رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

1. مقدمه

حضرت زهرا(علیها السلام) با اشاره به حکمت بعثت انبیا و به‌ویژه رسول خاتم(صلى الله علیه وآله) ‌فرمودند بعثت نبی مکرم اسلام پیش از خلق این عالم پیش‌بینی شده بود، و خدای سبحان نور آن حضرت را آفریده و ایشان را برای ختم رسالت تعیین فرموده بود. آن هنگام که حکمت الهی اقتضا کرد، خداوند آن حضرت را در این عالم مبعوث فرمود تا طرحی که برای آفرینش و ازجمله آفرینش انسان پیش‌بینی شده بود، عملی شود.
﴿ صفحه 282 ﴾
اكنون صدیقة کبری(علیها السلام) در این فراز وضعیت زمانة بعثت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) را توصیف، و به پراکندگی ادیان مردم در آن زمان و وجود مذاهب گوناگون اشاره می‌كنند. بانوی دو عالم(علیها السلام) در توصیف وضعیت مردم زمانة بعثت می‌فرمایند هنگامی‌‌ که خداوند پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را به رسالت مبعوث كرد، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با این صحنه در جهان روبه‌رو شدند که اطراف عالم را گمراهی‌ها، جهالت‌ها و ابهام‌ها فراگرفته است. مردم در دین‌ها و مذاهب خویش بسیار پراکنده بودند و انواع معبودها را برای خویش برگزیده و به پرستش آنها مشغول بودند. بنا به سخن حضرت، در آن زمان گروهی آتش‌پرست و معتکف در آتشکده‌ها بوده‌اند و عده‌ای دیگر بت‌پرست بوده، با بتکده‌ها سروکار داشته‌اند و دسته‌ای هم درحالی‌که عرفان به خدا داشته‌اند، خدا را انکار می‌کرده‌اند؛ اما راه صحیح بندگی خدا در ابهام بوده، و طالبان حقیقت راه اصلی سعادت را نمی‌شناخته‌اند. ازاین‌رو پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به این كار مهم اقدام کردند که بشر را به راه مستقیمی که موجب سعادت دنیا و آخرت ایشان شود هدایت كنند.

2. ریشه‌های کثرت در ادیان

موضوع درخور بحث در این مجال، مسئلة افتراق مردم در روش‌های پرستش، و وجود ادیان و مذاهب متفاوت و متضاد است. برخی از پرسش‌های مطرح در این باره ازاین‌قرارند: این افتراق از چه زمانی پدید آمده است؟ چگونه این ادیان و مذاهب مختلف شکل گرفته‌اند؟ خدای تعالی برای رفع این اختلافات چه چاره‌ای اندیشیده است؟ و سرانجام نقش پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در مقابل این ادیان و مذاهب مختلف چه بوده است؟
﴿ صفحه 283 ﴾

الف) تفسیر مادی از کثرت ادیان

دربارة چگونگی پیدایش ادیان مختلف، دو نظریة اصلی مطرح است كه نخستین آنها، نظریة جامعه‌شناسان است. مؤسسان این علم اغلب گرایش‌های مادی‌گرایانه داشته‌اند و هنوز هم بیشتر جامعه‌شناسان دارای همین گرایش‌ها هستند. آگوست ‌کنت(287) مؤسس علم جامعه‌شناسی نوین معتقد است كه دوران زندگی بشر به سه دوره تقسیم می‌شود:
دورة نخست، دورة اساطیر، سحر، جادو و دین بوده است که كنت آن را دورة ربانی می‌نامد. در این دوره بشر هنوز از علم بهرة چندانی نداشته و نمی‌توانسته پیدایش پدیده‌هایی چون سیل، زلزله، خسوف و کسوف را تفسیر کند. ازاین‌رو پیدایش این پدیده‌ها را به عوامل ماورای مادی، همچون خدایان دریا نسبت می‌داده است. خود این دوره به سه مرحله تقسیم می‌شود: 1. مرحلة روح‌باوری که انسان برای همة اشیا قایل به روحی بوده و رفتارهای آنها را به آن روح نسبت می‌داده است؛ 2. مرحلة قایل شدن به ارباب انواع، که در این مرحله انسان‌ها برای هر دسته از موجودات رب‌النوعی در نظر می‌گرفته‌اند که دارای حیات است؛ 3. مرحلة اعتقاد به خدایی که برخوردار از حیاتی حقیقی و مؤثر در پدیده‌هاست؛
دورة دوم، دورة آشنایی با فلسفه است. فیلسوفان پدیده‌های جهان را به‌جای اینکه به ارادة خدا یا خدایان نسبت دهند، به‌صورت‌های نوعی نسبت می‌دادند. در این دوره به‌تدریج به‌جای مفاهیمی چون خواست یا ناخواست خدا، از مفاهیمی همچون جوهر و عرض، و علت و معلول استفاده می‌شد. گرچه فیلسوفان از مفاهیم نامحسوس استفاده می‌کردند، از مفاهیمی همچون خواستِ خدا فاصله گرفتند؛
﴿ صفحه 284 ﴾
با پیشرفت علوم تجربی، دوره سوم آغاز شد، و فلسفه نیز کنار رفت. در این دوره انسان‌ها به‌جای اینکه برای تحلیل و تبیین پدیده‌ها از مفاهیمی چون خواست خدا یا مفاهیم فلسفی نامحسوس استفاده کنند، سراغ تحلیل و تبیین‌های علمی رفتند. در این دوره هر اندازه علم پیشرفت کند، حقایق بیشتری روشن خواهد شد و آن‌گاه بشر خواهد فهمید که نه ارواحی در کارند، نه خدایانی و نه عوامل فلکی و...!(288)
آگوست کنت دین را هم‌عرض اموری چون سحر، جادو و اساطیر مطرح می‌کرد و این‌ امور را از یک مقوله می‌دانست. سایر جامعه‌شناسان نیز در چنین فضایی پرورش یافتند؛ اما درخور توجه این است که خود آگوست کنت در پایان عمر خود احساس کرد که بشر نیازمند ارزش‌ها و ایده‌های مشترکی است. ازاین‌رو دین انسان‌پرستی را پایه‌گذاری کرد و خود، پیامبر آن دین شد! طولی نکشید که دین او در چند کشور رواج یافت و معبدهایی برای پرستش انسان ساختند.(289)
یکی از مسائلی که در جامعه‌شناسی مطرح شد، منشأ پیدایش دین بود و اینکه آیا نخست دینی واحد در میان بشر وجود داشته و بعد ادیان متعدد به وجود آمده‌اند، یا در آغاز، ادیانْ متعدد بوده‌اند و بعد در هم ادغام شده و به‌صورت یک یا چند دین درآمده‌اند؟
پیش از انقلاب یکی از نواندیشان که گاهی به نام اسلام‌شناس نیز شناخته می‌شد در دانشگاه تهران سخنرانی مفصلی با عنوان «جامعه‌شناسی شرک» داشت. خلاصة آن سخنرانی این بود که انسان‌ها نخست به‌صورت قبایل مختلفی زندگی می‌کردند و
﴿ صفحه 285 ﴾
هر قبیله برای رئیس قبیله خود احترامی ویژه قایل بود و گاهی پس از مرگ رئیس قبیله، نمادی از او می‌ساختند و برای احترام به او، آن را در جایی نگه‌داری می‌کردند. به‌تدریج این نماد به بت تبدیل شد و برای آن، آداب و مناسکی مرسوم گشت. بعدها این آداب و مناسک به‌صورت یک مجموعه و یک دین درآمد. بنابراین نخست ادیان فراوانی رواج داشته‌اند و هر قبیله برای خود دین و آیینی داشته است. بعدها که تمدن بشر پیشرفت کرد، انسان‌ها كوشیدند که در امور دینی باهم متحد و در هم ادغام شوند؛ همان‌گونه که در امور سیاسی و اجتماعی تلاش کردند به هم نزدیک شوند و شهرک‌ها تبدیل به شهری بزرگ شدند و شهرها به‌صورت یک کشور درآمدند. گاه نیز دیده می‌شود حتی چند کشور باهم متحد شده، مجموعه‌ای واحد را تشکیل می‌دهند؛ مانند اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، یا مجموعة ایالات متحد امریکای شمالی که در آن بیش از پنجاه ایالت باهم متحد شده‌اند. شاید بعدها کشورهای بیشتری متحد شوند و اصلاً یک حکومت جهانی واحد تشکیل شود. بنابراین سیر دین از کثرت به وحدت است!
این یک نوع تفسیر از پیدایش دین است که سیر ادیان را از کثرت به وحدت می‌داند.