فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

2. ویژگی‌های نعمت‌های الهی

حضرت فاطمه(علیها السلام) در ادامه به توصیف نعمت‌های الهی پرداخته، می‌فرمایند: جَمَّ عَنِ الإِحْصَاءِ عَدَدُهَا وَنَأَی عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا وَتَفَاوَتَ عَنِ الإِدْرَاک أَبَدُهَا؛ «نعمت‌هایی که تعدادشان از شماره بیرون است و دامنه‌شان به قدری بی‌پایان است که نمی‌توان در مقام تلافی برخاست و انتهای آنها از ادراک انسان‌ها خارج است».
﴿ صفحه 137 ﴾
حضرت در این فراز برای نعمت‌های الهی سه ویژگی بیان کرده‌اند:
یکی ازلحاظ کمیت که می‌فرمایند عدد آنها فزون‌تر از شمارش است؛
دوم ازلحاظ کیفیت که می‌فرمایند قابل جبران نیست؛ صرف‌نظر از اینکه خداوند هیچ نیازی ندارد، و اساساً انسان نمی‌تواند به‌عنوان شکر در مقابل نعمت‌های الهی کاری انجام دهد و بگوید من در ازای یکی از نعمت‌های خداوند این کار را انجام دادم؛
سوم ازلحاظ حد و حدود که می‌فرمایند حقیقت این نعمت‌ها با آن وسعت و دوامی که دارند اصلاً برای ما قابل درک نیستند.
توجه به نقش تربیتی و مهم جزئیات نعمت‌های الهی مقتضی آن است که از ویژگی‌های نعمت‌های الهی به‌آسانی نگذریم و اندکی دربار‌ه‌اش توضیح دهیم.

الف) شمارش‌ناپذیری نعم الهی

نخستین ویژگی نعمت‌های الهی در کلام سرور زنان عالم این است که تعدادشان از شماره بیرون است. این مسئله که نعمت‌های خدا شمارش‌پذیر نیست، مطلبی است که در خود قرآن نیز بر آن تأکید شده است: وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها؛(131) «و اگر نعمت‌های خدا را بشمارید، هرگز نمی توانید آنها را احصا کنید».
گمان نمی‌کنم کسی ناتوانی ما را در شمارش جزئیات نعمت‌های الهی انکار کند؛ اما گاه انسان به‌اجمال و سربسته به این حقیقت علم دارد و به آن اعتراف می‌کند و گاه وارد میدان تجربه و آزمون شده، از نزدیک ناتوانی خود را درک، و ازسر آگاهی به این حقیقت اعتراف می‌کند. این ‌دو نحوه اعتراف بسیار باهم متفاوت‌اند. آفرینش انسان
﴿ صفحه 138 ﴾
به‌گونه‌ای است که تصورات وی هنگامی در عمل یا احساس روانیِ او تأثیر بیشتری دارد که جزئیات آنها را درک و تصور کند؛ برای نمونه همة ما می‌دانیم که محبت مادر بسیار افسانه‌ای است و خداوند به مادر محبت فراوانی عطا کرده است. گاه از این معنا به‌اجمال یادی می‌کنیم و به گفتن اینکه «محبت مادر بسیار است و ما توانایی ادای حق آن را نداریم» بسنده می‌کنیم، که البته سخن درستی است؛ اما اگر اندکی جزئیات محبت‌هی مادر را در ذهن مرور کنیم، آن‌گاه احساس خضوعی را که باید در مقابل مادر داشته باشیم، بهتر درک می‌کنیم. ببینیم یا به یاد آوریم که مادر در طول شب به خاطر فرزندش متحمل چه زحمت‌هایی می‌شود. اگر در جمعی چند مادر و چند کودک خوابیده باشند، هنگامی‌ که یکی از کودکان بیدار شود و گریه ‌کند، مادرِ همان کودک سراسیمه از خواب می‌پرد و اگر کودکش درد بکشد یا نیاز دیگری داشته باشد، از جا برمی‌خیزد و می‌کوشد در هر شرایطی کودکش را آرام کند. اگر در شبی‌ زمستانی و طولانی، کودک او تا صبح آرام نشود، مادر نیز آرام نمی‌گیرد و از شیر دادن، نوازش کردن، دل‌سوزی و مهربانی کردن و... هیچ مضایقه نخواهد کرد. چه کسی حاضر است شبی را تا صبح تا این اندازه خود را برای کودکی به زحمت اندازد. مادر چندین سال برای کودک خویش این‌گونه دل‌سوزی می‌کند، و زحمات فراوانی را به جان می‌خرد. هنگامی که انسان یکی‌یکی این جزئیات را تصور کند، ارزش زحمت مادر را به‌گونه‌ای دیگر درک خواهد کرد.
به‌جا آوردن شکر خدا، ناشی از یک احساس است. نخست انسان احساس می‌کند که بدهکار است. یکی از احساسات پاک الهی که خداوند به‌صورت فطری در وجود انسان قرار داده، این است که انسان در مقابل کسی که خدمتی به او می‌کند، خود را
﴿ صفحه 139 ﴾

بدهکار می‌داند و می‌خواهد به نحوی آن خدمت را جبران، یا دست‌کم با زبان و گفتار از او تشکر کند. این احساس هنگامی در وجود ما پدیدار می‌شود که ما جزئیات نعمت‌های الهی را درک کنیم و به دانسته‌ای اجمالی و مبهم از نعمت‌های خداوند بسنده نکنیم. به‌عنوان نمونه، برای درک عظمت نعمت سلامتی بدن باید به جزئیات آن توجه، و گاه‌گاه آنها را مرور کرد. چشم انسان از چندین بخش، و هر بخش از میلیون‌ها سلول متفاوت تشکیل شده است. اگر یکی از بخش‌های چشم معیوب شود، مثلاً آب سیاه بیاورد، چقدر باید برای درمان آن زحمت کشید و هزینه داد؟ سایر اعضای بدن نیز همین‌گونه‌اند. اگر یکی از استخوان‌هایی که خداوند در دهان ما برای خرد کردن غذا گذاشته، یعنی دندان، بپوسد هرقدر هم انسان هزینه کند دیگر مانند سابق نخواهد شد. آیا ما می‌توانیم ارزش این اعضا و جوارح را که خداوند در کمال سلامتی و هماهنگی در اختیارمان قرار داده است، مشخص کنیم؟ باید اعتراف کنیم که قدر و قیمت این نعمت‌های عظیم را نمی‌دانیم. مقام معظم رهبری در خلال یکی از سخنرانی‌های خود که موضوع آن شکر نعمت‌های خداوند بود، فرمودند پس از اینکه دست بنده معیوب شد و مدت‌ها دردی شدید داشت، پزشکان گفتند برای محقق شدن حرکت یک انگشت، سه رشتة عصبی باید باهم همکاری داشته باشند، و بر اثر انفجار، عملكرد یکی از این سه رشتة عصبی انگشت شما مختل شده است. آیا تاکنون با خود اندیشیده‌ایم که حرکت دادن انگشت هم خود نعمتی است؟ چند عضو از سلول‌های دست، سلسله اعصاب، مغز و... باید سالم و هماهنگ باشند تا انسان بتواند یک انگشت خویش را حرکت دهد؟ آیا تاکنون با خود اندیشیده‌ایم که یک‌رنگی پوست بدن ـ هر رنگی که باشد ـ خود نعمتی است؟ هنگامی‌ که کسی مبتلا به برص شود، به‌خوبی می‌فهمد که یک‌رنگ
﴿ صفحه 140 ﴾
بودن پوست بدن چه نعمت زیبایی است. سلامتی و زیبایی پوست، نعمت ارزشمند الهی است و باید خدا را به خاطر این نعمت شکر کرد و از بیماری‌هایی چون خوره و جذام به خدا پناه برد.
همة آنچه بیان شد و نعمت‌های مشابه آنها، نعمت‌هایی‌اند که اکنون در اختیار ما هستند و موجودند؛ اما نباید فراموش کرد که برای به وجود آمدن هریک از اینها، مقدمات فراوانی لازم بوده و عوامل فراوانی دست‌به‌دست هم داده‌اند تا هریک از آنها به‌صورت کنونی درآید. برای فهم بهتر ارزش این نعمت‌های الهی، شایسته است به عوامل مقدمی این نعمت‌ها نیز توجه کنیم. با خود بیندیشیم که چگونه طرح و نقشة این ساختمان تهیه شده است؟ چه عوامل محیطی و ارثی و چه نوعی از مواد غذایی موجب شده‌اند تا این ساختمان شکل بگیرد؟ پدر و مادر چه شرایطی داشته‌اند تا این اندام‌ها به‌گونه‌ای موزون و هماهنگ لباس هستی بر تن کرده‌اند؟ گاه عیبی در پدر یا مادر موجب می‌شود فرزند آنها تا آخر عمر معیوب باشد.
تفکر و تأمل دربارة نعمت‌های الهی و درک جزئیات آنها موجب می‌شود انسان خود را در برابر معطی مهربان آنها بسیار بدهکار ببیند. اگر ما تنها به نعمت‌هایی که اکنون در بدن خویش از آنها بهره‌مندیم بیندیشیم، حتی اگر عوامل مقدمی و ترمیمی و مواد لازم برای تغذیة اندام بدن را به‌کلی فراموش کنیم، برای ما کافی است تا عظمت منعم خویش را درک کنیم و شرمسار این‌همه جود و كرم او باشیم.

ب) جبران‌ناپذیری نعم الهی

زهرای مرضیه(علیها السلام) در دومین توصیف خویش از نعم الهی، آنها را جبران‌ناپذیر معرفی
﴿ صفحه 141 ﴾
می‌کنند. حقیقت این است که کیفیت نعمت‌های الهی به‌گونه‌ای است که به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه با لطف دیگران در حق ما نیست. اگر کسی به ما هدیه‌ای دهد، می‌توانیم لطف او را با پیشکشی جبران کنیم؛ اما چگونه می‌توان لطف آفریننده‌ای را جبران کرد که هرچه هست از آنِ اوست؟ اگر تن و جان و مال و همة هستی من از اوست، از کدام خزانه می‌توانم پیشکشی به بارگاه او ببرم و گوشه‌ای از هزاران نعمت او را سپاس بگویم؟