیس به‌جز در جرایم سازمان‌یافته و اموری که به ناامنی منجر می‌شود، حق دخالت در کارهای اجتماعی را ندارد و در دیگر کارها، فقط باید به کار فرهنگی بسنده کند که این کار هم به نیروهای انتظامی ارتباطی ندارد! این اعتقاد، همان دیدگاه فرهنگ غربی است که مبنای آن آزادی بی‌حدومرز انسان‌هاست. البته مسئلة امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر امری نیست که در فرهنگ غربیان مطلقاً مطرود و غیر قابل قبول باشد، بلکه در فرهنگ آنها نیز نوعی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر وجود دارد. در فرهنگ غربی، تقید به برخی از امور به‌صورت بسیار چشمگیری وجود دارد. به‌عنوان مثال، آنها به تمیز بودن خیابان‌ها، رعایت قواعد رانندگی و جز اینها بسیار مقیدند. اگر کسی پوست میوة خود را داخل خیابان بیندازد، دیگران به او تذکر می‌دهند. این خود مصداقی از امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است، اما غالباً برای آنان همین امور دنیوی ارزش محسوب شده، به ارزش‌های اُخروی وقعی نمی‌نهند. ازاین‌رو، معتقدند اگر خانمی با لباس نیمه‌عریان در اجتماع حضور یابد، کسی حق ندارد به او تذکر دهد. اما فرق پلیس اسلامی با پلیس غربی در این است که از دید پلیس مسلمان، مصالح و مفاسد جامعة اسلامی، فقط امنیتِ مادی و امور ظاهری نیست، بلکه رعایت مصالح و مفاسدِ معنوی نیز برای او مطرح است که از مصالح مادی مهم‌تر می‌باشد.
حضرت زهرا(علیها السلام) می‌فرمایند: وَالأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛ «و [خداوند] امربه‌معروف را به سبب مصلحت مردم واجب کرد». اما مقصود حضرت مصلحتی نیست
﴿ صفحه 486 ﴾
که در فرهنگ غربی شایع است. در فرهنگ غرب، فقط مصلحت‌های مادی ارزش یافته است؛ درحالی‌که مهم‌ترین مصلحتْ حفظ ارزش‌های اسلامی و اجرای احکام اسلامی است. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر برای مبارزة با گناه و انحرافات فکری و عقیدتی بسیار واجب‌تر از امربه‌معروف در امور مادی است؛ چراکه انحرافاتْ سعادت ابدی انسان را به خطر می‌اندازند. آیا اگر کسی بخواهد کاری کند که با آن، در جهنم خواهد سوخت، نباید برای او دل‌سوزی کرد؟! بنابراین، مهم‌ترین مصلحتی که در تشریع امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر لحاظ کرده‌اند، حفظ مصالح معنوی و دینیِ جامعه است. ازاین‌رو، پلیسْ وظیفه دارد با هر فسقی مبارزه کند. نباید در جامعة اسلامی افراد فاسق اجازة تظاهر به فسق یابند. البته اگر کسی مخفیانه مرتکب گناهی شود، نباید در کار او تجسس کرد و کسی هم حق ندارد که در امور پنهانش دخالت کند. اما فسق علنی که منجر به فاسد شدن افراد جامعه می‌گردد، بالاترین مفسده بوده، باید با آن مبارزه کرد. ازاین‌رو، مشکلِ کنار گذاشتن معروف‌ها یا ارتکاب منکرها، آن‌هم در دید و چشم‌انداز جامعه، تا جایی که به‌صورت عادی قابل حل است، همة مردم در برابر آنها وظیفه دارند، اما اموری که احتمال برخورد و ضرب و جرح در آنها وجود دارد، نیازمند برنامة دیگری است و باید افراد ویژه‌ای بر آن امور گماشته شوند که در جوامع امروز پلیس نام دارند.

11. حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقة کبری(علیها السلام)

وَبِرَّ الْوَالِدَینِ وِقَایةً مِنَ السُّخْطِ وَصِلَةَ الأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِی الْعُمُرِ وَمَنْمَاةً لِلْعَدَد؛ «و [خدای متعال] نیکی به والدین را برای جلوگیری از غضب خویش واجب فرمود و پیوند با خویشاوندان را به خاطر طولانی شدن عمرها و افزایش جمعیت‌ها».
﴿ صفحه 487 ﴾
بانوی دو عالم، حضرت صدیقة طاهره(علیها السلام)، این فراز از خطبة خویش را به بیان حکمتِ برجستة دو آموزة دیگرِ دینی که عبارت‌اند از احسان به والدین و صلة رحم، اختصاص می‌دهند. این دو تکلیف، قرابت و نزدیکیِ خاصی به یکدیگر دارند و گویا همین نکته موجب ذکر آن دو باهم شده است.

الف) شکر والدین و رعایت حق خویشان، قرین شکر و رعایت حق خدا

دین مبین اسلام، اهتمام فراوانی به دو آموزة پیش‌گفته دارد، به‌گونه‌ای‌که اعجاب انسان را برمی‌انگیزد. خدای متعال در آیات متعددی از قرآن کریم، ابتدا بندگان خویش را به پرستش خود فراخوانده، بلافاصله از احسان به والدین سخن به میان می‌آورد:
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَاناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُف وَلا تَنْهَرْهُما وَقُلْ لَهُما قَوْلاً كَریماً؛(524) و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیكى كنید. هرگاه یكى از آن دو، یا هر دوى آنها، به سن پیرى رسیدند، کلمه‌ای نگو که رنجیده‌خاطر شوند و بر سر آنها فریاد مزن و با ایشان به اکرام و احترام حرف بزن.
اهتمام قرآن به بیان رعایت حقوق والدین، به‌گونه‌ای است که گویا بعد از انجام وظیفة بندگیِ خدای متعال، فریضه‌ای واجب‌تر از رسیدگی به پدر و مادر نیست. این تعبیر قرآن کریم، بسیار عجیب، رسا و هشداردهنده است. همچنین خداوند در آیه‌ای مشابه آیة پیش می‌فرماید:
﴿ صفحه 488 ﴾
وَوَصَّینَا الإِنْسانَ بِوالِدَیهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَفِصالُهُ فی عامَینِ أَنِ اشْكُرْ لی وَلِوالِدَیكَ إِلَی الْمَصیر؛(525) و ما به انسان دربارة پدر و مادرش سفارش كردیم. مادرش او را با ناتوانى حمل كرد و دوران شیرخوارگى او در دو سال پایان مى یابد. [آرى، به او توصیه كردیم] كه براى من و براى پدر و مادرت شكر به‌جا آور كه بازگشت به‌سوى من است!
آنچه در این بیان توجه انسان را به خود جلب می‌کند، به‌کارگیری یک فعل امر برای بیان شکر خداوند و شکر پدر و مادر است. خداوند می‌توانست این فرمان را با دو امر جداگانه بیان کرده، بفرماید: اشکر لی واشکر لوالدیک؛ «مرا شکر کن و پدر و مادرت را نیز شکر کن»، اما او با عطف دو واژة «لی» و «لوالدیک» و با اختصاص یک فعلِ امر به آن دو، در صدد بیان نکته‌ای ویژه است که همان عظمت جایگاه والدین و لزوم رعایت حرمت آنهاست؛ تا آنجا که گویا این دو شکر از یک مقوله‌اند. از این آیات و صدها روایت در این باره، اهتمام شارعِ مقدسِ اسلام به این تکلیف به‌خوبی روشن می‌شود.
همچنین قرآن کریم با تعبیری مشابه آیات گذشته ـ البته قدری ناز‌ل‌ترـ به مسئلة حقوق خویشاوندان اشاره فرموده، اهتمام خویش را به مسئلة ارتباط با خویشاوندان به انسان‌ها گوشزد می‌کند: وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَالأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیكُمْ رَقیبا؛(526) «و از [مخالفت] خدایى بپرهیزید كه وقتی چیزى از یكدیگر مى خواهید، نام او را مى برید. زنهار که از خویشاوندان خود مبرید؛ زیرا خداوند، مراقب شماست».
﴿ صفحه 489 ﴾
قرآن کریم در این آیة شریفه، از ارزش خداوند در نزد انسان‌ها برای بیان ارزش ارتباط با خویشاوندان بهره برده است و به انسان‌ها گوشزد می‌کند: اکنون که پروردگار عالم برای شما از چنان ارزشی برخوردار است که در روابط خویش، هنگام اثبات ادعایی یا درخواست حاجتی و مسائلی از این قبیل، به نام او قسم یاد می‌کنید، باید مراقب ادای حق او نیز باشید. در اینجا نیز با عطف ارحام و خویشاوندان به خداوند تبارک‌وتعالی و به‌کارگیری یک فعل امر برای رعایت حق هر دو، نکته‌ای معنادار را القا می‌فرماید که همان عظمت حق خویشان است.