رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

دوم.‌ معنای اصطلاحی الهام

الهام در عرف متشرعه به‌ویژه شیعیان، اصطلاح ویژه‌ای یافته است. براساس این اصطلاح، الهام شناخت و ادراک خاصی است که خدای سبحان تنها به اولیای خویش مرحمت می‌كند و ازاین‌جهت، الهام ادراکی از سنخ وحی، اما در مرتبه‌ای ضعیف‌تر است.

سوم. اقسام الهام

در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان الهام را بر دو قسم دانست: الهام عام و الهام خاص.

یک) الهام عام

قرآن کریم به نوعی الهام اشاره دارد که همة انسان‌ها از آن بهره‌مندند. خداوند در سورة شمس پس از یازده قسم می‌فرماید: فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا؛(109) «سپس فجور و تقوا را به او الهام کرد».
﴿ صفحه 122 ﴾
حاصل این الهام این است که همة انسان‌ها کار نیکو و کار زشت را به‌واسطة درک و معرفتی خدادادی می‌شناسند. همچنین همة انسان‌ها گرایش به امور نیکو و خوب را از سویی، و تمایل به لذت‌های مادی را از سوی دیگر در وجود خویش احساس می‌کنند. این درک و این گرایش، حاصل تلاش انسان برای تحصیل آنها نیست. به تعبیر دیگر، انسان خود این درک و میل را کسب نکرده‌ و از کسی نیاموخته است؛ بلکه این واقعیت، حاصل الهامی الهی است.
الهام از سنخ ادراک: الهام ممکن است از سنخ ادراک باشد؛ بدین‌معنا که خداوند مطلبی را به انسان می‌فهماند. کودکی که در پی شنیدن صدایی، روی خویش را به سمت منشأ صدا می‌گرداند، می‌داند که هر پدیده‌ای منشأ پیدایشی دارد و این شناختی است که خدای سبحان به او ارزانی داشته است؛ گرچه کودک به این علم خویش آگاهی ندارد. همچنین خداوند مرتبه‌ای از شناخت خود را در وجود هر انسانی قرار داده است و از‌این‌روست که در هنگام ناامیدی از ماسوی‌الله، در دل خویش احساس می‌کند کسی دیگر را می‌شناسد که می‌تواند به او یاری رساند.
الهام از سنخ گرایش: الهام الهی ممکن است از سنخ میل و گرایش باشد؛ بدین‌معنا که خدای سبحان میل به چیزی را در انسان ایجاد کند. خداوند در همة انسان‌ها دو گرایش قرار داده است. ازاین‌رو همة ما کارهای خوب را دوست داریم و وقتی کسی کاری نیکو انجام دهد، گرچه به ما هم هیچ ربطی نداشته باشد، برای ما خوشایند است. این عنایتی الهی در حق همة انسان‌هاست که خداوند از آن به «الهام تقوا» تعبیر می‌کند. از سوی دیگر، تمایل به لذت‌ها ـ اگرچه گناه باشد ـ نیز در انسان وجود دارد. این گرایش نیز در همة انسان‌ها عمومیت دارد. ازاین‌رو در آغاز همة انسان‌ها به‌طور طبیعی به این لذت‌ها علاقه‌مندند؛ اما هر قدر در راه ایمان به پیش روند، این تمایلات
﴿ صفحه 123 ﴾
محدود می‌شوند و ایشان دیگر به لذت‌هایی که از راه گناه به‌دست می‌آیند، علاقه‌ای نخواهند داشت و با عبادت و اطاعت، تمایل به انس خدا روز‌به‌روز در وجودشان قوی‌تر می‌شود. رفته‌رفته مؤمن با استقامت در راه ایمان، به حدی می‌رسد که دیگر برای عبادت خدا بی‌تاب می‌شود و اگر مانعی در راه انس با خدا برای او پیدا شود، همچون ماهیِ ازآب‌دور‌مانده‌ای می‌شود که می‌خواهد جان دهد.