فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

2. امتناع رؤیت حسی خداوند

درزمینة شناخت خداوند و چگونگی دست یافتن به شناخت او، از دیرباز در بین متکلمان بحث‌های فراوانی درگرفته است. برخی ظاهرگرایان که قدرت تعمق چندانی ندارند، از برخی‌ آیات و روایات این برداشت را کرده‌اند که خداوند قابل رؤیت است و با چشمِ سر می‌توان او را دید! گروهی دیگر از این جماعت گفته‌اند در عالم دنیا امکان دیدن خداوند وجود ندارد، اما در عالم آخرت می‌توان خدا را با چشمِ سر دید!(178) این گروه به این آیه استناد کرده‌اند: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَة * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَة؛(179) «در آن روز چهره‌هایی شاداب و مسرورند؛ به‌سوی پروردگار خویش می‌نگرند». این ظاهرگرایان پنداشته‌اند که مقصود از این ادراک، ادراک با چشم سر است. بعضی از علمای بزرگ اهل تسنن به این سخنان تصریح کرده‌اند.
کسانی که از قدرت عقلی و فکری بیشتری برخوردارند، به‌آسانی می‌توانند بفهمند
﴿ صفحه 187 ﴾
که خداوند پذیرای درک حسی نیست و نمی‌توان با چشم سر او را دید. هنگامی می‌توان چیزی را با چشم دید که مقابل چشم ما قرار گیرد. بنابراین باید آن شی‌ء محدود باشد. از سویی دیگر باید سطحی داشته باشد که نور به آن سطح بتابد و در چشم ما بازتاب یابد و اثرش به مغز منتقل شود. بنابراین خداوند در صورتی با چشم دیدنی است که یا کل وجودش در مقابل چشم قرار گیرد که در این صورت وجود خداوند محدود می‌شود، یا دست‌کم بخشی از وجودش در برابر چشم قرار گیرد که در این صورت باید دارای اجزا باشد؛ اما محدودیت و ترکیب در وجود خداوند محال است. پس اگر ما معنای رؤیت با چشم را درست درک کنیم، می‌فهمیم که اصلاً چنین چیزی دربارة خداوند محال است.

3. امتناع درک وهمی خداوند

اگر مقصود از ادراک وهمی، همان درک صورت خیالی باشد، می‌گوییم سرمایة صورت‌های خیالی، ادراکات حسی است. برای نمونه دربارة تصور اسب بال‌دار می‌توان گفت گرچه اسب بال‌دار در عالم خارج موجود نیست، پیش از این، اسب و بال پرندگان را دیده‌ایم و قوة خیال با ترکیب صورت‌های این محسوسات، صورت اسب بال‌دار را می‌سازد. بنابراین اگر هیچ اسبی و هیچ بال پرنده‌ای را ندیده بودیم، نمی‌توانستیم اسب بال‌دار را هم تصور کنیم. مایه‌های این ادراکات جعلی و ساختگی از ادراکات حسی گرفته شده‌اند؛ ازاین‌رو اگر موجودی قابل درک حسی نباشد، ادراکات وهمی و خیالی برای او معنا ندارد. بنابراین چون درک حسی دربارة خداوند امکان ندارد، درک وهمی و خیالی او نیز امکان‌پذیر نیست.
﴿ صفحه 188 ﴾

4. امتناع توصیف زبانی خداوند

پس از این دو، نوبت به توصیف زبانی می‌رسد. چرا ما نمی‌توانیم خداوند را آن‌گونه که حق اوست توصیف کنیم؟ زیرا ما چیزی را با زبان بیان می‌کنیم که پیش‌تر در ذهن خویش تصور کرده باشیم؛ ازاین‌رو هنگامی‌ که تصور صحیحی از چیزی در ذهن خود نداشته باشیم، نمی‌توانیم بیان صحیح و کاملی دربارة آن داشته باشیم. ازآنجاکه ما نمی‌توانیم با ابزارهای ادراکی خود، تصوری صحیح از خداوند به دست آوریم، نمی‌توانیم او را به‌طور کامل توصیف کنیم. همچنین نمی‌توانیم برای خداوند کیفیت، شکل و صفاتی از این قبیل بیان کنیم؛ چراکه چنین توصیفاتی برآمده از ادراکات حسی‌اند و همان‌گونه که نمی‌توان خداوند را با چشم دید، با سایر حواس مانند لامسه و شامه نیز نمی‌توان او را درک کرد؛ زیرا در صورتی می‌توان چیزی را با حس درک کرد که جسم باشد و لازمة جسم بودن، محدود بودن است. البته خداوند از هر نقص و محدودیتی منزه است.