رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

الف) توحید؛ روح اسلام

آغاز و انجام این فهرست، خود گویای آموزه‌ای بسیار مهم است، و آن اینکه روح اسلام درواقع پرستش خدای یگانه و اجتناب از هرگونه شرک است و عناوین دیگری که بین این دو عنوان ذکر فرموده‌اند، اعم از نماز، روزه، حج، زکات و نظایر اینها، درواقع اسبابی برای تحقق این هدف‌اند، و ازآنجاکه اسلام یگانه راه سعادت انسان است، روشن می‌‌شود که بدون ایمان، نیل به سعادت امکان‌پذیر نیست.
﴿ صفحه 364 ﴾

ب) اسلام، و توجه به همة ابعاد انسان

اما انتخاب عناوین متعدد، در بین دو عنوان «ایمان» و «شرک»، می‌تواند حکمت‌های فراوانی داشته باشد. شاید یکی از این حکمت‌ها اشاره به این حقیقت باشد که در تشریع آموزه‌ها و احکام اسلامی، فقط به یک بُعد وجودِ انسان توجه نشده است، بلکه در این امر، تمام ابعاد وجود انسان لحاظ شده است. ازاین‌رو، برخی جنبة اثباتی داشته، انسان را به عمل فرامی‌خواند؛ برخی نیز جنبة سلبی داشته، انسان را به ترک دعوت می‌کند؛ برخی جنبة فردی و برخی جنبة اجتماعی را لحاظ نموده‌اند. این بدان معناست که در شریعت اسلام، برای همة ابعاد وجودی انسان تدبیری اندیشیده شده است. البته برخی از آموزه‌های اسلامی خود به‌تنهایی چند جنبه را پوشش می‌دهند. به تعبیر دیگر، آموزه‌هایی «چندمنظوره» هستند.
برخی نحله‌ها، مانند متصوّفه که در صدد تکامل روحی خویش برآمده‌اند، توجه خود را صرفاً به یک دسته از ارزش‌های اسلامی و الهی معطوف نموده و از سایر ابعاد وجود انسان و سایر احکام و ارزش‌های اسلامی غافل مانده‌اند. در بسیاری از طوایف متصوّفه، راه تکامل را فقط توجه به خدا، ذکر، مراقبه و عباداتی از این قبیل دانسته، به مسائلی مانند جهاد، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و رسیدگی به فقرا چندان اهمیتی نمی‌دهند. در دستورهای مرشدانِ آنان نیز این روش دیده می‌شود. گرچه ذکر در نزد آنان و گروه‌های مختلفشان اقسام و انواعی داشته، به ذکر لفظی، قلبی، جلی، خفی، فردی، جمعی و غیره تقسیم می‌شود، روش ایشان تأکید بر توجه مستقیم به خدای متعال است. آنان بر این راهکار خویش، چنین استدلال می‌آورند که مقصد اصلی انسان قُرب به خداوند متعال است و این سیر و تقرب، فقط از راه دل حاصل می‌شود.
﴿ صفحه 365 ﴾
بنابراین، ما باید بکوشیم که دائماً دل خود را متوجه خداوند متعال کنیم و زمینه‌ای فراهم آوریم که این امر تقویت شود.(387)
اکنون ما در صدد بیان و نقد روش‌های مختلف انحرافی نیستیم، بلکه مقصود ما بیان این مسئله است که یک‌سونگری هرگز در اسلام پذیرفته نیست. به‌طور کلی، ما باید وجود مقدس پیغمبر اکرم و ائمة اطهار(علیهم السلام) را الگوی خویش قرار دهیم و در مسیری گام برداریم که ایشان برای ما ترسیم فرموده‌اند. اجمالاً در برابر روش اهل تصوف باید دانست: وجود انسان دارای ابعاد متعددی است و انسان باید در همة ابعاد وجودیِ خویش به‌سوی خدای خود حرکت کند، نه‌فقط از راه دل. گرچه همة ارزش‌های اسلامی به نحوی با دل انسان ارتباط می‌یابند، این ارزش‌ها شعبه‌های گوناگونی دارند، مانند چشمه‌ای که از مجاری مختلف جاری می‌شود. اگر انسان فقط توجه خود را به دسته‌ای از عبادات معطوف دارد، موجودی تک‌بُعدی بار می‌آید. این امر شبیه این است که انسان بخواهد جسم خود را تقویت کند، اما همت خویش را فقط صرف تقویت دستانش کند. این امر موجب می‌شود که جسم انسان به شکل ناموزونی رشد نموده، مانند افرادی گردد که به علل زیستی دارای اعضای ناموزونی هستند. انسانی که فقط وجود خویش را در یک جهت حرکت دهد، مثلاً تنها بخواهد از راه نماز به خداوند تقرب یابد، مانند انسانی ناموزون می‌شود که تنها یکی از اندام او رشد یافته است، و این مورد رضای خداوند نیست. انسان موجودی چندبعدی است و همة ابعاد وجودیِ او باید در راه خدا به کار گرفته شود تا رشد موزون و متناسبی یابد.
آنچه خداوند در اختیار انسان قرار داده است، درحقیقت ابزاری است برای تکامل
﴿ صفحه 366 ﴾
وی. انسان می‌تواند دل و ذهن خویش را در راه تکامل به کار گیرد؛ بدین‌‌معنا که روح از راه توجهات دل یا از راه فعالیت‌های ذهنی رشد یابد. توجه به بندگان خدا، مهربانی و عطوفت نسبت به محرومان، حتی نسبت به افراد خانواده و بستگان، در راه تکامل انسان و تقرب او به خداوند مؤثر است و زمینة تکامل روحی و معنوی انسان را فراهم می‌کند. همان‌گونه که دل و ذهن انسان، ابزاری برای رشد او هستند، جسم نیز از چنین استعدادی برخوردار بوده، در رشد انسان مؤثر خواهد بود. بنابراین، باید آنچه را خداوند به ما عطا کرده است، در راه تقرب او به کار گیریم. این رویکرد در اولیای خدا به‌خوبی دیده می‌شود. اولیای الهی سعی دارند در عبادت‌های خود تا آنجا که ممکن است، تمام وجود خویش را به خدمت گیرند. در هنگام عبادت، همة اعضا و جوارح مؤمن عبادت می‌کند. زبان او با گفتن اذکار عبادت می‌کند، دست و پای او با رکوع و سجود عبادت می‌کند؛ حتی برخی بزرگان تسبیحات حضرت زهرا(علیها السلام) را با حرکت انگشتان خویش زمزمه می‌کرده، می‌فرمودند: این حق انگشتان ماست که در تسبیح خداوند شریک شوند. همة اعضا و جوارح ما حق دارند که در بندگی خداوند سهیم شوند. اگر خداوند می‌فرمود: تنها یک جا بنشینید و به من توجه کنید (مانند آنچه برخی از متصوّفه انجام می‌دهند)، حق زبان، دست، پا و سایر اعضا ادا نمی‌شد.
همان‌گونه که پیش‌تر نیز اشاره کردیم، شاید انتخاب این عناوین متعدد در این بخش از خطبة حضرت زهرا(علیها السلام) که برخی به عبادت‌های فردی و برخی به عبادت‌های اجتماعی اشاره دارند، خود درسی است برای یادآوری این نکته که اسلام فقط به یک بُعد از ابعاد انسان توجه ندارد، بلکه برای نیل او به سعادت ابدی، همة ابعاد او را در نظر داشته است. این نگرشی است جامع و به ما یادآور می‌شود که باید همة وجود خویش را
﴿ صفحه 367 ﴾
در راه بندگیِ خدا صرف کنیم؛ زیرا خداوند در وجود ما چیزی نیافریده است که بی‌فایده و مزاحم بندگی خداوند باشد. در این میان، ممکن است بین فعالیت‌ اندام‌های مختلف بدن، یا بین روح و بدن تزاحماتی واقع شود که در این ‌صورت، باید طبق دستور خداوند تعدیل گشته، به‌گونه‌ای تنظیم شوند که حق همة اعضا و جوارح تأمین گردد. البته شرایط مختلف اجتماعی، موقعیت‌های افراد مختلف، استعدادها و ذوق‌های گوناگون افراد گاه ایجاب می‌کند که به برخی از وظایف، اهتمام بیشتری کنند و به تبع آن، به برخی از ابعاد خویش توجه بیشتری داشته باشند. به‌عنوان مثال، کسی که از گویش خوبی برخوردار است و با نطق خویش بهتر می‌تواند به دین خدا و مردم خدمت کند، در این بُعد، وظایف سنگین‌تری به عهده دارد، یا کسی که از توانایی جسمانی بسیار خوبی برخوردار است، در فعالیت‌های رزمی و دفاعی وظیفة بیشتری بر دوش خواهد داشت. بنابراین، ممکن است چنین اموری باعث شود که به برخی از وظایف اهتمام بیشتری داشته باشیم؛ اما این امر موجب نمی‌شود که مردم تقسیم شده، هرکسی فقط عبادت خاصی را انجام داده، از سایر عبادات بی‌بهره بماند؛ بدین‌معنا که عده‌ای فقط در گوشه‌ای بنشینند و به خدا توجه قلبی پیدا کنند و عده‌ای دیگر، فقط به ذکر زبانی مشغول شوند.
ممکن است در برخی از ابعاد، زمینة بیشتری برای بعضی‌ها فراهم باشد و برای برخی دیگر کمتر. در هنگامة جنگ تحمیلی، مؤمنان در هر صنفی که بودند و هر استعدادی که داشتند، اعم از بدنی، روحی و فکری، همه را برای پیروزی در جنگ تحمیلی به کار می‌گرفتند، اما آیا می‌توان گفت اکنون که جنگ تحمیلی به پایان رسیده است، نیازی به آن توانایی‌ها و استعدادها نداریم و باید منتظر باشیم که جنگی دیگر آغاز شود تا با
﴿ صفحه 368 ﴾
استفادة از آن توانایی‌ها از فیض جهاد در راه خدا برخوردار شویم؟‌ هرگز! اگر جامعة اسلامی سال‌ها با جنگی مواجه نشد، بدان معنا نیست که مسلمانان قوای خویش را تعطیل کرده، بیکار بگذارند. ما باید همواره آمادگی برای جهاد، ازخودگذشتگی و دفاع از مقدسات و ارزش‌ها را در خود و جامعة خویش حفظ كنیم.
به‌طور کلی، این نگرش که انسان فقط از طریق ذکر و توجه قلبی به خدا به کمال می‌رسد و سایر مسائل را باید در حاشیه قرار دهد، ازنظر مکتب اهل‌بیت(علیهم السلام) پذیرفته نیست. آنچه اَصالت دارد، این است که ما از تمام اعضا و جوارح خویش و تمام قوای ذهنی، فکری و روحی‌مان برای بندگی خداوند در تمام ابعاد فردی و اجتماعی استفاده کنیم. ما باید در همة این جهات، خدمت و بندگی کنیم. اگر این فعالیت‌های ما برای رضای خدا باشد، تماماً عبادت محسوب می‌شود؛ تا آنجا که اگر تلاش برای کسب روزی برای زن و فرزند به‌قصد اطاعت امر خدا باشد، گاه ثوابش از نماز، حج و امثال این عبادات نیز بیشتر خواهد بود و در کنار یكدیگر آمدن نماز و زکات (خدمت به بندگان خدا)، در آیات قرآن و روایاتِ پیشوایان معصوم ما(علیهم السلام)، خود شاهدی بر این حقیقت است.

ج) امکان تعددِ حکمت معارف دینی

معارفی که صدیقة کبری(علیها السلام) در خطبة خویش بدانها می‌پردازند، برخی اعتقادی، برخی اخلاقی و برخی نیز فقهی هستند؛ اما باید توجه داشت که حکمت‌های مذکور در کلام بانوی دو عالم(علیها السلام) به معنای علت تامه برای تشریع این احکام نیست. لذا می‌بینیم حکمت‌هایی که در نهج البلاغه برای این عناوین بیان شده، گاه مشابه کلام
﴿ صفحه 369 ﴾
حضرت فاطمه(علیها السلام) و گاه متفاوت با آن است. همچنین در کتاب علل الشرائع، روایاتی وجود دارد که از ائمة هدی(علیهم السلام) دربارة حکمت(388) تشریع احکام سؤال کرده‌اند. گاه برای حکمی چندین حکمت ذکر شده است که البته آن‌هم به معنای علت منحصره نیست. قاعدتاً علت انتخاب یکی از این حکمت‌ها و ذکر آن در این مقام، یکی از این دو امر می‌تواند باشد: یا حکمت مذکور،‌ حکمتی بسیار برجسته بوده، مهم‌ترینِ حکمت‌ها به‌شمار می‌رود، یا حکمتی متناسب با مقام بحث است؛ بدین‌‌معنا که اشارة به آن با سایر مطالبی که در خطبه گفته می‌شود و با هدفی که خطبه دنبال می‌نماید، تناسب دارد. البته این بدین‌‌معنا نیست که چنین حکمتی در جای دیگر یافت نمی‌شود، بلکه بدین‌معناست که در جای دیگر این برجستگی را ندارد.
به این نکته نیز باید توجه داشت که عبادات، خواه فردی و خواه اجتماعی، علاوه بر حکمت‌های ویژه، از حکمت‌های مشترک نیز برخوردارند؛ مانند تقرب به خدا، کسب رضای الهی، تثبیت و تمرین بندگی و جز اینها که مقتضای بلاغت، عدم تکرار آنها برای هر‌یک از این عناوین است؛ زیرا این حکمت‌های مشترک برای مخاطبان حضرت زهرا(علیها السلام) معلوم بوده‌اند.