رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

ب) انفعال و انظلام؛ معانی انحرافی صبر

متأسفانه گاهی معانی واژه‌های قرآنی در عُرف ما به‌درستی لحاظ نشده، گویا معنای آن تحریف می‌شود. کم نیستند واژه‌هایی که قرآن کریم آنها را با معنا و عنایتی خاص به کار برده، اما در عُرف به‌گونه‌ای دیگر درک و تفسیر شده‌اند. واژة صبر از این‌گونه واژه‌هاست. با دقت در کاربردهای واژة صبر در آیات و روایات، مشاهده می‌کنیم که معنایی که در آنجا لحاظ شده است، با آن معنای متعارف در محاورات ما تفاوت دارد. ما گمان می‌کنیم صبر به معنای منفعل بودن است و کسی را اهل
﴿ صفحه 454 ﴾
صبر می‌دانیم که در برابر پیشامدها از خود واکنشی نشان ندهد، حتی اگر به صورت او سیلی بزنند، جوابی ندهد و از کنار هر ناملایمتی با بی‌اعتنایی گذر کند! البته کسی که در برابر مصیبت‌های سخت، عنانِ نَفْسِ خویش را از دست نداده، جَزَع و فَزَعِ فراوان نکند، اهل صبر است و این یکی از مصادیق درست صبر می‌باشد، اما معنای صبر بسیار پربارتر و غنی‌تر از این معناست و کاربرد آن بسیار وسیع‌تر از این است. صبر به معنی انظلام و ظلم‌پذیری نیست. اسلام دوست ندارد انسان در برابر ظلم منفعل بوده، زود تسلیم شود. از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با سندهای متعدد نقل شده است: مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلِمَتِهِ فَهُوَ شَهِید؛(489) «اگر کسی در مقام دفاع از ظلمی که به وی شده است کشته شود، شهید است».
بر اساس این روایت، کسی که در راه مبارزة با ظلمی که بر او رواداشته‌اند، کشته شود، در حکم شهید است. این معنا بیانگر این است که اسلام دوست ندارد مسلمان، انسانی پست، زبون و منفعل باشد، بلکه خواهان این است که مسلمان در برابر ظلم مقاومت کرده، حتی اگر به قیمت از دست دادن جان او هم باشد، حق خویش را بگیرید. البته نباید فراموش کرد که دفاع از اسلام و جامعة اسلامی و ارزش‌های اسلامی، تکلیفی بسیار بالاتر و مهم‌تر است.

ج) عرصه‌های سه‌گانة صبر در روایات

خوشبختانه، با وجود تفاسیری که از صبر در روایات آمده است، مقدار این تحریفات و اشتباهات را می‌توان شناخت و از آن جلوگیری کرد. در روایتی نبوی(صلى الله علیه وآله) آمده است:
﴿ صفحه 455 ﴾
الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ؛ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ، وَصَبْرٌ عِنْدَ الطَّاعَةِ، وَصَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیة؛(490) «صبر سه گونه است: صبر هنگام مصیبت؛ صبر هنگام اطاعت؛ صبر در برابر معصیت».
این روایت روشن می‌سازد که صبر بر سه گونه است: یک گونة آن صبر در هنگامی است که انسان با مصیبتی مواجه می‌شود. این صبر بدین‌معناست که انسان در هنگام مواجهه با سختی‌ها و گرفتاری‌ها بی‌تابی نكند و خویشتن‌دار باشد. باید بدانیم که زندگی دنیا بدون سختی نیست و خداوند دنیا را به‌گونه‌ای آفریده که با سختی ممزوج شده است. بالاتر اینکه، خود فرموده است: لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِی كَبَد؛(491) «به‌یقین، ما انسان را در رنج آفریدیم ».
«کَبَد» به معنای مشقت است(492) و مقصود از آن، سختی‌های عالم دنیاست که مقاومت در مقابل آنها را «مُکابدة» گویند.(493) انسان از همان ابتدای آفرینش، باید با سختی‌ها دست و پنجه نرم کند. مادر باید با تحمل رنج و سختی‌های فراوان، نوزادش را چندین ماه حمل، و بعد از تولد نیز مدت‌ها از او مراقبت کند تا بزرگ شود. قرآن این زحمت مادر را ارج نهاده است و می‌فرماید: وَوَصَّینَا الإِنسَانَ بِوَالِدَیهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّه؛(494) «و ما به انسان توصیه كردیم كه به پدر و مادرش نیكى كند. مادرش او را با ناراحتى حمل مى كند و با ناراحتى بر زمین مى گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سى ماه است، تا زمانى كه به كمال قدرت و رشد برسد».
﴿ صفحه 456 ﴾
گونة دوم صبر، صبر در مقام انجام وظیفه است. صبر در این مقام بدین‌معناست که انسان تلاش کند تا وظیفة خویش را به‌شایستگی انجام دهد. انسان باید تنبلی و کسالت را کنار گذاشته، در انجام تکلیفْ جدی باشد. البته رعایت رتبة تکالیف، امری است که باید رعایت کنیم. ابتدا تکالیف واجب و در درجة بعد، تکالیف مستحب را به‌صورت «الأفضل فالأفضل» انجام دهیم.
گونة دیگر صبر، صبر در برابر معصیت است و این صبر بدین‌معناست که انسان در هنگام نمایان شدن انگیزه‌های معصیت ـ که غالباً ناشی از شهوت و غضب هستندـ مقاومت ورزد و تسلیم آنها نشود. در این میدان، باید در مقابل نفْس و شیطان و همچنین در مقابل انسان‌هایی که با تهدید و تمسخر، یا با رفاقت و صمیمیت می‌کوشند که انسان را وسوسه کنند، مقاومت کرد.
در روایات، به این انواع سه‌گانة صبر اشاره شده است. این رهنمودها زمینه‌ای را فراهم می‌کند که ما وجه مشترکِ اقسامِ صبر را درک کنیم. قرآن کریم، به‌صورت مطلق، صبر را تجلیل نموده، دعوت به آن را از صفات مؤمنان می‌شمارد و ما را بدان دعوت می‌فرماید. اکنون چگونه می‌توان فهمید مقصود قرآن کریم کدام‌یک از مصادیق صبر است؟ البته اگر موارد استعمال صبر را در قرآن بررسی کنیم، می‌توانیم مصادیق این اقسام سه‌گانه را بیابیم، اما اگر معنای تحلیلیِ صبر را داشته باشیم ـ که جهت مشترک بین هر سه قسم مذکور باشد ـ مفاد آیات و روایات را بهتر درمی‌یابیم و شاید در مقام عمل نیز بهرة بیشتری ببریم.

د) معنای تحلیلی صبر

برای دستیابی به معنای تحلیلی صبر، می‌توان از تحلیل افعال اختیاری انسان یاری
﴿ صفحه 457 ﴾
جست. برخی گمان می‌کنند که فعل در صورتی اختیاری شمرده می‌شود که مقدمه و علتی نداشته، به‌یک‌باره از انسان صادر شود و اگر کاری بر اثر عامل یا عواملی رخ دهد و انسان بر اثر آنها اقدامی کند، آن کار را نمی‌توان اختیاری دانست. اما این گمان اشتباه است. کار اختیاری انسان، برای تحقق، دست‌کم به دو عامل نیازمند است: یکی شناخت و دیگری انگیزه. انسان باید ابتدا نسبت به کاری که می‌خواهد انجام دهد، تصور داشته باشد. اگر هیچ‌گونه علم و آگاهی به آن کار نداشته باشد، هرگز با اختیار سراغ آن کار نمی‌رود. بعد از این، باید بپذیرد که آن کار به صلاح اوست و برای او نفع خواهد داشت، تا به آن کار تمایل یافته، انگیزه‌ای برای انجام آن پیدا کند. اما این‌گونه هم نیست که به محض اینکه انسان مصلحت و خوبیِ کاری را درک کند، در او انگیزة انجام آن شکل گرفته، به‌سرعت برای انجامش اقدام کند؛ زیرا خدای متعال این عالم را به‌گونه‌ای آفریده است که ما دائماً در معرض امتحان باشیم. ازاین‌رو، بااینکه ما به‌خوبی از بسیاری از کارها آگاهی داشته، انگیزة انجام آن را هم پیدا می‌کنیم، اما انگیزه‌هایی بر ضد‌ آن، یا موانع و مشکلاتی بر سر راه ما وجود خواهد داشت که ما را بر سر دوراهی قرار می‌دهد و اگر بخواهیم آن کار را انجام دهیم، باید این موانع را برطرف کنیم. برای روشن‌تر شدن مسئله، مثالی را مرور می‌کنیم. ازدواج، فعلی اختیاری است که انسان، هم می‌تواند آن را انجام دهد و هم می‌تواند ندهد. اما این‌گونه نیست که انسان هر وقت تصمیم به انجام آن گرفت، فوراً ازدواج کند، بلکه برای انجام آن مقدمات فراوانی را باید مهیا کند. گاهی انسان سال‌های فراوانی را به تلاش و کوشش می‌گذراند که درواقع همة آنها مقدمه‌ای برای ازدواج است. این بدان معناست که انجام یک کارِ اختیاری می‌تواند مقدمات فراوانی داشته باشد. کارهای ما کمابیش این ویژگی
﴿ صفحه 458 ﴾
را دارا بوده، برای تحقق، به مقدمات نیاز دارند. گاه موانعی بر سر راه آنها به وجود می‌آید که باید برطرف شود و گاه انگیزه‌هایی متضاد با انگیزة آن عمل وجود دارد که انسان را متحیر و سرگردان می‌کند. پس کارهای اختیاریِ انسان، غالباً از پیچیدگی‌هایی برخوردار بوده، به‌سادگی انجام نمی‌گیرد. بنابراین، اگر بخواهیم کار صحیح انجام دهیم که زمینة کمال و سعادت را فراهم آورده، پشیمانی به بار نیاورد (زیرا عمدة پشیمانی به جهان ابدی مربوط است و پشیمانی دنیا قابل جبران است)، باید هم بدانیم که کار خوب و ارزشمند کدام است و هم بدانیم که چگونه می‌توان آن کار را انجام داد و هم تلاش کنیم که موانع آن را برطرف نماییم. گاهی انسان کار خوب و مفید را تشخیص داده، انگیزه و علاقة لازم برای انجام آن را هم دارد، اما در هنگام انجام آن موانعی پیش می‌آید که انجام آن را با مشکل مواجه می‌کند. این موانع چند گونه است:
نوع اول، موانع درونیِ خود انسان است. مثلاً گاه تشخیص می‌دهد کاری مفید بوده، به انجام آن ترغیب می‌شود، اما گمان می‌کند اگر این کار را انجام دهد، از برخی لذت‌ها محروم می‌شود، یا گمان می‌کند که انجام آن مستلزم تحمل رنج فراوانی است. معمولاً، هنگامی که عواطف و احساسات انسان با انجام کاری همراه باشند، انسان برای انجام آن کار فوراً تصمیم می‌گیرد، اما اگر احساسات انسان بر ضد تصمیم او باشند، مانعی برای انجام آن کار در درون انسان شکل می‌گیرد. همچنین هنگامی‌ که انسان با تفکر دربارة ضررهای دنیوی و اخروی کاری، بر ترک آن کار تصمیم می‌گیرد، ممکن است عواملی درونی او را بر انجام آن کار تحریک نمایند. در این صورت، این عوامل درونی، مانعِ اجرای تصمیم او خواهند شد. پس، چه در هنگام تصمیم بر انجام کاری و چه در هنگام تصمیم بر ترک آن، ممکن است مانعی درونی در برابر آن شکل گیرد.
﴿ صفحه 459 ﴾
نوع دوم، موانع بیرونیِ انسان است. مثلاً گاه انسان بر انجام یا ترک کاری تصمیم می‌گیرد، اما تمسخر اطرافیان، مانع عملی کردن تصمیم او می‌شود. چنین مانعی به‌خصوص برای جوانان، فراوان اتفاق می‌افتد. گاه جوانی تصمیم به انجام کار خوبی می‌گیرد، اما تمسخر دوستان، او را وادار به عقب‌نشینی کرده، از انجام آن صرف‌نظر می‌کند، یا دوستی صمیمی از او خواهش می‌کند که به خاطر او از انجام آن کار صرف‌نظر کند. پس علاقة به آن دوست، مانع انجام آن عمل می‌شود. چنین موانعی از بیرون اثر می‌گذارند.
نوع سوم، مشکلات و پیشامدهای طبیعی و غیرانسانی است که مانعی بر سر راه انسان قرار داده، از تحقق تصمیم وی جلوگیری می‌نمایند. بیماری‌ها، تصادفات و حوادث ناگهانی در این دسته از موانع قرار می‌گیرند.
بنا بر آنچه گفته شد، اگر انسان تشخیص داد که باید کاری را انجام دهد، باید خود را برای مقابلة با این موانع آماده ساخته، در مقابل این عوامل درونی و بیرونی مقاومت کند. نام این مقاومت، «صبر» است. عامل درونی گاهی تمایلات شَهَوانی است، از قبیل خوراکی‌ها، لذت‌های جنسی، شهوت مقام و ریاست و نظایر اینها. اگر انسان بر روی تمایلاتی پا گذاشت که مانع کار خیر، یا مانع ترک کار زشت هستند و تصمیم صحیح خویش را تحقق بخشید، مبارزه و مقاومتِ او مصداقی از صبر است؛ صبر بر طاعت خداوند یا صبر در برابر معصیت. هنگامی که تمایلات، انسان را به انجام معصیتی فرامی‌خوانند، او نیازمند صبر در برابر معصیت است و هنگامی که انجام فرمانی از فرمان‌های خداوند مستلزم تلاش و دوری از تنبلی است، وی نیازمند صبرِ بر طاعت است. جوانی که تصمیم می‌گیرد در دل سحر از خواب برخاسته، با خدای خویش مناجات کند، در هنگامة سحر،
﴿ صفحه 460 ﴾
نیازمند استقامت و صبرِ بر طاعت است، تا بر لذت خواب و راحت‌طلبی غلبه کرده، با خدای خویش مأنوس شود. در محاورات، معمولاً صبر به مقاومت در برابر این عوامل معنا نمی‌شود. مثلاً اگر کسی با وجود خواب‌آلودگیِ شدید، نیمه‌شب بیدار شده، روح خویش را با وضو مهیای اقامة نماز شب و مناجات با خدا کند، معمولاً در عُرف، عمل او را صبر نمی‌نامند؛ درحالی‌که تلاش او مصداقی از صبرِ بر طاعت است.