رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

هـ) استقامت در برابر دشمنان؛ مصداق صبرِ بر طاعت

اگر بخواهیم از مصداقی روشن برای صبرِِ بر طاعت نام ببریم، باید صبر در مقابل دشمنان را در میدان جنگ بیان کنیم. امروزه ما در مقابل دشمنانی قرار گرفته‌ایم که قرآن آنان را دشمن دین دانسته، می‌فرماید: وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوكُمْ عَن دِینِكُم؛(495) «و مشركان، پیوسته با شما مى جنگند، تا اگر بتوانند، شما را از آیینتان برگردانند».
برخی گمان می‌کنند که امروزه جبهة مستکبران، فقط تمنای به چنگ آوردن منافع مادی، مانند نفت را دارند و اگر منافع اقتصادیِ آنها تأمین شود، دیگر مشکل ما حل خواهد شد. این گمان ناشی از روحیة سازش و بُزدلی در وجود کسانی است که در این خیالات به سر می‌برند و حقیقت آن، چیزی جز عافیت‌طلبی نیست. چنین افرادی خواهان زندگی راحت و آسوده بوده، نمی‌خواهند خود را به خطر بیندازند و برای توجیه کار خود در برابر مردمی که آنها را افرادی بی‌غیرت و خائن خطاب می‌کنند، می‌گویند: شما با عالَم سیاست آشنا نبوده، سیاست‌مدار نیستید. سیاست اقتضا می‌کند که ما با قدرتی چون امریکا، سازش کنیم تا خطرها از جامعة ما رفع
﴿ صفحه 461 ﴾
شود! این روحیه، درست نقطة مقابل صبر است. صبر اقتضا می‌کند که ما مردانه در برابر مستکبری که جز به بردگی ما نمی‌اندیشد، بایستیم. البته در این مسیر، داشتن نقشه و تدبیر از ضروریات است، اما آنجا که وظیفة الهیِ خویش را تشخیص دادیم، باید ثابت‌قدم ایستاده، از تنبلی و سستی دوری کنیم. همیشه کسانی بوده‌اند که برای فرار از امر خدا، به دنبال بهانه می‌گشته‌اند.
در سال 38 هجری، هنگامی که سربازان معاویه به شهر اَنبار حمله و آن را غارت کرده و زیورآلات زنان را به‌زور از آنان ربوده و بدون کمترین تلفاتی بازگشته بودند، امیرالمؤمنین(علیه السلام) با قلبی پر از اندوه و درد، بهانه‌جویی‌های راحت‌طلبان و سست‌عنصران لشکر خویش را این‌چنین سرزنش می‌نمایند:‌
أَلاَ وَإِنِّی قَدْ دَعَوْتُكُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلاَءِ الْقَوْمِ لَیلاً وَنَهَاراً وَسِرّاً وَإِعْلاَناً وَقُلْتُ لَكُمُ اُغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوكُم فَوَاللَّهِ مَا غُزِی قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلاَّ ذَلُّوا، فَتَوَاكَلْتُمْ وَتَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَیكُمُ الْغَارَاتُ وَمُلِكَتْ عَلَیكُمُ اَلْأَوْطَانُ... فَقُبْحاً لَكُمْ وَتَرَحاً حِینَ صِرْتُمْ غَرَضاً یُرْمَى، یُغَارُ عَلَیكُمْ وَلاَ تُغِیرُونَ وَتُغْزَوْنَ وَلاَ تَغْزُونَ وَیُعْصَى اللَّهُ وَتَرْضَوْنَ! فَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِالسَّیرِ إِلَیهِمْ فِی أَیامِ اَلْحَرِّ قُلْتُمْ هَذِهِ حَمَارَّةُ الْقَیظِ أَمْهِلْنَا یُسَبَّخْ عَنَّا الْحَرُّ، وَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِالسَّیرِ إِلَیهِمْ فِی الشِّتَاءِ قُلْتُمْ هَذِهِ صَبَارَّةُ الْقُرِّ أَمْهِلْنَا یَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ، كُلُّ هَذَا فِرَاراً مِنَ الْحَرِّ وَالْقُرِّ، فَإِذَا كُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ وَاَلْقُرِّ تَفِرُّونَ فَأَنْتُمْ وَاللَّهِ مِنَ السَّیفِ أَفَرُّ! یا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَلاَ رِجَالَ؛(496)
﴿ صفحه 462 ﴾
آگاه باشید! من شب و روز، پنهان و آشكار، شما را به مبارزة با شامیان دعوت كردم و گفتم پیش از آنكه آنها با شما بجنگند، با آنان نبرد كنید. پس به خدا سوگند، هر ملتى كه درون خانة خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد. اما شما سستى به خرج دادید و خوارى و ذلت را پذیرفتید، تا آنجا كه دشمن پى‌درپى به شما حمله كرد و سرزمین هاى شما را تصرف نمود... . زشت باد روى شما و از اندوه، رهایى نیابید كه آماج تیر بلا شدید. به شما حمله مى كنند، اما شما حمله نمى كنید. با شما مى جنگند، اما شما نمى جنگید. این‌گونه خدا را معصیت می‌کنند و شما رضایت مى دهید. وقتى در تابستان فرمان حركت به سوى دشمن مى دهم، مى گویید هوا گرم است. مهلت ده تا سوز گرما بگذرد. آن‌گاه كه در زمستان فرمان جنگ مى دهم، مى گویید: هوا خیلى سرد است. بگذار سرما برود. همة این بهانه ها براى فرار از سرما و گرما بود! وقتى شما از گرما و سرما فرار مى كنید، به خدا سوگند كه از شمشیر بیشتر گریزانید. اى مردنمایانِ نامرد...!
چنین انسان‌های بهانه‌جو و راحت‌طلب هم در زمان رسول گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) بودند و هم در زمان ائمة اطهار(علیهم السلام).
وقتی در عصر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) که صاحب معجزات فراوان بود و با وحی ارتباط داشت، چنین انسان‌هایی وجود داشته‌اند که شرح حال آنها در سورة توبه و برخی از سوره‌های دیگر آمده است، توقع این است که در زمان ما که دستمان از رسول و امام
﴿ صفحه 463 ﴾
کوتاه است، چنین انسان‌هایی بیش‌ازپیش وجود داشته باشند؛ اما به فضل الهی، در این زمانه، مردانی چون کوه‌های محکم و پولادین ظهور کردند که نمونة آنها را در گذشته کمتر می‌توان یافت. اینان با ارادة آهنینِ خویش دین خدا و ولیِّ او را یاری کرده، موجی عجیب برای مبارزة با مستکبرانِ عالم به راه انداختند. ما نیز، همانند آنان، باید عزم خویش را در یاریِ دین خدا و مقابلة با دشمنان او جزم نموده، از تنبلی و راحت‌طلبی بپرهیزیم.
بار دیگر، یادآور می‌شویم که بحث مزبور در جایی است که تکلیف برای انسان ثابت شده باشد؛ وگرنه ورود به کاری، بدون روشن بودن تکلیف و بدون داشتن هدف و نقشة راه، معقول نیست. قرآن مؤمنان را به انجام کارهای حساب‌شده و استفاده از نظریات کارشناسی دعوت كرده، می‌فرماید: ولَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِی الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُم ؛(497) «و اگر آن را به پیامبر و پیشوایان ارجاع دهند، قطعاً در میان آنان کسانی هستند که آن را دریابند».
بنابراین، تشخیص وظیفه، نیازمند کارشناسی و مشورت با متخصصان و صاحب‌نظران آن فن است. اما هنگامی که ثابت شد وظیفه چیست، نباید در انجام آن تعلل کرده، به وسوسه‌های شیطان یا توجیهات و عذرتراشی‌های نفْس توجه کرد. ما باید نفس خویش را برای اطاعتِ امرِ خدا، پیامبر و ولیِّ ‌امر آماده سازیم. البته گاهی ممکن است عذر کسانی که برای جهاد عذر می‌آورند، واقعاً پیش خدا و پیامبر پذیرفتنی باشد، اما معمولاً، علت عذر‌تراشی‌ها و بهانه‌گیری‌ها روحیة عافیت‌طلبی و تنبلی است.
﴿ صفحه 464 ﴾
امروزه، وظیفة مسلّمِ ما در برابر مستکبران و صهیونیسمِ جهانی، ایستادگی و مقاومت است و برای نجات از ذلت و رهایی از بندگیِ کفر، جز این راهی نداریم. مردم فلسطین و لبنان نیز با بهره‌گیری از رهنمودهای حضرت امام خمینی(رحمه الله) این وظیفه را درک کرده، به این نتیجه رسیدند که یگانه راه نجاتْ مقاومت است. امروزه، فرهنگ مقاومت به فرهنگی تازه در میان آن مردم تبدیل گشته، شعار بسیاری از آنان نیز سر دادن واژة زیبای «مقاومت» است. این مقاومت، مصداق روشنِ صبر است؛ همان صبری که قرآن این‌گونه درباره‌اش سخن گفته است: وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر؛(498) «و یكدیگر را به حق سفارش كرده و به صبر توصیه نموده اند».
این توصیفِ قرآن، حامل این توصیه است که برای احقاقِ حق، سختی‌ها را تحمل و در برابر آنها مقاومت کنید.

و) تبلیغ دین؛ مصداقی از صبر بر طاعت

مصداق دیگر صبر، در عرصة تبلیغِ دین مشاهده می‌شود. هنگامی که مردم به تبلیغ دین خدا نیاز دارند و لازم است کسانی با منطق صحیح و روشی خداپسندانه و معقول، آموزه‌های دین را به آنها ابلاغ نمایند، وظیفة کسانی که چنین توانی را دارند، این است که سختیِ این راه را تحمل کرده، وارد میدان تبلیغ دین خدا شوند. مطمئناً این کار زحمت فراوانی داشته، گاهی باید گرسنگی، تشنگی، رفتارهای نامناسب و جز اینها را تحمل کرد. البته ـ الحمد لله ـ امروزه بسیاری از سختی‌هایِ این میدان کاسته شده، دیگر بسیاری از مشکلاتِ اجتماعی دوران پیش از انقلاب وجود ندارد. در آن دوران،
﴿ صفحه 465 ﴾
مشکلات فراوان و متعددی بر سر راه تبلیغ دین وجود داشته، حقیقتاً هجرت برای تبلیغ دین برای عده‌ای، مانند رفتن به جهاد بود. یکی از اهل علم که اکنون از مراجع بزرگ قم هستند و در دوران جوانی نیز از مدرسان معروف حوزة علمیة قم بودند، می‌گفتند:‌ در یک فصل زمستان، در دهة محرم، برای تبلیغ به روستایی دورافتاده رفتم، اما هیچ‌یک از افراد روستا حاضر به همکاری نشدند، حتی هیچ‌کس مرا به خانه‌اش دعوت نکرد و من مجبور بودم شب‌های سرد را در مسجدی که هیچ امکاناتی نداشت به سر ببرم. روزها نیز هرچه در روستا تلاش می‌کردم که چند نفری برای برپایی مجلس امام حسین(علیه السلام) جمع شوند، ثمره‌ای نداشت. وضع تبلیغ در دوران پیش از انقلاب در بسیاری از مناطق ایران، که یگانه کشور شیعیِ عالم است، این‌گونه بود. بنابراین، وظیفة اهل علم است که قدر نعمتِ انقلاب و این مردم شریف را بدانند و به بهترین نحو در این میدان انجام وظیفه کرده، در برابر مشکلات آن صبر کنند.

ز) سختی‌های دنیا؛ سکوی تکامل

داستان تولد انسان در دار دنیا خود می‌تواند نشانه‌ای بر چگونگیِ ماهیت دنیا باشد. غالباً، نوزاد با گریه متولد می‌شود و این می‌تواند هشداری برای انسان باشد که بداند زندگیِ دنیا با سختی فراوانی همراه است و نباید در انتظار خوشی، راحتی و آسودگیِ مطلق باشد. در یک حدیث قدسی آمده است: إنّی وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الجَنّةِ وَالنَّاسُ یَطْلُبُونَهُ فِی الدُّنیا فَلَمْ یَجِِدُوهَا أبدا؛(499) «به‌درستی که من آسایش را در بهشت قرار داده ام، درحالی‌که مردم در دنیا به دنبال آن مى گردند؛ اما آن را نمى یابند».
﴿ صفحه 466 ﴾
انسان‌ها در این دنیا بی‌جهت به دنبال خوشی می‌گردند. دنیا خانه‌ای است که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در توصیف آن می‌فرمایند: دارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَة؛(500) «خانه‌ای است كه بلاها احاطه‌اش كرده‌اند».
اگر انسان از تجربة خود و دیگران استفاده کند، به‌راحتی درک خواهد کرد که هیچ کمالی بدون تحمل سختی حاصل نمی‌شود. پس انسان باید به خود تلقین کند که برای رسیدن به هر مقامی، حتی مقامات دنیوی، باید زحمت کشید. سعدی زیبا سروده است:
نابـرده رنـج گـنج میسـر نمی‌شــود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
اگر کسانی هم از بیراهه رفتن و فریب مردم مالی به دست بیاورند، برای آنها دوامی نخواهد داشت و به‌زودی رسوا شده، مردم از آنها متنفر می‌شوند؛ و سرانجام رحمت الهی را نیز از کف خواهند داد. اگر انسان این‌گونه نگاه خود را به دنیا اصلاح کرده، مطابق توصیف قرآن (لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِی كَبَد) و بیان امیرالمؤمنین(علیه السلام) (دارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَة)، به دنیا بنگرد، دیگر دائماً در گوش خود زمزمه نمی‌کند که من باید همیشه راحت باشم، بلکه همیشه منتظر رنجی جدید بوده، خود را برای تحملِ سختی‌ها آماده می‌کند. در این ‌صورت، روزبه‌روز، بر کمالات او افزوده خواهد شد؛ وگرنه انسانی که دائماً در اندیشة خوش‌گذرانی است و انتظار ناملایمات را ندارد، به جایی نخواهد رسید.
نازپـروردِ تنعّم نبـرد راه بـه دوسـت عاشقـی شـیوة رندان بلاکـش باشد(501)
اقتضای صبر، تسلیم نشدن در برابر سختی‌ها و مقاومت برای رسیدن به هدف است و این همان معنای مثبت صبر است. صبر به معنای انفعال، وادادگی و فرار از سختی‌ها نیست.
﴿ صفحه 467 ﴾
این تفسیری شیطانی برای صبر است که حاصل افکار دور از معارف اهل‌بیت(علیهم السلام) می‌باشد. معنای حقیقیِ صبر، مقاومت در برابر هوای نفس، وسوسه‌های شیطان، دعوت کسانی که انسان را به بیراهه می‌خوانند و سختی‌هایی است که در طول زندگی در دنیا پیش می‌آید.
ویژگی برجستة صبر این است که نه‌تنها باعث موفقیت انسان در کارهای دنیوی می‌شود، بلکه نقشی اساسی در کسب بهترین امور معنوی، کمالات انسانی و نزدیک شدن به هدف آفرینش را دارد. به‌عبارت‌دیگر، کسب تمام نعمت‌های دنیا و آخرت، مشروط به صبر است. لذا صدیقة طاهره(علیها السلام) می‌فرمایند: «خداوند صبر را کمکی برای استحقاق اجر قرار داد».