فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

دوم. معنای دوم: رسانندة انسان به هدف

بنا بر آنچه گذشت، باید گفت: مصلحتِ حقیقی برای انسان عبارت است از حقیقتی که وسیلة رسیدن به سعادت ابدی انسان در جهان آخرت است. اما روشن است که همة انسان‌ها به معاد اعتقاد ندارند و آنهایی هم که به معاد معتقدند، این‌گونه نیستند که همواره به یاد معاد بوده، همة کارهای خویش را آگاهانه برای سعادت ابدی انجام دهند. بسیاری از انسان‌ها، اهداف مادی و دنیوی داشته، در اندیشة کسب درآمد برای تأمین غذا، مسکن، اتومبیل و جز اینها برای خود و خانوادة خویش هستند. قرآن در توصیف حالت غالب انسان‌ها می‌فرماید: قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى * وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى * بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاة الدُّنْیا * وَالآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى؛(508) «رستگار، آن است که خود را پاک کرد و نام پروردگارش را به یاد آورد و نماز گزارد، اما شما زندگی دنیا را ترجیح می‌دهید، درحالی‌که آخرت بهتر و پایدارتر است».
بر اساس این آیه، بسیاری از کسانی که به آخرت اعتقاد دارند، دنیا را ترجیح داده، نهایتاً آخرت را فراموش می‌کنند. معمولاً، اینان نگران تأمینِ غذا، مسکن، جایگاه اجتماعی خویش و امثال این امور بوده، عمل برای آخرت را به آینده موکول می‌کنند. ازاین‌روست که مصلحت در عُرف مردمِ غیرمتشرع، معنای عام‌تری پیدا کرده، هر امری را شامل می‌شود که وسیله‌ای برای رسیدن به هدف باشد؛ خواه هدفْ سعادتِ حقیقی
﴿ صفحه 475 ﴾
باشد و خواه لذت‌های دنیوی. ازآنجاکه هدف انسان‌ها مختلف است، ممکن است کاری در نظر فردی مصلحت داشته و در نظر دیگری مصلحت نداشته باشد. به‌عنوان مثال، برای کسی که قصد ثروت‌اندوزی دارد، جمع‌آوریِ مال و اِمساک از خرج کردن مصلحت دارد و برای کسی که می‌خواهد از لحظاتِ کنونیِ زندگی، تا می‌تواند لذت ببرد و نسبت به آینده بی‌خیال است، انجام کارهای لذت‌بخشِ آنی مصلحت دارد. پس می‌توان گفت: مصلحت حقیقی آن است که انسان را به سعادت ابدی (قرب به خدا) می‌رساند و مصلحت به معنای عام، وسیله‌ای است که انسان را به هدفش می‌رساند.
اما چون رسیدن به برخی از اهداف، مقدمات فراوانی را می‌طلبد، آن مقدمات، در یک مقطع، هدف محسوب شده، وسیله‌ای هم که انسان را به آن هدفِ متوسط می‌رساند، مصلحت خواهد داشت. بنابراین، برخی افعال، مصلحتِ متوسط خواهند داشت. به‌عنوان مثال، کسی که قصد دارد عالِم و دانشمند شود، معمولاً در شهر خود با موانعی مثل رفت‌وآمد فراوان و شلوغیِ منزل روبه‌رو است. ازاین‌رو، اگر سفر کرده، به غربت برود، بهتر می‌تواند در درس خود پیشرفت کند. لذا می‌گویند: مصلحت طالب علم، سفر به دیار غربت است. درواقع، سفر برای او مصلحت متوسط محسوب می‌شود. چه‌بسا عالِم شدن نیز برای هدف دیگر مقدمه باشد. ازاین‌رو، اگر عالم شدن برای رسیدن به سعادت ابدی و رضای الهی مقدمه باشد، انسان می‌تواند به مصلحت حقیقی دست یابد و اگر هدف از عالم شدن، رسیدن به مطامع دنیا باشد، زیان کرده، مصداق این آیة شریف خواهد بود که می‌فرماید: خَسِرَ الدُّنْیا وَالآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِین؛(509) «در دنیا و آخرت زیان‌دیده است. این است زیان آشکار».
﴿ صفحه 476 ﴾

سوم. معنای سوم: امر مرجَّح در مقام تزاحم

واژة مصلحت استعمال دیگری نیز دارد، و آن در جایی است که مقدمات انجام کاری باهم تزاحم داشته باشند. انجام هر کار اختیاری، نیازمند مقدماتی است که هر‌یک از آن مقدماتْ نفعی دارند و ضرری. کسانی که اهل مصلحت‌سنجی هستند، آن مقدمات را با یکدیگر مقایسه می‌کنند، تا آن مقدمه‌ای را که نفع بیشتری دارد و آنها را زودتر به هدف می‌رساند، تشخیص دهند. به‌عنوان مثال، اگر برای رسیدن به مکانی، دو راه در پیش ما وجود داشته باشد ـ که یکی نزدیک‌تر به مقصد، اما صعب‌العبور و دیگری دورتر از مقصد، اما سهل‌العبور باشند ـ باید مصلحت‌سنجی کرد و یکی را برگزید. مثلاً اگر فرصت کافی داشته باشیم، راه سهل‌العبور را انتخاب می‌کنیم و اگر زودتر رسیدن برای ما مهم باشد، راه صعب‌العبور را انتخاب کرده، سختی راه را تحمل می‌کنیم. اصطلاح «تشخیص مصلحت» در این موارد به کار می‌رود.

ب) فریضه‌ای با مصلحت فراگیر

پس از آنکه معنای مصلحت روشن شد،‌ اینک می‌توان به تبیین سخن حضرت زهرا(علیها السلام) پرداخت که امربه‌معروف را امری دانستند که مصلحت آن برای عموم مردم است.
توضیح آنکه برخی از امور، فقط مصلحت شخصی دارند، مانند خوردن غذای سالم، ورزش کردن و نظایر اینها، اما برخی از امور، مصلحت اجتماعی دارند؛ بدین‌معنا که مصلحت آنها فقط برای یک نفر نیست، بلکه دیگران را نیز به مصلحت می‌رساند. در میان احکام خدای متعال، تشریعاتی وجود دارد که انجام آنها برای عموم مردم مصلحت داشته، همه را در راه رسیدن به سعادت ابدی یاری می‌نمایند. فریضة
﴿ صفحه 477 ﴾
«امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر»، از این دسته است و در میان آنها، برجستگیِ ویژه‌ای دارد. این آموزة دینی، علاوه بر اینکه با مقتضای فطرت انسان سازگاری دارد، همة ادیان بر آن تأکید فراوان داشته‌اند. در قرآن و روایات، به‌قدری بر این مسئله تأکید شده است که حقیقتاً انسان را مبهوت می‌کند. در برخی آیات قرآن، این فریضه در کنار نماز و زکات آمده است. البته در برخی نیز، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر پیش از نماز و زکات آمده است؛ همچون این آیة شریف که می‌فرماید: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضِ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاة؛(510) «و مردان و زنان مؤمن، ولىِّ یكدیگرند. امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر مى كنند و نماز می‌خوانند و زكات می‌دهند».
در برخی دیگر، بعد از این دو آموزة اساسی، از امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر یاد شده است. در آیه‌ای که جهاد دفاعی را برای اولین بار تشریع کرد، در وصف جهادگران راه خدا آمده است: الَّذِینَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِی الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُور؛(511) «همان كسانى كه هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز می‌خوانند و زكات مى دهند و امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر مى كنند و پایان همة كارها از آن خداست».
در آیة دیگری، امت اسلامی را بهترین و نافع‌ترین امتی معرفی می‌کند که برای بشریت خلق شده است و علت آن را انجام فریضة امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بیان می‌فرماید: كُنتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَر
﴿ صفحه 478 ﴾
وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّه؛(512) «شما بهترین امتى بودید كه به سود انسان‌ها آفریده شده اند؛ زیرا امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر مى كنید و به خدا ایمان دارید».