رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

ز) سختی‌های دنیا؛ سکوی تکامل

داستان تولد انسان در دار دنیا خود می‌تواند نشانه‌ای بر چگونگیِ ماهیت دنیا باشد. غالباً، نوزاد با گریه متولد می‌شود و این می‌تواند هشداری برای انسان باشد که بداند زندگیِ دنیا با سختی فراوانی همراه است و نباید در انتظار خوشی، راحتی و آسودگیِ مطلق باشد. در یک حدیث قدسی آمده است: إنّی وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الجَنّةِ وَالنَّاسُ یَطْلُبُونَهُ فِی الدُّنیا فَلَمْ یَجِِدُوهَا أبدا؛(499) «به‌درستی که من آسایش را در بهشت قرار داده ام، درحالی‌که مردم در دنیا به دنبال آن مى گردند؛ اما آن را نمى یابند».
﴿ صفحه 466 ﴾
انسان‌ها در این دنیا بی‌جهت به دنبال خوشی می‌گردند. دنیا خانه‌ای است که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در توصیف آن می‌فرمایند: دارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَة؛(500) «خانه‌ای است كه بلاها احاطه‌اش كرده‌اند».
اگر انسان از تجربة خود و دیگران استفاده کند، به‌راحتی درک خواهد کرد که هیچ کمالی بدون تحمل سختی حاصل نمی‌شود. پس انسان باید به خود تلقین کند که برای رسیدن به هر مقامی، حتی مقامات دنیوی، باید زحمت کشید. سعدی زیبا سروده است:
نابـرده رنـج گـنج میسـر نمی‌شــود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
اگر کسانی هم از بیراهه رفتن و فریب مردم مالی به دست بیاورند، برای آنها دوامی نخواهد داشت و به‌زودی رسوا شده، مردم از آنها متنفر می‌شوند؛ و سرانجام رحمت الهی را نیز از کف خواهند داد. اگر انسان این‌گونه نگاه خود را به دنیا اصلاح کرده، مطابق توصیف قرآن (لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِی كَبَد) و بیان امیرالمؤمنین(علیه السلام) (دارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَة)، به دنیا بنگرد، دیگر دائماً در گوش خود زمزمه نمی‌کند که من باید همیشه راحت باشم، بلکه همیشه منتظر رنجی جدید بوده، خود را برای تحملِ سختی‌ها آماده می‌کند. در این ‌صورت، روزبه‌روز، بر کمالات او افزوده خواهد شد؛ وگرنه انسانی که دائماً در اندیشة خوش‌گذرانی است و انتظار ناملایمات را ندارد، به جایی نخواهد رسید.
نازپـروردِ تنعّم نبـرد راه بـه دوسـت عاشقـی شـیوة رندان بلاکـش باشد(501)
اقتضای صبر، تسلیم نشدن در برابر سختی‌ها و مقاومت برای رسیدن به هدف است و این همان معنای مثبت صبر است. صبر به معنای انفعال، وادادگی و فرار از سختی‌ها نیست.
﴿ صفحه 467 ﴾
این تفسیری شیطانی برای صبر است که حاصل افکار دور از معارف اهل‌بیت(علیهم السلام) می‌باشد. معنای حقیقیِ صبر، مقاومت در برابر هوای نفس، وسوسه‌های شیطان، دعوت کسانی که انسان را به بیراهه می‌خوانند و سختی‌هایی است که در طول زندگی در دنیا پیش می‌آید.
ویژگی برجستة صبر این است که نه‌تنها باعث موفقیت انسان در کارهای دنیوی می‌شود، بلکه نقشی اساسی در کسب بهترین امور معنوی، کمالات انسانی و نزدیک شدن به هدف آفرینش را دارد. به‌عبارت‌دیگر، کسب تمام نعمت‌های دنیا و آخرت، مشروط به صبر است. لذا صدیقة طاهره(علیها السلام) می‌فرمایند: «خداوند صبر را کمکی برای استحقاق اجر قرار داد».

ح) رابطة میان صبر و اجر در قرآن

سخن بانوی دو عالم(علیها السلام) مبنی‌بر اینکه خداوند صبر را کمکی برای استحقاق اجر قرار داد، حقیقتی است که با مروری بر آیات قرآن نیز استفاده می‌شود. مثلاً خداوند در نقل داستان جنگ بدر، از یاری خویش به مؤمنان خبر داده، نقش صبر را در کسب پیروزی برجسته می‌فرماید. اولین جهاد جدی که برای مسلمانان پیش آمد، جنگ بدر بود. مسلمانان در تنگنای شدیدی قرار داشتند، اما دشمن از نیروی انسانی و سازوبرگِ فراوانی برخوردار بود. ابتدا مسلمانان قصد جنگ نداشتند، اما خداوند تقدیری فراهم نمود تا این دو گروه بر سر چاه‌های بدر در مقابل هم قرار گرفته، با یکدیگر درگیر شوند. قرآن کریم این تقدیر را چنین گزارش می‌دهد: وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعَادِ وَلَـكِن لِّیقْضِیَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولا؛(502) «و اگر با یكدیگر وعده مى گذاشتید، در
﴿ صفحه 468 ﴾
ادای وعدة خود اختلاف مى كردید. [همة اینها] براى آن بود كه خداوند، كارى را كه باید می‌کرد، تحقق بخشد».
مسلمانان با دستی خالی در برابر عمل انجام‌شده قرار می‌گیرند و دشمنِ مسلّح با عِدّه و عُدّة فراوان در مقابل آنها صف می‌کشد. اما خداوند همان عدة اندکِ پابرهنه را بدون سازوبرگِ جنگیِ فراوان بر دشمن پیروز کرد. ماجرای این پیروزی را قرآن این‌گونه گزارش می‌دهد:

وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون * إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَلَن یَكْفِیَكُمْ أَن یُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِین * بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا یمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِین؛(503) و به‌یقین، خداوند شما را در بدر یارى كرد، درحالى‌كه شما ناتوان بودید. پس تقوای الهی پیشه کنید، تا شكر نعمت او را به‌جا آورده باشید. در آن هنگام كه به مؤمنان مى گفتى: آیا كافى نیست كه پروردگارتان، شما را با سه‌هزار نفر از فرشتگان، كه از آسمان فرومى آیند، یارى كند؟! آرى، اگر صبر و تقوا پیشه كنید و دشمن به همین زودى به سراغ شما بیاید، خداوند شما را با پنج‌هزار نفر از فرشتگان، كه نشانه هایى با خود دارند، مدد خواهد داد.
بر اساس این گزارش، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به مؤمنان وعده می‌دهد که خداوند شما را با سه‌هزار مَلَک یاری خواهد کرد. اما خداوند به این مقدار اکتفا نکرده، می‌فرماید:‌ اگر
﴿ صفحه 469 ﴾
صبر و تقوا داشته باشید و باز بر شما بتازند، ما پنج‌هزار مَلَکِ نشان‌دار به یاریِ شما خواهیم فرستاد. خداوند در این آیه تصریح می‌فرماید که شرط این یاریِ الهی، «صبر» و «تقوا» است (إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُوا).
خداوند در ادامة آیاتی که به جنگ بدر اشاره داشت، به نکته‌ای اشاره می‌نماید که یادآوری‌اش برای تکمیل سخن لازم می‌نماید: وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیم؛(504) «و خداوند این [یاری] را فقط به‌عنوان بشارت و براى اطمینانِ خاطرِ شما قرار داد؛ وگرنه پیروزى فقط از جانب خداوند تواناى حكیم است».
خداوند پس از بشارت یاری مؤمنان به‌وسیلة ملائکة الهی، یادآور می‌شود که نباید گمان کنند فرشتگان آنها را به پیروزی رساندند، بلکه این یاری فقط برای آرامشِ قلبِ آنها بوده است؛ وگرنه پیروزى از جانب خداوند است و بس. مؤمن نیز فقط باید به دست او امید داشته باشد. مؤمن نباید در انجام وظیفة خویش کوتاهی کند و نیز نباید از غیر خدا ترسی به دل راه دهد. در این صورت، خداوند کمبودها را ـ گرچه با نیروهای غیبی‌ـ جبران می‌کند. اما باید به یاد داشت که همة امور به دست خداوند است و اگر برای یاریِ دوستانِ خود نیروی غیبی هم می‌فرستد، نباید گمان کرد که کار به دست نیروهای غیبی است، بلکه اصل پیروزی و یاری به دست اوست و انسان باید بر او توکل کند، حتی بر ملائکة الهی نیز نباید توکل کرد. این روحیه‌، مطلوب اسلام است و می‌خواهد که انسان‌ها چنین تربیتی داشته باشند.
نمونة دیگری از آیات که به تبیین نقش صبر اهتمام ورزیده است، آیاتی است که
﴿ صفحه 470 ﴾
موفقیت‌های یوسف(علیه السلام) را گزارش کرده، آنها را حاصل صبر و تقوا می‌داند. یوسف(علیه السلام) با اشاره به نعمت‌هایی که خداوند به او و برادرش بنیامین عنایت فرموده، آنها را حاصل صبر و تقوا می‌داند: قَالَ أَنَاْ یُوسُفُ وَهَذَا أَخِی قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَینَا إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِین؛(505) «گفت: من یوسفم و این برادرم است. خداوند بر ما منت گذاشت. هركس تقوا پیشه كند و صبر نماید، خداوند پاداش نیكوكاران را ضایع نمى كند».
حضرت یوسف(علیه السلام) به سبب صبری که در برابر گناه کرد، به مقام عزیزیِ مصر رسید. این پاداش دنیویِ او بود. مسلماً اجر اخرویِ او بسیار بالاتر و باارزش‌تر از این خواهد بود. قرآن شرط پیروزی در دنیا و آخرت را برخورداری از صبر و تقوا دانسته، در چند آیه بر آن تأکید می‌فرماید. تقوا روحیه‌ای است که با وجود آن انسان به دنبال دانستن وظیفة شرعی خویش بوده، بعد از آگاهی از وظیفه، می‌کوشد که به آن عمل کند. به‌عبارت‌دیگر، تلاش انسانِ پرهیزگار برای اطاعت از خدا و پیامبر و ولیّ‌ِ ‌امر است. انسان متقی، در برابر موانع، با توکل بر خدا، مقاومت و صبر می‌کند.

10. امربه‌معروف؛ مصلحتی فراگیر

وَالْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛ «و [خدای متعال] امربه‌معروف را به ‌سبب مصلحت مردم قرار داد».
آموزة اساسیِ دیگری که حضرت زهرا(علیها السلام) در ادامة خطبة شریفِ خویش به آن می‌پردازند، امربه‌معروف است. به جهت اهمیت این فریضة الهی، شایسته است که مفصلا
﴿ صفحه 471 ﴾
دربارة ابعاد مختلف آن بحث شود. اما برای دور نشدن از هدف و روشی که در شرح این خطبة مبارک در پیش گرفته‌ایم، این بحث را در حد اقتضای تعبیر حضرت دنبال می‌کنیم و علاقه‌مندان به مطالعة بیشتر را به کتاب بزرگ‌ترین فریضه(506) ارجاع می‌دهیم.