رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

ج) تصورناپذیری نعم الهی

سرور زنان عالم(علیها السلام) در توصیف سوم برای نعمت‌های خداوند، به ابدی بودن این نعمت‌ها اشاره می‌فرمایند. حقیقت این است که تفضلات الهی منحصر به نعمت‌های محدود و زودگذر دنیا نیست و خدای سبحان برای بندگان خویش نعمت‌هایی ابدی مهیا کرده است. اما معنای «ابدی» چیست؟ حقیقت این است که اساساً ذهن محدود ما، توانایی درکی درست از مفهوم ابدیت ندارد و همیشه ازسر ناچاری این‌گونه مفاهیم را با قیدی منفی درک می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، هرگاه بخواهیم نامتناهی را تصور کنیم، نخست مفهوم متناهی را به تصور درآورده، سپس یکی از حروف نفی را نیز به ذهن می‌آوریم و در کنار مفهوم متناهی قرار می‌دهیم و با این کار، گمان می‌کنیم مفهوم نامتناهی را تصور کرده‌ایم؛ درحالی‌که مفهوم نامتناهی را تصور نکرده‌ایم، بلکه مفهوم متناهی را تصور، و آن را نفی کرده‌ایم. بنابراین ذهن ما توانایی درک مفهوم نامتناهی، و درنتیجه درک حقیقت صفات خداوند سبحان را ندارد؛ چراکه صفات الهی بی‌حدوحصرند. ازآنجاکه نعمت‌های الهی نیز پایانی ندارند، ذهن محدود ما را یارای درکی کامل از آنها نیست.
﴿ صفحه 142 ﴾

3. فواید تدبر در نعم الهی

چنین تفکر و تدبری در نعمت‌های خداوند سبحان فواید فراوانی برای خود انسان خواهد داشت که نخستینِ آنها، آگاهی از دارایی‌های فراوانی است که در اختیار انسان قرار دارد. توجه به نقش اعضا و اندام‌های گوناگونی که در نگاه سطحی، ناچیز به نظر می‌رسند، همچون ناخن‌ها و موها، انسان را از ارزش بالای آنها آگاه می‌کند. اگر به‌یک‌باره همة موهای سروصورت انسان بریزد، تمام زیبایی صورت و چشم‌های او از بین می‌رود و اگر توانایی داشته باشد، حاضر است هزینه‌های فراوانی بپردازد تا دوباره آن زیبایی را به دست آورد. برخی اشخاصی که مبتلا به سرطان (خداوند ان‌شاءالله همة ما را از همة بلایا حفظ کند و بیماران را شفا عنایت فرماید) و مجبور به شیمی‌درمانی می‌شوند، به خاطر از بین رفتن موهای سروصورتشان خجالت می‌کشند نزد دوستان و آشنایانشان حضور یابند. اگر این اعضای به‌ظاهر ساده تا این حد برای انسان ارزشمندند، اعضای مهمی چون چشم و دندان چقدر ارزش خواهند داشت؟ خدای مهربان همة این نعمت‌ها را رایگان در اختیار ما گذاشته و بندگان خویش را غرق در نعمت فرموده است. بهرة نخست این دقت‌ها، این است که انسان وجود خویش را غرق در نعمت می‌بیند، و هیچ‌گاه احساس فقر نخواهد کرد.
فایدة دومِ تفکر در نعم الهی، رشد صفت نیکوی «صبر» در وجود انسان است؛ به‌گونه‌ای‌که دیگر در برخورد با اندکی سختی و مشکلات دنیا جزع و فزع نمی‌کند. انسانی که به ارزش و فراوانی نعمت‌های الهی توجه ندارد، با اندک‌سردردی انواع ناشکری از او دیده می‌شود. بهرة دوم تفکر در جزئیات تفضلات خداوند کریم این است که به کمبودهای خانة امتحان یعنی دنیا، چندان اهمیت نمی‌دهیم. اگر کسی میلیاردها تومان ثروت داشته باشد، و یک اسکناس هزار تومانی از او گم شود، برای او چه اهمیتی دارد؟
﴿ صفحه 143 ﴾
فایدة سومِ توجه به جزئیات نعمت‌های خدای مهربان، پیدایش انگیزة شکر در وجود آدمی است. انسانی که برخوردار از فطرتی سالم باشد در برابر لطف و عطای دیگران بی‌اعتنا نیست و در صدد قدردانی برمی‌آید. آیا درک فراوانی عطیه‌های بی‌منت الهی، انسان را به شکر برنمی‌انگیزد؟
بهرة چهارمِ انسان از سفر عقلانی به دریای نعم الهی، به جوش آمدن دریای رحمت الهی پس از شکرگزاری اوست: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُم ؛(132) «و به خاطر بیاورید هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت اگر شکرگزاری کنید، نعمت خود را بر شما خواهم افزود».
سرانجام فایدة پنجم این خواهد بود که شکرگزاری بندة قدرشناس، سعادت ابدی و ورود به بهشت جاودان خداوند را برای او رقم خواهد زد. پروردگار بنده‌نواز نه‌تنها نعمت خویش را در دار دنیا بر بندگان قدرشناس خود افزایش می‌دهد، که از او راضی می‌شود و پروندة او را غرق ثواب می‌سازد.
فضیلت عبادتی که ازسر شکر و دوستی با خدا انجام می‌گیرد کجا و فضیلت عبادت بردگان که ازسر خوف سر به سجده می‌سایند کجا؟ ازاین‌روست که مولای متقیان علی(علیه السلام) پس از ترسیم سه‌گونه عبادت، سجده‌ای را که ازسر شکر باشد عبادت آزادگان دانسته، می‌فرماید: إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکراً فَتِلْک عِبَادَةُ الأَحْرَار؛(133) «دسته‌ای خداوند را به خاطر شکرگزاری عبادت می‌کنند. پس آن، عبادت آزادگان است».
﴿ صفحه 144 ﴾
﴿ صفحه 145 ﴾

فصل سوم: شکر نعم الهی

وَنَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّکرِ لِاتِّصَالِهَا، وَاسْتَحْمَدَ إِلَی الْخَلاَئِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَثَنَّی بِالنَّدْبِ إِلَی أَمْثَالِها؛ و خداوند برای فراوان و مداوم نمودن نعمت‌ها بندگان را به شکر دعوت فرمود و با بخشش فراوان از آنها خواست که حمد او را به‌جای آورند و‌ باز آنها را به درخواست امثال این نعمت‌ها دعوت کرد.