رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

ب) رابطه وجود نورانی و وجود جسمانی

ممکن است پرسیده شود انواری که خداوند در عالم نور آفرید و در پیشگاه الهی حضور داشتند و حول عرش الهی حلقه زده بودند، چه نسبتی با وجود مادی چهارده‌معصوم(علیهم السلام) دارند؟ ما می‌دانیم اشرف مخلوقات که عزیزترین و شریف‌ترینِ آن انوار، و نخستین مخلوق الهی است، نور پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) است؛ اما پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) هزاران سال پس از آفرینش حضرت آدم در منطقه‌ای بیابانی، خشک و سوزان متولد شدند. ایشان كودك یتیمی بودند که پس از رشد تدریجی و پیمودن مراتب كمال، در سن چهل‌سالگی به رسالت مبعوث شدند و پس از آن هرچه آن حضرت بیان می‌کردند، وحی الهی بود که به ایشان القا می‌شد. قرآن کریم نیز می‌فرماید:
وَكَذلِكَ أَوْحَینا إِلَیكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْری مَا الْكِتابُ وَلاَ الإیمان وَلكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا
﴿ صفحه 259 ﴾
وَإِنَّكَ لَتَهْدی إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ؛(262) و همان‌گونه [كه بر پیامبران پیشین وحى فرستادیم] بر تو نیز روحى را به فرمان خود وحى كردیم. تو پیش از این نمى دانستى كتاب و ایمان چیست؛ ولى ما آن را نورى قرار دادیم كه به‌وسیلة آن هركس از بندگان خویش را بخواهیم هدایت مى كنیم؛ و همانا تو به‌سوى راه راست هدایت مى كنى.
همچنین در سورة ضحی می‌خوانیم: أَلَمْ یَجِدْكَ یَتیماً فَآوى * وَوَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى ؛(263) «آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد؟! و تو را گم‌شده یافت و هدایت كرد». نیز در سورة شرح آمده است: أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك * وَوَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَك * الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَك * وَرَفَعْنا لَكَ ذِكْرَك؛(264) «آیا ما سینة تو را گشاده نساختیم، و بار سنگین تو را از تو برنداشتیم؛ همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگینى مى كرد؟ و آوازة تو را بلند ساختیم».
همة این امور در این عالم در ظرف زمانی ویژه‌ای روی دادند. حال وجود مقدس نبی مکرم اسلام(صلى الله علیه وآله) که به‌تدریج در این عالم رشد کرد و به رسالت مبعوث شد، چه نسبتی با آن نوری دارد که پیش از این عالم آفریده شده، همة خیرات عالم از آن نشئت گرفته‌اند و درواقع هدف اصلی آفرینش بوده است؟
در نگاه سطحی ممکن است تصور ‌شود که همان‌گونه که خاک مبدأ آفرینش بدن ماست، وقتی هم خدا می‌فرماید: نور پیغمبر را پیش از عالم خلق کردیم، یعنی مبدأ
﴿ صفحه 260 ﴾
آفرینش پیغمبر، نور بوده است؛ بدین‌معنا که خدا نوری را آفرید که سپس پیغمبر را از آن بیافریند، و همان‌گونه که خاک خودش نه چیزی می‌فهمد و نه ارزش درخور توجهی دارد، آن نور نیز گرچه از خاک بهتر بود، کمال، قدرت و شعوری نداشت. اگر با این تصور بخواهیم در بین موجودات مادی ارزش‌گذاری کنیم، باید بگوییم خاک در پست‌ترین مراتب است؛ آتش در مرتبه‌ای بالاتر است و کمی بالاتر نیز نور قرار دارد. وقتی می‌گوییم انسان از خاک آفریده شده است، بدین‌معنا نیست که خاک همة کمالات انسانی را دارد، بلکه انسان باید به‌تدریج آن کمالات را به ‌دست آورد. همچنین وقتی می‌گوییم ابلیس از آتش خلق شده است، بدین‌معنا نیست که آتش همة کمالات را دارد؛ اما به جهت بالاتر بودن از خاک، موجودی که از آتش خلق شده است ویژگی‌هایی دارد که موجود خاکی فاقد آنهاست. برای نمونه نور با سرعت بسیار حرکت می‌کند. وقتی می‌گویند پیغمبر از نور آفریده شده، ممکن است این تصور به ذهن آید كه گرچه آن نور از خاک و آتش بالاتر و از نورهای این عالم پرنورتر و لطیف‌تر است، کمالی نداشته است. این نور آفریده شده بود تا بعدها وجود پیامبر و ائمة اطهار(علیهم السلام) از آن خلق شوند. همان‌گونه که خاک و آتش، ماده‌ای‌ ابتدایی‌اند و به موجودی که از آنها خلق می‌شود کمالی نمی‌بخشند و تنها آتش اندکی شریف‌تر است، این نور نیز گرچه شریف‌تر از خاک و آتش است، صرفاً ماده‌ای ابتدایی است. خدا به پیامبر و امامان افتخار داده و منشأ وجودشان را چیزی بهتر از خاک قرار داده است!
بااین‌همه هنگامی که به اوصاف این نور در روایات دقت می‌كنیم، درمی‌یابیم که آن نور، حقیقتی بالاتر از ماده‌ای ابتدایی و نوری ساده دارد. ازاین‌رو به برخی از روایات پرشماری که در کتب مختلف شیعه و سنی دربارة حقیقت این نور وارد شده‌اند اشاره می‌کنیم.
﴿ صفحه 261 ﴾

اول. ویژگی‌های نور رسول خدا(صلى الله علیه وآله)

در روایات یادشده نه‌تنها از نور پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)، که از نور اهل‌بیت ایشان(علیهم السلام) نیز سخن به میان آمده است. ازاین‌رو ویژگی‌های بیان‌شده در این روایات را می‌توان به همة این چهارده نور نسبت داد.

یک) روح‌الله و کلمات خدا

در روایتی از امیر‌المؤمنین علی(علیه السلام) چنین نقل شده است:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَحَدٌ وَاحِدٌ تَفَرَّدَ فِی وَحْدَانِیَّتِهِ ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَصَارَتْ نُورا ثُمَّ خَلَقَ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ مُحَمَّدا(صلى الله علیه وآله) وَخَلَقَنِی وَذُرِّیتِی ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَصَارَتْ رُوحاً فَأَسْكَنَهُ اللَّهُ فِی ذَلِكَ النُّورِ وَأَسْكَنَهُ فِی أَبْدَانِنَا فَنَحْنُ رُوحُ اللهِ وَكَلِمَاتُه ؛(265) به‌راستی که خداوند تبارك‌وتعالى یكتا و بى همتاست و در وحدانیت خود بى نظیر است. سپس تكلم به ‌كلمه اى كرد. آن كلمه نوری شد. سپس از آن نور محمد(صلى الله علیه وآله)، من و ذریه ام را آفرید. سپس تكلم به ‌كلمه اى كرد. آن كلمه روح شد. پس خداوند روح را در آن نور ساكن ساخت، و در بدن‌هاى ما قرار داد. پس ما روح‌اللَّه و کلمات او هستیم.
بر این‌ اساس می‌توان گفت خداوند خودش بود و خودش؛ سپس سخنی گفت و آن سخن نوری شد. بنا بر قراین، این سخن، همان «قال له کن» است. پس خداوند
﴿ صفحه 262 ﴾
پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین و ذریة ایشان(علیهم السلام) را از همان نور آفرید. سپس سخنی گفت، و آن سخن روح شد (معلوم می‌شود آن نور غیر از روحی است که در این عالم متعلق به بدن‌هاست و مقامی بالاتر از مقام روح انسانی دارد) و این روح را در آن نور جای داد تا اینکه بدن‌های چهارده نور مقدس آفریده شدند. آن‌گاه خداوند روح را در بدن‌های ایشان دمید.
بنا بر این روایت، معنای سخن صدیقة طاهره(علیها السلام) که فرمودند «خداوند پیامبر را، پیش از اینکه خلایق از عالم غیب به شهود بیایند، برگزید» این است که گزینش مزبور در عالَمی فوق این عالَم صورت گرفته است که از آن به «عالم نور» تعبیر می‌شود. امیدواریم خدای سبحان به برکت نور چهارده‌معصوم(علیهم السلام) سر سوزنی از آن نور را نیز بر دل‌های ما بتاباند.