رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

2. بعثت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)؛ تقدیری حتمی

حضرت زهرا(علیها السلام) برای انتخاب پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و بعثت ایشان به دو مرحله اشاره می‌فرمایند: مرحلة اول را با تعابیر إصطفی، إجتبی و سمّاه بیان می‌کنند و مرحلة دوم را با تعابیر أرسل، إبتعث و...: عَلَماً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى بِمَآیلِ الأُمُورِ وَإِحَاطَةً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ وَمَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ،؛ «[خدای‌تعالی رسول گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) را پیش از خلق عالم برگزید] به خاطر آگاهی از سرانجام کارها و احاطه بر حوادث روزگار و علم به جایگاه مقدرات».
تا اینجای بیان زهرای مرضیه(علیها السلام) سخن از علم و آگاهی است که بر تقدیر علمی منطبق می‌شود؛ اما وقتی جبرئیل بر پیغمبر نازل می‌شود و می‌فرماید: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذی خَلَق ؛(283) «بخوان به نام پروردگارت كه آفرید»، در این مرحله دیگر سخن از علم نیست؛ بلکه مرحلة اجرا، تحقق نقشه و عینیت بخشیدن به طرح آغاز می‌شود. ازاین‌رو حضرت زهرا(علیها السلام) این مرحله را به‌گونه‌ای دیگر بیان می‌كنند و می‌فرمایند: ابْتَعَثَهُ اللَّهُ إِتْمَاماً لِأَمْرِهِ وَعَزِیمَةً عَلَى إِمْضَاءِ حُكْمِهِ وَإِنْفَاذاً لِمَقَادِیرِ حَتْمِه ؛ «خداوند او را مبعوث
﴿ صفحه 277 ﴾
فرمود، زیرا می‌خواست کار خویش را تمام كند، و تصمیم داشت حکم خود را به پایان رساند، و مقدرات حتمی خویش را نافذ و اجرا فرماید».
مقدرات تا پیش از رسیدن به مرحلة نهایی، تغییرپذیرند. کار مهندس ساختمان نیز همین‌گونه است. وقتی کار به مرحلة آخر برسد و واپسین جزء ساختمان ساخته شود، دیگر کار تمام است. مقدرات حتمی به معنای اموری‌اند که دیگر تغییر نمی‌کنند. در قرآن به برخی از مقدرات حتمی اشاره شده است. برای نمونه خداوند می‌فرماید: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون؛(284) «او كسى است كه رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همة آیین ها غالب گرداند؛ هرچند مشركان كراهت داشته باشند».
این ارادة حتمی خداست که پیغمبر آخرالزمان مبعوث شود و دین او بر همة ادیان دیگر غلبه یابد. همچنین در قرآن آمده است: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُون؛(285) «و به‌راستی در زبور بعد از ذكر نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث زمین خواهند شد».
این امر که بندگان شایستة خدا سرانجام وارثان زمین خواهند شد، قضایی حتمی است. صدیقة کبری(علیها السلام) نیز هدف از بعثت پدر بزرگوار خویش را تحقق مقدرات حتمی الهی معرفی می‌فرمایند. اگر پیامبر گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) در این عالم مبعوث نشده بودند، این مقدرات حتمیت نمی‌یافتند. پس می‌بینیم که بانوی دو عالم(علیها السلام) در این فراز از خطبة مبارک خویش دو گونه تعبیر به کار برده‌اند: یکی پیش از بعثت که در این بخش،
﴿ صفحه 278 ﴾
سخن از مقدراتی است که به عالم علم الهی مربوط‌اند (تقدیرات علمی)، و دیگری پس از بعثت که در این بخش، سخن از مقدرات عینی است (تقدیرات عینی). پس دو نوع تقدیر وجود دارد: یکی تقدیرات در عالم علم الهی و دیگری تقدیرات در عالم عین، و برای هر دو نوع، در آیات و روایات مصادیق فراوانی بیان شده است.

3. ارتباط بعثت و تقدیرات الهی

اكنون این پرسش مطرح می‌شود که چه ارتباطی است بین انتخاب پیامبر و اینکه خداوند علم به مقدرات دارد و خواهان عملی ساختن آنهاست؟ برای یافتن پاسخ باید نگاهی دوباره به هدف خدای سبحان از خلقت عالم هستی داشته باشیم. گفتیم هنگامی که خداوند می‌خواهد عالم هستی را بیافریند، هدف اصیلِ او کامل‌ترین موجودی است که در عالم خلقت می‌تواند وجود پیدا کند. آن وجود مقدس، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) است و چون وجود مقدس چهارده‌معصوم(علیهم السلام) نوری واحد است، درواقع چهارده‌معصوم(علیهم السلام) هدف اصلی خلقت‌اند. در مرحلة بعد نیز کسانی هدف هستند که به آنها شباهت دارند؛ یعنی انبیا و اولیای خدا و مؤمنین خالص. سایر مخلوقات نیز طفیلی‌ وجود آنها هستند؛ اما خدای مهربان از این طفیلی‌ها هم صرف‌نظر نمی‌کند. نه‌تنها از اینها، بلکه از یک لحظه وجود آنها هم روی نمی‌گرداند و اگر ایشان یک لحظه هم به یاد خدا باشند، از آن یک لحظه نمی‌گذرد و زمینه را فراهم می‌کند تا یک یاالله بگویند. در میان میلیاردها انسانی که در طول تاریخ می‌توانند به وجود آیند، افراد ارزنده‌ای موجود خواهند شد و خدا می‌داند چند نسل باید بگذرد تا یک انسان خوب موجود شود. اگر چند نسل کافر باشند، اما در نسل چهارمشان یک انسان خوب بتواند به وجود آید، خدا زمینة
﴿ صفحه 279 ﴾
آمدن آن نسل را فراهم می‌کند تا انسانی که شایستگی نور خدا را دارد متولد شود. این از الطاف و رحمت‌های وسیع خداست.
بنابراین باید در مرحلة علم مشخص شود که عالم باید چگونه سامان یابد تا انسان‌ها بتوانند خداپرست شوند و به قرب خدا برسند. به نظر می‌رسد نخست باید ابزار لازم برای رسیدن به این امر مهم در وجود انسان‌ها گذاشته شود. بنابراین باید خداوند به آنها عقل دهد تا بتوانند خوب و بد را تشخیص دهند؛ اما باز خداوند می‌داند که انسان علاوه بر عقل، به راهنمایی دیگر نیز نیازمند است. اگر کسانی باشند که او را تربیت کنند و راه صحیح را از آغاز برای او روشن سازند، انسان به‌سرعت می‌تواند مسیر درست را بیابد، با خداوند ارتباط برقرار کند و شایستة بهشت شود؛ اما اگر خداوند پیامبران را نفرستد، عقل انسان به‌تنهایی برای رسیدن به آن هدف بسنده نیست. این نکات حقایقی‌اند که به مرحلة علم مربوط‌اند و تقدیر علمی به‌شمار می‌آیند. بنابراین در همان آغاز خلقت باید طرحی در نظر گرفته شود که مخلوقات اصیل علاوه بر وجود کامل خویش، مرتبه‌ای از وجود هم داشته باشند که به‌وسیلة آن با دیگران ارتباط بگیرند و آنها را راهنمایی کنند. ازاین‌رو باید وجود اصلی آن مخلوقات اصیل، مرتبة نازله‌ای هم داشته باشند و آن وجود جسمانی آنهاست. این وجود جسمانی باید مانند سایرین باشد تا امکان همکاری و تعامل با یکدیگر را داشته باشند. این راهنما باید با خداوند ارتباطی تنگاتنگ داشته باشد تا بتواند با اطلاع از عالم غیب، راهنمای عالم شهود شود. ازاین‌رو قرآن کریم می‌فرماید: وما كانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَیبِ وَلكِنَّ اللَّهَ یَجْتَبی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یَشاء؛(286) «و چنین نبود كه خداوند شما را از اسرار غیب، آگاه كند؛ ولى خداوند از میان رسولان خود، هركس را بخواهد برمی‌گزیند».
﴿ صفحه 280 ﴾
تنها شمار اندكی از انسان‌ها چنین استعدادی دارند. بنابراین ارادة خدا تعلق می‌گیرد به اینکه آنها را انتخاب کند و غیب را به آنان بنماید تا ایشان که با ما نیز سنخیتی دارند، به‌سوی ما بیایند، دست ما را بگیرند و ما را هدایت كنند. با این بیان، فلسفة نبوت نیز مشخص می‌شود. روشن می‌شود که چرا خدا پیغمبران را برای هدایت انسان‌ها می‌فرستد و چرا به آنان وحی می‌کند و به دیگران وحی نمی‌کند؟ خلاصة سخن اینکه برای فراهم شدن زمینة دریافت رحمت‌های بی‌پایان الهی و سعادت اخروی برای همة انسان‌هایی که به‌تدریج پا به عرصة وجود می‌گذارند، باید در طرح اولیة خلقت، مسئلة نبوت منظور شود؛ وگرنه وجود سایر انسان‌ها معطل می‌ماند و ایشان به هدف نمی‌رسند كه این نقض غرض و خلاف حکمت است.
در عالم عین، خداوند تعالی برای عملی ساختن آنچه طراحی فرموده است پیامبران را یکی پس از دیگری مبعوث می‌كند که واپسین آنها وجود مقدس نبی خاتم، حضرت محمد مصطفی(صلى الله علیه وآله) است. ازاین‌رو بانوی دو عالم(علیها السلام) فرمودند: «خداوند او را مبعوث فرمود، زیرا می‌خواست کار خویش را به پایان برد، و تصمیم داشت حکم خود را اجرا كند، و مقدرات حتمی را نافذ و اجرا فرماید».
﴿ صفحه 281 ﴾

فصل سوم: اصالت توحید و عرضی بودن شرک در دوران حیات بشر

فَرَأَى الأُمَمَ فِرَقاً فِی أَدْیانِهَا، عُكَّفاً عَلَى نِیرَانِهَا، عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا، مُنْكِرَة لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا؛ پس رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مشاهده كرد که امت‌ها از نظر دینی فرقه‌فرقه گشته‌اند، درحالی‌که گروهی در آتشکدة خود معتکف‌اند، گروهی مشغول به عبادت بت‌های خویش‌اند، و گروهی به‌رغم معرفت به الله او را انكار می‌كنند.