رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

اول. معنای اول: رسانندة انسان به سعادت

مصلحت معنایی در برابر مفسده دارد و عقل به‌روشنی بر لزوم تأمین مصلحت و دوری از مفسده حکم می‌کند. نیز از اعتقادات مشهور مکتب تشیع اعتقاد به تشریع تمامی احکام شرعی بر اساس مصالح و مفاسد واقعی است. مثلاً شارع مقدس اموری را که مصلحت مهمی دارد، واجب نموده و اموری را که مفسده مهمی دارد، تحریم کرده است. استعمال واژة مصلحت در این مورد، شایع‌ترین مورد استعمال مصلحت در فرهنگ دینی است. گرچه لزوم تأمین مصلحت و دوری از مفسدة واقعی، در حکمت عملی، امری بدیهی شمرده می‌شود، این مسئله، پیش‌فرض مهمی دارد: انسان‌ها به مقتضای فطرت خویش به دنبال هدفی هستند که سعادت آنها را تأمین کند. هرکس می‌تواند با مراجعه به درون خویش، این واقعیت را درک کند که هرگز امری مصیبت‌بار و رنج‌آور را به‌خودی‌خود دوست ندارد و اگر چیزی را دوست دارد، بدین خاطر است که نهایتاً، کمالی یا لذتی یا منفعتی را برای او تأمین می‌کند.
انسان‌ها در انتخاب هدف بسیار باهم اختلاف دارند، اما در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان آنها را به دو دستة دین‌داران و ملحدان تقسیم کرد. دین‌داران اصل معاد را قبول داشته، معتقدند انسان در این عالم باید تلاش کند تا در ادامة حیات خویش در عالم آخرت به سعادت ابدی برسد. اما ملحدان تمام حیات انسان را در همین دنیا دانسته، معتقدند طومار انسان با مرگ در هم پیچیده شده، حیات او پایان می‌پذیرد. با
﴿ صفحه 473 ﴾
وجود این، همة انسان‌ها فطرتاً به دنبال رفاه و لذت و خوشی هستند، اما تمنای اصلی انسان رسیدن به لذت و رفاهِ ثابت و دائم است و آن را بر رفاه و خوشی محدود و موقت ترجیح می‌دهد. رفاه ثابت و دائم، همان حقیقتی است که بدان «سعادت» می‌گوییم. قرآن نیز بر این معنا صحّه گذاشته، می‌فرماید: وَأَمَّا الَّذِینَ سُعِدُواْ فَفِی الْجَنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْض؛(507) «و اما کسانی که سعادتمند شدند، تا آسمان‌ها و زمین برجاست، در بهشت جاویدان‌اند».
آرزوی بهشت به معنای آرزوی خوشی‌های ثابت و ابدی است و این آرزوی دیرینة انسان است. ازاین‌رو، نمی‌توان خوشی‌های موقت را ـ که رنج، بیماری و زحمت‌های فراوان و طولانی‌مدت را به دنبال دارند ـ سعادت نامید. به‌عنوان مثال، استعمال مواد مخدر، گرچه خالی از لذت و خوشی نیست، عقلای عالم آن را بدبختی می‌دانند؛ چراکه استعمال مواد مخدر با همة لذتش، به دنبال خود رنجی طولانی‌مدت خواهد داشت. انسان‌ها فطرتاً طالب چیزی هستند که سعادت ابدی‌شان را تأمین کند. آنان این امور موقت و رنج‌آور را هدف نهایی نمی‌دانند.
در بحث‌های عقلی، اثبات شده است که سعادت حقیقیِ انسان با کمال نهاییِ او همراه است. این بدان معناست که آنچه موجب کمال نهاییِ انسان می‌شود، موجب سعادت ابدی او نیز می‌گردد و تا انسان به کمال نهایی نرسد، به سعادت ابدی نرسیده‌ است.
همة انسان‌ها ـ خودآگاه یا ناخودآگاه ـ در حال تلاش برای رسیدن به سعادت ابدی بوده، هدفشان از کارهایی که انجام می‌دهند، رسیدن به خوشبختی است. ازاین‌رو، آنچه را موجب سعادت باشد، مصلحت می‌دانند، اما حقیقتاً چیزی دارای مصلحت است که
﴿ صفحه 474 ﴾
واقعاً موجب سعادت انسان شود. این بدان معناست که برای رسیدن به سعادت و خوشبختی، باید کاری کرد که مصلحت واقعی دارد.

دوم. معنای دوم: رسانندة انسان به هدف

بنا بر آنچه گذشت، باید گفت: مصلحتِ حقیقی برای انسان عبارت است از حقیقتی که وسیلة رسیدن به سعادت ابدی انسان در جهان آخرت است. اما روشن است که همة انسان‌ها به معاد اعتقاد ندارند و آنهایی هم که به معاد معتقدند، این‌گونه نیستند که همواره به یاد معاد بوده، همة کارهای خویش را آگاهانه برای سعادت ابدی انجام دهند. بسیاری از انسان‌ها، اهداف مادی و دنیوی داشته، در اندیشة کسب درآمد برای تأمین غذا، مسکن، اتومبیل و جز اینها برای خود و خانوادة خویش هستند. قرآن در توصیف حالت غالب انسان‌ها می‌فرماید: قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى * وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى * بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاة الدُّنْیا * وَالآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى؛(508) «رستگار، آن است که خود را پاک کرد و نام پروردگارش را به یاد آورد و نماز گزارد، اما شما زندگی دنیا را ترجیح می‌دهید، درحالی‌که آخرت بهتر و پایدارتر است».
بر اساس این آیه، بسیاری از کسانی که به آخرت اعتقاد دارند، دنیا را ترجیح داده، نهایتاً آخرت را فراموش می‌کنند. معمولاً، اینان نگران تأمینِ غذا، مسکن، جایگاه اجتماعی خویش و امثال این امور بوده، عمل برای آخرت را به آینده موکول می‌کنند. ازاین‌روست که مصلحت در عُرف مردمِ غیرمتشرع، معنای عام‌تری پیدا کرده، هر امری را شامل می‌شود که وسیله‌ای برای رسیدن به هدف باشد؛ خواه هدفْ سعادتِ حقیقی
﴿ صفحه 475 ﴾
باشد و خواه لذت‌های دنیوی. ازآنجاکه هدف انسان‌ها مختلف است، ممکن است کاری در نظر فردی مصلحت داشته و در نظر دیگری مصلحت نداشته باشد. به‌عنوان مثال، برای کسی که قصد ثروت‌اندوزی دارد، جمع‌آوریِ مال و اِمساک از خرج کردن مصلحت دارد و برای کسی که می‌خواهد از لحظاتِ کنونیِ زندگی، تا می‌تواند لذت ببرد و نسبت به آینده بی‌خیال است، انجام کارهای لذت‌بخشِ آنی مصلحت دارد. پس می‌توان گفت: مصلحت حقیقی آن است که انسان را به سعادت ابدی (قرب به خدا) می‌رساند و مصلحت به معنای عام، وسیله‌ای است که انسان را به هدفش می‌رساند.
اما چون رسیدن به برخی از اهداف، مقدمات فراوانی را می‌طلبد، آن مقدمات، در یک مقطع، هدف محسوب شده، وسیله‌ای هم که انسان را به آن هدفِ متوسط می‌رساند، مصلحت خواهد داشت. بنابراین، برخی افعال، مصلحتِ متوسط خواهند داشت. به‌عنوان مثال، کسی که قصد دارد عالِم و دانشمند شود، معمولاً در شهر خود با موانعی مثل رفت‌وآمد فراوان و شلوغیِ منزل روبه‌رو است. ازاین‌رو، اگر سفر کرده، به غربت برود، بهتر می‌تواند در درس خود پیشرفت کند. لذا می‌گویند: مصلحت طالب علم، سفر به دیار غربت است. درواقع، سفر برای او مصلحت متوسط محسوب می‌شود. چه‌بسا عالِم شدن نیز برای هدف دیگر مقدمه باشد. ازاین‌رو، اگر عالم شدن برای رسیدن به سعادت ابدی و رضای الهی مقدمه باشد، انسان می‌تواند به مصلحت حقیقی دست یابد و اگر هدف از عالم شدن، رسیدن به مطامع دنیا باشد، زیان کرده، مصداق این آیة شریف خواهد بود که می‌فرماید: خَسِرَ الدُّنْیا وَالآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِین؛(509) «در دنیا و آخرت زیان‌دیده است. این است زیان آشکار».
﴿ صفحه 476 ﴾

سوم. معنای سوم: امر مرجَّح در مقام تزاحم

واژة مصلحت استعمال دیگری نیز دارد، و آن در جایی است که مقدمات انجام کاری باهم تزاحم داشته باشند. انجام هر کار اختیاری، نیازمند مقدماتی است که هر‌یک از آن مقدماتْ نفعی دارند و ضرری. کسانی که اهل مصلحت‌سنجی هستند، آن مقدمات را با یکدیگر مقایسه می‌کنند، تا آن مقدمه‌ای را که نفع بیشتری دارد و آنها را زودتر به هدف می‌رساند، تشخیص دهند. به‌عنوان مثال، اگر برای رسیدن به مکانی، دو راه در پیش ما وجود داشته باشد ـ که یکی نزدیک‌تر به مقصد، اما صعب‌العبور و دیگری دورتر از مقصد، اما سهل‌العبور باشند ـ باید مصلحت‌سنجی کرد و یکی را برگزید. مثلاً اگر فرصت کافی داشته باشیم، راه سهل‌العبور را انتخاب می‌کنیم و اگر زودتر رسیدن برای ما مهم باشد، راه صعب‌العبور را انتخاب کرده، سختی راه را تحمل می‌کنیم. اصطلاح «تشخیص مصلحت» در این موارد به کار می‌رود.