فهرست کتاب


رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

4. ثنای خداوند به خاطر همة نعمت‌های او

حضرت زهرا(علیها السلام) پس از حمد و شکر، خدای سبحان را به سبب همة نعمت‌هایی که در اختیار بندگانش قرار داده است، ثنا می‌گویند: وَالثَّنَاءُ بِمَا قَدَّم؛ «خدا را ثنا می‌گویم به سبب آنچه در اختیار بندگانش قرار داد».
انتخاب واژة «قدّم» به‌ظاهر برای رعایت سجع با جمله‌های پیشین، و به ‌معنای «جَعل الشِّیء قدامک» است. در زبان عربی هنگامی‌ که می‌خواهند بگویند: «چیزی را در اختیار کسی قرار داد»، می‌گویند: «قدَّمه لَه». ما نیز در فارسی از این واژة عربی استفاده کرده، می‌گوییم: تقدیم کرد. در زبان فارسی این واژه را در جایی به کار می‌بریم که شخصِ کوچک‌تر، چیزی را در مقابل بزرگ‌تر از خود قرار می‌دهد؛ اما در عربی این قید وجود ندارد و هرگاه چیزی را پیش روی کسی و در اختیار وی قرار می‌دهند، می‌گویند: «قدَّمه لَه». به‌دشواری می‌توان برای این اصطلاح، واژه‌ای فارسی یافت که در زمان ما به کار رود و همین معنا را افاده کند.
همان‌‌‌گونه که گذشت، واژة ثنا به ‌معنای ستایش مطلق است و در برابر هرگونه نعمت به کار می‌رود؛ اعم از اینکه نعمتی باشد که خداوند به‌‌طور خاص به کسی عطا کرده یا نعمتی که به دیگر خلایق عنایت فرموده است.
﴿ صفحه 131 ﴾

فصل دوم: دریای نعمت‌های الهی

مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا وَسُبُوغِ آلاَءٍ أَسْدَاهَا وَتَمَامِ مِنَنٍ أَوْلاَهَا؛ جَمَّ عَنِ الإِحْصَاءِ عَدَدُهَا وَنَأَی عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا وَتَفَاوَتَ عَنِ الإِدْرَاک أَبَدُهَا؛ [خدا را ثنا می‌گویم به خاطر آنچه در اختیار بندگانش قرار داد] از فراگیر بودن نعمت‌هایی که از آغاز عطا کرد و مواهب ویژة فراوانی که احسان فرمود و تمام عطایای عظیمی که [بندگان را] مشمول آن ساخت؛ نعمت‌هایی که تعداد آنها از شماره بیرون است و دامنه‌شان به‌قدری بی‌پایان است که نمی‌توان در مقام تلافی برخاست و بی‌پایانی آنها از حد ادراک خارج است.

1. تفاوت نعم، آلاء و منن

مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا؛ «[خدا را ثنا می‌گویم به خاطر آنچه در اختیار بندگانش قرار داد] از فراگیر بودن نعمت‌هایی که از آغاز عطا کرد».
﴿ صفحه 132 ﴾
بانوی دو عالم(علیها السلام) پس از حمد، شکر و ستایش خداوند به خاطر همة نعمت‌های او، به نعمت‌های فراگیر و بی‌انتهای الهی می‌پردازند. حضرت می‌توانستند برای بیان تفصیلی نعمت‌های الهی بفرمایند: مِنْ نِعَمٍ عَامّة؛ اما از ترکیبی بسیار لطیف استفاده فرموده، به‌جای اینکه نخست خود نعمت‌ها را بیان، و سپس آنها را به همگانی بودن توصیف کنند، از آغاز بر عمومیت نعمت‌های الهی تکیه کرده، می‌فرمایند: مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا؛ «ستایشْ خدا را به خاطر فراگیر بودن نعمت‌هایی که از آغاز به ما عطا کرد».
برخی از نعمت‌های خداوند، نعمت‌هایی‌اند که ابتدا متنعم شرایط پذیرش آن را می‌یابد، سپس خدا آن نعمت را به او عطا می‌کند؛ اما نعمت‌های دیگری نیز وجود دارند که خداوند پیش از اینکه متنعم لیاقت درک آنها را پیدا کند، آنها را می‌آفریند. همة ما به غذا نیازمندیم و هنگامی که این نیاز را با احساس گرسنگی درک کنیم، به دنبال غذا می‌رویم و خدای سبحان به ما روزی می‌دهد. غذا نعمتی است که پس از اینکه لیاقت دریافتش را پیدا کردیم، خداوند آن را به ما عطا می‌فرماید؛ اما جنینی که در شکم مادر است، پیش از اینکه متولد شود، خداوند روزی او را در سینة مادر قرار می‌دهد. بالاتر از این، نعمت‌هایی‌اند که خدای مهربان پیش از خلقت انسان برای او مهیا کرده است. پیش از اینکه انسان خلق شود، باید زمین، هوا، نور، حرارت و مواد خوراکی وجود داشته باشند و خداوند این نعمت‌ها را پیش از خلقت انسان برای او مهیا کرده است. در برخی دعاها می‌خوانیم: یا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا؛(119) «ای آغازگر نعمت‌ها، پیش از پدید آمدن استحقاق آنها».
﴿ صفحه 133 ﴾
تعبیر «قبل استحقاقها» می‌تواند معنای دیگری هم داشته باشد و آن این است که موجودات مختار، هنگامی مستحق پاداش می‌شوند که اعمال اختیاری مناسب را انجام دهند؛ اما خداوند حتی پیش از اینکه کسی با انجام عمل اختیاری استحقاق نعمتی را پیدا کند، پیشاپیش به بندگانش نعمت می‌دهد؛ مانند نعمت هدایت.
وَسُبُوغِ آلاَءٍ أَسْدَاهَا وَتَمَامِ مِنَنٍ أَوْلاَهَا؛ «و به خاطر مواهب فراوانی که به ما احسان فرموده و عطایای پی‌درپی که همواره ما را مشمول آن ساخته است».
برخی زبان‌ها ازنظر غنای واژگان و ترکیبات، بر زبان‌های دیگر برتری دارند. این برتری، برای زبان عربی در مقایسه با زبان فارسی به‌خوبی دیده می‌شود و زبان عربی ازلحاظ غنای واژگان، در سطح بسیار بالاتری قرار دارد. گاه در برابر یک کلمة فارسی، چند کلمة عربی وجود دارد که هریک ویژگی خاصی دارد. برای نمونه، در مقابل واژة فارسی «داد» در زبان عربی، هم واژة «عدل» و هم واژة «قسط» وجود دارد. همچنین برخی از حیوانات در زبان فارسی تنها یک نام دارند، درحالی‌که در زبان عربی چندین نام با تفاوت‌های ظریفی برای آنها به کار می‌رود.(120) ازاین‌رو برخی از ادبای عرب ترادف این واژگان را ظاهری دانسته، در صدد بیان تفاوت‌های آنها برآمده‌اند و کتاب‌هایی در این زمینه نگاشته‌اند.
در زبان فارسی برای بیان معنای نعمت، تنها واژة نعمت را داریم که البته آن‌هم از زبان
﴿ صفحه 134 ﴾
عربی به عاریت گرفته شده است؛ اما در زبان عربی هم «نعمت»، هم «ألا» و هم «منت» وجود دارد که جمع آنها به‌ترتیب «نعم»،(121) «آلاء»(122) و «منن»(123) است و تفاوت‌هایی ظریف بین آنها وجود دارد. نعمت به همة نعمت‌ها و هر چیزی که ملایم با طبع باشد اطلاق می‌شود و معنایی عام دارد.(124) دربارة ألا گفته‌اند آن نعمتی است که نیاز متنعم را کاملاً برطرف می‌کند. قرآن در سورة الرحمن چندین‌بار می‌فرماید: فَبِأَی آلاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَان؛(125) «پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می کنید؟» نیز در جای دیگر می‌فرماید: فَاذْکُرُوا آلاءَ اللَّهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون؛ (126) «پس نعمت‌های خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید».
این آیات به نعمت‌هایی اشاره دارند که در آنها ویژگی مزبور لحاظ شده است. صدیقه طاهره(علیها السلام) در کنار این دو، واژة منت را به کار می‌برند. واژه منت درباره نعمت‌های بسیار ارزشمند و گران‌سنگ به ‌کار می‌رود.(127) ازاین‌رو در قرآن کریم در مواردی خاص کلمه «من» به‌جای «أنعم» به کار رفته است:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِم یَتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکمَةَ وَإِنْ کانُوا مِنْ قَبْل لَفی ضَلالٍ مُبین؛(128) خداوند بر مؤمنان نعمت بزرگی بخشید،
﴿ صفحه 135 ﴾
هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هرچند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.
در این آیة شریفه، خداوند از نعمت وجود پیامبر با تعبیر «من» یاد می‌فرماید. برخی گمان کرده‌اند خداوند با این بیان قصد منت گذاشتن بر بندگان خویش را دارد؛ اما چنین نیست و «من» در این آیة شریفه بدین معناست: أنعم بنعمة عظیمة ثمینة؛ «نعمتی عظیم و گران‌بها بخشید».
حضرت زهرا(علیها السلام) نخست واژة نعم، سپس واژه آلاء و سرانجام واژة مِنَن را به ‌کار برده‌اند که به‌ترتیب بر بار معنایی هر واژه افزوده می‌شود. رعایت چنین ترتیبی از مراتب فصاحت کلام است و شخص فصیح، هنگامی‌ که چند واژة مشابه را به کار می‌برد، رفته‌رفته از ضعیف به قوی سیر می‌کند. اعطای نعمت هم باز با واژگان مختلفی بیان شده و این امر نشان‌دهندة شدت تسلط گوینده بر کلام، لغات و ترکیبات است. در عبارت یادشده، از واژة «سبوغ» استفاده شده است؛ یعنی خدا را ثنا می‌گویم به‌واسطة فراوانی نعمت‌های ویژه‌ای که ارزانی داشته است. از این ماده، در قرآن نیز آمده است: وَأَسْبَغَ عَلَیکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَباطِنَة؛(129) «و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را به‌طور فراوان بر شما ارزانی داشته است».
در عبارت «وَتَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا» از واژة «أولَاها» استفاده شده و در برخی نسخه‌ها «والاها»(130) آمده است. «أولی ‌النعمة» به ‌معنای «أعطاها» است. این واژه معانی پرشماری
﴿ صفحه 136 ﴾
دارد که یکی از آنها عبارت است از: «کاری را به انجام رساندن»؛ اما «والا» به ‌معنای در پی آوردن و چیزی را به دنبال چیزی آوردن است. اگر «والاها» باشد، می‌توان گفت نکته ظریفی در آن رعایت شده، و آن این است که وقتی خدا نعمتی به کسی می‌دهد، به همان مقدار بسنده نمی‌کند، بلکه به دنبال آن، نعمتی بزرگ‌تر به او می‌بخشد و معنای عبارت این خواهد بود: «خدا را ثنا می‌گویم به خاطر مواهب ویژة فراوانی که به ما احسان فرموده، و نعمت‌های عظیم‌تری که به دنبال آنها ارزانی داشته است»؛ اما اگر «أولاها» باشد، معنای عبارت، چنین خواهد بود: «خدا را ثنا می‌گویم به خاطر مواهب ویژة فراوانی که به ما احسان فرموده و نعمت‌های بزرگی که در اختیار متنعمان قرار داده است».
در این سه ترکیب، اعطای نعمت از سوی خدا با سه تعبیر بیان شده که در فارسی به‌زحمت می‌توانیم با واژگان مختلف آنها را ترجمه کنیم و در زبان عادی در ترجمه هر سه می‌گوییم: «خدا را شکر به ‌خاطر نعمت‌های عامی که ارزانی داشت»؛ اما حقیقت این است که در هریک از این عبارات، واژگان مختلفی با ترکیبی ویژه به کار رفته‌اند که ظرافت و لطافتی مخصوص دارند. سه ترکیب مزبور، توصیف نحوة اعطای الهی، و بیانگر عمومیت، فراوانی و پی‌درپی بودن اعطای الهی‌اند.