فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

سوم. معنای سوم: امر مرجَّح در مقام تزاحم

واژة مصلحت استعمال دیگری نیز دارد، و آن در جایی است که مقدمات انجام کاری باهم تزاحم داشته باشند. انجام هر کار اختیاری، نیازمند مقدماتی است که هر‌یک از آن مقدماتْ نفعی دارند و ضرری. کسانی که اهل مصلحت‌سنجی هستند، آن مقدمات را با یکدیگر مقایسه می‌کنند، تا آن مقدمه‌ای را که نفع بیشتری دارد و آنها را زودتر به هدف می‌رساند، تشخیص دهند. به‌عنوان مثال، اگر برای رسیدن به مکانی، دو راه در پیش ما وجود داشته باشد ـ که یکی نزدیک‌تر به مقصد، اما صعب‌العبور و دیگری دورتر از مقصد، اما سهل‌العبور باشند ـ باید مصلحت‌سنجی کرد و یکی را برگزید. مثلاً اگر فرصت کافی داشته باشیم، راه سهل‌العبور را انتخاب می‌کنیم و اگر زودتر رسیدن برای ما مهم باشد، راه صعب‌العبور را انتخاب کرده، سختی راه را تحمل می‌کنیم. اصطلاح «تشخیص مصلحت» در این موارد به کار می‌رود.

ب) فریضه‌ای با مصلحت فراگیر

پس از آنکه معنای مصلحت روشن شد،‌ اینک می‌توان به تبیین سخن حضرت زهرا(علیها السلام) پرداخت که امربه‌معروف را امری دانستند که مصلحت آن برای عموم مردم است.
توضیح آنکه برخی از امور، فقط مصلحت شخصی دارند، مانند خوردن غذای سالم، ورزش کردن و نظایر اینها، اما برخی از امور، مصلحت اجتماعی دارند؛ بدین‌معنا که مصلحت آنها فقط برای یک نفر نیست، بلکه دیگران را نیز به مصلحت می‌رساند. در میان احکام خدای متعال، تشریعاتی وجود دارد که انجام آنها برای عموم مردم مصلحت داشته، همه را در راه رسیدن به سعادت ابدی یاری می‌نمایند. فریضة
﴿ صفحه 477 ﴾
«امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر»، از این دسته است و در میان آنها، برجستگیِ ویژه‌ای دارد. این آموزة دینی، علاوه بر اینکه با مقتضای فطرت انسان سازگاری دارد، همة ادیان بر آن تأکید فراوان داشته‌اند. در قرآن و روایات، به‌قدری بر این مسئله تأکید شده است که حقیقتاً انسان را مبهوت می‌کند. در برخی آیات قرآن، این فریضه در کنار نماز و زکات آمده است. البته در برخی نیز، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر پیش از نماز و زکات آمده است؛ همچون این آیة شریف که می‌فرماید: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضِ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاة؛(510) «و مردان و زنان مؤمن، ولىِّ یكدیگرند. امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر مى كنند و نماز می‌خوانند و زكات می‌دهند».
در برخی دیگر، بعد از این دو آموزة اساسی، از امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر یاد شده است. در آیه‌ای که جهاد دفاعی را برای اولین بار تشریع کرد، در وصف جهادگران راه خدا آمده است: الَّذِینَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِی الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُور؛(511) «همان كسانى كه هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز می‌خوانند و زكات مى دهند و امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر مى كنند و پایان همة كارها از آن خداست».
در آیة دیگری، امت اسلامی را بهترین و نافع‌ترین امتی معرفی می‌کند که برای بشریت خلق شده است و علت آن را انجام فریضة امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بیان می‌فرماید: كُنتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَر
﴿ صفحه 478 ﴾
وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّه؛(512) «شما بهترین امتى بودید كه به سود انسان‌ها آفریده شده اند؛ زیرا امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر مى كنید و به خدا ایمان دارید».

ج) بی‌رنگیِ امربه‌معروف و نهی از منکر در جامعة ما

پرسشی که ذهن انسان را به خود مشغول می‌کند، این است: چگونه با این‌همه تأکیدهای فراوانِ قرآن و روایات دربارة امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، این فریضه در جامعة ما ظهور چندانی ندارد؟ به‌راستی، هریک از ما در خلال کارهای روزانة خویش چند بار امربه‌معروف یا نهی‌ازمنکر می‌کنیم؟ یا چند نفر را مشاهده می‌کنیم که دیگران را به معروف دعوت و از منکر نهی می‌‌کنند؟ آیا این حدیث را از امام صادق(علیه السلام) نشنیده‌ایم که فرمودند:
إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِیلُ الأَنْبِیاءِ وَمِنْهَاج الصُّلَحَاءِ فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِض وَتَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَتَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَتُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَتُعْمَرُ الْأَرْضُ وَینْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَیسْتَقِیمُ الْأَمْرُ؛(513) به‌درستی که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر راه پیامبران و روش نیكان است. واجبی بزرگ است كه به‌وسیلة آن، واجبات به پا داشته می‌شوند و راه‌ها ایمن می‌گردند و كسب‌ها حلال می‌شوند و مظلمه‌ها و حقوق مالی به صاحبانشان بازمی‌گردند و زمین آباد می‌شود و بدون ظلم، حق از دشمنان گرفته شده، کارها سامان می‌یابد.
﴿ صفحه 479 ﴾
آیا کلام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را باور نداریم که فرمود: وَاعْلَمُوا أَنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَمْ یُقَرِّبَا أَجَلاً وَلَمْ یَقْطَعَا رِزْقا؛(514) «و بدانید که حقیقتاً امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، نه اَجَلی را نزدیک می‌کنند و نه رزقی را قطع می‌نمایند».
آیا با این تأکیدهای حیرت‌انگیز، این فریضه یکی از ضروریات دین محسوب نمی‌شود؟ چرا فضای حاکم بر جامعة ما به‌گونه‌ای شده است که اگر کسی هم بخواهد به این فریضه عمل کند، مردم بازخواستش می‌کنند؟ مگر ما مسلمان نیستیم؟ مگر قرآن نخوانده‌ایم؟ امروزه شاهدیم که اگر کسی تصمیم بگیرد صبح‌ که از منزل بیرون آمده، قدم به درون اجتماع می‌گذارد، با مشاهدة هر منکری از آن نهی کند و به هر معروفی امر کند، مردم به‌گونه‌ای خاص به او نگاه کرده، گویا نقصانی در مشاعر او می‌بینند. او نیز تحت تأثیر این فضا از تصمیم خویش منصرف می‌گردد! گاه به آمران معروف و ناهیان منکر به‌شدت توهین شده، تیغ تهمت به آبروی آنها کشیده‌اند. حتی با کمال تأسف شاهد بوده‌ایم که گاه خون پاکشان را بر زمین ریخته‌اند!
به‌راستی، چگونه این فریضة عظیم در جامعة ما مهجور شد؟ پاسخ این پرسش را می‌توان با دقت در این نکته روشن کرد که غالباً رفتارهای اجتماعیِ انسان‌ها تابع فرهنگِ حاکم بر جامعه است. این‌گونه نیست که هرکس در هر جامعه‌ای، هنگامی که درستیِ کاری را تشخیص داد، به‌آسانی بتواند آن را انجام دهد. کسانی می‌توانند برخلاف مسیرِ جامعه حرکت کرده، برخلاف افکار عمومیِ مردم و فرهنگِ حاکم بر جامعه سخن بگویند و قلم یا قدم بزنند که افرادی بسیار ممتاز و بااراده‌ باشند. غالباً، این‌گونه افراد نیز از تیغ تهمت در امان نمی‌مانند. مگر انبیای الهی را مجنون، ساحر و کذاب نخواندند؟
﴿ صفحه 480 ﴾
ازآنجاکه گام برداشتن برخلاف فضای حاکم بر جامعه و انجام کاری که مورد پسند اجتماع نیست، اراده‌ای ممتاز می‌طلبد، گفته می‌شود افراد جامعه از فرهنگ حاکم بر جامعه متأثر هستند و به‌طور طبیعی، حالات روانیِ آنها نیز از دستگاه ارزشیِ حاکم بر جامعه متأثر است. ازآنجاکه فضای حاکم بر جامعة ما به‌گونه‌ای شده است که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را نمی‌پسندد، شاهد مهجوریت و غربت این فریضه گشته‌ایم.