فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

دوم. دیدگاه اسلام دربارة اصل جنگ

ویژگی دین توحیدیِ اسلام آن است که واقعیت‌های جامعه را در نظر گرفته، بر اساس آنها قوانین متناسبی وضع می‌کند که مجموعاً سعادت بشر را تأمین كند. البته این سعادت در حدی تأمین خواهد شد که بشر خود به این قوانین جامة عمل بپوشاند. اسلام این سخن را که «به هیچ موجود زنده‌ای نباید تعرض کرد»، نمی‌پذیرد. اگر
﴿ صفحه 443 ﴾
کسانی هم بی‌جهت استفادة برخی از حیوانات را تحریم کنند، سرزنششان کرده، می‌فرماید: قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُون ؛(479) «بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده است، یا بر خدا افترا مى‌بندید؟»
خداوند این نعمت‌ها را برای استفادة انسان خلق فرموده و به او اجازه داده است تا به‌صورت معتدل و طبق ضوابط از حیواناتی استفاده کند که گوشت آنها را حلال شمرده است؛ حتی قربانی کردن یکی از عبادات اسلامی است.
اسلام دربارة جنگ هم دیدگاهی واقع‌بینانه داشته، بر اساس واقعیتْ قضاوت می‌کند؛ زیرا خالق انسان به‌خوبی می‌داند مخلوق او چه خصوصیات و لوازمی دارد. او می‌داند انسان‌ها بر اثر تضادی که در خواسته‌های آنها وجود دارد، سرانجام به جنگ با یکدیگر خواهند پرداخت. دیدگاه کسانی که به‌صورت آرمانی و ایدئال فکر کرده، می‌گویند: «باید از وقوع هرگونه جنگ و دفاع جلوگیری کرد و همة انواع جنگ‌ها محکوم است»، با واقعیت زندگیِ انسان سازگار نیست و سرانجام به نفع ظالمان تمام خواهد شد. خودداری از جهاد و دفاع در برابر ظالم، این زمینه را برای ظالمان فراهم می‌کند که هر ظلمی می‌خواهند بکنند. اما خداوند چنین اجازه‌ای به مؤمنان نداده، می‌فرماید: إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُور؛(480) «به‌درستی که خداوند از كسانى كه ایمان آورده اند، دفاع مى كند. همانا خداوند هیچ خیانت‌كار ناسپاسى را دوست ندارد».
نظیر سخن آرمانیِ پیش‌‌گفته، ایدة برخی از فیلسوفان دورة یونان باستان است که
﴿ صفحه 444 ﴾
معتقد بودند اصل قانون و حکومت برای جامعه ضروری نیست؛ زیرا اگر اصول اخلاقی در جامعه ترویج شود و مردم تربیت شوند، دیگر هیچ‌یک از افراد جامعه به دیگری تجاوز نمی‌کند. بنابراین، حکومت ضرورتی ندارد! شبیه این سخن را در میان کلام برخی از گرایش‌های انحرافی به‌ظاهر مقدس هم می‌توان مشاهده کرد. اینان نیز از عدم نیاز به حکومت سخن گفته‌، معتقدند عمل به احکام شرعی تأمین‌کنندة همة منافع انسان است. چنین ایده‌هایی به دور از واقع‌بینی است. اسلام با در نظر گرفتن این واقعیت که طبیعت بشر به‌گونه‌ای است که گاه‌و‌بی‌گاه کار او به جنگ و نزاع کشیده می‌شود، در صدد ضابطه‌مند کردن این امر برآمده، برای آن مقرراتی وضع نموده است؛ نظیر اینکه انسان به‌طور طبیعی گاه‌وبی‌گاه به گناهانی مبتلا می‌گردد. اسلام با در نظر گرفتن این واقعیت برای تعدیل کردن آن، ضوابطی را مشخص کرده، تحت عناوین حرام، حلال و جز این، آن را بیان نموده است و با این امر، نه همة لذت‌ها را برای انسان ممنوع کرده و نه پیش پای او را باز نهاده است که آنچه دلخواه اوست، انجام دهد. نقش اصلی شریعت همین است که با توجه به وجود زمینة انحراف در جامعه، مقرراتی وضع کرده، سعی کند این مقررات اجرا شود، تا از انحرافات جلوگیری شود، یا به حداقل برسد؛ و با این راهکار، زمینة سعادت انسان را فراهم کند.
یادکرد این نکته ضروری است که یکی از فسادهای جامعة انسانی، این بوده است که کسانی به بهانة عمل به احکام اسلامی، مرتکب جنایاتی شده و باعث بدنامیِ اسلام و مسلمانان گشته‌اند. سلسله‌هایی از سلاطین کشورهای اسلامی، به نام جهاد اسلامی، به کارهای زشتی دست زدند که رواج اسلام را در سرزمین‌های مورد تجاوز، قرن‌ها به تأخیر انداخته، اسلام را در دنیا بدنام کردند. امروزه نیز گروه‌هایی مانند طالبان و القاعده
﴿ صفحه 445 ﴾
در سراسر دنیا همان روش را در پیش گرفته، نام آن را اجرای احکام اسلام می‌گذارند. در این میان، وظیفة ما این است که حقیقت جهاد را آن‌گونه که اسلام تشریع نموده است، بدون اندک کاستی و بدون اندک افزوده‌ای تبلیغ و اجرا نماییم. باید مراقب بود که مبادا هواهای نفسانی خویش را به نام اسلام دنبال و قالب کنیم.

سوم. تبیین حقیقت دفاع و ضوابط آن در اسلام

به‌طور کلی، یکی از فروعات و ضروریات دین اسلام جهاد است و در این مسئله جای هیچ تردیدی وجود ندارد. جهاد اسلامی خود دارای اقسامی است که در کتب فقهی بدان اشاره شده است.(481)
آنچه مهم می‌نماید، این است که قرآن خود حکمت‌هایی برای تشریع جهاد ذکر فرموده است که با توجه به آن‌ حکمت‌ها ـ علاوه بر حکمت‌های تشریعِ جهاد ـ می‌توان حدود و لوازم آن را نیز شناخت.
اما عده‌ای به بهانة دفاع از حقوق بشر با احکامِ جهادِ اسلامی به مخالفت برخاسته و اسلام را به ‌خاطر وجود چنین احکامی خشونت‌طلب خوانده‌اند! در برابر این دیدگاه، مناسب است سخن را با تبیین «اصل دفاع» آغاز کنیم. مسلماً هیچ انسان پاک‌نهادی نمی‌تواند دفاع را تحریم کرده، از عدم لزوم دفاع در برابر ظالم سخن بگوید. اگر
﴿ صفحه 446 ﴾
جامعه‌ای مورد هجوم دشمن قرار گیرد، اما برای دفاع از هستی خود برنخیزد، معنای آن تسلیم شدن در برابر عوامل نابودکننده است. مضافاً اینکه عقل بر عدم صحت این عمل حکم می‌کند. مسلماً فطرت انسان نیز چنین امری را نمی‌پذیرد. با کاوش در دیدگاه‌های مختلف نیز روشن خواهد شد که این امر مورد پذیرش صاحب‌نظرانِ معتدل نیز واقع شده است. با اندکی دقت می‌توان دیدگاه‌های معتدل را از میان دیدگاه‌های افراطی و تفریطی باز شناخت. پیش‌تر به برخی از افراط‌ها و تفریط‌ها اشاره کردیم. آیا واقعاً با عمل به دیدگاهی که هرگونه تعرض به موجودات عالم را جایز نمی‌داند، امکان زندگی برای انسان باقی می‌ماند؟ آیا اگر انسان بنا را بر این گذارد که در برابر هرگونه هجومی ساکت نشسته، هیچ واکنشی نشان ندهد، حیات او ادامه خواهد یافت؟ آیا این امر پذیرفتنی است که اگر تحت هر شرایطی سیلی به گوش انسان زدند، طرف دیگر صورت خود را مهیای دیگری کند، به این امید که متجاوز شرم کرده، هدایت شود؟ آیا چنین منطقی در برابر جانیانی صحیح است که همة عالم را بَردة خویش پنداشته، با اندک بهانه‌ای هزاران انسان بی‌گناه را به بدترین و فجیع‌ترین شکل به کام مرگ می‌فرستند؟ انسان با اندکی دقت، افراطی یا تفریطی بودن چنین ایده‌هایی را درک می‌کند.
اصل دفاع، اصلی است که می‌توان گفت هیچ انسان پاک‌نهادی نمی‌تواند آن را انکار کند. این اصل می‌گوید:‌ اگر جامعه‌ای مورد حملة دشمن قرار گرفت، آرام نشستن و تسلیم در برابر عوامل یورشگر شایسته نیست.
اکنون جای این پرسش است که باید از چه اموری دفاع کرد؟ آیا فقط درصورتی‌که جان انسان‌ها در خطر باشد، باید برای حفظ آن به دفاع برخیزند، یا انسان‌ها در برابر
﴿ صفحه 447 ﴾
تجاوز به ناموس، فرزندان و سایر متعلقات خویش نیز موظف به دفاع هستند؟ این پرسش گاه در حوزة مسائل فردی مطرح می‌شود که در این صورت از بحث جهاد خارج شده، تحت عنوان دفاع شخصی ـ که باب دیگری است ـ طرح می‌شود. در این باره، در اسلام تشویق و تأکید شده است که انسان در برابر ظلمِ ظالم از خود دفاع کرده، ظلم را نپذیرد. از رسول گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که فرمودند: مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلِمَتِهِ فَهُوَ شَهِید؛(482)‌ «هرکس در راه دادخواهیِ خویش کشته شود، شهید است».
اگر ظالمی جان و ناموس و مال کسی را تهدید کرد و مظلوم به دفاع برخاست و در این راه جان خویش را از دست داد، بر اساس این روایت، شهید نامیده می‌شود. اما موضوع جهاد، خطرهای شخصی نیست، بلکه خطرهایی است که یک جامعه را تهدید می‌کند. اکنون سؤال پیش‌گفته را در این باره مطرح می‌کنیم: یک جامعه، یک گروه، یا یک قوم، وظیفة دفاع از چه اموری را بر عهده دارند؟
معمولاً، آنچه در سیرة مردم دنیا وجود دارد و در بین آنها متعارف است، دفاع از آب و خاک است. دفاع از آب و خاکِ وطن، در نزد اقوام مختلف امری مقدس شمرده شده، گاه برخی اقوام امری را مقدس‌تر از آن نمی‌دانند. در هر فرهنگی، قهرمانانی وجود دارند که مردم به وجودشان افتخار می‌کنند و اینها معمولاً کسانی هستند که از آب و خاکِ وطنِ خویش دفاع کرده‌اند. پس غیر از دفاع از جان، دفاع از آب و خاک هم در نزد عقلا امری ضروری است. علاوه بر این، عموم جوامع انسانی و اقوام مختلف، دفاع از عِرض و ناموس را امری لازم و مقدس می‌دانند، گرچه به جنگ و کشتار کشیده شود. اگر کسانی در این امور کوتاهی کنند، نزد عقلا و غیرتمندانِ عالَم، مردمی پست و
﴿ صفحه 448 ﴾
زبون شمرده شده، روحیة ذلت‌پذیریِ آنها محکوم می‌شود. البته همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفته شد، ممکن است بعضی‌ها در مقام سخن، سخنان دیگری بگویند، اما در میدان عمل به سخنان خود ملتزم نبوده، اصل دفاع را می‌پذیرند.

چهارم. حقیقتِ جهادِ فی‌سبیل‌الله

اکنون باید پرسید: آیا آموزة جهاد در اسلام نیز به همین معنا (دفاع از آب و خاک) و در همین حد است؟ بدون شک، اگر دشمنان جامعة اسلامی به مسلمانان حمله کرده، بخواهند آنها را نابود کنند، یا اراضی آنها را تصرف کنند، دفاع در برابر آنها تکلیفی واجب است و این حکم از ضروریات دین به شمار می‌آید. اما سخن در این مسئله است که آیا ما مسلمانان به همان دلیلی دفاع را لازم می‌دانیم که سایر انسان‌ها آن را ضروری می‌دانند، و فقط در همان محدوده ـ‌ که آنها دفاع را لازم می‌شمارند ـ وظیفة دفاع داریم؟ آیا امری ارزشمندتر از امور پیش‌گفته وجود ندارد که دفاعِ از آن، از ارزش بالاتری برخوردار بوده، ضرورت حفظ آن بیشتر احساس شود؟ دفاعی که ضرورت آن نزد همة عقلا مشترک است و از آن سخن گفتیم، مقتضای امری غریزی است که در حیوانات هم وجود دارد. بسیاری از حیوانات اگر به لانه و کاشانة آنها حمله شود، به‌شدت از آن دفاع می‌کنند. اگر کسی از خانه و کاشانه‌اش دفاع نکند، از حیوان هم پست‌تر است. اما جهاد اسلامی بسیار شریف‌تر و ارزشمندتر از چنین امری است و علت شرافت و ارزش آن ناشی از هدفی است که جهادگرِ مسلمان از جهاد خویش دنبال می‌کند. جهاد اسلامی، جهاد در راه خدا (فی‌سبیل‌الله) است و این هدف بسیار باارزش‌تر از حفظ جان و مال است.
﴿ صفحه 449 ﴾
اولین آیاتی که دربارة جهاد نازل شد ـ که البته شأن آن هم دفاع بودـ آیاتی از سورة حج است که می‌فرماید:
إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُور * أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدیر * الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّه وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یذْكَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ كَثیراً وَ لَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزیزٌ؛(483) به‌درستی که خداوند از كسانى كه ایمان آورده اند، دفاع مى كند. خداوند هیچ خیانت‌كارِ ناسپاسى را دوست ندارد. به كسانى كه جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازة جهاد داده شده است؛ زیرا مورد ستم قرار گرفته اند و همانا خدا بر یارى آنها تواناست. همان‌ها كه از شهر خود به‌ناحق رانده شدند، گناهی نداشتند جز اینکه مى گفتند: پروردگار ما، خداى یكتاست و اگر خداوند بعضى از مردم را به‌وسیلة بعضى دیگر دفع نكند، دِیرها و صومعه ها و معابد یهود و نصارا و مساجدى كه نام خدا در آن بسیار برده مى شود، ویران مى گردد؛ و مسلماً خداوند كسانى را كه او را یاری كنند، یارى مى كند. قطعاً خداوند قوى و شكست‌ناپذیر است.
پیش از این، مسلمانان برای جنگ با کفار و مشرکان اعلام آمادگی کرده، از
﴿ صفحه 450 ﴾
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) اذن جنگ می‌خواستند؛ اما فرمان الهی بر توقف صادر شده بود: كُفُّوا أَیدِیَكُم ؛(484) «[فعلاً] از جهاد دست نگه دارید».
در آن زمان، تعداد مسلمانان بسیار اندک بود و آنان سازوبرگ جنگیِ چندانی نداشتند. ازاین‌رو، اگر به جنگ اقدام می‌کردند، در همان روز‌های اول به شهادت می‌رسیدند و اسلام در همان آغاز از بین می‌رفت. اما آیاتی از سورة حج که بدان‌ها اشاره شد، برای نخستین‌بار، به جامعة مسلمانان اجازه داد كه در برابر ستمِ ظالمان، از خود دفاعِ همگانی كنند. آیات مذکور، در بیان حکمت این رخصت، سخن از حفظ جان، مال، آب و خاک به میان نمی‌آورد، بلکه می‌فرماید: «اکنون اگر اجازة دفاع و جهاد نداشته باشید، عبادتگاه‌ها از بین می‌رود». البته حکمت مزبور برای جهاد در همة ادیان الهی وجود داشته است؛ زیرا دفاع و جهاد به اسلام اختصاص ندارد. دیدن معابد و مساجد، یاد خداوند را در دل‌های مردم زنده می‌کند. ازاین‌رو، حکمتی که قرآن بر آن تکیه دارد، زنده ماندن نام خداوند بر روی زمین است؛ زیرا یاد خدا یگانه حقیقتی است که می‌تواند انسان را به سعادت برساند.
در ادامه، به وظایف جهادگران در صورت پیروزی اشاره کرده، می‌فرماید:‌ «کسانی که ما به آنها اجازة دفاع و وعدة نصرت دادیم، کسانی‌ هستند که اگر در جنگ پیروز شوند، هدفشان این است که ابتدا نماز را به پا دارند و زکات دهند». معنای این سخن این است که هدف ایشان اجرای دین است. نام این جهاد، جهادِ در راه خداست، نه جهادِ در راه آب و خاک. آیا شایسته است که ما امروز برای دفاع از چنین حکم ارزشمندی به امری تمسک کنیم که مشترک بین انسان و حیوان است و از راه
﴿ صفحه 451 ﴾
ضرورت دفاع از آب، خاک و وطن، ضرورت این حکم را تأیید کنیم؟! آیا این بازگشت و ارتجاع نیست؟‌ حیوانات هم برای خود قلمرو و وطن داشته، از آن دفاع می‌کنند. آیا انجام چنین وظیفه‌ای برای انسان هنر محسوب می‌شود؟ آنچه برای بندة خدا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، دفاع از ارزش‌ها و دفاع از دین است. هیچ‌چیز نمی‌تواند با ارزش دین برابری کند. متأسفانه، نفوذ فرهنگ غرب در فرهنگ اسلامی ما باعث شده است که مسئله‌ای با این عظمت به‌قدری تنزل داده شود که در حد غریزه‌ای حیوانی قرار گیرد! اکنون در پاسخ به این پرسش که پیش‌تر طرح کردیم: «از چه اموری باید دفاع کرد؟»، می‌گوییم: حاصل پاسخ به این پرسش این است که در درجة اول، باید از ارزش‌های الهی دفاع کرد و دفاع از جان، مال، ناموس، آب، خاک، اموال و نظایر اینها، بعد از این ارزش‌ها مطرح می‌شوند. مهم‌ترین دفاع، دفاع از دین است که باعث سعادتِ همة انسان‌هاست. اگر دین نباشد انسان‌ها در حد حیوان و گاه پست‌تر از حیوان خواهند شد. قرآن می‌فرماید: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُون؛(485) «به‌یقین، بدترین جنبندگان نزد خدا، كسانى هستند كه كافر شدند و ایمان نمى آورند».
قرآن نمی‌فرماید: بدترین انسان‌ها کسانی هستند که با خداوند عناد می‌ورزند، بلکه می‌فرماید: بدترین جنبندگان کسانی هستند که با خداوند از در عناد وارد می‌شوند. سرانجامِ انسان، بدون اسلام، چنین مرتبه‌ای خواهد داشت. بنابراین، بالاترین و باارزش‌ترین دفاع، دفاع از آن حقیقتی است که سعادت همة انسان‌ها بدان وابسته است و آن دفاع از اسلام است. اگر مسلمان نیز ارزشمند است، به سبب اسلام اوست. پس اَصالت با اسلام است. متأسفانه این نکته در بسیاری از گفتارها و نوشتارها مورد غفلت واقع شده است.
﴿ صفحه 452 ﴾