منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد اول )

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) تحقیق: صادق حسن زاده‏

مقصد اوّل در بیان ولادت حُسین بْن عَلى (علیهماالسلام) و برخى از فضائل آن حضرت

فصل اول :در ولادت با سعادت حضرت سیّد الشّهداء(علیه السلام)

مشهور آن است كه ولادت آن حضرت در مدینه در سوم ماه شعبان بوده، وشیخ طوسى (رضى الله عنه) روایت كرده كه بیرون آمد توقیع شریف به سوى قاسم بن عَلاءِ همدانى وكیل امام حسن عسكرى (علیه السلام) كه مولاى ما حضرت حسین (علیه السلام) در روز پنجشنبه سوّم ماه شعبان متولّد شده، پس آن روز را روزه دار و این دعا را بخوان:«اَللّهَمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِ الْمَوْلوُدِ فى هذَا الْیَوْم (956)...» و ابن شهر آشوب(رضى الله عنه) ذكر كرده كه ولادت آن حضرت بعد از ده ماه و بیست روز از ولادت برادرش امام حسن (علیه السلام) بوده و آن روز سه شنبه یا پنجشنبه پنجم ماه شعبان سال چهارم از هجرت بوده، و فرموده روایت شده كه ما بین آن حضرت و برادرش فاصله نبوده،مگر به قدر مدّت حمل و مدّت حمل،شش ماه بوده است (957). و سیّد بن طاوس و شیخ ابن نما و شیخ مفید در«ارشاد»نیز ولادت آن حضرت را در پنجم شعبان ذكر فرموده اند،(958)و شیخ مفید در«مقنعه» و شیخ در «تهذیب» و شهید در «دروس»،آخر ماه ربیع الاوّل ذكر فرموده اند،(959) و به این قول درست مى شود روایت «كافى» ازحضرت صادق(علیه السلام) كه ما بین حسن و حُسین (علیهماالسلام) طُهرى فاصله شده و ما بین میلاد آن دو بزرگوار شش ماه و ده روز واقع شده (960)واللَّه العالِم. و بالجمله؛ اختلاف بسیار در باب روز ولادت آن حضرت است

امّا كیفیت ولادت آن جناب

شیخ طوسى(رضى الله عنه) و دیگران به سند معتبر از حضرت امام رضا (علیه السلام) نقل كرده اند كه چون حضرت امام حسین(علیه السلام) متولد شد، حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) اَسْماء بنت عُمَیْس را فرمود كه بیاور فرزند مرا اى اَسْماء، اَسْماء گفت: آن حضرت را در جامه سفیدى پیچیده به خدمت حضرت رسالت (صلى الله علیه و آله) بردم، حضرت او را گرفت و در دامن گذاشت و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت، پس جبرئیل نازل شد و گفت: حق تعالى ترا سلام مى رساند ومى فرماید كه چون على (علیه السلام) نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسى (علیه السلام) پس او را به اسم پسر كوچك هارون نام كن كه شبیر است و چون لغت تو عربى است او را حسین نام كن. پس حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) او را بوسید وگریست و فرمود كه ترا مصیبتى عظیم در پیش است خداوندا! لعنت كن كشنده او را پس فرمود كه اَسْماء،این خبر را به فاطمه مگو. چون روز هفتم شد حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) فرمود كه بیاور فرزند مرا، چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفند سیاه وسفیدى از براى او عقیقه كرد یك رانش را به قابله داد و سرش را تراشید و به وزن موى سرش نقره تصدّق كرد و خلوق بر سرش مالید، پس او رابر دامن خود گذاشت و فرمود:اى ابا عبداللّه! چه بسیار گران است بر من كشته شدن تو، پس بسیار گریست. اَسماء گفت: پدر و مادرم فداى تو باد این چه خبر است كه در روز اوّل ولادت گفتى و امروز نیز مى فرمائى و گریه مى كنى؟! حضرت فرمود: كه مى گریم بر این فرزند دلبند خود كه گروهى كافر ستمكار از بنى امیّه او را خواهند كشت، خدا نرساند به ایشان شفاعت مرا، خواهد كشت او را مردى كه رخنه در دین من خواهد كرد و به خداوند عظیم كافر خواهد شد، پس گفت: خداوندا! سئوال مى كنم از تو در حقّ این دو فرزندم آنچه راكه سئوال كرد ابراهیم در حقّ ذُریّت خود، خداوندا! تو دوست دار ایشان را و دوست دار هر كه دوست مى دارد ایشان را و لعنت كن هر كه ایشان را دشمن دارد لعنتى چندان كه آسمان و زمین پر شود.(961)
شیخ صدوق و ابن قولویه و دیگران از حضرت صادق (علیه السلام) روایت كرده اند كه چون حضرت امام حسین (علیه السلام) متولّد شد حقّ تعالى جبرئیل را امر فرمود كه نازل شود با هزار ملك براى آنكه تهنیت گوید حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) را از جانب خداوند و از جانب خود، چون جبرئیل نازل مى شد گذشت در جزیره اى از جزیره هاى دریا، به ملكى كه او را «فطرس» مى گفتند و از حاملان عرش الهى بود.وقتى حق تعالى او را امرى فرموده بود و او كندى كرده بود پس حقّ تعالى بالش را در هم شكسته بود و او را در آن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال در آنجا عبادت حق تعالى كرد تا روزى كه حضرت امام حسین (علیه السلام) متولّد شد.
و به روایتى دیگر حقّ تعالى او را مخیّر گردانید میان عذاب دنیا و آخرت، او عذاب دنیا را اختیار كرد پس حقّ تعالى او را معلّق گردانید به مژگانهاى هر دو چشم در آن جزیره و هیچ حیوانى در آنجا عبور نمى كرد و پیوسته از زیر او دود بد بوئى بلند مى شد چون دید كه جبرئیل با ملائكه فرود مى آیند از جبرئیل پرسید كه اراده كجا دارید؟ گفت: چون حقّ تعالى نعمتى به محمّد (صلى الله علیه و آله) كرامت فرموده است، مرا فرستاده است كه او را مبارك باد بگویم، ملك محمّد (صلى الله علیه و آله) كرامت فرموده است، مرا فرستاده است كه او را مبارك باد بگویم، ملك گفت: اى جبرئیل! مرا نیز با خود ببر شاید كه آن حضرت براى من دعا كند تا حقّ تعالى از من بگذرد. پس جبرئیل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت (صلى الله علیه و آله) رسید تهنیت و تحّیت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانید. حضرت فرمود كه به او بگو كه خود را به این مولود مبارك بمالد و به مكان خود بر گردد. فطرس خویشتن را به امام حسین(علیه السلام) مالید،بال برآورد و این كلمات را گفت و بالا رفت عرض كرد: یا رسول اللَّه! همانا زود باشد كه این مولود را امّت تو شهید كنند و او را بر من به این نعمتى كه از او به من رسید مكافاتى است كه هر كه او را زیارت كند من زیارت او را به حضرت حسین (علیه السلام) برسانم، و هر كه بر او سلام كند من سلام او را برسانم، و هر كه بر او صلوات بفرستد من صلوات او را به او مى رسانم.(962)
و موافق روایت دیگر چون فطرس به آسمان بالا رفت مى گفت كیست مثل من حال آنكه من آزاد كرده حسین بن علىّ و فاطمه و محمّدم(علیهم السلام) .(963)
ابن شهر آشوب روایت كرده كه هنگام ولادت امام حسین (علیه السلام)فاطمه (علیها السلام) مریضه شد و شیر در پستان مباركش خشك گردید رسول خدا (صلى الله علیه و آله) مُرضِعى طلب كرد یافت نشد پس خود آن حضرت تشریف آورد به حجره فاطمه (علیها السلام) و انگشت ابهام خویش را در دهان حسین مى گذاشت و او مى مكید. بعضى گفته اند كه زبان مبارك را در دهان حسین (علیه السلام) مى گذاشت و او را زقه مى داد چنانچه مرغ جوجه خود را زقه مى دهد تا چهل شبانه روز رزق حسین (علیه السلام) را حقّ تعالى از زبان پیغمبر(صلى الله علیه و آله) گردانیده بود، پس روئید گوشت حسین (علیه السلام) از گوشت پیغمر (صلى الله علیه و آله) ، و روایات به این مضمون بسیار است.(964)
و در «علل الشّرایع» روایت شده كه حال امام حسین (علیه السلام) در شیر خوردن بدین منوال بود تا آنكه روئید گوشت او ازگوشت پیغمبر (صلى الله علیه و آله) و شیر نیاشامید از فاطمه(علیها السلام) و نه از غیر فاطمه .(965)
و شیخ كلینى در «كافى»از حضرت صادق (علیه السلام) روایت كرده كه حسین (علیه السلام) از فاطمه (علیها السلام) واز زنى دیگر شیر نیاشامید او را به خدمت پیغمبر (صلى الله علیه و آله) مى بردند حضرت ابهام مبارك را در دهان او مى گذاشت و او مى مكید واین مكیدن اورا، دو روز سه روز كافى بود.پس گوشت و خون حسین (علیه السلام) ازگوشت و خون حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) پیدا شد و هیچ فرزندى جز عیسى بن مریم و حسین بن على(علیه السلام) شش ماهه از مادر متولّد نشد كه بماند ،(966) و در بعضى روایات به جاى عیسى، یحیى نام برده شده. عَرَبیّه: «قائل سیّد بحر العلوم است»
لِلّهِ مُرْتَضِعٌ لَمْ یَرْتَضِعْ اَبَداً ----- مِنْ ثَدْىِ اُنْثى وَ من طه مَراضِعُهُ