رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

هـ) جریان مصحف فاطمه(علیها السلام)

ازجمله الهامات خاص به بانوی محدَّثه(علیها السلام) الهاماتی است که مصحف حضرت فاطمه(علیها السلام)
﴿ صفحه 129 ﴾
را تشکیل داده است. در روایات فراوانی، این حقیقت نقل شده است که پس از رحلت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مصیبت‌های عظیم و وصف‌ناپذیری بر آن حضرت وارد شد و بدین جهت، خدای سبحان جبرئیل را برای تسلا بخشیدن به قلب مجروح فاطمه(علیها السلام) به خدمت ایشان می‌فرستاد تا با سخنان خود، بار غم‌ها و غصه‌های قلب نازنین فاطمه(علیها السلام) را سبک کند. جبرئیل هنگامی‌ که به خدمت حضرتش می‌رسید، داستان‌ها و رویدادهای آینده را برای ایشان نقل می‌کرد و مجموعه آنها به نام مصحف فاطمه(علیها السلام) نام‌گذاری شد. در بعضی روایات آمده که در این مصحف چیزی از حلال و حرام نبود و مشتمل بر پیشگویی‌هایی بود که جبرئیل برای حضرت زهرا(علیها السلام) از رویدادهای آینده نقل کرده بود و حضرت علی(علیه السلام) آنها را ثبت کرده، به‌صورت کتابی درآوردند.(117)
مصحف به ‌معنای جمع‌آوری‌شده است. برخی افراد بی‌اطلاع گمان کرده‌اند که این مصحف کتابی در مقابل قرآن است و شیعیان معتقدند قرآن مصحف پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است و در مقابل آن، حضرت زهرا(علیها السلام) هم مصحفی داشته‌اند. از تهمت‌هایی که به شیعیان زده می‌شود این است که می‌گویند: «شیعیان معتقدند حضرت زهرا(علیها السلام) هم پیامبر بوده و غیر از قرآن، مصحفی داشته‌اند. ازاین‌رو شیعیان برای خود، قرآن دیگری قایل هستند»؛ درصورتی‌که مصحف فاطمه، تحدیث‌های جناب جبرئیل بر حضرت زهرا(علیها السلام) بوده است و ایشان آنها را جمع‌آوری کرده‌، به‌صورت کتابی درآورده‌اند، و ائمة اطهار(علیهم السلام) بر اساس آنچه در روایات آمده است، به آن استناد کرده، می‌فرمایند: نَظَرْتُ فِی مُصْحَفِ فَاطِمَة؛(118) «در مصحف حضرت فاطمه
﴿ صفحه 130 ﴾
این‌چنین یافتیم که...». به‌هرحال این مصحف از مصادیق الهامات خاص الهی به حضرت زهراست و جملة «وَلَهُ الشُّکرُ عَلَی مَا ألْهَم»، می‌تواند براعت استهلال باشد نسبت به الهاماتی که حضرت در طول خطبه به آنها اشاره خواهند فرمود.

4. ثنای خداوند به خاطر همة نعمت‌های او

حضرت زهرا(علیها السلام) پس از حمد و شکر، خدای سبحان را به سبب همة نعمت‌هایی که در اختیار بندگانش قرار داده است، ثنا می‌گویند: وَالثَّنَاءُ بِمَا قَدَّم؛ «خدا را ثنا می‌گویم به سبب آنچه در اختیار بندگانش قرار داد».
انتخاب واژة «قدّم» به‌ظاهر برای رعایت سجع با جمله‌های پیشین، و به ‌معنای «جَعل الشِّیء قدامک» است. در زبان عربی هنگامی‌ که می‌خواهند بگویند: «چیزی را در اختیار کسی قرار داد»، می‌گویند: «قدَّمه لَه». ما نیز در فارسی از این واژة عربی استفاده کرده، می‌گوییم: تقدیم کرد. در زبان فارسی این واژه را در جایی به کار می‌بریم که شخصِ کوچک‌تر، چیزی را در مقابل بزرگ‌تر از خود قرار می‌دهد؛ اما در عربی این قید وجود ندارد و هرگاه چیزی را پیش روی کسی و در اختیار وی قرار می‌دهند، می‌گویند: «قدَّمه لَه». به‌دشواری می‌توان برای این اصطلاح، واژه‌ای فارسی یافت که در زمان ما به کار رود و همین معنا را افاده کند.
همان‌‌‌گونه که گذشت، واژة ثنا به ‌معنای ستایش مطلق است و در برابر هرگونه نعمت به کار می‌رود؛ اعم از اینکه نعمتی باشد که خداوند به‌‌طور خاص به کسی عطا کرده یا نعمتی که به دیگر خلایق عنایت فرموده است.
﴿ صفحه 131 ﴾

فصل دوم: دریای نعمت‌های الهی

مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا وَسُبُوغِ آلاَءٍ أَسْدَاهَا وَتَمَامِ مِنَنٍ أَوْلاَهَا؛ جَمَّ عَنِ الإِحْصَاءِ عَدَدُهَا وَنَأَی عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا وَتَفَاوَتَ عَنِ الإِدْرَاک أَبَدُهَا؛ [خدا را ثنا می‌گویم به خاطر آنچه در اختیار بندگانش قرار داد] از فراگیر بودن نعمت‌هایی که از آغاز عطا کرد و مواهب ویژة فراوانی که احسان فرمود و تمام عطایای عظیمی که [بندگان را] مشمول آن ساخت؛ نعمت‌هایی که تعداد آنها از شماره بیرون است و دامنه‌شان به‌قدری بی‌پایان است که نمی‌توان در مقام تلافی برخاست و بی‌پایانی آنها از حد ادراک خارج است.