رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

اول. واکاوی معنای اختلاف

در مباحث عقلی، وحدت در مقابل کثرت قرار می‌گیرد، اما در مسئلة مورد بحث ما، وحدت در مقابل اختلاف مطرح می‌شود؛ یعنی در این بحث وحدت به ‌معنای نبود اختلاف، و دعوت به وحدت به ‌معنای درخواست کنار گذاشتن اختلاف‌هاست. ازاین‌رو برای روشن شدن بیشتر مفهوم وحدت مورد نظر، باید معنای اختلاف را نیز بررسی کنیم.
دو موجود ممکن است کاملاً مثل هم باشند؛ به‌گونه‌ای‌که شناخت یکی از دیگری به‌سادگی امکان نداشته باشد. معمولاً کالاهایی این‌گونه‌اند که با اصول فنی ساخته می‌شوند. در این موارد کثرت هست، اما اختلافی در میان نیست. این وحدت با کثرت و تعدد منافات ندارد، بلکه در مقابلش اختلاف و تفاوت قرار می‌گیرد. پس اختلاف بین دو شیء، زمانی مطرح می‌شود که آن دو مثل هم نباشند. دو چیز وقتی مثل هم نبودند می‌گوییم باهم اختلاف دارند. بنابراین معنای اختلاف جنگ و نزاع نیست، بلکه وجود تفاوت است.
﴿ صفحه 50 ﴾

دوم. انواع اختلاف

در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان اختلاف‌ها را بر دو قسم کلی دانست: یکی اختلاف‌های تکوینی که انتخاب و اختیار انسان در آن نقشی ندارد و دومی اختلاف‌هایی که اختیار انسان در آنها مؤثر است.

یک) اختلاف‌های برخاسته از نوع آفرینش

همان‌گونه که گفتیم، نوع اول اختلاف، اختلاف تکوینی است که به طبیعت موجودات بازگشت دارد. هنگامی ‌که طبیعتِ دو موجود مثل هم نبوده، با یکدیگر تفاوت داشته باشند می‌گوییم آن دو ازلحاظ تکوینی با یکدیگر اختلاف دارند. برای مثال طبیعت درخت با طبیعت سنگ تفاوت دارد، و این دو تکویناً باهم اختلاف دارند. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که آیا وجود چنین اختلافی امر بدی به‌شمار می‌آید؟ آیا اگر دو موجود از حیث تکوین باهم فرق داشته باشند، بد است؟ پاسخ را با یک پرسش روشن می‌کنیم: آیا اگر اختلاف تکوینی وجود نداشت، اصلاً جهان هستی به وجود می‌آمد؟ اگر اختلافات تکوینی وجود نداشته باشند، اصلاً زندگی انسانی ناممکن می‌شود و جامعة انسانی شکل نمی‌گیرد. اساس این عالم نیز به همین صورت است. اگر اختلافات تکوینی در کار نبودند، این عالم تحقق نمی‌یافت. اگر چنین اختلافاتی بین زن و مرد نباشد، نسل انسان بقا نخواهد داشت. پس اصل اختلافات تکوینی که ربطی به اعمال و اختیارات ما ندارند، لازمة وجود این عالم‌اند و اگر وجود نداشته باشند راه فیض الهی مسدود می‌شود. بقای این عالم به همراه زیبایی‌های آن، همه به خاطر وجود اختلافات تکوینیِ اجزای آن است و این، عین زیبایی است. قرآن کریم
﴿ صفحه 51 ﴾
به این حقیقت اشاره می‌کند: الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیءٍ خَلَقَه؛(25) «او همان کسی است که هرچه را آفرید نیکو آفرید».
نمونه‌ای دیگر از اختلاف‌های تکوینی، بهره‌مندی متفاوت انسان‌ها از استعدادهایی طبیعی است. گرچه اراده و فعل انسان‌ها در بهره‌برداری از این استعدادها مؤثر است، منشأ این بهره‌برداری‌های متفاوتِ کسبی، اختلاف‌های طبیعی و خدادادی است. برای نمونه ممکن است کسی به خاطر داشتن هوش و توانایی بیشتر، قوای بدنی خود را بیشتر به کار گیرد، و خلاقیت و ابتکار بیشتر او، زمینة بهره‌های مادی بیشتری را برای او فراهم کند. ازاین‌رو یکی از نتایج این اختلاف‌ها ثروتمند شدن عده‌ای، و فقیر شدن عده‌ای دیگر است. جدا از مسائل ارزشی دیگر، آیا خود اینکه توانایی انسان‌ها مختلف است و این اختلاف‌ها منشأ بهره‌های اختیاری و کسبی جدیدی می‌شوند، خوب است یا بد؟ این‌گونه اختلاف‌ها در نظام خلقت و در تدبیر عالم منظور شده‌اند و خداوند هدف از چنین اختلاف‌هایی را این‌گونه بیان می‌فرماید: وَهُوَ الَّذی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الأرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فی ما آتاکُم ؛(26) «و او کسی است که شما را جانشینان خود در زمین ساخت و درجات بعضی از شما را بالاتر از بعضی دیگر قرار داد (توانایی‌های شما را متفاوت قرار داد) تا شما را به‌وسیلة آنچه در اختیارتان قرار داده، بیازماید».
بنابراین اگر کسانی مواهب مادی بیشتری دارند، تکالیف ویژه‌ای هم بر عهدة آنها خواهد بود و به‌این‌ترتیب زمینة امتحان آنها فراهم می‌شود. اصل وجود این عالم برای آن است که انسان‌ها در معرض امتحان‌های مختلف قرار گیرند و خودشان مسیر
﴿ صفحه 52 ﴾
خویش را برگزینند تا مقدار اطاعت ایشان از خداوند معلوم شود. خداوند به هر انسانی استعدادی ذاتی بخشیده است، و این اختلاف خدادادی این زمینه را فراهم می‌کند که افراد در جامعه موقعیت‌های مختلفی پیدا کنند. این موقعیت‌های مختلف، تکالیفی مختلف را اقتضا می‌کنند و این امر به ‌معنای فراهم شدن زمینه‌های امتحان است. ازاین‌رو برای یافتن پاسخ پرسش مزبور، باید به این نکته توجه کنیم که اگر چنین زمینه‌هایی وجود نداشته باشند، امتحانی انجام نمی‌گیرد و وقتی امتحانی انجام نگیرد، تکاملی نیز حاصل نمی‌شود؛ در این صورت غرضِ خلقت تحقق نمی‌یابد. اساساً خداوند انسان را آفریده تا او با اختیار و انتخاب خویش مسیرش را تعیین کند و به کمالی که خدای سبحان در بندگی و اطاعت خویش قرار داده، نایل شود. بنابراین این اختلاف‌ها جزو زیبایی‌های جهان خلقت است؛ در اصل هدف آفرینش منظور شده، و وجودش ضرور است. البته اختلاف تکوینی که اختیار افراد در آن اثرگذار نیست از کانون بحث ما خارج است و تنها برای جامعیت بحث آن را طرح کردیم.