رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

6. تقویت امور فطری با بهره‌گیری از عوامل بیرونی

مسئلة شکر منعم آن‌قدر اهمیت دارد که بزرگانی از متکلمان، وجوب آن را از بدیهیات عقلی شمرده، بر اساس آن می‌گویند شناخت خدا واجب است؛ چراکه باید به دنبال شناخت کسی باشیم که این نعمت‌ها را به ما عطا کرده است تا از او تشکر کنیم.(140) همان‌گونه که رفتار بد انسان می‌تواند این احساس فطری را تضعیف کند، در برابر، عواملی هم وجود دارند که می‌توانند این احساس و گرایش فطری را تقویت کنند. برای این منظور از برخی عوامل خارجی می‌توان کمک گرفت. در امور غریزی نیز این امکان هست. برای نمونه هنگامی ‌که انسان گرسنه می‌شود، اگر بوی غذایی لذیذ به مشام او برسد، آن احساس گرسنگی تقویت می‌شود. این احساس امری درونی است، اما بوی غذا که عاملی بیرونی است آن را تقویت می‌کند. میل به دیدن
﴿ صفحه 154 ﴾
چهرة زیبا در درون انسان وجود دارد؛ اما اگر انسان چشم خود را بازندارد و چند بار به نامحرم نگاه کند، این میل در او تقویت می‌شود. در این صورت مبارزه با شیطان دشوار می‌گردد. نگاه حرام، عاملی خارجی است که آن احساس درونی را تقویت می‌کند. باید بکوشیم از عوامل خارجی تقویت‌کنندة رفتارهای خوب کمک بگیریم و در برابر، از عوامل تقویت‌کنندة انگیزة گناه دوری کنیم. هرچه نگاه انسان کمتر به نامحرم بیفتد، انگیزة گناه در او کمتر می‌شود.
خدای سبحان با اعطای نعمت‌های خویش، انگیزة شکر و ستایش را در ما به وجود آورده و با فراوانی نعمت‌ها، زمینة حمد و برانگیختن این احساس را در وجود ما فراهم کرده است. ازاین‌رو حضرت زهرا(علیها السلام) می‌فرمایند: وَاسْتَحْمَدَ إِلَی الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَثَنَّی بِالنَّدْبِ إِلَی أَمْثَالِها؛ «و خداوند با بخشش فراوان از آنها خواست که حمد او را به‌جای آورند و‌ باز آنها را به درخواست امثال این نعمت‌ها دعوت کرد».
«اجزال» به ‌معنای بخشش فراوان،(141) و با جزیل هم‌ریشه است. گویا خداوند با بخشش خویش از ما می‌خواهد که او را بستاییم و این مطالبه‌ای عملی است. هرچه خداوند بر نعمت‌های خویش می‌افزاید، گویا از ما می‌خواهد که بیشتر شکر و قدردانی کنیم و بیشتر به شناخت و ستایش او همت گماریم. حضرت می‌فرمایند خداوند تنها به این مطالبة عملی بسنده نکرده، بلکه کار مضاعفی نیز انجام داده و آن این است که رسماً دعوت و امر به شکرگزاری کرده است. اگر او امر به شکر هم نکرده بود، ما بر اساس عاملی وجدانی و فطری باید او را شکر می‌کردیم؛ اما خدای مهربان به این عامل فطری بسنده نکرده، مکرر در قرآن مجید مردم را به
﴿ صفحه 155 ﴾
شکر دعوت می‌فرماید: أَنِ اشْکُرْ لی وَلِوالِدَیکَ إِلَیَّ الْمَصیر؛(142) «برای من و برای پدر و مادرت شکر به‌جای آور که بازگشت به‌سوی من است». همچنین از کم بودن بندگان شکرگزار گله کرده، می‌فرماید: وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکور؛(143) «شمار کمی از بندگان من شکرگزارند».
پس علاوه بر اینکه ما عاملی فطری برای شکرگزاری خداوند داریم و وجدان ما، ما را به شکرگزاری در برابر نعمت‌های الهی تشویق می‌کند، باید تاآنجاکه می‌توانیم بر معرفت خویش به جزئیات نعمت‌های الهی و فراوانی آنها بیفزاییم. ازاین‌رو علومی که ما را با نعمت‌های خداوند سبحان آشنا می‌کنند، می‌توانند در تکامل ما مؤثر باشند. بنده به‌ویژه به دوستان طلبه سفارش می‌کنم زیست‌شناسی انسانی را مطالعه کنند تا به فراوانی نعمت‌های الهی در حق خویش معرفت یابند. در میان علوم طبیعی، علمی که موجب می‌شود انسان بیشتر قدر نعمت‌های خداوند را بداند «زیست‌شناسی انسانی» است.
حضرت زهرا(علیها السلام) در سه جملة اخیرشان به این نکته‌های لطیف با تعبیراتی اشاره می‌کنند که هم ازنظر ادبی و هم ازنظر آهنگ کلام بسیار گوش‌نواز و زیباست و علاوه بر این، با ترتیبی بسیار حکیمانه جملات را در پی هم می‌آورند. اثر تربیتی این کلام حضرت، بسیار است و با همین چند جمله انسان می‌تواند موقعیت خویش و وظیفه‌ای را که در پیشگاه الهی بر عهده دارد درک کند. این کلام حضرت به انسان حکمت تفضلات فراوان الهی و چرایی تذکرات فراوان خداوند به این نعمت‌ها را می‌فهماند.
﴿ صفحه 156 ﴾
خدای سبحان نعمت‌های خویش را به انسان یادآوری می‌کند تا انسان بداند که نعمت‌ها از اوست و این شناخت، احساس فطری او را برانگیزاند و در صدد شکر و قدردانی برآید و بدین‌وسیله نعمت‌های الهی در حق انسان افزایش و دوام یابد. با این کار انسان می‌تواند بهرة بیشتری از وجود خداوند ببرد و شایستگی دریافت نعمت‌های بی‌نهایت الهی را در عالم ابدی پیدا کند. بی‌تردید شکرگزاری انسان هیچ سودی برای خداوند ندارد و اگر همة عالم تمام عمر خویش را صرف شکر خداوند کنند، ذره‌ای به خداوند افزوده نمی‌شود. خداوندِ غنی و بی‌نیاز، منزه است از اینکه بر اثر کار دیگران برای او حالتی پدید آید. در دعای عرفه‌ای که از امام حسین(علیه السلام) نقل شده، آمده است: إِلَهِی تَقَدَّسَ رِضَاک أَنْ تَکونَ لَهُ عِلَّةٌ مِنْک فَکیفَ یکونُ لَهُ عِلَّةٌ مِنِّی ؛(144) «خدایا! رضای تو منزه است از اینکه برای آن علتی از جانب تو داشته باشد؛ پس چگونه می‌تواند علتی از جانب من برای آن باشد؟» ما چه هستیم که بتوانیم در الله عزیز رضایت ایجاد کنیم؟ همة این دعوت‌ها لطف اوست تا ما شایستگی دریافت رضایت، رحمت و قرب او را پیدا کنیم و این لطف او نعمتی است فراتر از همة نعمت‌های دیگر.
﴿ صفحه 157 ﴾

فصل چهارم: حقیقت توحید و شناخت خدا

وَأَشْهَدُ أَنَّ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ، كَلِمَةٌ جَعَلَ الإِخْلاَصَ تَأْوِیلَهَا، وَضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَهَا، وَأَنَارَ فِی الْفِكْرَةِ مَعْقُولَهَا؛ و شهادت می‌دهم که معبودی جز الله نیست، درحالی‌که یگانه است و هیچ شریکی برای او نیست؛ کلمه‌ای که خداوند باطن آن را اخلاص قرار داد و راهی برای وصول به آن به قلب سپرد و درک آن را در فکرْ نورانی ساخت.

1. مقدمه

یکی از سنت‌های رسول گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) و ائمة اطهار(علیهم السلام) در هنگام انشای خطبه، این است که سخن خویش را با حمد و ثنای الهی و شهادت به توحید آغاز می‌کنند. سرور بانوان عالم(علیها السلام) نیز خطبة شریف خویش را با حمد خدای سبحان و شهادت به یگانگی آفریدگار عالم آغاز می‌کنند و سه ویژگی اساسی برای توحید برمی‌شمارند. نخستین
﴿ صفحه 158 ﴾
ویژگی توحید در کلام صدیقة طاهره(علیها السلام) این است که برای توحید، ظاهری است و باطنی. ظاهر آن همین است که می‌گوییم: خداوند یکی است و شریکی ندارد؛ اما حقیقت و تأویل آن، اخلاص است که باید آن را درک کرد و آن را در عمل نشان داد. بانوی دو عالم(علیها السلام) با بیان ویژگی دوم و سومِ توحید، بابی وسیع در معرفت الهی می‌گشایند. حضرت می‌فرمایند خدای سبحان نوعی از معرفت به خود و به وحدانیت خویش را به دل‌ها سپرده و نیز معرفت علمی و ذهنی خویش را برای افکار ما بسیار روشن و واضح قرار داده است، که توضیح آن خواهد آمد.

نکتة دیگر آنکه در این عبارت، سه جملة اخیر را می‌توان با فعل معلوم خواند که در این صورت، در ترجمه می‌گوییم: خدای سبحان برای توحید، حقیقتی قرار داده و راهی برای وصول به آن در قلب، و راهی برای ادراک آن در ذهن و فکر باز کرده ‌است. همچنین می‌توان آنها را به‌صورت مجهول خواند که در این صورت فعل «أنار» را باید لازم دانست و «معقولُها» فاعل آن خواهد بود. در زبان عربی برخی از افعال، هم به‌صورت لازم و هم به‌صورت متعدی به کار می‌روند. فعل «أنار» نیز بااینکه از باب إفعال است، هم به‌صورت لازم به معنای «نورانی»،‌ و هم به‌صورت متعدی به معنای «نورانی کردن» به کار رفته است.(145)