منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

شهادت عبداللَّه بن مسلم بن عقیل (رضى الله عنه)

محمّد بن ابوطالب فرموده: اوّل كسى كه از اهل بیت امام حسین (علیه السلام) به مبارزت بیرون شد، عبداللَّه بن مسلم بود و رجز مى خواند و مى فرمود:
اَلْیَوْمَ اَلْقى مُسْلِماً وَ هُوَأَبی ----- وَفِتْیَةً بادُواعلى دینِ النَّبِىِّ
لَیْسُوا بِقَوْمٍ عُرِفُوا باِلْكَذِبِ ----- لكِنْ خِیارٌ وَ كِرامُ النَّسَبِ
مِنْ هاشِمِ السّاداتِ اَهْلِ النَّسَبِ
پس كارزار كرد و نود وهشت نفر را در سه حمله به درك فرستاد، پس عمروبن صبیح او را شهید كرد.(رضى الله عنه) (1180)
ابوالفَرَج گفته كه مادرش رقیّه دختر امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیه السلام) بوده، و شیخ مفید و طبرى روایت كرده اند كه عَمروبن صبیح تیرى به جانب عبداللَّه انداخت و عبداللَّه دست خود را سپر پیشانى خود كرد آن تیر آمد و كف او را بر پیشانى او بدوخت، عبداللَّه نتوانست دست خود را حركت دهد پس ملعونى دیگر نیزه بر قلب مباركش زد و او را شهید كرد. (1181)
ابن اثیر گفته كه فرستاد مختار جمعى را براى گرفتن زید بن رُقاد، و این زید مى گفت كه من جوانى از اهل بیت امام حسین (علیه السلام) را كه نامش عبداللَّه بن مسلم بود تیرى زدم در حالى كه دستش بر پیشانیش بود و وقتى او را تیر زدم شنیدم كه گفت: خدایا! این جماعت ما را قلیل و ذلیل شمردند، خدایا بكش ایشان را همچنان كه كشتند ایشان ما را ؛ پس تیر دیگرى به او زده شد پس من رفتم نزد او دیدم او را كه مرده است تیر خود را بر دل او زده بودم از دل او بیرون كشیدم و خواستم آن تیر را كه بر پیشانیش جاى كرده بود بیرون آورم، بیرون نمى آمد.وَ لَمْ اَزَلْ اَتَضَنَّضُ الآخَرَ عَنْ جَبْهتِهِ حَتّى اَخَذْتُهُ وَ بَقِىَ النَّصْل پس پیوسته او را حركت دادم تا بیرون آوردم چون نگاه كردم دیدم پیكان تیر در پیشانیش مانده و تیر از میان پیكان بیرون آمده.
بالجمله ؛ اصحاب مختار به جهت گرفتن او آمدند زیدبن رقاد باشمشیر به سوى ایشان بیرون آمد، ابن كامل كه رئیس لشكر مختار بود لشكر را گفت كه او را نیزه و شمشیر نزنید بلكه او را تیر باران و سنگ باران نمائید، پس چندان تیر و سنگ بر او زدند كه بر زمین افتاد پس بدن نحسش را آتش زدند در حالى كه زنده بود و نمرده بود.(1182)
و بعضى از مورّخین گفته اند كه بعد از شهادت عبداللّه بن مسلم آل ابوطالب جملگى به لشكر حمله آوردند، جناب سیّد الشهداء (علیه السلام) كه چنین دید ایشان را صیحه زد و فرمود:
صَبْراً عَلَى المْوتِ یابَنى عمومتى.
هنوز از میدان بر نگشته بود كه از بین ایشان محمّدبن مسلم به زمین افتاد و كشته شد. رضوان اللَّه علیه، و قاتل او ابومرهم اَزْدىّ و لقیط بن ایاس جهنى بود.(1183)

شهادت محمّد بن عبداللَّه بن جعفر (رضى الله عنه)

محمّدبن عبداللَّه بن جعفر«رضى اللَّه عنهم» به مبارزت بیرون شد و این رجز خواند:
اَشْكُو اِلَى اللَّهِ مِنَ الْعُدْوانِ ----- فِعالَ قَوْمٍ فی الرَّدى عُمیانٍ
قَدْ بَدَّلُوا مَعالِمَ الْقُرْآنِ ----- وَ مُحْكَمَ التَّنْزیل وَ التّبْیانِ
وَ اَظْهَرُوا الْكُفْرِ مَعَ الّطغْیانِ (1184)
پس ده نفر را به خاك هلاك افكند، پس عامربن نَهْشَل تمیمى او را شهید كرد. ابوالفرج گفته كه مادرش خَوْصا بنت حفصه از بكربن وائل است، و سلیمان بن قِتّه اشاره به شهادت او كرده در مرثیه خود كه گفته:
وَسَمِىُّ النَّبِىِّ غُودِرَ فیهِمْ ----- قَدْ عَلَوْهُ بِصارِمٍ مَصْقُول
فَاِذا ما بَكیتُ عَیْنى فَجودى ----- بِدُموُعٍ تَسیلُ كُلَّ مَسیْلٍ (1185)

شهادت عون بن عبداللَّه بن جعفر (رضى الله عنه)

قالَ الَّطَبَرى: فَاعْتَوَرَهُمُ النّاسُ مِنْ كُلِّ جانِبٍ فَحَمَلَ عَبْدُاللَّهِ بْنِ قُطْنَةِ الطّایىّ ثُمَّ النَّبْهانىّ عَلى عَوْنِ بْنِ عبداللَّه بن جَعْفَرِ بْنِ اَبى طالِبٍ«رضى اللَّه عنهم»(1186)
و در «مناقب» است كه عون به مبارزت بیرون شد و آغاز جدال كرد و این رجز خواند:
اِنْ تُنْكِرونى فَاَنَا ابْنُ جَعْفَرٍ ----- شَهیدِ صِدْقٍ فىِ اْلجِنانِ اَزهَرٍ
یَطیُر فیها بِجَناحٍ اَخْضَرٍ ----- كَفى بِهَذا شَرَفاً فی الْمحشَرِ
پس قتال كرد و سه تن سوار و هیجده تن از پیادگان از مركب حیات پیاده كرد، آخر الأمر به دست عبداللَّه بن قُطْنَه شهید گردید. (1187)
ابوالفرج گفته كه مادرش زینب عقیله دختر امیرالمؤمنین(علیه السلام) بنت فاطمه بنت رسول اللَّه(صلى الله علیه و آله) مى باشد، و سلیمان بن قتَّه به او اشاره كرده در قول خود:
وَ انْدُبى إنْ بَكَیْتِ عَوْناً اَخاهُ ----- لَیْسَ فیما یَنوُبُهُمْ بخَذُولٍ
فَلَعَمْرى لَقَدْ اُصیبَ ذَوُو الْقُرْ ----- بى فَبَكى عَلَى الْمُصابِ الطَّویِل (1188)
(و فى الزّیارة الّتى زارَبِهَا اْلمُرْتَضى عَلَم اْلهُدى (رضى الله عنه) )
السَّلامُ عَلَیْكَ یاعَوْنَ عَبْدِاللَّهِ بْنَ جَعْفَرِ بْنِ اَبى طالب، السّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ النّاشى فى حِجْرِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله علیه و آله) و الْمُقْتَدی بِاَخْلاقِ رَسُولِ اللَّهِ وَ الذآبِّ عَنْ حَریمِ رَسُولِ اللَّهِ صَبِیّاً وَالذّآئدِ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّه(صلى الله علیه و آله) مُباشِراً للِحُتوُفِ مُجاهِداً بالسُّیُوفِ قَبْلَ اَنْ یَقْوِىَ جِسْمُهُ وَ یَشْتَدَّ عَظْمُهَ یَبْلُغَ اَشُدَّهُ(اِلى اَنْ قالَ) فَتَقَرَّبْتَ وَ المنایا دانِیَهٌ وَ زَحَفْتَ وَ النَّفسُ مُطمْئِنَّةٌ طَیِّبَةٌ تَلْقى بِوْجْهِكَ بَوادِرَ السِّهامِ وَ تُباشْرُ بمُهْجَتِكَ حَدَّ اْلحِسامِ حَتَّى وَفَدْتَ اِلَى اللَّهِ تَعالى بِاحْسَنِ عَمَلِ الخ.(1189)