رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

2. اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا(علیها السلام)

صدیقة طاهره(علیها السلام) در فراز پیش فرمودند خداوند، عالَم را با مشیت خود آفرید، بدون اینکه نیازی به ایجاد آن داشته باشد. اکنون حضرتش اهدافی را برای خلقت استثنا می‌کنند. این استثنا، استثنای منقطع است؛ زیرا در این امور نیز فایده‌ای وجود ندارد که عاید خداوندِ بی‌نیاز شود، و ویژگی استثنای منقطع این است که نهایت تأکید را می‌رساند. در اینجا این استثنا بیانگر این نکته است که اگر هدفی هم ذکر می‌شود، از سنخ اهدافی نیست که ناشی از احتیاج یا برای حصول فایده‌اند؛ بلکه این اهداف اموری هستند که سودشان به مخلوق می‌رسد.

إِلاَّ تَثْبِیتاً لِحِكْمَتِهِ،: اگر کسی در حکمت خداوند شک داشته باشد، هنگامی ‌که آفرینش او را می‌بیند و اسراری را که در آفرینش هر موجودی هست درک می‌کند، آثار حکمت الهی را در آنها ظاهر می‌یابد.
وَتَنْبِیهاً عَلَى طَاعَتِهِ،: هنگامی‌ که انسان، حکمت‌های آفرینش را درک کند، آگاه می‌شود که این عالم ازروی حساب آفریده شده است. قرآن کریم می‌فرماید:
إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْباب * الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللّهَ قِیامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْض رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاًَ سَبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّار؛(230) همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمدورفت شب و روز، نشانه هاى [روشنى] براى خردمندان است؛ همان‌ها كه خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن‌گاه كه
﴿ صفحه 234 ﴾
بر پهلو خوابیده اند، یاد مى كنند و در [اسرار] آفرینش آسمان‌ها و زمین مى اندیشند. بارالها! اینها را بیهوده نیافریده اى! منزهى تو! پس ما را از عذاب آتش نگاه دار.
چنین انسان‌هایی معترف‌اند که وجود آنها نیز عبث نیست و خلقتشان حساب‌شده است. بنابراین می‌فهمند که ممکن است برخی از اعمال آنها، آنان را سزاوار آتش کند. نتیجة این تفکر، این خواهد بود که بگویند ما را از عذاب آتش نگاه دار! تفکر در حکمت‌های الهی موجب می‌شود که انسان متوجه اطاعت خدا شود و انگیزة اطاعت پیدا کند.
وَإِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ،: این عبارت شبیه همان است که فرمودند: تثبیتاً لحكمته. در نسخه‌ای ـ که ظاهراً رجحان دارد ـ آمده است: وَدلالَةً عَلی رُبُوبِیَّتِهِ،؛ «[خداوند عالم را خلق کرد] تا ربوبیت خویش را به بندگان نشان دهد». خداوند خواست ربوبیت خویش را نشان دهد تا بندگان او بفهمند اختیار عالم به ‌دست اوست. وقتی او «رب» باشد، به‌گونة متقابل ما «عبد» خواهیم بود. بنابراین ما باید وظیفة بندگی خویش را به‌جای آوریم.
وَتَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ،: «تعبد» هم به‌صورت لازم استعمال می‌شود و هم به‌صورت متعدی. هنگامی‌ که به‌صورت لازم به کار می‌رود، به معنای «در مقام عبادت برآمدن و ممارست بر عبادت داشتن» است؛ اما در حالت متعدی، به معنای «کسی را به بندگی فراخواندن» است. در این عبارت ظاهراً معنای متعدی‌ مراد است؛ یعنی خدای سبحان عالم را با این اسرار و حکمت‌ها آفرید تا بندگان خویش را به بندگی خود فراخواند.
حضرت سرانجام می‌فرمایند: وَإِعْزَازاً لِدَعْوَتِهِ،: خداوند پیامبران را به‌‌سوی مردم می‌فرستد تا راه صحیح بندگی را به مردم نشان دهند و تفکر در حکمت و عظمت
﴿ صفحه 235 ﴾
آفرینش، یاری و تقویتی برای دعوت انبیا خواهد بود. قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره دارد که وقتی خداوند انبیا را به‌سوی مردم می‌فرستد، اسباب تکوینی را نیز به‌صورتی فراهم می‌کند که دعوت انبیا مؤثر واقع شود: وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّبِیٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُون؛(231) «و ما در هیچ شهر و آبادى‌ای پیامبرى نفرستادیم، مگر اینكه اهل آن را به ناراحتی‌ها و خسارت‌ها گرفتار ساختیم، شاید بازگردند و تضرع كنند».
نیز می‌‌فرماید: وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُون؛(232) «و ما به‌سوى امت‌هایى كه پیش از تو بودند، پیامبرانى فرستادیم. پس آنها را با شدت و رنج و ناراحتى روبه‌رو ساختیم، شاید خضوع كنند و تسلیم شوند».
قرآن به‌صراحت می‌فرماید خداوند هر پیامبری را می‌فرستاد، به دنبال آن مردم را به سختی‌هایی مبتلا می‌کرد تا این حوادث، انگیزة روی ‌آوردن به‌‌سوی خداوند را در آنها تقویت کند؛ چراکه انسان‌های مغرور تا زمانی که ثروت و اموال فراوان در اختیار دارند، چندان به سخن انبیا توجه نمی‌کنند، بلکه گاه نبی خدا را مورد تمسخر و توهین خود قرار می‌دهند؛ اما هنگامی که با حوادثی طبیعی همچون سیل و زلزله روبه‌رو می‌شوند، به‌‌سوی خدا توجه پیدا کرده، دعوت انبیا را جدی می‌گیرند. راه دیگر این است که همراه با دعوت انبیای الهی به پرستش خدای یگانه و دوری از بت‌پرستی، خدای سبحان نیز به‌گونة تکوینی نعمت‌ها و حکمت‌های خویش را به مردم نشان دهد. این راهکار موجب تقویت دعوت انبیا می‌شود که حضرت زهرا(علیها السلام) بدان اشاره فرمودند.
﴿ صفحه 236 ﴾

3. رحمت‌های مضاعف الهی برای رسیدن به اهداف آفرینش

ثُمَّ جَعَلَ الثَّوَابَ عَلَى طَاعَتِهِ، وَوَضَعَ الْعِقَابَ عَلَى مَعْصِیَتِهِ ذِیادَةً لِعِبَادِهِ مِنْ نَقِمَتِهِ وَحِیاشَةً لَهُمْ إِلَى جَنَّتِه؛ سپس ثواب را بر اطاعت خویش قرار داد و عذاب را برای معصیت خود وضع کرد تا بندگانش را از عذاب خویش دور سازد و به‌‌سوی بهشت سوق دهد.
«ذائد» به معنای مانع است و به کسی که مانع دشمنان می‌شود و آنها را دفع می‌کند «ذائد» گویند. «حیاشه» نقطة مقابل ذیاده، و به معنای سوق دادن و راندن است.
صدیقة طاهره(علیها السلام) در این عبارت به این حقیقت اشاره می‌کنند که خداوند تبارک‌وتعالی تنها به این بسنده نکرد که مردم با دیدن عظمت و حکمت عالم با وظیفة خویش آشنا شوند و در برابر خداوند خضوع کنند، بلکه ازروی لطفْ عاملی تقویت‌کننده نیز برای بندگان قرار داد و آن عامل این است که فرمود اگر بندگی کنید، ثواب اخروی هم دارید و اگر عصیان کنید، عقاب می‌شوید. جعل ثواب و عقاب برای اطاعت و عصیان، ناشی از رحمت خدای تبارک‌وتعالی است. او چنان خواهان حرکت بندگانش به‌‌سوی کمال و تحصیل لیاقت رحمت‌های بی‌پایان الهی است که این عوامل را هم قرار داد تا بندگان بیشتر به سمت اطاعت و دوری از معصیت برانگیخته شوند. اگر خداوند واجب و حرامی قرار نداده بود و ثواب و عقابی بر انجام و ترک آنها وضع نمی‌کرد، بیشتر انسان‌ها انگیزه‌ای برای عمل پیدا نمی‌کردند و با نبود انگیزه، از عبادت روی می‌گرداندند و درنتیجه شایستگی رحمت بیشتر خداوند را به دست نمی‌آوردند. آن چیزی که خداوند بیش از هر چیز خواهان آن است، افاضة رحمت بیشتر است. پس اصل جعل ثواب و عقاب هم برای رحمتی است که خداوند تبارک‌وتعالی می‌خواهد مخلوقاتش بیشتر از آن بهره‌مند شوند.
﴿ صفحه 237 ﴾

4. آفرینش همة هستی برای انسان

با مرور این فراز از خطبة شریف فدکیه، ممکن است این پرسش به ذهن برسد که وقتی هنوز خداوند انسان را خلق نکرده است، چگونه می‌توان گفت خداوند عالم را خلق کرد تا حکمت خویش را نشان دهد؟ در آن مرتبه، خداوند حکمت خود را به چه کسی می‌خواهد نشان دهد؟ یا خداوند عالم را خلق کرد تا چه کسی را به سمت بهشت سوق دهد و از عقاب منع کند؟
پاسخ این است که در این فراز، برخی از مصادیقِ اشیا مرادِ حضرت هستند، نه مجموعة عالم. به‌عبارت‌دیگر حضرت، عالم را منهای انسان مختار در نظر گرفته‌اند. سپس می‌فرمایند عالم را آفرید تا حکمت‌های خویش را در آن تثبیت، و قدرت خود را ظاهر کند و... تا شما انگیزة اطاعت پیدا کنید و در سایة عبادت، لیاقت دریافت رحمت بالاتری را بیابید. پس کل این دستگاه، اعم از نظام ارسال انبیا و اولیا و لوازم آن، بدین خاطر است که انسان‌ها بتوانند با اطاعت خداوند شایستگی ثواب، کمال و رحمت بیشتری را پیدا کنند و به خدا نزدیک‌تر شوند. تا وقتی انسان این عبادت‌ها را انجام ندهد، نمی‌تواند آن رحمت را درک کند. خداوند این زمینه را برای انسان فراهم آورده است و حتی ملائکه نیز نمی‌توانند ثواب‌های اخروی را درک کنند. آن ثواب‌ها برای انسان است و ملائکه در بهشت، خادم انسان‌اند. قرآن خوشامدگویی فرشتگان به انسان‌های صالح را این‌گونه نقل می‌‌فرماید: الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَیِّبینَ یقُولُونَ سَلامٌ عَلَیكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون ؛(233) «آنان كه فرشتگان روحشان را مى گیرند، درحالى‌كه پاك و پاكیزه اند، ملائکه به آنها مى گویند: سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالى كه انجام مى دادید».
﴿ صفحه 238 ﴾
درواقع ثواب‌های بهشتی بر اثر عمل اختیاری انسان قابل تحصیل‌اند. بنابراین هنگامی ‌که خداوند انسان را به عبادت خویش دعوت می‌کند و می‌فرماید: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون؛(234) «من جن و انس را خلق نکردم، مگر برای اینکه مرا عبادت کنند»، معنای دعوت او این نیست که شما عبادت کنید تا من از عبادت شما لذت ببرم. لازمة چنین سخنی این است که خداوند به عبادت ما احتیاج داشته باشد؛ درحالی‌که خداوند هیچ احتیاجی ندارد. در آیاتی متعدّد از قرآن کریم آمده است که اگر همة انس و جن از نخستین تا واپسین، کافر شوند سر سوزنی به خدا ضرر نمی‌رسد و از او چیزی کم نمی‌شود. این دعوت بدین خاطر است که خداوند افاضه کردن رحمت را دوست دارد و راه رسیدن به آن رحمت، عبادت است. بنابراین باید بگوییم خداوند عالم را برای انسان آفریده و آثار حکمت خویش را در آن ظاهر کرده است تا انسان خدا را بشناسد و انگیزة عبادت و اطاعت او را پیدا کند و با اطاعت و عبادت خداوند، لیاقت دریافت رحمت و کمالی بیشتر را به دست آورد.
با تفسیری که برای هدف خلقت گفته شد، روشن می‌شود که همة این افعال برای خداوند مطلوب بالتبع‌اند؛ بدین‌معنا که خداوند خیر محض است و ذات خویش را دوست دارد و هر چیز را به قدر بهره‌ای که از خیر داراست دوست دارد و هرآنچه مورد محبت خداست، خداوند خواهان تحقق آن است؛ ازاین‌رو همة آنچه را لازمة تحقق کمال انسان است، محقق کرده تا انسان بتواند به کمال برسد. بنابراین می‌توان گفت خداوند همة این وسایل را فراهم کرده است تا انسان خداپرست شود؛ اما این اهداف هدف بالذات خداوند نیستند. اگر اینها هدف بالذات خداوند باشند، لازمه‌اش نیازمندی خداوند
﴿ صفحه 239 ﴾
است؛ اما خداوند هیچ نیازی ندارد. ما باشیم یا نباشیم، نه سر سوزنی بر ملک خدا افزوده، و نه سر سوزنی از کمالات او کاسته می‌شود. همة هستی، باشند یا نباشند، نه چیزی از ابتهاج ذاتی خدا کم می‌شود و نه چیزی بر آن افزوده می‌گردد. بدون شک ما باید همه افعال خویش را برای رضای خداوند انجام دهیم و همچون موسی(علیه السلام) بگوییم: وَعَجِلْتُ إِلَیكَ رَبِّ لِتَرْضَى؛(235) «پروردگارا! و من به‌سوى تو شتاب كردم، تا از من خشنود شوى». البته اگر می‌گوییم باید کاری کرد که خداوند راضی شود، درحقیقت تعبیری همراه مسامحه به کار می‌بریم. امام حسین(علیه السلام) در دعای عرفه به خداوند تبارک‌وتعالی عرض می‌کنند: إلهی تَقَدَّسَ رِضَاکَ أنْ تَکُونَ لَهُ عِلَةٌ مِنْکَ، فَکَیفَ یکُونُ لَهُ عِلَةٌ مِنِّی؛(236) «خدایا! رضای تو مقدس است از اینکه حتی از ناحیة خودت هم علتی داشته باشد (به تعبیر فلسفی، رضایت تو عین ذات توست و علت ندارد). پس چگونه می‌تواند علتی از ناحیة من داشته باشد؟»
سخن حضرت بدین‌معناست که خداوند تعالی برای رضایت خویش، از خود هم برای ایجاد رضایتش علتی قرار نداده، و برای حصول آن، از علتی کمک نمی‌گیرد تا چه رسد به اینکه ما بخواهیم علتی برای رضایت او باشیم. اگر می‌گوییم باید خدا را راضی کنیم و تنها برای رضای او کار انجام دهیم، بدین‌معناست که خود را به جایی برسانیم که متعلق آن رضا قرار گیریم. تحول و دگرگونی حالت، در خداوند راه ندارد. این‌گونه نیست که ـ العیاذبالله‌ـ خداوند گاه ناراحت باشد و گاهی خوش‌حال: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا؛(237) «حمد تنها از آنِ خدایی است که حالتی برای او بر حالتی
﴿ صفحه 240 ﴾
دیگر سبقت نمی‌گیرد». تحولات در وجود ما رخ می‌دهند و راهی به خداوند تعالی ندارند. ما باید لیاقت پیدا کنیم که مورد رضایت الهی قرار گیریم.