رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

اول. معنای لغوی وحی

وحی در لغت به معنای «اشارة سریع» است و این نزدیک‌ترین معنایی است که برای وحی بیان كرده‌اند. هنگامی که به کسی برای القای امری اشاره کنند، در زبان عرب گفته می‌شود: «أوحی إلیه». نمونة این كاربرد در داستان حضرت زکریا(علیه السلام) آمده است. هنگامی‌ که به ایشان بشارت به دنیا آمدن حضرت یحیی داده شد، عرض کرد: خدایا! چگونه من فرزنددار می‌شوم، درحالی‌که پیر و فرتوت شده‌ام و همسری نازا دارم. خداوند در پاسخ او فرمود: چنین کاری برای خداوند مشکل نیست. در این هنگام او نشانه‌ای برای این امر مهم درخواست کرد تا مردم بدانند جریانی غیرعادی و الهی در کار است و این نشانه، مانع از شکل‌گیری شایعات بی‌اساس در جامعه شود. خداوند فرمود:
آیتُک أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَ لَیالٍ سَوِیّا * فَخَرَجَ عَلی قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحَی إِلَیهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکرَةً وَعَشِیّا؛(104) نشانة تو این است که سه شبانه‌روز قدرت تکلم با مردم نخواهی داشت، درحالی‌که زبانت سالم است. پس او از محراب عبادتش به‌سوی مردم بیرون آمد و با اشاره به آنها گفت: صبح و شام خدا را تسبیح گویید.
ایشان بزرگِ معبد بود و شاگردان و پیروان وی منتظر سخنان او بودند؛ اما چون نمی‌توانست سخن بگوید، به آنان اشاره کرد که شما مشغول ذکر و عبادت باشید. در اینجا تعبیر «وحی» به کار رفته است.
﴿ صفحه 119 ﴾
حتی در قرآن برای آنجا که وسوسه‌های شیطانی بر جان افرادی اثر می‌گذارد نیز تعبیر وحی به کار رفته است: إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلَی أَوْلِیائِهِم لِیُجادِلُوکُم ؛(105) «حقیقتاً شیاطین به دوستان خود مطالبی القا می کنند، تا با شما به مجادله برخیزند». نیز قرآن می‌فرماید: وَکَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا؛(106) «این‌چنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم. آنها سخنان فریبنده و بی اساس را به یکدیگر القا می‌کردند».
بر اساس این آیه، گاهی که انسان احساس می‌کند باید کاری را انجام دهد یا‌ مطلبی خاص، چه خوب و چه بد، به ذهن او می‌آید که توجه او را جلب می‌کند، ممکن است آن القا اشاره‌ای از سوی شیطان باشد و انسان به این امر آگاه نباشد. البته استعمال کلمة وحی به موجودی خاص اختصاص ندارد و در قرآن کریم به یک معنا برای همة موجودات به کار رفته است. در سورة نحل واژة وحی برای القای معنایی به زنبور عسل به ‌كار رفته است: وَأَوْحی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذی مِنَ الْجِبالِ بُیوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُون؛(107) «و پروردگار تو به زنبور عسل وحی كرد که از کوه ها و درختان و داربست‌هایی که مردم می سازند، خانه هایی برگزین».
کلمة وحی در این آیات در معنای لغوی به ‌کار رفته و همه بر القای نوعی شناخت در موجودی دلالت دارند که خود، آن شناخت را کسب نکرده است؛ حتی ممکن است اصلاً از وجود آن آگاه نباشد و منشأ آن را نداند. معنای آن سخن این نیست که این پدیده تنها امری مکانیکی است. اساساً درک و شناخت نمی‌تواند تنها امری مکانیکی
﴿ صفحه 120 ﴾
باشد؛ اما ممکن است مُدرِک از درک خویش آگاهی نداشته باشد. تصور ما نسبت به بسیاری از حیوانات، به‌ویژه حیواناتی که در مراتب پایینی نسبت به سایرین قرار دارند، این است که درک آنها ناآگاهانه است؛ اما ممکن است برخی حیوانات که در درجه‌های عالی‌تر هستند، به‌گونه‌ای از آگاهی برخوردار باشند.
در قرآن کریم سنخ دیگری از وحی نیز بیان شده که نوعی گرایش است؛ چنان‌که می‌فرماید:
وَوَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَیعْقُوبَ نافِلَةً وَکُلاًّ جَعَلْنا صالِحین * وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَینا إِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیرات ؛(108) و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم و همة آنان را مردانی صالح قرار دادیم و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند و انجام کارهای نیک را به آنها وحی کردیم.
خدای سبحان در این آیه نمی‌فرماید علم به خیرات را به ایشان وحی کردیم؛ بلکه می‌فرماید خود فعل خیر را به آنان وحی نمودیم. ظاهراً مقصود این است که تمایل به کار خیر، با عنایت الهی در وجود این بندگان شایستة خدا محقق می‌شود.

دوم. معنای اصطلاحی وحی

تا اینجا سخن از معنای لغوی وحی بود؛ اما در اصطلاح علما، به‌ویژه علمای کلام و نیز در عرف متشرعه، این معنا شکل گرفته که وحی، نوعی رابطة تعلیم و تعلمی بین خدا و انبیای الهی است و به کسی وحی می‌شود که پیامبر خدا باشد. پس وحی در اصطلاح، تنها برای
﴿ صفحه 121 ﴾
ادراک غیرعادی الهی به کار می‌رود که خدای سبحان به انبیای خویش القا می‌فرماید. وحی به این معنای اصطلاحی، حتی برای ائمة اطهار(علیهم السلام) نیز به کار نمی‌رود.

ب) مفهوم الهام