رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبه فدکیه)جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: عباس گرایی

مقدمه نگارنده

صدایی همچون بال و پر زدن کبوتران، سکوت خلوت تنهایی‌اش را شکست و ترسی بر دلش نشاند. چه کسی می‌توانست باشد؟ زنان زمینی، ازدواج او با مردی آسمانی را به بهانة فقیر بودنش برنتافته، و یاری‌خواهی او را در این لحظة حساس بی‌پاسخ گذاشته بودند. پس چه کسی به خلوت او راه یافته بود؟ برق اندیشه‌های گوناگون ذهنش را به هر سویی می‌بُرد و چرخش نگاهش به دنبال پناهی می‌گشت که این بار سکوتْ با صدایی آرامش‌بخش شکست: «نترس خدیجه! ما فرستادگان پروردگار، و خواهران تو هستیم!» چهره‌های روحانی و زیبای آن آسمانیان قدری او را آرام کرد. صدای دل‌نشین ادامه داد: «من ساره‌ام و این آسیه، همان که هم‌نشین تو در بهشت خواهد بود، و این مریم مقدس است و آن دیگری کلثوم خواهر موسی(علیه السلام)». چهار بانوی بهشتی در چهار سوی خدیجه نشستند و چیزی نگذشت که فضای خانه غرق در نور شد و هر پرتوی از آن نور، شادی‌کنان به سویی پر کشید. گویی بر یکدیگر سبقت
﴿ صفحه 22 ﴾
می‌گرفتند تا مژدة آمدن بانوی آسمانی را به تک‌تک اهل زمین برسانند. حوریانی از بهشت با جام‌هایی بلورین، مملو از آب حوض کوثر و با حوله‌هایی سپیدتر از شیر و خوش‌بوتر از مشک و عنبر، با آمدن خویش بر شکوه آمدن فاطمه افزودند. وه چه باشکوه است آمدن زهرا، بانوی درخشنده! وای، چه زیباست قدوم فاطمه، جداکننده دوستان خویش از آتش! این صدیقه طاهره، زکیه محدَّثه، راضیة مرضیه، منصورة مبارکه است که لب به سخن گشوده و چه زیبا می‌گوید: «شهادت می‌دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و پدرم، رسول خدا، سرور همة انبیا، و همسرم علی، سرور همة اوصیا، و فرزندانم، سرور همة نوادگان هستند». او آمده با دنیایی از علم، معرفت و پاکی. چرا سخن به توحید نگشاید، درحالی‌که در عالم نور معلم ملائکه بوده است، و با تهلیل او دیگران توحید را آموختند؟(1)
هنوز مادر نمونه و فداکار او در بهت نور فرزندش و شهادت او به توحید، نبوت و امامت مانده بود که چشمان زیبای زهرا(علیها السلام) به چشمان او دوخته شد و با لبخندی شیرین فرمود: «سلام مادر!» فاطمه با سلام خویش جان تازه‌ای به مادر بخشید و سپس رو به چهار بانوی آسمانی کرد و با ذکر نام هریک، به آنان سلام کرد و شور و شعفی در دل آنان به پا ساخت. صدای بانوان بهشتی خدیجه را به خود آورد: «خدیجه! دختر پاک و مبارکت را بگیر که در او و نسل او برکت قرار داده شده است».(2)
آری، این فاطمه(علیها السلام) است، که از عرش آمده تا چند بهار میهمان فرشیان باشد و نوری گردد بر سر راه آنان تا بهشت. او آمده تا یاوری باشد برای پدر بزرگوار خویش در
﴿ صفحه 23 ﴾
امر هدایت خلق، و شبِ قدری باشد برای نزول قرآن‌های ناطق (مَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر؛(3) «کسی که فاطمه را آن‌گونه که حقِ شناخت اوست بشناسد، شب قدر را درک کرده است»).
آن‌گاه که اثبات حقانیت امام خویش را جز با بذل همة هستی خویش امکان‌پذیر ندید، انقلابی فاطمی را رقم زد که تا خورشید و ماه طلوع و غروب می‌کنند، نور آن، هدایتگر هر حقیقت‌جویی است. گوشه‌ای از انقلاب فاطمه(علیها السلام) خطبة مبارک او در مسجدالنبی است که هدفی جز دفاع از حریم ولایت و امامت نمی‌جوید و حقیقتاً چراغی است برای شناخت ماهیت حوادثی که پس از رحلت رسول گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) رخ داد.
این خطبة شریف ازجمله خطبه‌های مشهوری است که علمای شیعه و اهل‌سنت با سندهای پرشمار آن را نقل کرده‌اند. ازجمله منابع مکتوبی که اکنون در دسترس است، می‌توان به این منابع اشاره کرد:
1. بلاغات النساء، اثر احمدبن‌ابی‌طاهربن‌طیفور (280ق)؛
2. دلائل الإمامة، اثر محمدبن‌جریر (طبری آملی صغیر، 310ق)؛(4)
3. الشافی فی الإمامة، اثر علی‌بن‌الحسین موسوی (سید مرتضی، 436ق)؛
4. الإحتجاج، اثر احمدبن‌علی‌بن‌ابی‌طالب (ابومنصور طبرسی، قرن ششم)؛
5. شرح نهج ‌البلاغه، اثر ابن‌ابی‌الحدید (656ق)؛
6. الطرائف، اثر سیدعلی‌بن‌طاووس حسینی حلی (664ق).
﴿ صفحه 24 ﴾
سخنان صدیقة کبری(علیها السلام) را در این خطبه می‌توان در شش محور تشریح کرد: ایشان در بخش اول از سخنان خویش به مسئلة خداشناسی پرداخته، معارفی عمیق حول صفات و افعال الهی بیان می‌فرماید؛ مسئلة نبوت و ویژگی‌ها و اهداف آن، بخش دوم سخنان ایشان را به خود اختصاص می‌دهد؛ بخش سوم بر محور قرآن کریم و بیان معارف اساسی آن می‌گردد؛ در بخش چهارم، بانوی دو عالم(علیها السلام) ضمن معرفی خود و بیان خدمات رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام)، به آسیب‌شناسی جامعة اسلامی پس از رحلت پیامبر اسلام می‌پردازد و نحوة شکل‌گیری انحراف در جامعة اسلامی را تشریح می‌کند؛ در بخش پنجم به مسئلة تصرف فدک اشاره کرده، ادلة باطل مخالفان را برای اقدام به این کار نقد می‌کند؛ و سرانجام در بخش ششم رو به‌سوی انصار، از آنان برای دفاع از حق یاری می‌طلبد و با این بیان، حجت را بر همة آنان تمام می‌کند.
اکنون زانوی ادب در محضر حضرت استاد علامه آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی دامت‌برکاته می‌زنیم، تا با بیان شیوای خویش که ریشه در معرفتی ناب و قلبی پاک دارد، ما را با معارف بیان‌شده در خطبة آن بزرگ‌بانوی عالم(علیها السلام) آشنا سازد. مجموعة پیش ‌رو حاصل سخنرانی‌‌های حضرت استاد در شرح خطبة حضرت زهراست که از ابتدای ماه مبارک رمضان 1431هجری قمری، مصادف با 22 مرداد 1389 هجری شمسی آغاز شد و پس از آن در جلسات هفتگی درس اخلاق ایشان تا 25 خرداد 1390 هجری شمسی ادامه یافت. حضرت استاد، با تسلط بی‌نظیر خویش بر معارف قرآنی، علوم عقلی و علوم اجتماعی، ما را از سویی با اعتقادات ناب فاطمی آشنا می‌کنند، و از سوی دیگر با تحلیل نکات عبرت‌آموز انقلاب فاطمی، در تشخیص وظیفة زمانة خویش یاری می‌رسانند.
﴿ صفحه 25 ﴾
در اینجا شایسته است برای همة عزیزانی که در به ثمر نشستن این اثر کوشیدند الطاف خاصة بانوی دو عالم، حضرت صدیقة طاهره(علیها السلام) را مسئلت کنیم؛ به‌ویژه جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدحسین فاریاب که با دقت‌نظر خویش بر ارزش این اثر افزودند. عاجزانه از محضر بزرگ‌بانوی عالم، زهرای مرضیه(علیها السلام) تقاضامندیم نام همة ما را در زمرة خادمان خود و فرزندان پاک و طاهرش(علیهم السلام) ثبت کند و بدین بهانه ما را مشمول شفاعت خویش قرار دهد.
چه بگوییم بانو که دستمان خالی است و تلاشی که شایستة بارگاه ملکوتی حضرتت باشد در توان ما ضعیفان نیست. پس همان را می‌گوییم که برادران یوسف گفتند:
یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقین ؛(5) ای عزیز، ما و خاندان ما خسارت‌دیده‌ایم، و متاع کمی با خود آورده ایم. پس تو از کرم خویش پیمانه‌مان را کامل کن و بر ما تصدق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش می دهد.
عباس گرائی
اول ربیع‌الأول 1434‌مصادف با24/10/1391
﴿ صفحه 26 ﴾
﴿ صفحه 27 ﴾

مقدمه

بسم ‌الله ‌الرحمن ‌الرحیم. الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی سید الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی ‌القاسم محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین المعصومین. اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن، صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه ‌الساعة وفی کل ساعة، ولیاً وحافظاً وقائداً وناصراً ودلیلاً وعیناً، حتی تسکنه ارضک طوعاً وتمتعه فیها طویلاً.
بیش از 25 سال است که در شب‌های پنجشنبه به امید یافتن لیاقت شفاعت اهل‌بیت(علیهم السلام) در خدمت برادران عزیز روحانی و بعضاً غیرروحانی، آیات نورانی قرآن و کلمات دُرَربار اهل‌بیت(علیهم السلام) را بازگو می‌کنیم و جان خویش را در معرض این انوار طاهر الهی قرار می‌دهیم. در طول این سال‌ها بارها این شوق در دلم جوشش می‌یافت که در این محفل، جان و دل را با کلمات بانوی دو عالم و نور دیدة رسول خاتم(صلى الله علیه وآله) حضرت‌ زهرا(علیها السلام) صفا و جلا دهم و در راه حب حضرتش عرض ارادتی کنم؛ اما خلجان
﴿ صفحه 28 ﴾
این اندیشه که مبادا طرح گلایه‌ها و سوزهای دل صدیقة طاهره(علیها السلام) موجب حساسیت برادران اهل‌سنت و احیاناً عامل اختلاف بیشتر گردد مانع این امر مهم می‌شد. تا اینکه در سال جاری اتفاقی مبارک، برگ جدیدی را در ذهنم ورق زد. خطبة شریف حضرت زهرا(علیها السلام) با تأیید مراجع عظام تقلید حفظهم‌الله به ثبت رسید و با شمارگان بالا چاپ و منتشر شد. این بار با خود اندیشیدم که آیا به‌رغم انتشار این خطبه در سطح عموم، خودداری از شرح و بیان آن گوهر ناب، توجیه معقولی دارد؟ به‌راستی وحدت مطلوب چگونه باید تحقق یابد؟ آیا رواست که انبوهی از حقایقْ مکتوم بماند و چه‌بسا با گذشت زمان، گرد و غبارِ انکار، حجاب آن شود؟ آیا صواب این نیست که مسائل علمی و تحقیقی، به‌‌دور از تعصبات و با انگیزة یافتن نور حقیقت بیان شود؟ مگر نه این است که حقیقت، وفادارترین پاسبان آیین راستین اسلام و اهداف عالی آن است و باید تنها گم‌شدة محافل علمی باشد تا دست‌های نورانی محققان صادق، راه‌بلدِ امینِ گرفتاران دریای شبهات باشند؟
حقیقت این است که یکی از برکات انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، زنده شدن نام حضرت زهرا(علیها السلام) در جامعة ما بود. بنده که بخش عمده‌ای از جوانی‌ام را در دوران پیش از انقلاب گذرانده‌ام، شاهد بوده‌ام که حتی در شهر یزد که یکی از شهرهای مذهبی ایران است، اصلاً ایامی به نام دهة فاطمیه شهرتی نداشت؛ اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عواملی موجب شد که نام حضرت زهرا(علیها السلام) در جامعة ما به‌گونه‌ای ویژه‌ زنده شود، و برکات بسیار عظیمی را برای عالم اسلام به ارمغان آورد. از عواملی که می‌توان برای این امر نام برد بیانات حضرت امام خمینی(رحمه الله) دربارة حضرت زهرا(علیها السلام) بود که نظیر آن را کمتر کسی بیان کرده بود. گرچه این بیانات به مذاق برخی طوایفِ شاذ
﴿ صفحه 29 ﴾
و دور از حقیقتْ خوش نیامد، سخنان امام اثر خود را بر دل‌های تشنة عشق اهل‌بیت(علیهم السلام) گذاشت و نام فاطمه(علیها السلام) را در این عصر و زمان احیا کرد.
به همراه سخنان روشنگرانة امام خمینی(رحمه الله)، جاذبه‌ای معنوی در قلب رزمندگان اسلام نسبت به مادر ائمة اطهار(علیها السلام) جوانه زد که اسباب عادی را یارای توجیه آن نیست. نشانه‌های این جذبه در پیشانی‌بندهایی که بر روی آنها شعار «یا زهرا» نقش بسته بود، در ندای «یا زهرا» که در شب‌های عملیات در فضای جبهه‌ها طنین‌انداز می‌شد، در دست‌های توسلی که به‌سوی مادر سادات دراز می‌شد، و...، به‌روشنی دیده می‌شد. این جوانه آن‌گاه رشد معجزه‌آسا به خود گرفت که برخی از مراجع عظام قم در اقدامی عاشقانه، با پای برهنه مظلومیت پارة تن رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را فریاد و با اقامة مراسم عزاداری، شوری در دل‌ها بر پا کردند. سرانجام خطبة حضرت به‌منزلة سندی تاریخی برای جویندگان حقیقت ثبت شد و مراجع عظام تقلید به‌گونة بی‌سابقه‌ای آن ‌را تأیید و امضا کردند و شاید همین امر دوستان را بر آن داشت که به بنده پیشنهاد شرح این خطبة شریف را دهند. به‌‌هرحال انگیزه‌های فراوانی برای توسل به کلمات حضرت زهرا(علیها السلام) وجود دارد و امید ما این است که بهانه‌ای برای بهره‌مندی از شفاعت وجود مبارک آن حضرت کسب کنیم.
محمدتقی مصباح یزدی
رمضان‌المبارک 1431هـ.ق
22/5/1389هـ.ش
﴿ صفحه 30 ﴾
﴿ صفحه 31 ﴾

پیشگفتار

پیش از ورود به خطبة شریف بانوی دو عالم(علیها السلام)، دو مسئلة اساسی را برمی‌رسیم. نخست اینکه به نظر می‌رسد اگر در آغاز، اصل مسئلة‌ «وحدت امت اسلامی» بررسی، و مقصود از آن روشن شود، دل نورانی صدیقة طاهره(علیها السلام) شادتر خواهد بود؛ چراکه امروزه می‌بینیم امت اسلامی بیش‌ازپیش به این امر مهم نیازمند است و عدم تبیین جامع این مسئله ضربات فراوانی بر پیکر امت اسلامی وارد ساخته است. نیم‌نگاهی به وضعیت کنونی امت اسلامی و پیروان رسول خاتم(صلى الله علیه وآله) ضرورت توجه به این مسئلة مهم را بر هر مسلمانی روشن می‌سازد. عاشقان و ارادتمندان محمد مصطفی(صلى الله علیه وآله) را چه شده که امروز به‌رغم بهره‌مندی از آموزه‌های غنی، نجات‌بخش و سعادت‌آفرین اسلام ازیک‌طرف، و در دست‌ داشتن مناطق راهبردی و نعمت‌های فراوان مادی از طرفی دیگر، از سوی مستکبران عالم به استضعاف کشیده شده‌اند؟ چرا با وجود دستور صریح قرآن بر اعتصام به حبل الهی و پرهیز از تفرقه، امروز شاهد برادرکشی در میان امت اسلامی هستیم؟ آیا نمی‌بینیم که امروز چگونه دشمنان کینه‌توز دین خدا بیش از هر زمان دیگر کمر به
﴿ صفحه 32 ﴾
نابودی تعالیم انبیای الهی، به‌ویژه دین مبین اسلام بسته‌اند؟ امروز بر همة مسلمانان به‌ویژه عالمان و اندیشمندان مسلمان است که تلاش خویش را بر تحقق وحدت و از بین بردن تفرقه و تشتت در میان امت رسول گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) متمرکز سازند تا در سایة اتحاد و برادری، زمینة بهره‌مندی از آموزه‌های حیات‌بخش اسلام برای همگان فراهم آید، و آثار پربرکت آن را در دنیا و آخرت خویش شاهد باشیم. برای دستیابی به این امر مهم ابتدا باید با طرح مباحث نظری، راهکارهای تحقق این امر را تبیین کنیم، و سپس برای تحقق عملی آن بکوشیم.
اما مسئلة دوم که بِدان می‌پردازیم، فلسفة ایراد خطبة شریف حضرت زهرای مرضیه(علیها السلام) است که پس از بررسی مسئلة وحدت امت اسلامی خواهد آمد.