رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

مقدمه

صدیقة طاهره(علیها السلام) در بخش نخست خطبة مبارک خویش با بیان فرازهایی پرمحتوا و زیبا درس‌هایی از خداشناسی را تعلیم فرمودند. اکنون در بخش دوم از سخنان دُرَربار خویش، با بیانی که ویژة خاندان وحی و نبوت است، و در قالب شهادت به رسالت پدر گرامی خویش و بیان اوصاف ایشان به تبیین فلسفة نبوت و بعثت انبیای الهی پرداخته، اسراری بسیار مهم و دقیق را بیان می‌فرمایند که باید بدانها دقت كرد.
﴿ صفحه 246 ﴾
﴿ صفحه 247 ﴾

فصل اول: برگزیده خدا

وَأَشْهَدُ أَنَّ أَبِی مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ إخْتَارَهُ قَبْلَ أَنْ أرْسَلَهُ وَسَمّاهُ قَبْلَ أن اجْتَباهُ وَاصْطَفاهُ قَبْلَ أن ابْتَعَثَه إذ الخَلائِقُ بِالْغَیبِ مَكْنُونَةٌ وَبِسَتْرِ الأهَاوِیلِ مَصونَةٌ وَبِنهایةَ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ؛ و شهادت می‌دهم که پدرم بنده و فرستادة خداست. خدای تعالی او را انتخاب کرد پیش از آنکه او را به‌سوی مردم بفرستد؛ و او را تعیین کرد پیش از آنکه او را برگزیند و او را تصفیه کرد پیش از اینکه او را مبعوث کند؛ آن هنگام که مخلوقات در عالم غیب پنهان بودند و پرده‌هایی بسیار حیرت‌انگیز آنها را پوشانده بود و محافظت می‌کرد و مقرون به نهایت عدم بودند.

1. مفاهیم اختار، اصطفاء و إجتباء

برای شرح این فراز از کلام زهرای مرضیه(علیها السلام) نخست واژگانی را که در این بخش
﴿ صفحه 248 ﴾
به‌منزلة وصف پیامبر(صلى الله علیه وآله) آورده شده‌اند، بررسی می‌کنیم. تعابیر «أَرْسَل»، «إِبْتَعَث» یا «بَعَث» برای ما آشنایند و با آنها غریبه نیستیم. «ارسال» به معنای فرستادن و «بعث» و «ابتعث» هر دو به معنای برانگیختن است؛ اما ازاین‌جهت که بیشتر شدن حروف در کلمه بر فزونی معنا دلالت دارد (زیادة المبانی تدل علی زیادة المعانی)، می‌توان گفت ابتعث به معنای بعثتی است که با دقت و حساب باشد. اوصاف دیگری چون «اختیار»، «اصطفاء» و «اجتباء» نیز در قرآن کریم برای انبیا بیان شده‌اند که به‌حسب رتبه بر ارسال یا بعث تقدم دارند.
قرآن وصف «اختیار» را برای حضرت موسی(علیه السلام) به کار برده است و پس از نقل داستان نخستین رویارویی او با وحی الهی می‌فرماید: وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَى؛(240) «و من تو را برگزیدم. پس به آنچه بر تو وحى مى شود، گوش فراده».
همچنین تعبیر «اصطفاء» برای بسیاری از انبیای الهی به کار رفته است، مانند: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهیمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمین ؛(241) «خداوند، آدم و نوح و آل ‌ابراهیم و آل ‌عمران را بر جهانیان برگزید».
واژة «اجتباء» نیز دربارة انبیا استفاده شده است. خداوند در سورة آل ‌عمران می‌فرماید: ما كانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَیبِ وَلكِنَّ اللَّهَ یَجْتَبی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یَشاء؛(242) «و چنین نبود كه خداوند شما را از اسرار غیب، آگاه كند؛ ولى خداوند از میان رسولان خود، هركس را بخواهد برمی‌گزیند».
معمولاً این سه واژه در زبان فارسی همگی به «برگزیدن» معنا می‌شوند، اما
﴿ صفحه 249 ﴾
دقایقی که در زبان عربی برای هر‌یک از این واژگان لحاظ شده مختلف است: واژة اصطفاء از «صفو» به معنای تصفیه کردن و چیزی را صاف و زلال كردن مشتق شده است؛(243) واژه اجتباء به معنای کشیدن بوده، معنایش به «عصاره چیزی را کشیدن» نزدیک است، و سرانجام واژه اختیار از مادة «خیر» و به معنای «چیزی را به‌عنوان خیر برگزیدن» است.(244) واژه «سمّا» هنگامی به کار می‌رود ‌که کسی را برای کاری نامزد و تعیین می‌کنند.
این اوصاف دربارة پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نیز به كار رفته‌اند و در این خطبة شریف هم به آنها اشاره شده است؛ اما تعبیرات صدیقة کبری(علیها السلام) به معارف بلندی اشاره دارد که باید به آنها توجه کرد. حضرت زهرا(علیها السلام) تأکید می‌ورزند که اختیار و اصطفای رسول گرامی اسلام، پیش از ارسال و بعثت ایشان بوده است. نخست ممکن است گمان شود مقصود حضرت این است که خداوند پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را چند سال پیش از مبعوث شدنشان، یعنی چند سال پیش از سن چهل‌سالگیِ ایشان برگزیده‌ بود؛ اما جمله‌های بعدی بانوی دو عالم(علیها السلام) نشان از حقیقتی دیگر دارد.
معمولاً کسانی که بر این خطبة مبارک شرح نوشته‌اند، در توضیح عبارت «وَبِنهایة العَدمِ مَقْرُونَة» گفته‌اند موجودات از ازل معدوم بودند، و این عدم تا مرز به وجود آمدنشان امتداد داشت و واپسین مرحلة نبودشان، یعنی مرز بین وجود و عدم، نهایت عدم آنهاست؛ اما به نظر می‌رسد مراد از نهایت، تأکید در معدومیت است و این عبارت بدین‌معناست که خداوند هنگامی رسول گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) را برگزید که
﴿ صفحه 250 ﴾
هیچ‌چیز نبود؛ همانند برخی از آیات قرآن کریم که چنین معنایی در آنها مد نظر است: أَوَلا یذْكُرُ الإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ یَكُ شَیئا؛(245) «آیا انسان به خاطر نمى آورد كه ما پیش از این او را آفریدیم درحالى‌كه چیزى نبود؟!»؛ هَلْ أَتَى عَلَى الإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَكُن شَیئًا مَّذْكُورًا؛(246) «آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چیزی قابل ذكر نبود؟»
به‌هرحال حضرت می‌فرمایند آن هنگام که مخلوقات در چنین وضعی بودند، خدای سبحان پیامبر را برگزید و برای رسالت نام‌گذاری کرد و سپس در این عالم در زمان خاصی او را مبعوث به رسالت فرمود.