رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

فصل اول: حمد، شکر و ثنای الهی در کلام فاطمه(علیها السلام)

الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَنْعَمَ وَلَهُ الشُّکرُ عَلَی مَا أَلْهَمَ وَالثَّنَاءُ بِمَا قَدَّم؛ حمد مخصوص خداست بر نعمت‌هایی که ارزانی داشت و شکر برای اوست بر آنچه الهام فرمود و ثنا به خاطر همة آنچه عطا كرد.

1. مقایسة حمد، شکر و ثنا

خطبة مبارک حضرت زهرا(علیها السلام) به‌حسب نقل متضافر، با تعبیراتی که بیان شد آغاز می‌گردد. مبتدای جملة اول «حمد»، مبتدای جملة دوم «شکر» و مبتدای جملة سوم «ثنا» است. این سه، مفاهیمی متفاوت‌اند و به‌طور اجمال در بیان تفاوت آنها می‌توان گفت: در میان این سه مفهوم، ثنا، مفهومی عام‌تر است و در زبان عربی می‌توان آن را برای هر مدح و ستایشی به کار برد؛ خواه ممدوح عاقل باشد، خواه غیرعاقل و خواه حیات داشته باشد، خواه جماد باشد، و نیز خواه مدح، برای کاری اختیاری باشد، خواه برای کاری غیراختیاری. در همة انواع مدح می‌توان از تعبیر ثنا
﴿ صفحه 106 ﴾
استفاده کرد؛ اما مفهوم «حمد» از مفهوم ثنا خاص‌تر است و به مدح و ستایشی گفته می‌شود که در مورد کاری نیکو از فاعلی باشعور و مختار انجام گیرد؛ خواه آن کار، سودی به حال حمدکننده داشته باشد، خواه نداشته باشد. مفهوم «شکر» از مفهوم حمد نیز خاص‌تر است و به مدح و ستایشی اطلاق می‌شود که نتیجة آن کارِ نیکو عاید ستایشگر شود.(88)
نکتة دیگر ترتیب قرار گرفتن سه واژة حمد، شکر و ثنا در این عبارت است. دربارة این پرسش که چرا نخست حمد، سپس شکر و پس از آن ثنا به ‌کار رفته است، شاید بتوان گفت چون حضرت در مقام ستایش خداست و ذات الهی، عین حیات و علم است و اعلا مراتب حیات، قدرت، علم و اختیار را داراست، طبعاً باید او را به خاطر کارهای نیکو و اختیاری‌ وی ستایش کرد. همة آثار نیکویی که از خداوند سبحان ناشی می‌شوند، در اختیار اویند و هیچ فعلی غیراختیاری و جبری از خداوند صادر نمی‌شود. پس واژة حمد، واژه‌ای درخور برای ستایش اوست. شاید از همین ‌روست که خداوند نیز در قرآن، کلام خود را با حمد آغاز می‌کند. حضرت زهرا(علیها السلام) در جملة دوم قصد آن دارد که خداوند را به ‌خاطر عطا و بخششی ستایش کند که عایدِ ثناکننده شده و عطیه‌ای اختصاصی به‌شمار می‌آید. برای چنین ستایشی، واژة شکر مناسب است؛ اما پس از حمد الهی و شکر نعمت‌های اختصاصی، حضرت قصد دارد این ستایش را تعمیم داده، خداوند را به خاطر همة آنچه در اختیار بندگانش قرار داده مدح كند، که چیزی شبیه ذکر عام بعد از خاص خواهد بود؛ ازاین‌رو از تعبیر ثنا استفاده می‌فرماید.
﴿ صفحه 107 ﴾

2. حمد نعمت‌های الهی

نور چشم رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سخنان گهربار خویش را با حمد خدای یکتا به ‌خاطر نعمت‌های او آغاز می‌كند و می‌فرماید: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَنْعَم؛ «حمد مخصوص خداست به ‌خاطر نعمت‌هایی که ارزانی داشت».
همراه با یاد فاطمه(علیها السلام) از نعمت‌های خدای سبحان، شایسته است اندکی دربارة حقیقت نعمت‌های خداوند تأملی كنیم، و زنگارهای غفلت از نعمت‌های او را از قلب خویش بزداییم. حقیقت این است که همة افعال نیکوی الهی برای بندگان او نعمت‌اند و هرچه از سوی خدای سبحان تحقق یابد، به سود بندگان اوست. بنابراین هنگامی‌ که کسی خدا را حمد می‌گوید، درحقیقت به نعمت‌های الهی توجه یافته، و این توجه وی را به حمد الهی برانگیزانده است. بااین‌حال شایسته است که با تفصیل بیشتری دربارة حقیقت «نعمت» بحث كنیم.
واژة «انعام» به معنای اعطای نعمت است، و اصل ریشة نعمت به معنای نرمی و ملایمت.(89) کلمة «نعومه» نیز از همین ریشه است. ازاین‌رو برای توصیف شیء نرم و لطیف همچون برگ گل و پارچة لطیف از این واژه استفاده می‌شود. علت نام‌گذاری نعمت‌ها به نعمت، مناسب و سودمند بودن آنها برای دریافت‌کننده و ملایم بودن آنها با وجود اوست. بنابراین به شیء مضر نعمت اطلاق نمی‌شود. برای تطبیق این معنای لغوی با اصطلاح اهل معقول می‌توان چنین گفت: نعمت چیزی است که در جهت کمال شیء واقع می‌شود. ازاین‌رو کمال و آنچه موجب کمال می‌گردد، برای موجود
﴿ صفحه 108 ﴾
نعمت شمرده می‌شود؛ اما اگر موجب ضرر و نقص یا موجب از بین رفتن آن موجود شود، دیگر برای او نعمت به‌شمار نمی‌آید.