فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

فصل هشتم: اهداف طولی آفرینش

إِلاَّ تَثْبِیتاً لِحِكْمَتِهِ، وَتَنْبِیهاً عَلَى طَاعَتِهِ، وَإِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ، ودلالَةً عَلَى رُبُوبِیَّتِه وَتَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ، وَإِعْزَازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوَابَ عَلَى طَاعَتِهِ، وَوَضَعَ الْعِقَابَ عَلَى مَعْصِیتِهِ، ذِیادَةً لِعِبَادِهِ مِنْ نَقِمَتِهِ وَحِیاشَةً لهُمْ إِلَى جَنَّتِه؛ [خدای تعالی عالم را آفرید] تا حکمت خود را تثبیت کند و هشداری بر اطاعت او باشد و قدرت او را نمایان کند و بندگانش را به عبادت خویش فراخواند و دعوت خویش را تقویت کند. سپس ثواب را بر اطاعت خویش قرار داد و عذاب را برای معصیت خود وضع کرد، تا بندگانش را از عذاب خویش دور سازد و به‌‌سوی بهشت سوق دهد.

1. مقدمه

در فصل پیش به معنایی تحلیلی برای هدف اشاره کردیم که بر اساس آن می‌توان
﴿ صفحه 232 ﴾
گفت متعلق‌های محبت، همه به نوعی هدف‌اند. برای مثال وقتی از کسانی که اهل عبادت و یاد خدا هستند، پرسیده می‌شود که چرا عبادت می‌کنید، عده‌ای خواهند گفت: برای رسیدن به ثواب آخرت عبادت می‌کنیم. هدف اصلی برای ایشان نعمت‌های بهشتی است و چون عبادت، وسیلة رسیدن به آن هدف است، بالتبع آن را نیز دوست دارند. عده‌ای هستند که اصلاً از یاد خدا لذت می‌برند. امام سجاد(علیه السلام) در مقام مناجات با خدا می‌فرمایند: بِذِکْرِکَ عَاشَ قَلْبِی؛(228) «حیات قلب من وابسته به یاد توست».
برای این افراد، خودِ عبادت مطلوب بالذات است. خدا بندگانی دارد که از نعمت‌های بهشتی ازآن‌جهت لذت می‌برند که نعمت خداست و چون به خدا انتساب دارند و نشانة لطف خدا به آنها هستند، آنها را دوست می‌دارند. حضرت زین‌العابدین(علیه السلام) در مناجات‌های خمس‌عشر به خدای سبحان عرض می‌کنند: یا نَعِیمِی وَجَنَّتِی، یا دُنْیایَ وَآخِرَتِی؛(229) «ای نعمت‌های من و ای بهشت من! ای دنیای من و ای آخرت من!»
خدای مهربان چنین بنده‌هایی هم دارد و ای کاش ما در طول عمرمان برای لحظاتی چنین حالی را درک می‌کردیم. به‌هرحال همة متعلقات محبت به نوعی هدف به‌شمار می‌آیند و اهداف بالتبع، در طول اهداف بالذات قرار می‌گیرند. اگر در قرآن کریم برای خلقت انسان چند هدف بیان شده است، درحقیقت اشاره به اهداف طولی است. به این معنا می‌توان گفت خدای سبحان، هم هدف بالذات دارد و هم هدف بالتبع.
پس از این مقدمه، اکنون به خطبة شریف صدیقة کبری(علیها السلام) بازمی‌گردیم تا با اهدافی آشنا شویم که حضرتش برای آفرینش عالم بیان می‌کنند.
﴿ صفحه 233 ﴾

2. اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا(علیها السلام)

صدیقة طاهره(علیها السلام) در فراز پیش فرمودند خداوند، عالَم را با مشیت خود آفرید، بدون اینکه نیازی به ایجاد آن داشته باشد. اکنون حضرتش اهدافی را برای خلقت استثنا می‌کنند. این استثنا، استثنای منقطع است؛ زیرا در این امور نیز فایده‌ای وجود ندارد که عاید خداوندِ بی‌نیاز شود، و ویژگی استثنای منقطع این است که نهایت تأکید را می‌رساند. در اینجا این استثنا بیانگر این نکته است که اگر هدفی هم ذکر می‌شود، از سنخ اهدافی نیست که ناشی از احتیاج یا برای حصول فایده‌اند؛ بلکه این اهداف اموری هستند که سودشان به مخلوق می‌رسد.

إِلاَّ تَثْبِیتاً لِحِكْمَتِهِ،: اگر کسی در حکمت خداوند شک داشته باشد، هنگامی ‌که آفرینش او را می‌بیند و اسراری را که در آفرینش هر موجودی هست درک می‌کند، آثار حکمت الهی را در آنها ظاهر می‌یابد.
وَتَنْبِیهاً عَلَى طَاعَتِهِ،: هنگامی‌ که انسان، حکمت‌های آفرینش را درک کند، آگاه می‌شود که این عالم ازروی حساب آفریده شده است. قرآن کریم می‌فرماید:
إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْباب * الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللّهَ قِیامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْض رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاًَ سَبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّار؛(230) همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمدورفت شب و روز، نشانه هاى [روشنى] براى خردمندان است؛ همان‌ها كه خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن‌گاه كه
﴿ صفحه 234 ﴾
بر پهلو خوابیده اند، یاد مى كنند و در [اسرار] آفرینش آسمان‌ها و زمین مى اندیشند. بارالها! اینها را بیهوده نیافریده اى! منزهى تو! پس ما را از عذاب آتش نگاه دار.
چنین انسان‌هایی معترف‌اند که وجود آنها نیز عبث نیست و خلقتشان حساب‌شده است. بنابراین می‌فهمند که ممکن است برخی از اعمال آنها، آنان را سزاوار آتش کند. نتیجة این تفکر، این خواهد بود که بگویند ما را از عذاب آتش نگاه دار! تفکر در حکمت‌های الهی موجب می‌شود که انسان متوجه اطاعت خدا شود و انگیزة اطاعت پیدا کند.
وَإِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ،: این عبارت شبیه همان است که فرمودند: تثبیتاً لحكمته. در نسخه‌ای ـ که ظاهراً رجحان دارد ـ آمده است: وَدلالَةً عَلی رُبُوبِیَّتِهِ،؛ «[خداوند عالم را خلق کرد] تا ربوبیت خویش را به بندگان نشان دهد». خداوند خواست ربوبیت خویش را نشان دهد تا بندگان او بفهمند اختیار عالم به ‌دست اوست. وقتی او «رب» باشد، به‌گونة متقابل ما «عبد» خواهیم بود. بنابراین ما باید وظیفة بندگی خویش را به‌جای آوریم.
وَتَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ،: «تعبد» هم به‌صورت لازم استعمال می‌شود و هم به‌صورت متعدی. هنگامی‌ که به‌صورت لازم به کار می‌رود، به معنای «در مقام عبادت برآمدن و ممارست بر عبادت داشتن» است؛ اما در حالت متعدی، به معنای «کسی را به بندگی فراخواندن» است. در این عبارت ظاهراً معنای متعدی‌ مراد است؛ یعنی خدای سبحان عالم را با این اسرار و حکمت‌ها آفرید تا بندگان خویش را به بندگی خود فراخواند.
حضرت سرانجام می‌فرمایند: وَإِعْزَازاً لِدَعْوَتِهِ،: خداوند پیامبران را به‌‌سوی مردم می‌فرستد تا راه صحیح بندگی را به مردم نشان دهند و تفکر در حکمت و عظمت
﴿ صفحه 235 ﴾
آفرینش، یاری و تقویتی برای دعوت انبیا خواهد بود. قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره دارد که وقتی خداوند انبیا را به‌سوی مردم می‌فرستد، اسباب تکوینی را نیز به‌صورتی فراهم می‌کند که دعوت انبیا مؤثر واقع شود: وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّبِیٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُون؛(231) «و ما در هیچ شهر و آبادى‌ای پیامبرى نفرستادیم، مگر اینكه اهل آن را به ناراحتی‌ها و خسارت‌ها گرفتار ساختیم، شاید بازگردند و تضرع كنند».
نیز می‌‌فرماید: وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُون؛(232) «و ما به‌سوى امت‌هایى كه پیش از تو بودند، پیامبرانى فرستادیم. پس آنها را با شدت و رنج و ناراحتى روبه‌رو ساختیم، شاید خضوع كنند و تسلیم شوند».
قرآن به‌صراحت می‌فرماید خداوند هر پیامبری را می‌فرستاد، به دنبال آن مردم را به سختی‌هایی مبتلا می‌کرد تا این حوادث، انگیزة روی ‌آوردن به‌‌سوی خداوند را در آنها تقویت کند؛ چراکه انسان‌های مغرور تا زمانی که ثروت و اموال فراوان در اختیار دارند، چندان به سخن انبیا توجه نمی‌کنند، بلکه گاه نبی خدا را مورد تمسخر و توهین خود قرار می‌دهند؛ اما هنگامی که با حوادثی طبیعی همچون سیل و زلزله روبه‌رو می‌شوند، به‌‌سوی خدا توجه پیدا کرده، دعوت انبیا را جدی می‌گیرند. راه دیگر این است که همراه با دعوت انبیای الهی به پرستش خدای یگانه و دوری از بت‌پرستی، خدای سبحان نیز به‌گونة تکوینی نعمت‌ها و حکمت‌های خویش را به مردم نشان دهد. این راهکار موجب تقویت دعوت انبیا می‌شود که حضرت زهرا(علیها السلام) بدان اشاره فرمودند.
﴿ صفحه 236 ﴾