فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

ب) حج؛ شکوفاکنندة اقتصاد جهانی

با جست‌وجو در آیات شریف قرآن کریم خواهیم دید که قرآن مصالحی را برای انجام مناسک حج بیان می‌فرماید؛ ازجمله می‌فرماید: جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَیتَ الْحَرَامَ قِیامًا لِّلنَّاس؛(455) «خداوند، كعبه، بیت‌الحرام را وسیله اى براى قیام مردم قرار داده است».
از این بیان قرآن کریم روشن می‌شود که خانة کعبه مکانی است که زمینة قیام مردم را فراهم می‌نماید؛ بدین‌معنا که اگر این مکان شریف نباشد، افراد جامعه، افرادی خفته و بی‌تحرک خواهند گشت. این کعبه است که زمینة پویایی و زنده بودن جامعه را فراهم می‌نماید. همچنین خداوند در سورة حج برای تشویق مردم به حج می‌فرماید: لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَیَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِیمَةِ الأَنْعَام فَكُلُوا مِنْها وَأَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقیرَ؛(456) «تا شاهد منافع گوناگون خویش باشند و در ایام معینى نام خدا را بر چهارپایانى كه به آنان داده است، [به هنگام قربانى كردن] ببرند. پس، از گوشت آنها بخورید و بینواى فقیر را نیز اطعام نمایید».
منافع گوناگونی که قرآن کریم بدان اشاره می‌فرماید، در روایات به‌صورت جزئی
﴿ صفحه 423 ﴾
بیان شده است و معصومان(علیهم السلام) آنها را شامل منافع دنیوی و اخروی می‌دانند.(457) ازجمله منافع مذكور در روایات، این است که مسلمانان با آمدن از بلاد مختلف به این سرزمین همدیگر را شناخته، از یکدیگر مطالب فراوانی را فرامی‌گیرند. همچنین این دیدار می‌تواند منافع اقتصادی ایشان را بهبود بخشیده، بدانند در هر سرزمینی چه تجارتی می‌تواند مفید باشد. در کتاب عیون أخبار الرضا(علیه السلام) آمده است: «در حج، اهالی شرق و غرب زمین و کسانی که در خشکی و دریا هستند، به منفعت دست می‌یابند؛ چه كسانى كه حج می‌گزارند و چه كسانى كه حج نمی‌گزارند، از تاجر و سیاحتگر و فروشنده گرفته تا مشترى، كاسب و مسكین...».(458)

ج) حج؛ مظهر شکوه دین

اما حضرت زهرا(علیها السلام) به منفعتی دیگر اشاره می‌فرمایند که اگر همة منافع فوق را در یک طرف قرار دهیم و این منفعت را در طرف دیگر، شاید همین یک منفعت بر همة آنها برتری داشته باشد. ایشان می‌فرمایند: وَالْحَجَّ تَشْییداً لِلدِّین؛ «و [خداوند] حج را برای استحكام و شکوه دین قرار داد».
تشییدِ ساختمان، به معنای محکم و زیباسازی ساختمان و مرتفع ساختن آن است. حضرت می‌فرمایند: حج باعث می‌شود که بنای دین، رفیع، بلند، زیبا و شکوهمند باشد. ولی چگونه حج چنین منفعتی برای دین دارد؟ آیا مقصود این است که وجود کعبه موجب می‌شود در اطراف آن، ساختمان‌های مرتفع و باشکوه ساخته شود؟ امروزه
﴿ صفحه 424 ﴾
می‌بینیم که ساختمان‌های بسیار عظیم و مرتفعی در اطراف کعبه ساخته می‌شود که در ایام حج هزینة اقامت در آنها بسیار سنگین است. آیا می‌توان گفت فراهم شدن چنین زمینه‌هایی در آن منطقة سنگستانی و بیابانی، محکم کردن پایه‌های ساختمان دین است؟! حقیقت این است که چنین امری را نمی‌توان تشیید دین نامید. شاید مقصود این باشد که اگر حج تشریع نشده بود و مسلمانان هرساله موظف به تشکیل چنین اجتماع باشکوهی نبودند، ابهت اسلام به جهانیان نشان داده نمی‌شد. در چنین مراسمی، عظمت اسلام و جامعة اسلامی به نمایش گذاشته می‌شود و قطعاً دیدن این مناظر باشکوه و حتی نقل و توصیف آن، غیرمسلمان‌ها را تحت تأثیر قرار داده، این سؤال را برای آنها مطرح می‌نماید: این چه جاذبه‌ای است که مردم را این‌چنین به سرزمینی خشک و بی‌‌آب‌و‌علف و خالی از وسایل خوش‌گذرانی می‌کشاند؟ همچنین حاجی با زحمت و مشقت فراوان در سرما و گرما باید چون قطره‌ای که به دریا می‌پیوندد، خود را به این اجتماع باشکوه رسانده، همه باهم به ذکر و یاد خدا و توبه و اِنابه به درگاه او بپردازند. این امر اثر روانیِ عجیبی در دل‌ها خواهد گذاشت و زمینة درک عظمت دین را برای بشر فراهم خواهد كرد.

د) حج؛ شکوفاکنندة معنویتِ جهانی

خدای متعال ازروی لطف عمیقی که به بندگان خویش دارد، از هیچ‌یک از راه‌های تأثیرگذار در انسان، برای جذب شدن به عالم بالا فروگذار نمی‌کند. او راه‌هایی را در برابر انسان می‌گشاید تا به‌طور طبیعی انگیزه‌ای برای توجه به خدای خویش و خضوع در مقابل عظمت او بیابد؛ چراکه این توجه و خضوع، یگانه عامل ترقیِ روحی و معنوی
﴿ صفحه 425 ﴾
انسان و رسیدن به هدف خلقت است. ازاین‌رو، می‌بینیم بااینکه سختی‌هایی در راه انجام اعمال حج وجود دارد، باز خداوند با تأکید فراوان مسلمانان را به ادای این فریضة الهی فرامی‌خواند. در گذشته، برای کشورهای نزدیک به سرزمین حجاز، رفتن به حج به‌سختی ممکن بود و گاه یک سفر حج یک سال از عمر انسان را به خود اختصاص می‌داد، تا چه رسد به کشورهای دوردست همچون چین، اندونزی، شیلی و غیره. بااین‌حال، خداوند به ابراهیم(علیه السلام) می‌فرماید: وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یأْتُوكَ رِجالاً وَعَلى كُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمیق؛(459) «و در میان مردم [ادای مناسك] حج را اعلام كن، تا خلق پیاده و سواره بر شتران لاغراندامِ تیزرو از هر راه دور به‌سوى تو جمع شوند».
این دعوت الهی ازآن‌روست که هیچ عاملی همچون حج نمی‌تواند انگیزه‌ای جهانی برای حرکت به‌سوی معنویت در مردم ایجاد کند. حج مراسمی فردی یا مربوط به گروهی اندک نیست، بلکه اقیانوسی است که دریاها، رودها، نهرها و قطره‌ها در آن به هم پیوسته، معبود خویش را می‌خوانند. علامه طباطبایی(رحمه الله) از استاد خویش، مرحوم آیت‌الله قاضی نقل می‌فرمودند: «گاهی خدا کسی را یک سال به بیماری، فقر و غیره مبتلا می‌کند، تا او یک یاالله بگوید. این بدان معناست که گفتن یک یاالله به‌قدری در سعادت انسان مؤثر است که ارزش دارد به خاطر آن انسان یک سال در سختی به سر برد». مسلماً در هنگامة حج، زمینة بارش چنین برکاتی بر جمعیتی میلیونی فراهم می‌شود و این بسیار ارزشمند است. به همین جهت، اگر از قضا در یك سال، تعداد کسانی که مستطیع هستند، اندک بود ـ و این امر موجب کاستی در شکوه حج شود ـ خدای متعال حاکم شرع را موظف نموده است که با هزینة بیت‌المال عده‌ای را به حج بفرستد.
﴿ صفحه 426 ﴾
او بی‌نهایت علاقه‌مند است که حتی اگر امکان داشته باشد، یک نفر بیشتر مشمول رحمت او قرار گیرد.
از عجایب این سفر معنوی و باشکوه، این است که انسان هر سفری که به حج می‌رود، علاقه‌اش به حج بیشتر شده، راغب می‌شود كه بار دیگر برود. از شخصی تازه‌مسلمان از اهالی امریکا که تازه به سفر حج رفته بود پرسیدم: در این سفر کجا بیشتر به شما خوش گذشت؟ گفت: «هیچ‌چیز برای من لذت‌بخش‌تر از این نبود که در گوشه‌ای از مسجدالحرام بنشینم و خانة کعبه را تماشا کنم. آن‌قدر این منظره لذت‌بخش بود که حاضر نبودم آن را با چیزی عوض کنم»! اتفاقاً، از مستحبات اعمال مسجدالحرام نگاه کردن به خانة کعبه است. خدای متعال در این سنگ‌های سیاه و این سرزمین خشک و بی‌آب‌و‌علف چنان جاذبه‌ای قرار داده است که دل‌ها را مجذوب می‌نماید، تا افراد بیشتری به رحمت او نایل شوند. او می‌خواهد لیاقت درك رحمتش هرچه بیشتر در وجود انسان‌ها مهیا گردد.
با توجه به آنچه تاکنون بیان شد، می‌توان گفت برخی از اسرار حج عبارت است از تمرین بندگی، شکوفاسازیِ اقتصاد جهانی، محکم‌سازی و رفعت دین و شکوفاسازیِ معنویتِ جهانی. اما مهم‌ترین فلسفة حج، تشیید دین است که حضرت زهرا(علیها السلام) بدان اشاره فرمودند؛ بدین‌معنا که حج بنای دین را محکم و باشکوه می‌نماید. اگر حج نبود، بنای دین، بنایی ضعیف، خاموش، آرام و بی‌رمق بود و مسلمانان بهرة چندانی از آن نبرده، بسیاری از آن غافل می‌شدند و این، زمینة محرومیت از برکات فراوانی را فراهم می‌كرد، اما وجود حج موجب رفعت و شکوه دین و جذب دل‌ها گشته، زمینة نزولِ رحمتِ فراوانِ الهی را فراهم می‌نماید.
﴿ صفحه 427 ﴾