رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

3. قرآن؛ مدعی حقِ خدا

بانوی برتر دو سرا(علیها السلام) در ادامة سخنان شیوای خویش به بیان نقش و جایگاه قرآن در جامعة اسلامی اشاره و آن را با بیانی زیبا توصیف می‌فرمایند. همان‌گونه که قبلاً اشاره کردیم، هدف اصلی حضرت زهرا(علیها السلام) از خطبة شریف خود، پیشگیری از انحرافی بود که در جامعة اسلامیِ بعد از پیامبر(صلى الله علیه وآله) در حال شکل‌گیری بود. حضرتش قصد داشت به مسلمانان بفهماند که با کنار گذاشتن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) دچار اشتباهی غیر قابل جبران خواهند شد، اما برای تمام بودن حجت و بستن راه هر بهانه‌ای، از ابتدا به این مسئله اشاره نمی‌فرمایند و چون نخستین حقیقتی که می‌تواند زمینة احتجاج را فراهم کرده، آنها را هدایت کند، قرآن کریم است، حضرت به بیان نقش قرآن در جامعه می‌پردازند. اما ایشان، این معنا را به سبک بسیار زیبایی بیان کرده‌اند. ایشان می‌توانستند قرآن را مبتدا قرار داده، بفرمایند: قرآن چنین صفاتی دارد. اما ابتدا تنها اوصافی والا را به‌صورت مبهم بیان می‌فرمایند تا
﴿ صفحه 357 ﴾
مخاطب کنجکاو شده، در صدد شناخت موصوف آنها برآید. این بیان بعد از اشارة ابهام‌آمیزْ بسیار دل‌نشین است.
حضرت می‌فرمایند: وَزَعِیمُ حَقٍّ له فِیكُم؛ «و مدعیِ حق خداوند در میان شماست». این جملة حضرت بدین‌معناست که اولاً، خداوند بر شما حقی دارد و ثانیاً، آن حق، مطالبه‌کننده‌ای دارد. بنابراین، نمی‌توانید بگویید: ما حق خدا را نمی‌دانستیم. قرآن این معنا را به شما آموخته است که خداوند بر شما حق ربوبیت داشته، ازآنجا‌که بنده‌اید، در مقابل او مسئولید. انسان درک می‌کند که وجود او دارایی او نیست، بلکه هرآنچه دارد از آنِ‌ دیگری است و آن دیگری ربِ اوست و انسان باید مطیعِ او باشد. این اولین حق و روشن‌ترین حقی است که انسان درک می‌کند.(380)
وَعَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَیكُم؛ «و فرمانی است که برای شما صادر کرده است». کلمة «عهد» استعمالات مختلفی دارد. یکی از معانی عهد، تعهد و التزام است، اما تعبیر «عهد إلیه» تعبیر خاصی است. حروف اضافه در برخی از زبان‌ها بسیار اهمیت دارند و معانی دقیقی را افاده می‌کنند. گاه در زبان انگلیسی یک واژه با چند حرفِ اضافه معانی بسیار متفاوتی پیدا می‌کند. زبان عربی نیز کمابیش این‌گونه است. «عهد إلیه» با «عهد له» یا «عهد فی کذا» تفاوت دارد. «عهدنا إلی آدم» در آیة شریف وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا،(381) به معنای قرارداد متقابل بین دو نفر نیست، بلکه این عهدی یک‌طرفه است. نزدیک‌ترین معانی در زبان فارسی به این تعبیر، امثال فرمان، دستور، بخش‌نامه و جز اینها هستند.(382) اگر گفته
﴿ صفحه 358 ﴾
می‌شود: «عهد أمیر المؤمنین(علیه السلام) إلی مالک الأشتر»، به معنای «فرمان علی(علیه السلام) به مالک اشتر» است. بنابراین، حضرت زهرا(علیها السلام) می‌فرمایند: «خدای متعال بر شما حقی دارد که این حق یک متصدی در میان شما دارد و فرمانی است که برای شما صادر کرده است».
وَبَقِیَّةٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَیكُم؛ «و باقی‌مانده‌ای است که او را بر شما جانشین کرده است». هنگامی ‌که شخصی در میان مردم نباشد، به آنچه از او در نزد مردم می‌ماند،(383) بقیه می‌گویند. واژة «بقیة» در قرآن هم به کار رفته است: بَقِیَّتُ اللّهِ خَیرٌ لَّكُم؛ «آنچه خداوند برای شما باقی گذارده، برای شما بهتر است».
یکی از القاب حضرت ولی عصر(عج‌الله تعالی فرجه‌الشریف) هم «بقیة‌الله» است که به معنای حقیقتی است که خداوند برای شما باقی گذاشته است. مقصود از این لقب این است: گرچه سایر ائمه(علیهم السلام) از دنیا رفته‌اند، امامی برای شما باقی گذاشته‌‌اند و آن، وجود مقدس ولی عصر(عج‌الله تعالی فرجه‌الشریف) است. حضرت زهرا(علیها السلام) در این عبارت می‌فرمایند: «گرچه پیامبر(صلى الله علیه وآله) از دنیا رفت، برای شما باقی‌مانده‌ای را جای‌گزین کرد»؛ و در ادامه تصریح می‌کنند که آن زعیم، آن فرمان و آن بقیه، قرآن، کتاب خداست: کِتَابُ اللَّهِ النَّاطِق؛ «[آن زعیم] کتاب ناطق خداوند است». حضرت می‌فرمایند: خدای متعال در میان شما کتابی قرار داده است که سخن می‌گوید و حق خدا را از شما مطالبه می‌کند. ازاین‌رو، اگر به قرآن گوش فرادهید، خواهید فهمید که خواستة او از شما چیست. سخن قرآن به‌طور روشن این است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُم؛(384) «اى كسانى كه ایمان آورده اید، خدا و رسول خدا و اولوالأمر (اوصیاى پیامبر) را اطاعت کنید».
﴿ صفحه 359 ﴾
البته نسبت نطق به قرآن کریم به اعتبارات مختلف متفاوت می‌شود. وقتی انسان قرآن را قرائت می‌کند، از دریای معارف آن خوشه‌چینی کرده، بر دانش او افزوده می‌شود. ازاین‌جهت، قرآن ناطق است. گویا خداوند با انسان سخن می‌گوید. این‌گونه نیست که انسان با مراجعة به قرآن دست خالی بازگردد. از سوی دیگر، هنگامی ‌که قرآن را در قفسة کتابخانه بگذارند، خود سخن نمی‌گوید، یا در میان آیاتِ آن مسائلی وجود دارد که نیازمند مبیّن و مفسر است و خود به‌تنهایی، تمام ابعاد آن مسائل را روشن نمی‌کند. اینجاست که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می‌فرمایند: هَذَا كِتَابُ اللَّهِ الصَّامِتُ وَأَنَا كِتَابُ اللَّهِ النَّاطِق؛(385) «این کتاب خاموش خداوند است و من کتاب ناطق خداوند هستم».(386)
پس ازاین‌جهت که قرآن، نه به زبان می‌آید که با کسی سخن بگوید و نه همة مسائل را به‌صورت تفصیلی بیان می‌کند، نیازمند امام و مفسر است و امام، کتابِ ناطقِ خدا می‌شود و قرآن، کتاب صامت او. این دو اعتبار نباید باهم خلط شود. در ادامه، صدیقة طاهره مفصلاً صفات قرآن را بیان می‌فرمایند که درحقیقت همة این بیاناتِ نورانی، نوعی زمینه‌سازی برای استدلال به قرآن است:
وَالْقُرْآنُ الصَّادِقُ، وَالنُّورُ السَّاطِعُ وَالضِّیاءُ اللاَّمِعُ، بَیِّنَةٌ بَصَائِرُهُ، مُنْكَشِفَةٌ سَرَائِرُهُ، مُتَجَلِّیةٌ ظَوَاهِرُهُ، مُغْتَبِطَةٌ بِهِ أَشْیاعُهُ، قَائِدٌ إِلَى الرِّضْوَانِ اتِّبَاعُهُ، مُؤَدٍّ إِلَى النَّجَاةِ إِسْمَاعُهُ، بِهِ تُنَالُ حُجَجُ اللَّهِ الْمُنَوَّرَةُ، وَعَزَائِمُهُ الْمُفَسَّرَةُ، وَمَحَارِمُهُ الْمُحَذَّرَةُ، وَبَیّنَاتُهُ الْجَالِیةُ،
﴿ صفحه 360 ﴾
وَبَرَاهِینُهُ الْكَافِیةُ، وَفَضَائِلُهُ الْمَنْدُوبَةُ، وَرُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ، وَشَرَائِعُهُ الْمَكْتُوبَةُ؛ و [آن زعیم] قرآن صادق و نور تابان و روشناییِ پرفروغ است که بصیرت‌های او [و بینش‌هایی که به شما اعطا می‌نماید] بسیار روشن است. [گرچه رازها و مطالبی پنهان در قرآن وجود دارد،] از مطالب پنهانش پرده برداشته‌اند [و شما می‌توانید آن حقایق را بی‌پرده ببینید و استفاده کنید]. ظاهرش جلوه‌گری می‌کند و به پیروان آن غبطه می‌خورند [و دیگران به آنها رشک می‌برند] و او پیروان خویش را به‌سوی رضوان الهی رهبری می‌کند. گوش سپردن به قرآن انسان را به راه نجات می‌کشاند. به‌وسیلة قرآن می‌توان به حجت‌های روشن الهی و واجبات تفسیرشده و حرام‌های ممنوع‌شدة خداوند و آیات آشکار و براهین کافی او و آداب مطلوب (فضایل اخلاقی) و رخصت‌های بخشیده‌شده (کارهای مُجاز)‌ و شرایع نوشته‌شدة الهی دست یافت.

به‌طور خلاصه، می‌توان گفت که‌ صدیقة طاهره(علیها السلام)، در این بخش، بر آن‌اند که به مخاطبان خویش القا نمایند: اولاً، باید توجه داشته باشید ‌که بندة خدا هستید و در برابر او مسئولید. این مسئولیت فقط به مسایل فردی محدود نمی‌شود، بلکه نسبت به دیگران نیز مسئولید. ثانیاً، برای شناخت این مسئولیت باید از قرآن یاری بجویید و قرآن در این زمینه، حجت را بر شما تمام کرده است. اگر به‌درستی به قرآن توجه کنید، وظیفة خود را به‌روشنی خواهید شناخت.
﴿ صفحه 361 ﴾

فصل دوم: فهرستی از اسرار معارف کلی قرآن

فَجَعَلَ اللَّهُ الإِیمَانَ تَطْهِیراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَالصَّلاةَ تَنْزِیهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ، وَالزَّكَاةَ تَزْكِیةً لِلنَّفْسِ وَنَمَاءً فِی الرِّزْقِ، وَالصِّیامَ تَثْبِیتاً لِلإِخْلاصِ، وَالْحَجَّ تَشْییداً لِلدِّینِ، وَالْعَدْلَ تَنْسِیقاً لِلْقُلُوبِ، وَطَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَإِمَامَتَنَا أَمَاناً لِلْفُرْقَةِ، وَالْجِهَادَ عِزّاً لِلإِسْلامِ، وَالصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتِیجَابِ الأَجْرِ، وَالأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّةِ، وَبِرَّ الْوَالِدَینِ وِقَایةً مِنَ السُّخْطِ، وَصِلَةَ الأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِی الْعُمُرِ وَمَنْمَاةً لِلْعَدَدِ، وَالْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ، وَالْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَتَوْفِیةَ الْمَكَاییلِ وَالْمَوَازِینِ تَغْییراً لِلْبَخْسِ، وَالنَّهْی عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنَابَ الْقَذْفِ حِجَاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَتَرْكَ السَّرِقَةِ إِیجَاباً لِلْعِفَّةِ. وَحَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیة، فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُون، وَأَطِیعُوا اللَّهَ فِیمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَنَهَاكُمْ عَنْهُ، وَابتغُوا العِلمَ وَتَمَسَّکُوا بِه فَإِنَّهُ إِنَّما یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء؛
﴿ صفحه 362 ﴾
پس خداوند ایمان را براى تطهیر شما از [آلودگى] شرك قرار داده است، و نماز را برای پاک کردن شما از کبر و خودبزرگ‌بینی، و زکات را برای پاکی روح و فزونی روزی، و روزه را برای تثبیت اخلاص، و حج را برای استحکام و شکوه دین، و عدالت را برای هماهنگی دل‌ها، و اطاعت ما را موجب نظام یافتن ملت، و امامت و پیشواییِ ما را باعث ایمنی از افتراق و ازهم‌پاشیدگی جامعه، و جهاد را برای عزت اسلام، و صبر را کمکی برای استحقاق اجر، و امربه‌معروف را برای مصلحت عموم مردم، و نیکی به والدین را برای جلوگیری از غضب خویش، و پیوند با خویشاوندان را به خاطر طولانی شدن عمرها و افزایش جمعیت‌ها، و قصاص را برای محفوظ ماندن خون‌ها، و وفای به نذر را برای قرار گرفتن در معرض آمرزش، و کامل پیمودن پیمانه‌ها و ترازوها را برای از بین بردن نقصان و کم‌فروشی، و نهی از نوشیدن شراب را برای پاکی از پلیدی‌ها، و پرهیز از قذف را حجابی برای لعنت الهی، و پرهیز از سرقت را برای به وجود آمدن عفت. نیز شرک را تحریم کرد تا ربوبیت او خالص دانسته شود. پس آن‌گونه كه حق تقوا و پرهیزگارى است، از خدا بپرهیزید، و از دنیا نروید، مگر اینكه مسلمان باشید، و در آنچه خداوند به شما امر و در آنچه شما را نهی فرموده است، از او اطاعت کنید و در طلب علم بکوشید و به آن چنگ زنید؛ چراکه حقیقتاً از بندگان خداوند فقط علما هستند که در برابر او خاشع‌اند.
﴿ صفحه 363 ﴾

1. مقدمه

حضرت زهرا(علیها السلام) در فصل پیش به مسئولیتی سنگین‌ اشاره فرمودند که بر دوش همة مسلمانان، اعم از معاصران ایشان و نسل‌های پس از ایشان نهاده شده، و عبارت است از حفظ ارزش‌های اسلامی در جامعة اسلامی و رساندن پیام اسلام به خارج از مرزهای سرزمین‌های اسلامی. سپس این معنا را القا فرمودند که آنچه انجام این وظیفه را ممکن می‌سازد، تمسک به قرآن کریم است؛ زیرا خداوند چیزهایی را در آن بیان کرده است که شما مسلمانان برای تحصیل سعادت دنیا و آخرت خود بدان نیازمند هستید و بدین‌وسیله، حجت را بر شما تمام کرده است. آن‌گاه، در بیاناتی نغز، زیبا و پرمحتوا ویژگی‌های کلی قرآن کریم را بیان فرمودند. سپس به بیست مورد از معارف انسان‌ساز و سعادت‌بخش این کتاب الهی اشاره فرموده، به حکمت تشریع آنها می‌پردازند. این عناوین بیست‌گانه با آموزة ایمان شروع می‌شود (جَعَلَ اللَّهُ الإِیمَانَ تَطْهِیراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْك) و با بیان حرمت شرک پایان می‌یابد (وَحَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْكَ إِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّة).