فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

اول. پاکی جان

بانوی دو عالم(علیها السلام) سرّی از اسرار تشریع زکات را پاک شدن روح انسان از آلودگی‌ها بیان
﴿ صفحه 402 ﴾
می‌فرمایند. اما به‌راستی، چگونه زکات موجب تطهیر و پاکیزگی جان آدمی می‌شود؟ اگر این حکمت، ویژگی نماز شمرده شده، گفته شود نماز موجب صفای روح می‌گردد، درک آن برای انسان راحت‌تر است. اما زکات به معنای کمک مالی انسان به دیگری چگونه موجب تطهیر روح و رشد آن می‌گردد؟
کلمة «زکات» که با کلمة «تزکیه» هم‌خانواده است، در اصلِ لغت به معنای پاکی و رشد است(436) و ظاهراً در مواردی به کار می‌رفته است که با زدودن زوایدِ چیزی، زمینة رشد آن را فراهم می‌نموده‌اند، مانند هرس کردن درخت. باغبان‌ها در فصلی از سال درخت‌های میوه را هرس کرده، قسمتی ‌از شاخه‌های آنها را قطع می‌کنند. این عمل زمینة رشد بیشتر درخت و افزایش کمّی و کیفیِ میوة آن را فراهم می‌كند. وجود شاخه‌های اضافی موجب می‌گردد مقدار فراوانی از غذای درخت صرف آن شاخه‌ها و برگ‌هایشان شده، محصول آن با کاهش کمّی و کیفی مواجه شود. ازاین‌رو، از روزگاران قدیم باغبان‌ها با هرس کردن درختان مانع این امر می‌شدند که به آن تزکیة درخت می‌گفته‌اند. گویا زکات هم از همین ریشه گرفته شده است. انسان با دادن زکات، قدری از مال خویش را جدا کرده، به دیگران می‌بخشد و این عمل مانند قطع کردن شاخ و برگ‌های اضافی است که باعث رشد و مرغوبیت میوه می‌گردد. ازاین‌رو، درک این امر ‌که زکات موجب فراوانی روزی می‌شود، راحت‌تر است از اینکه بگوییم: زکات موجب تطهیر روح آدمی می‌گردد. به‌راستی سرّ ارتباط زکات با تطهیر روح چیست؟
چگونگی پاکی جان با پرداخت زکات
تطهیر جان با پرداخت زکات را می‌توان چنین تبیین كرد:
﴿ صفحه 403 ﴾
یك) مال؛ زمینه‌ساز دل‌بستگی به دنیا
در جهان‌بینی اسلامی، امور دنیوی و مادی که در اختیار انسان قرار گرفته است، اَصالت نداشته، صرفاً برای انسان جنبة ابزاری دارند. برخلاف آنچه ما‌ده‌گرایان و منکران خدا تصور می‌کنند، ما برای این خلق نشده‌ایم که فقط از لذت‌های دنیا بهره‌مند گردیم. همة حیات دنیا سیر است و ما در سفریم و مقصد جای دیگری است. ما باید در این سیر در حدی که رسیدن به مقصد نیازمند آن است، توشه برگیریم و همواره به یاد داشته باشیم که دنیا خود هدف اصلی نیست. خدای متعال ازروی لطف بی‌پایان خویش بهره‌مندی از نعمت‌های دنیا را با لذت همراه نموده، تا ما با رغبت و انگیزة بیشتری از آنها استفاده کنیم. اگر خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های دنیا برای انسان لذت‌بخش نبود، انسان اهتمامی به استفادة از آنها نمی‌داشت و از بین می‌رفت، یا اگر غریزة جنسی در وجود آدمی نهاده نمی‌شد، انگیزة انسان برای تشکیل خانواده و فرزنددار شدن ضعیف می‌گشت؛ به‌خصوص با گسترش فرهنگ لذت‌طلبی مادیِ غربی که دامنة آن بسیاری از جوامع را دربرگرفته، بر اثر آن جوانان برای استمتاع بیشتر و رهایی از قید و بندِ خانواده سعی می‌کنند به‌صورت فردی زندگی کرده، چندان به ازدواج و قبول مسئولیت پرورش و تربیت فرزند رغبت نشان ندهند. اگر خداوند غریزة بسیار قوی جنسی را در نهاد انسان قرار نمی‌داد، انگیزة انسان برای تشکیل خانواده و فرزنددار شدن بسیار ضعیف می‌بود، اما وجود چنین غریزة قدرتمندی، انسان را به سمت ارضای طبیعی آن سوق می‌دهد. اگر تأمین نیازهای دنیوی برای انسان لذت‌بخش نبود، او چندان به تأمین آنها اهتمام نمی‌ورزید و حاضر نبود بسیاری از رنج‌ها و سختی‌ها را تحمل کند. در این صورت، حیات او دوامی نمی‌یافت و فرصتی هم برای تحصیل علم، معرفت و
﴿ صفحه 404 ﴾
عبادت خداوند و انجام وظایف پیدا نمی‌کرد. درنتیجه، رشد روحی و معنوی برای او حاصل نمی‌شد و سعادت ابدی و حیات در بهشت نیز برای او ممکن نمی‌گشت. رسیدن به سعادت ابدی و رضوان الهی مستلزم عبور از این حیات و طی کردن مسیر دنیاست؛ بدین‌‌معنا که برای تحصیل آن هدف والا باید به‌قدری که خداوند مقدر فرموده است، در این عالم بمانیم و با سختی‌های آن دست‌و‌پنجه نرم کنیم، تا بتوانیم در سایة اطاعت خداوند رشد معنوی کنیم.
سرانجام، انسان در زندگی اجتماعی خویش به این نتیجه می‌رسد که برای تأمین نیازهای خویش و استفاده از لذت‌های دنیوی، باید مال داشته باشد. ازاین‌رو، به کسب مال رو می‌آورد. معمولاً انسان در کسب مال به یک حد معینی قانع نمی‌شود؛ به‌گونه‌ای‌که اگر آمار گرفته شود که چند درصد از فعالیت‌ انسان‌ها برای کسب مال و دارایی‌های دنیوی صرف می‌شود، به احتمال زیاد به نتیجه‌ای عجیب خواهیم رسید. معمولاً انسان‌‌ها عمدة وقت خویش را صرف کسب مال یا مقدماتی برای یافتن کاری مناسب برای کسب درآمد کرده، در این مسیر گاه متحمل رنج و زحمت فراوان می‌گردند. طبیعتاً چیزی که با این سختی به دست آید، نزد انسان ارزش یافته، به آن دل‌بستگی پیدا می‌کند. اگر انسان به مالْ دل‌بسته شود، قُوای فکری و احساسی‌اش به همان جهت سوق داده شده، دائماً در اندیشة کسب مال بیشتر خواهد بود؛ اگر از توانایی فکری و ذهنی برخوردار باشد، دائماً در این اندیشه خواهد بود که چه معامله‌ای انجام دهد، کجا سرمایه‌گذاری کند، چه اختراعی به ثبت برساند و جز اینها که درآمد بیشتری را عاید او کند و اگر تنها از قوای بدنی بهره‌ای دارد، سعی می‌کند با کار بیشتر درآمدی بیشتر را برای خود کسب کند. اکنون اگر به چنین انسانی گفته شود از مالی که به دست آورده‌ای، به دیگران انفاق کن! این کار
﴿ صفحه 405 ﴾

برای او بسیار بسیار سخت خواهد بود؛ حتی پرداخت خمس و سایر واجبات مالی برای انسانِ دل‌بسته بسیار سخت است، تا چه رسد به پرداخت‌های مستحبی.
این تعلقی که انسان به امور دنیوی پیدا می‌کند، بسیار خطرناک بوده، اگر رشد کند، می‌تواند انسان را به کفر بکشاند؛ همان‌طور که بسیاری را به آن وادی کشانده است. دست‌کم، ضرری که به انسان وارد می‌کند، این است که فکر انسان را مشغول کرده، باعث می‌شود فرصتی را که باید صرف عبادت و رشد معنوی کند، صرف نقشه کشیدن برای درآمد بیشتر نماید و این آلودگی روحی بزرگ‌ترین سد راه تکامل انسان خواهد شد. مَثَل چنین انسانی مَثَل پرنده‌ای است که سنگی به پای او بسته شده و پرواز را برای او بسیار سخت کرده است. هرچه این مانع سنگین‌تر باشد پرواز با مشکل بیشتری روبه‌رو خواهد بود. پرنده، هنر پرواز و ابزارهای آن را در اختیار دارد، اما این سنگ، مانع هنرنمایی او می‌شود. انسان از نعمت عقل، شعور و معرفت برخوردار است و از تعلیمات انبیا بی‌خبر نبوده، می‌داند سعادت ابدی، رسیدن به بهشت و رضوان الهی است و این دنیا بازیچه‌ای بیش نیست (إِنَّمَا الحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَلَهْو؛(437) «زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است»)، اما مشکل او این است که در میدان عمل یا دچار تردید می‌گردد، یا به‌کلی دانسته‌های خویش را فراموش می‌کند. انسانِ دل‌بستة به دنیا اگر اندکی از مال خویش را گم کند، خواب از چشمش ربوده شده، حتی در نماز هم فکرش مشغول می‌گردد. این دل‌مشغولی‌ها نشانة تعلق دل به دنیاست. آیا چنین کسی، حال عبادت پیدا می‌کند؟ آیا او می‌تواند سحرخیز بوده، با نشاط در پیشگاه خدا راز و نیاز نماید؟ هرگز! این تعلق، بیماری روحی است و مانع او خواهد بود.
﴿ صفحه 406 ﴾
دو) زکات؛ درمان بیماریِ دل‌بستگی به دنی
اما برای درمان این بیماری و پاک نمودن این آلودگی چه باید کرد؟ در قرآن کریم، راه درمان این بیماری چنین بیان شده است: لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّون؛(438) «هرگز به نیکوکاری نمی‌رسید، مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید انفاق کنید».
اگر انسان بخواهد پاک شود و پاکی خویش را حفظ کند، باید دارایی‌های خویش را هرس کرده، اضافی آنها را قطع نماید. باید قدری از اموالی را که اندوخته است، به دیگران بدهد؛ وگرنه دل‌بستگی‌ها مانع رشد و پیشرفت معنوی او خواهند شد. دل‌بستگی‌ها چون سنگی است که به پای انسان بسته شده، راه رفتن را برای او مشکل می‌کند، تا چه رسد به پرواز. اگر تمنای پرواز داشته باشد، باید سنگ را از پای خویش باز کند. خداوند بخشش قسمتی از مال را تحت عنوان خمس و زکات واجب کرده است، اما این راه را باز گذاشته است تا انسان‌ها بیشتر انفاق کرده، از آلودگی‌ها دورتر شوند. البته انسان باید در این امر اعتدال را رعایت نماید.
بنابراین، روشن می‌گردد که بهترین روشِ کاستنِ تعلقاتِ دنیوی و پاک شدن جان آدمی از چنین تعلقاتی، کمکِ مالی به دیگران است. قرآن می‌فرماید: هرگز به نیکی، سعادت و پاکی نخواهید رسید، مگر آنکه از چیزهایی که دوست دارید انفاق کنید، نه چیزهایی که اسباب زحمت است و قصد دور ریختن آنها را دارید. اتفاقاً قرآن بر روی این نکتة اخیر تأکید داشته، می‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الأَرْض وَ لا تَیمَّمُوا الْخَبیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذیه
﴿ صفحه 407 ﴾
إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِی حَمیدٌ؛(439) اى اهل ایمان، از قسمت‌هاى پاكیزة اموالى كه به دست آورده اید و از آنچه از زمین براى شما خارج ساخته ایم، انفاق كنید؛ و براى انفاق، به سراغ قسمت‌هاى ناپاك نروید؛ زیرا خود شما حاضر نیستید آنها را بپذیرید، مگر ازروى اغماض [و كراهت]. بدانید خداوند، بى نیاز و شایستة ستایش است.
زکات نیز کمکی مالی به دیگران است و چنین خاصیت عظیمی در دل آن نهفته است. پس با دادن زکات، دل از آلودگی وابستگی به دنیا پاک می‌گردد. قرآن خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله) می‌فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِم بِهَا؛(440) «از اموال آنها صدقه‌ای بگیر، تا به‌وسیلة آن آنها را پاک کنی و پرورش دهی».
دل‌بستگی به دارایی‌های دنیوی که مانع از علاقة به آخرت و اُنس با حضرت حق‌تعالی و عبادت او می‌شود، با پرداخت زکات از بین می‌رود. ازاین‌رو، حضرت زهرا(علیها السلام) می‌فرمایند: وَالزَّكَاةَ تَزْكِیةً لِلنَّفْس؛ «و [خداوند] زکات را برای پاک کردن جان و دل قرار داد».
در فرهنگ ما این‌گونه شایع شده است که با دادن خمس و زکات، مال انسان پاک می‌شود؛ زیرا با وجود حقوق واجب الهی در میان اموال انسان، تصرف در مال حرام محسوب می‌شود. حرام، امر پلیدی است که مال را آلوده می‌کند. لذا می‌گویند: خمس و زکات مال انسان را پاک می‌کند. این تعبیر هم صحیح است و با پرداخت
﴿ صفحه 408 ﴾
خمس و زکات مال انسان پاک می‌شود؛ بدین‌‌معنا که حق دیگری از آن جدا شده، تصرف در آن جایز و حلال می‌گردد، اما مسئلة اصلی پاک شدنِ جانِ آدمی از تعلقاتِ دنیوی است.

دوم. افزایش روزی

فایدة دوم زکات، دنیوی است و آن وسیع گشتن روزی انسان در همین عالم است. گرچه ظاهراً کسی که زکات می‌پردازد، از مال خویش می‌کاهد، اما این امرْ موجب برکت و فزونی آن می‌شود. دلایل این مطلب را می‌توان به سه گونه بررسی کرد:
یك) تقوا، عامل افزایش رزق
با استفاده از آیات قرآن روشن می‌گردد که اطاعت از خدا و رعایت احکام الهی موجب می‌شود خدای متعال باب رحمت را به روی انسان بگشاید؛ به‌گونه‌ای‌که انسان خود یارای محاسبة آن را ندارد. قرآن می‌فرماید: وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لاَ یَحْتَسِب؛(441) «و هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد».
تقوا باعث می‌شود که خداوند روزی انسان را وسیع نماید. این یك پاداش الهی است که خداوند به انسان باتقوا هدیه می‌دهد. همچنین اگر در جامعه‌ای تقوا فراگیر شده، افراد آن اهل تقوا شوند، خداوند وعده داده است که برکات خویش را از زمین و آسمان بر آنان بگشاید. قرآن کریم از این وعدة الهی این‌گونه خبر می‌دهد:
﴿ صفحه 409 ﴾
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْض؛(442) «و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، حتماً برکات آسمان و زمین را بر آنها می‌گشودیم».
پرداخت زکات برای کسب رضای پروردگار عالم، انجام امری از اوامر خداوند بوده، مصداقی از رعایت تقوا محسوب می‌شود. با این حساب، وعده‌های الهی مشمول حال او شده، عجیب نیست که رزق او فزونی یابد.
دو) تجربه؛ گویای برکت‌بخشی زکات
دلیل دیگر بر فزونی رزق، كه بر اثر پرداخت زکات به دست می‌آید، تجربة عملی مؤمنان در این زمینه است. مؤمنانی که به دستور الهی جامة عمل پوشانده‌اند، خود شاهدی بر صدق این سخن صدیقة کبری(علیها السلام) هستند. آنان با چشم خود برکاتی را دیده‌اند که با پرداخت زکات در زندگی ایشان سرازیر شده است. بنده شخصی از اهل علم را می‌شناسم که واقعاً مظهر سخاوت و کَرَم است و کسی را چون او ندیده‌ام که این‌چنین راحت بذل و بخشش کند. او مهمانان خویش را بسیار اکرام کرده، هنگام رفتن هم هدایای فراوانی همراه آنان می‌نماید. روزی از او پرسیدم: چگونه است که شما این‌چنین راحت بذل و بخشش می‌کنید؟ ایشان گفت: «چرا چنین نکنم؟! من هرگاه این بخشش‌ها را داشته باشم، بر سرمایه‌‌ام بی‌حساب افزوده می‌شود. نمونه‌اش این است که امسال صد رأس از میش‌های من دوقلو زاییدند». او این حقیقت را باور کرده بود و در میدان عمل هم به‌راحتی بدان پایبند بود. باز یکی از مباشران املاک آستان قدس رضوی در نیشابور برای
﴿ صفحه 410 ﴾
بنده نقل می‌کرد: مزرعة بزرگی از آستان قدس را عده‌ای اجاره کرده، در آن به کشت و کار مشغول بودند. یک‌سال در فصل برداشتِ محصول، آن مزرعه مورد هجوم ملخ قرار گرفت و تمام محصول آن به‌جز قسمتی از وسط آن از بین رفت. گویا وسط مزرعه را حصاری کشیده بودند تا از آفت در امان بماند. هنگامی که از سرّ آن تحقیق کردیم، متوجه شدیم این قسمت از مزرعه در اجارة کشاورزی باتقواست که زکات محصول خود را به‌موقع پرداخت می‌نماید و سایر مستأجران مانند او نبوده، زکات محصول خویش را پرداخت نمی‌کردند.(443)
سه) تحلیل علمیِ رابطة زکات با افزایش مال
دلیل دیگری که می‌توان برای وسیع گشتن روزی به‌وسیله پرداخت زکات اقامه کرد، دلیلی علمی است که حتی می‌توان آن را برای کسانی گفت که بیشتر به مسائل علمی توجه داشته، چندان به مسائل تعبدی اعتنا نمی‌كنند. ازنظر علمی، پرداخت زکات، به معنای عام آن که همة بخشش‌های مالی را دربرگیرد، مسئله‌ای اقتصادی است و به پیشرفت اقتصادی جامعه کمک می‌کند.
پیشرفت اقتصادیِ جامعه مرهون این است که مصرف‌کننده بتواند از تولیدات مراکز تولیدی استفاده کند. اگر تولید در جامعه فراوان شود، اما محصولات تولیدی خریدار
﴿ صفحه 411 ﴾
نداشته باشند، به صاحب سرمایه سودی نمی‌دهند. در اجرای طرحی اقتصادی برای رشد اقتصاد جامعه ابتدا باید به بازار خرید آن اندیشید. در اقتصاد جهانی، کشورهای پیشرفتة صنعتی به‌ بهانة کمک‌های علمی، اقتصادی، فرهنگی، بانکی و غیره، مؤسسات اقتصادی و اعتباری تأسیس کرده، به کشورهای دیگر وام می‌دهند تا آن کشورها توان خرید کالای آنها را داشته باشند. پس یکی از راه‌های رشد اقتصاد جامعه، کمک مالی به فقرای جامعه است تا قدرت خرید آنها نیز بالا رود. اگر قدرت خرید آحاد جامعه بالا برود، برای تولیدکنندگان نیز منفعت‌زا خواهد بود.
یکی از فواید زکات، ایجاد قدرت خرید برای مستضعفان جامعه است. کسی که به نان شب محتاج باشد، توان خرید کالاهایی را که در جامعه تولید می‌شوند، نخواهد داشت و این امر موجب سِیر نزولی در اقتصاد جامعه خواهد شد. بنابراین، گردش پول در بین افراد جامعه باعث رشد اقتصادی (نماء فی الرزق) می‌گردد که طبیعتاً این امر مستلزم این است که کسانی که اموال بیشتری در دست دارند، مقداری از آن را به کسانی که از اموال کمتری برخوردار هستند، منتقل کنند.
پس، هم از راه آیات قرآنی و هم از راه تجربه و هم از راه استدلالِ علمی می‌توان فهمید که کمک مالی به دیگران باعث بهبود وضع اقتصادی می‌شود.

5. روزه؛ تثبیت‌کننده اخلاص

وَالصِّیامَ تَثْبِیتاً لِلإِخْلاَص؛ «و [خداوند] روزه را برای تثبیت اخلاص قرار داد».
در ادامة خطبة شریف فدکیه، حضرت زهرا(علیها السلام)، به یکی از حکمت‌های تشریع روزه تأکید می‌كنند و می‌فرمایند: «خداوند روزه را برای تثبیت اخلاص تشریع فرمود».
﴿ صفحه 412 ﴾
ویژگی برجستة روزه که در سایر عبادات دیده نمی‌شود، این است که روزه ذاتاً عبادتی مخفی است؛ بدین‌معنا که كسی با دیدن روزه‌دار متوجه نمی‌شود که او در حال عبادت است. روزه یک عمل امساکی از مبدأ تا منتها بوده، قوام آن به ترک است. این ترک، خودبه‌خود نشان نمی‌دهد که شخص قصد روزه دارد. نخوردن گاه به سبب بی‌اشتهایی است و گاه به عللی دیگر. بنابراین، صِرف اینکه انسان مشاهده کند کسی غذا نمی‌خورد دلیل بر روزه‌دار بودنش نیست. علاوه بر اینکه کمتر اتفاق می‌افتد که انسان از اذان صبح تا اذان مغرب با کسی همراه شود و با کنترل وی متوجه امساک او از مفطرات گردد. ازاین‌رو، به‌خودیِ‌خود، ریا و سُمعه(444) به این عمل راه ندارند، مگر اینکه روزه‌دار به خودنمایی تعمد داشته، اظهار کند که من روزه‌ام! سایر عبادات این ویژگی را ندارند. هنگامی که کسی به نماز می‌ایستد، عمل او نشانة این است که مشغول خواندن نماز است؛ یا کسی که زکات می‌پردازد، کسی که آن را می‌گیرد، می‌فهمد که وی انفاق کرده است. همین‌گونه است حج، جهاد و سایر فروعات. اما روزه‌دار به صرف روزه‌داری نمی‌تواند ریاکاری کند. ازاین‌جهت، این عبادت به اخلاص نزدیک‌تر است. کسی که یک ماه این عبادت را انجام می‌دهد، درحقیقت یک ماه اخلاص را تمرین می‌کند. هنگامی که انسان یک ماه هر روز عملی را تکرار کرد، برای او ملکه می‌شود. پس روزه اخلاص را در انسان تثبیت می‌نماید. این فایده بر روزه بیش از سایر عبادات مترتب می‌شود. ازاین‌روست که حضرت زهرا(علیها السلام) ویژگی برجستة روزه را «تثبیت اخلاص» معرفی می‌فرمایند. البته همان‌گونه که پیش از این اشاره کردیم، ذکر این حکمت‌ها به
﴿ صفحه 413 ﴾
معنای حکمت انحصاریِ این احکام نیست، بلکه ایشان، با توجه به اقتضای موردْ هرکدام را که بیشتر اهمیت داشته است، انتخاب فرموده‌اند. به همین دلیل است که می‌بینیم در روایات دیگر، حکمت‌های دیگری برای روزه بیان شده است.